*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی > افق خانواده > ضرب‌المثل 


حدیث هفته شماره 289
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله: فرزندان خود را بر سه خصلت تربیت کنید: دوست داشتن پیامبرتان...
 ١٥:٤٢ - 1397/09/28 - نظرات : ٠متن کامل >>
رازمثل‌ها
فکر نان کن که خربزه آب است
در روزگاران قدیم دو دوست بودند که کارشان خشت‌مالی بود. از صبح تا شب برای دیگران خشت درست می‌کردند و اجرت بخور و نمیری می‌گرفتند. آن‌ها هر روز مقدار زیادی خاک را با آب مخلوط می‌کردند تا گل درست کنند، بعد به کمک قالبی چوبی، از گل آماده شده خشت می‌زدند. یک روز ظهر که هر دو خیلی خسته و گرسنه بودند، یکی از آن‌ها گفت: «هرچه کار می‌کنیم، باز هم به‌جایی نمی‌رسیم. حتی آن‌قدر پول نداریم که غذایی بخریم و بخوریم. پول‌مان فقط به خریدن نان می‌رسد. بهتر است تو بروی کمی نان بخری و بیاوری و من هم کمی بیشتر کار کنم تا چند تا خشت بیشتر بزنم.»...
 ١٣:٥٩ - 1397/09/28 - نظرات : ٠متن کامل >>
حدیث هفته شماره 288
امام حسین علیه السلام: بپرهیز از این‌که برکسى که جز خداوند...
 ١٢:٣٤ - 1397/09/28 - نظرات : ٠متن کامل >>
راز مثل ها
نرود میخ آهنین در سنگ
روزی روزگاری، كاروانی به قصد تجارت از ایران عازم یونان شد. در آن دوره هر كاروانی كه به قصد تجارت عازم سرزمینی می‌شد مسافرانش چند شتر و اسب كرایه می‌كردند و كالایی كه قصد فروش آن را داشتند بر حیوانات می‌بستند و عازم سفر می‌شدند. در بعضی از مسیرهای كوهستانی نیز گاهی عده‌ای دزد و راهزن بودند كه به این كاروان‌ها حمله می‌كردند. اموال‌شان را می‌دزدیدند و اگر مقاومت می‌كردند حتی صاحبین كالا را هم می‌كشتند...
 ١٢:٠٧ - 1397/09/28 - نظرات : ٠متن کامل >>
حدیث هفته شماره 287
امام صادق علیه السلام: نَفَس کسی که به خاطر مظلومیت ما اندوهگین شود...
 ١٠:٣٨ - 1397/09/28 - نظرات : ٠متن کامل >>
رازمثل‌ها
با شیطان ارزن کاشته
روزی روزگاری شیطان از دره‌ خوش آب و هوایی که روستایی در آن قرار داشت می‌گذشت. مردم آن روستا به‌دلیل داشتن آب کافی و زمین حاصل‌خیز کشاورزی پررونقی داشتند، به‌جهت کشاورزی خوب، پربرکت و نعمت فراوان با یکدیگر بسیار خوب و صمیمی رفتار می‌کردند. زمانی که شیطان وارد این روستا شد و رفتار خوب مردم را دید خواست تا در کنار آن‌ها بماند و مشغول کشاورزی شود...
 ١٠:١٧ - 1397/09/28 - نظرات : ٠متن کامل >>
حدیث هفته شماره 286
پيامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم: بهترينِ شما آن كسى است كه براى خانواده‌اش بهتر باشد...
 ١٥:٠١ - 1397/09/27 - نظرات : ٠متن کامل >>
حدیث هفته شماره 285
امام صادق علیه السلام: به خدا قسم اگر مردم فضیلت روز غدیر را می‌شناختند...
 ١٤:١٧ - 1397/09/27 - نظرات : ٠متن کامل >>
رازمثل‌ها
ستون پنجم دشمن
در ضرب‌المثل «ستون پنجم دشمن» که البته امروز یک اصطلاح رایج در ادبیات سیاسی محسوب می‌شود، «ستون پنجم» به معنای جاسوس است. البته شاید بتوان در تعبیر درست‌تر گفت اگرچه جاسوس در معنای اصلی خود کسی است که مصلحت کشور را ولو به قیمت جان خود از نظر دور می‌دارد و از روی خودآگاهی به سود دشمن کاری می‌کند؛ اما در این مثل اشارت به افرادی است که دانسته و ندانسته و گاه از روی جهل کاری می‌کنند که به ضرر گروه خودی است و به قولی گل به خودی محسوب می‌شود و ضرر بزرگی را بر روند کار گروهی وارد می‌کند...
