*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی > افق خانواده > درنگستان 


انسانیت
درنگستان
انسانیت
انسان‌های ناپخته همیشه می‌خواهند که در مشاجرات پیروز شوند... حتی اگر به قیمت از دست دادن "رابطه" باشد! اما انسان‌های عاقل درک می‌کنند که گاهی بهتر است در مشاجره‌ای ببازند، تا در رابطه‌ای که برایشان با ارزش‌تر است"پیروز" شوند... .
 ١١:٠٤ - 1395/03/04 - نظرات : ٠متن کامل >>
این، رسم جوانمردی نیست
درنگستان
این، رسم جوانمردی نیست
سعدی می‌گوید: شبی در کاروانی بودم. سیاهی شب رو به پایان بود. کاروانیان در کنار بیشه‌ای به خواب خوشی فرو رفته بودند. عاشقی سرمست از عشق الهی همراه آنان بود. ...
 ١٥:٤٢ - 1395/02/28 - نظرات : ٠متن کامل >>
جواب نیکو
درنگستان
جواب نیکو
حضرت عیسی علیه‌السلام به جمعی رسیدند. آن عده به ایشان سخن‌های ناروا گفتند و حضرت عیسی علیه‌السلام جز جواب نیکو ندادند. ....
 ١١:٢٣ - 1395/02/22 - نظرات : ٠متن کامل >>
درنگستان
بیهوده ماندی و بیهوده مردی!
مردی درگذشت. نوحه‌خوانی را آوردند تا برایش نوحه‌سرایی کند. نوحه‌خوان از دوستان او پرسید: این مرد چه هنری داشته است؟ گفتند: هیچ! .....
 ١٠:٣٣ - 1395/02/07 - نظرات : ٠متن کامل >>
دفتر زندگی
درنگستان
دفتر زندگی
پدری فرزند خود را خواست. دفتر مشق او را که بسیار تمیز و مرتب بود نگاه کرد و گفت:
 ٠٩:٤٦ - 1395/02/04 - نظرات : ٠متن کامل >>
شُکـــــر واقعی
درنگستان
شُکـــــر واقعی
مرد پرهیزگار گفت: شکر من برای این است که گرفتار مصیبتم نه معصیت. ....
 ٠٩:٢١ - 1395/01/24 - نظرات : ٠متن کامل >>
ظرف عسل
درنگستان
ظرف عسل
روزی یک کشتی پر از بشکه‌های عسل در ساحل لنگر انداخت. پیرزنی آمد که ظرف کوچکی همراهش بود و به بازرگان صاحب عسل‌ها گفت: از تو می‌خواهم که این ظرف را پر از عسل کنی. تاجر نپذیرفت و پیرزن رفت. ...
 ١٢:١٤ - 1395/01/16 - نظرات : ٠متن کامل >>
تفاوت آینه و پنجره
درنگستان
تفاوت آینه و پنجره
جوان ثروتمندی نزد یک روحانی رفت و از او اندرزی خواست. روحانی او را به کنار پنجره برد و پرسید: - پشت پنجره چه می‌بینی؟
 ١٢:١٣ - 1394/12/26 - نظرات : ٠متن کامل >>
یاقوت
درنگستان
نـــــان جــــــو
خلیفه بغداد، مردی «ابراهیم» نام را به خانه‌اش دعوت کرد. سفره‌ای رنگارنگ در خانه خلیفه گسترده بود و میهمانان تا توان داشتند، از انواع خوراک‌ها و شربت‌ها خوردند و نوشیدند؛ اما ابراهیم تنها پاره‌ای نان جو خورد و کنار نشست. .....
 ١١:٠١ - 1394/12/11 - نظرات : ٠متن کامل >>
بادکنک هم را نترکانیم!
درنگستان
بادکنک هم را نترکانیم!
یک روز استاد دانشگاه به هر کدام از دانشجویان کلاس یک بادکنک باد شده و یک سوزن داد و گفت یک دقیقه فرصت دارید بادکنک‌های یکدیگر را بترکانید. هر کس بعد از یک دقیقه بادکنکش را سالم تحویل داد، برنده است. .....
 ٠٩:٣٠ - 1394/11/21 - نظرات : ٠متن کامل >>
قضاوت اشتباه و عجولانه
قضاوت اشتباه و عجولانه
مردی صبح از خواب بیدار شد و دید تبرش ناپدید شده، شک کرد که همسایه‌اش آن‌‌را دزدیده باشد. برای همین، او را زیر نظر گرفت. به نظرش آمد که همسایه‌اش دزدی ماهر است! مثل یک دزد راه می‌رود‌، مثل دزدی که چیزی را پنهان می‌کند، پچ پچ می‌کند! ...
 ١٨:٣٠ - 1394/11/12 - نظرات : ٠متن کامل >>
ادیسون
درنگستان
ادیسون چگونه نابغه شد؟!