 ١٣:٥١ - 1397/09/27 - نظرات : ٠متن کامل >>
حدیث هفته شماره 284
امام علی علیه السلام: اندكى ادب، بهتر از...
 ١٢:٤٥ - 1397/09/27 - نظرات : ٠متن کامل >>
رازمثل‌ها
چُپق کسی را چاق کردن
در زمان گذشته فرد محکوم به اعدام قبل‌از اجرای حکم با غذا، نوشیدنی و قلیان یا چپق پذیرایی می‌شد. چون چپق یا قلیان در مرحله آخر و قبل‌از اجرای حکم بود وقتی چپق کسی چاق یا آماده می‌شد؛ یعنی به‌زودی کارش تمام است. القصه! فرد محکوم وقتی غذایش را تمام می‌کرد، یکی از فراشان چُپقی را برایش روشن کرده و اصطلاحاً چاق، آماده...
 ١٢:١٥ - 1397/09/27 - نظرات : ٠متن کامل >>
حدیث هفته شماره 283
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم: فرزندان خود را بر سه خصلت، تربيت كنيد دوست داشتن پيامبرتان...
 ١١:٣٥ - 1397/09/27 - نظرات : ٠متن کامل >>
رازمثل‌ها
از ترس گدایی، یک عمر گدایی
سال‌ها پیش در میان حیوانات جنگل از جمله پرندگان، خزندگان، چرندگان و... پرنده‌ای بود که شکل زندگی‌اش کاملاً استثنایی بود. این پرنده برخلاف تمامی پرندگان دیگر برای تأمین غذای روزانه‌اش به جای غذا، کافی بود تا مقداری آب بنوشد و با خوردن آب گرسنگی و تشنگی این پرنده کاملاً برطرف می‌شد. این امتیاز باعث شده بود این پرنده خیلی راحت به هر کجا که آب هست پرواز کند و نیازهای خود را برآورده کند و خیلی راحت بتواند به زندگی خود ادامه دهد...
 ١١:١١ - 1397/09/27 - نظرات : ٠متن کامل >>
راز مثل ها
زبان خوش، مار را از سوراخ بیرون می‌آورد
ما با همه آدم‌ها باید دوستانه و محترمانه حرف بزنیم. وقتی به نانوایی می‌رویم، خوب است به نانوا بگوییم: «آقای نانوا لطفاً دو تا نان به من بدهید .» وقتی می‌خواهیم سؤالی از معلم خود بپرسیم، خوب است بگوییم: «آقای معلم اجازه می‌دهید من یک سؤال از شما بپرسم ؟» اگر خواستیم از مادرمان بپرسیم که برای ناهار چه غذایی آماده کرده...
 ٠٩:٣٠ - 1397/04/11 - نظرات : ٠متن کامل >>
مهارت خوب حرف زدن
در راه موفقیت و بهتر شدن شرایط کار، نحوه صحبت کردن اهمیت زیادی دارد. شاید شما ایده‌ها و راهکارهای بسیار خوبی در ذهن داشته باشید اما اگر نتوانید بخوبی آنها را بیان کنید، موفق نخواهید شد.اگر نحوه حرف زدن و تعامل کلامی شما با همکاران و مدیران مناسب نباشد، حتی دلسوزی‌های شما برای رفع مشکلات مجموعه‌ای که در آن کار می‌کنید به چشم نمی‌آید. این اشتباهات را در حرف زدن‌ها و تعامل‌هایتان مرتکب نشوید...
 ١٣:٢١ - 1397/02/09 - نظرات : ٠متن کامل >>
راه سعادت
شُکر نعمت
پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد مصطفی‌ صلی الله علیه و آله و سلم: • خداوند از بنده‌اى که پس‌از خوردن لقمه‌‎اى غذا و یا آشامیدن جرعه‌اى او را سپاس مى‌گوید، خشنود مى‌گرد...
 ١٣:١٥ - 1397/02/09 - نظرات : ٠متن کامل >>
چسب زخم
مرا می‌شناسی (طرحی نو برای آموزش احکام به نوجوانان)
چسب زخم
سلام! سلام! من چسب زخم هستم! دوست شما البته یک دوستِ عجیب و غریب! تو را دوست دارم؛ اما هیچ وقت دلم نمی‌خواهد با تو باشم! دوست دارم همیشه در خانه‌‍‌ی کاغذی‌ام دراز بکشم و هیچ وقت بیرون نیایم! چون وقتی که دست یا پا یا جاهای دیگر بدنت زخمی می‌شود از من استفاده می‌کنی و من هیچ وقت دوست ندارم دست و پای زخمی تو را ببینم! ولی خُب حادثه خبر نمی‌کند! داری سیب پوست می‌کَنی و کارتون تماشا می‌کُنی. یک دفعه به جای سیب، انگشتت را .... وای چه بد...