گفته‌اند وقتی ادیسون به مدرسه رفت، بعد از چند روز معلم کلاس‌شان نامه‌ای به ادیسون داد و گفت: آن‌را به مادرت بده. مادر ادیسون نامه را باز کرد و دید نوشته: «فرزندتان کودن است، مدرسه ما جای کودن‌ها نیست.»! ..
 ١٠:٥٥ - 1394/11/06 - نظرات : ٠متن کامل >>
درنگستان
اسیری که دشنام داد، ولی پادشاه دعا شنید
پادشاهی قصد کشتن اسیری کرد. اسیر در آن حالت ناامیدی، شاه را دشنام داد! شاه از یکی از وزرای خود پرسید: او چه می‌گوید؟ وزیر گفت: به جان شما دعا می‌کند! ....
 ٢٣:١٨ - 1394/10/30 - نظرات : ٠متن کامل >>
شایسته‌ی دوستی
درنگستان
شایسته‌ی دوستی
دانشمندی از کنار قصر پادشاه گذر می‌کرد. شاه که در ایوان کاخش بود، او را دید و به نگهبانانش دستور داد تا او را به قصر آورند. ....
 ١١:٥٢ - 1394/10/15 - نظرات : ٠متن کامل >>
درنگستان
مگس و پادشاه
مردی، کنار پادشاهی نشسته بود. پادشــــاه خوابش می‌آمــــــد، امــــــا هروقت که چشم‌های خود را می‌بست تا بخوابد، مگسی می‎آمد و روی صورت او می‌نشست. ....
 ١٠:١٧ - 1394/10/07 - نظرات : ٠متن کامل >>
درنگستان
گریه نبی مکرم اسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم
رسول‌خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم شبى در خانه همسرشان امّ‌سلمه بودند؛ نیمه‌شب از خواب برخاستند و در گوشه‌ی تاریکى مشغول دعا و مناجات شدند. ....
 ١٣:٣٨ - 1394/09/30 - نظرات : ٠متن کامل >>
درنگستان
درنگستان
پزشک و سه مریض
سه نفر جواب آزمایش‌هایشان را در دست داشتند. دکتر به هر سه گفته بود، بر اساس آزمایشات انجام‌شده، به بیماری‌های لاعلاجی مبتلا شده‌اند؛ به صورتی که دیگر امیدی به ادامه زندگی آن‌ها وجود ندارد و در آینده‌ای نزدیک، عمرشان به پایان می‌رسد. آن‌ها داشتند در این‌باره صحبت می‌کردند که می‌خواهند باقی‌مانده عمرشان را چه‌کار کنند. ...
 ٠٨:٣٥ - 1394/09/24 - نظرات : ٠متن کامل >>
دو برادر دوست‌داشتنی
درنگستان
دو برادر دوست‌داشتنی
دو برادر با هم در مزرعه خانوادگی کار می‌کردند که یکی از آنها ازدواج کرده بود و خانواده بزرگی داشت و دیگری مجرد بود. ....
 ١٠:٤١ - 1394/09/16 - نظرات : ٠متن کامل >>
  سَمّ عروس و مادر شوهر
سَمّ عروس و مادر شوهر
دختری بعد از ازدواج نمی‌توانست با مادرشوهرش کنار بیاید و هر روز با او جر و بحث می‌کرد. ....
 ١٠:٠٢ - 1394/09/05 - نظرات : ٠متن کامل >>
ساحل و صدف
درنگستان
ساحل و صدف
مردی در کنار ساحل دورافتاده‌ای قدم می‌زد. فردی را در فاصله‌ی دور دید که مدام خم می‌شد و چیزی را از روی زمین بر‌‌می‌داشت و به طرف اقیانوس پرت می‌کرد. نزدیک‌تر رفت، دید مردی بومی صدف‌هایی را که به ساحل می‌افتد، مجدد در آب می‌اندازد. ...
 ١٠:٢٧ - 1394/08/28 - نظرات : ٠متن کامل >>
درنگستان عینکی با شیشه سبز
درنگستان
مرد میلیونری که چشم‌درد داشت
در کشور ژاپن مرد میلیونری زندگی می‌کرد که از درد چشم، خواب نداشت و برای مداوای آن، انواع قرص‌ها خورده و آمپول‌های مختلف را به‌خود تزریق کرده بود؛ اما نتیجه چندانی نگرفته بود. ...
 ١١:٢٥ - 1394/08/20 - نظرات : ٠متن کامل >>
جـــــای میـــــــــخ‌هــــا!
درنگستان
جـــــای میـــــــــخ‌هــــا!
پسر بچه‌ای تندخو در روستایی زندگی می‌کرد. روزی پدرش جعبه‌ای میخ به او داد و گفت هربار که عصبانی می‌شود و کنترلش را از دست می‌دهد، باید یک میخ در حصار بکوبد. ...