 ١٢:٣٣ - 1397/02/09 - نظرات : ٠متن کامل >>
راز مثل ها
پا را به اندازه گليم خود دراز كن
در انجام کارها باید حد و مرز خود را شناخت و به اندازه‌ی شأن و توان خود پیش رفت . روزی شاه عباس از راهی می‌گذشت. درویشی را دید که روی گلیم خود خوابیده است و چنان خود را جمع کرده که به اندازه گلیم خود درآمده. شاه دستور داد یک مشت سکه به درویش دادند...
 ١٢:٠٩ - 1396/12/16 - نظرات : ٠متن کامل >>
ماست مالی کردن
راز ضرب المثل ها
ماست مالی کردن
قضیه ماستمالی کردن از حوادثی است که در عصر پهلوی اتفاق افتاد. هنگام عروسی محمدرضا شاه پهلوی و فوزیه چون مقرر بود میهمانان مصری و همراهان عروس به وسیله‌‌ی راه آهن جنوب تهران وارد شوند از طرف دربار و شهربانی دستور اکید صادر شده بود که دیوارهای تمام دهات طول راه و خانه‌های دهقانی مجاور خط آهن را سفید کنند. در یکی از دهات چون گچ در دسترس نبود، بخشدار دستور می‌دهد که با کشک و ماست که در آن ده فراوان بود، دیوارها را موقتاً سفید نمایند و به این منظور متجاوز از یکهزار و دویست ریال از کدخدای ده گرفتند و با خرید مقدار زیادی ماست کلیه دیوارها را ماستمالی کردند.»...
 ١٤:٤٢ - 1396/11/24 - نظرات : ٠متن کامل >>
   لنگه کفش هم در بیابان غنیمت است
راز ضرب المثل ها
لنگه کفش هم در بیابان غنیمت است
روزی تاجری با بار فراوان سوار بر شتر سفر می‌کرد. در طول راه با کاروان دزدان برخورد کرد و آنها نه تنها تمام دارایی و حتی لباس‌های او را گرفتند، بلکه او را کتک مفصلی هم زدند...
 ٠٩:٥٣ - 1396/11/14 - نظرات : ٠متن کامل >>
استخوان لای زخم گذاشتن
راز ضرب المثل ها
استخوان لای زخم گذاشتن
قصابی بود که هنگام کار با ساتور دستش را بریده بود و خون زیادی از زخمش می‌چکید. همسایه‌ها جمع شدند و او را نزد حکیم‌باشی که دکتر شهرشان بود بردند. حکیم بعد از ضد عفونی زخم می‌خواست آن را ببندد که متوجه شد لای زخم قصاب استخوان کوچکی مانده است. می‌خواست آن را بیرون بکشد؛ اما پشیمان شد و با همان حالت زخم دست قصاب را بست و به او گفت: زخمت خیلی عمیق است و باید یک روز در میان نزد من بیایی تا زخمت را پانسمان کنم...
 ١٠:١٦ - 1396/11/04 - نظرات : ٠متن کامل >>
راز ضرب المثل ها
از پشت خنجـــــر زد
پناه بر خدا از منافقان روزگار که در لباس دوستی جلوه می‌کنند؛ ولی چون وثوق و اعتماد طرف مقابل را جلب کردند در فرصت مناسب از «پشت خنجر می‌زنند» و دشنه را تا دسته در قلب دوست فریب خورده فرو می‌کنند. افراد منافق به سابقه تاریخ و شوخ چشمی‌های روزگار هرگز روی خوش ندیدند و اگر احیاناً چند صباحی از باده غرور و خیانت سرمست بودند، آن سرمستی دیری نپایید و آن شهد موقت به شرنگ جانکاه و جانگداز مبدل گردید...
 ١٠:٤٤ - 1396/10/23 - نظرات : ٠متن کامل >>
یک كلاغ، چهل كلاغ
راز مثل ها
یک كلاغ، چهل كلاغ
ننه کلاغه صاحب یک جوجه شده بود. روزها گذشت و جوجه کلاغ کمی بزرگتر شد. یک روز که ننه کلاغه برای آوردن غذا بیرون می‌رفت به جوجه‌اش گفت: عزیزم تو هنوز پرواز کردن بلد نیستی، نکنه وقتی من خونه نیستم از لانه بیرون بپری...
 ١٢:٢٢ - 1396/10/05 - نظرات : ٠متن کامل >>
از کوره در رفتن
راز مثل ها
از کوره در رفتن
کاربرد: درباره‌ی کسانی‌که به طور غیرطبیعی و سریع خشمگین شده و با حالتی غیرعادی رفتار می‌کنند. وقتی کوره‌های آهنگری برای جدا کردن آهن از سنگ آهن و یا گداختن آهن، روشن می‌شود، لازم است که درجه‌ی حرارت، کم کم بالا برود، تا آهن سرد به تدریج گرم و گداخته و مذاب شود، زیرا آهنی که ناگهان در حرارت شدید قرار بگیرد، سخت گداخته شده و سپس با صداهای مهیبی منفجر و به بیرون کوره پرتاب می‌شود، یعنی "از کوره در می‌رود "...
 ٠٩:٣٠ - 1396/10/03 - نظرات : ٠متن کامل >>
راز مثل ها
کار از محکم کاری عیب نمی‌کند
روزی روزگاری، دهقانی، در باغچه‌ی گوشه‌ی حیاط خانه‌اش چند ساقه مو را قلمه زد. دهقان چند هفته‌ای از آنها مراقبت کرد تا جوانه زدند و تبدیل به نهال درخت انگور شدند. دهقان که خیلی خوشحال بود و توانسته بود نتیجه‌ی زحمتش را ببیند، ذوق‌زده شده بوده و از نهال‌ها به شدت مراقبت می‌کرد....
 ١٠:٢٦ - 1396/09/22 - نظرات : ٠متن کامل >>
راز ضرب‌المثل‌ها
راز ضرب‌المثل‌ها
با توکل زانوی اشتر ببند
لغت عربی توکل از لحاظ ریشه لغوی به معنی تکیه و اعتماد بر خدا و اعتراف به عجز خود کردن است. ولی مصراع بالا به افرادی که جمود فکری دارند پاسخ آموزنده می‌دهد و به کسانی که قدرت خلاقه افراد و جماعت بشری را به هیچ می‌نگرند درس زندگی می‌آموزد که: نه کار بی توکل مصلحت است و نه توکل و تسلیمی که تلاش و سوق به تعالی و کمال در آن نباشد. توکل و تسلیم باید توأم با سعی و فعالیت باشد، تا میوه‌ی شیرین را به بار دهد باید کار کرد و از فیضان رحمت و مکرمت خدای مهربان نیز غافل نبود. ...
 ٠٩:١٧ - 1396/09/16 - نظرات : ٠متن کامل >>
راز ضرب المثل ها
علـاج واقعه قبل از وقوع باید کرد
در زمان‌های‌ دور، کشتی‌ بزرگی‌ دچار توفان‌ شد و باعث‌ شد که‌ کشتی‌ غرق‌ شود. مسافران‌ کشتی‌ توی‌ آب‌ افتادند. در میان‌ مسافران، مردی‌ توانست‌ خودش‌ را به‌ تخته‌پاره‌ای‌ برساند و به‌ آن‌ بچسبد ...
 ١١:٠٠ - 1396/09/08 - نظرات : ٠متن کامل >>
راز مثل ها
ما پوستين را ول كرديم، پوستين ما را ول نمی‌كنه
سیلابی از کوهستان جاری شده بود و از رودخانه می‌گذشت. مرد بی نوایی از آن‌جا عبور می‌کرد، چیزی در آب شناور دید و فکر کرد خیک یا پوستینی در آب شناور است. ..
 ١١:٣٠ - 1396/08/23 - نظرات : ٠متن کامل >>
راز مثل ها
جنگ زرگری
در روزگاران قدیم هرگاه مشتری به ظاهر پولداری وارد بعضی از دکان‌های زرگری می‌شد و از کم و کیف و عیار و بهای جواهر پرسشی می‌کرد، زرگر فوراً بهای جواهر مورد پرسش را چند برابر بهای واقعی آن اعلام می‌کرد ...
 ١٥:٠١ - 1396/08/10 - نظرات : ٠متن کامل >>
راز مثل ها
فوت کوزه‌گری
استاد کوزه‌گری بود که خیلی با تجربه بود و کوزه‌های لعابی که می‌ساخت خیلی مشتری داشت. شاگردی نزد وی کار می‌کرد که زرنگ بود و استاد به او علاقه داشت و تمام تجربه‌های کاری خود را به او یاد داد . ..
 ١١:٠٣ - 1396/08/03 - نظرات : ٠متن کامل >>

2 3 صفحه بعدی >>





چهارشنبه ٢٦ تير ١٣٩٨
جستجوی وب
کانال تلگرام
با افق حوزه به روز باشید
با
کانال تلگرام