 ١١:٥٣ - 1394/08/06 - نظرات : ٠متن کامل >>
عبدالله بن عمیر کلبی
درنگستان
آفرین پسرم!
عبدالله بن عمیر کلبی، یکی از افرادی است که در کربلا مادر و همسرش همراهش بودند. او مرد قوی و شجاعی بود. وقتی می‌خواست به میدان برود، همسرش مانع شد و ‌گفت: کجا می‌روی؟ من را به کی می‌سپاری؟ (آن‌ها تازه عروسی کرده بودند) پس من چه کنم؟ ...
 ٠٨:٤٣ - 1394/07/30 - نظرات : ٠متن کامل >>
کیک بهشتی مادربزرگ
درنگستان
کیک بهشتی مادربزرگ
پسر کوچکی برای مادر بزرگش توضیح می‌دهد: آه! چگونه همه چیزها ایراد دارند مدرسه، خانواده، دوستان و... .
 ١٢:٥٠ - 1394/07/21 - نظرات : ٠متن کامل >>
درنگستان
درنگستان
هرچه کنی، به خود کنی؛ گر همه نیک و بد کنی
پسر به سفر دوری رفته بود و ماه‌ها بود که از او خبری نداشتند. مادرش دعا می‌کرد که او سالم به خانه بازگردد. مادر او هر روز به تعداد اعضای خانواده‌اش نان می‌پخت و همیشه یک نان اضافه هم می‌پخت و پشت پنجره می‌گذاشت، تا رهگذری گرسنه که از آن‌جا می‌گذشت نان را بردارد. هر روز مردی گوژپشت از آن‌جا می‌گذشت و نان را بر‌می‌داشت و به جای آن‌که از او تشکر کند، می‌گفت:
 ١١:١١ - 1394/07/16 - نظرات : ٠متن کامل >>
کشاورز دوراندیش
درنگستان
کشاورز دوراندیش
یکی از کشاورزان، همیشه در مسابقه‌ها، جایزه‌ی بهترین غله را به ‌دست می‌آورد و به ‌عنوان کشاورز نمونه شناخته شده بود. رقبا و همکارانش، علاقه‌مند شدند راز موفقیتش را بدانند. به همین دلیل، او را زیر نظر گرفتند و مراقب کارهایش بودند. پس‌از مدتی جست‌وجو، سرانجام با نکته‌ عجیب و جالبی روبرو شدند...
 ١٥:١٩ - 1394/07/09 - نظرات : ٠متن کامل >>
اسکناس مچاله
درنگستان
اسکناس مچاله شده و همچنان ارزشمند
یک سخنران معروف در مجلسی که حدود دویست نفر در آن حضور داشتند، یک اسکناس صد دلاری را از جیبش بیرون آورد و پرسید: چه کسی مایل است این اسکناس را داشته باشد؟ دست همه حاضرین بالا رفت. ....
 ١٣:٣٠ - 1394/07/04 - نظرات : ٠متن کامل >>
طبع بلند و انسانیت
درنگستان
طبع بلند و انسانیت
اسباب و اثاثیه برای منزل خریده بودم که برای حملش باید کارگر می‌گرفتم. با دوتا کارگر صحبت کردم، اول گفتند 40 هزار تومان هزینه‌اش میشه، ولی با 30 هزار تومان به توافق رسیدیم. ....
 ١٥:١٢ - 1394/06/26 - نظرات : ٠متن کامل >>
 سنگ و سنگ‌تراش
درنگستان
سنگ و سنگ‌تراش
روزی، سنگ‌تراشی که از کار خود ناراضی بود و احساس حقارت می‌کرد، از نزدیکی خانه بازرگانی رد می‌شد. در باز بود و او خانه‌ی مجلل، باغ و نوکران بازرگان را دید و غبطه خورد؛ با خود گفت: «این بازرگان چقدر قدرتمند است»! و آرزو کرد که او هم مانند بازرگان باشد. ...
 ٠٨:١٨ - 1394/06/19 - نظرات : ٠متن کامل >>
 شایعه
درنگستان
به همین سادگی نیست!
زنی در مورد همسایه‌اش شایعات زیادی ساخت و شروع به پراکندن آن کرد. بعد از مدت کمی، همه اطرافیان آن همسایه، از شایعات باخبر شدند. شخصی که برایش شایعه ساخته شده بود، به شدت از این کار صدمه دید و دچار مشکلات زیادی شد. بعدها وقتی که آن زن وضعیت همسایه‌اش را دید، از کار خود پشیمان شد و سراغ مرد دانایی رفت تا از او کمک بگیرد، بلکه بتواند این کار خود را جبران کند.
 ٠٩:٢٢ - 1394/06/12 - نظرات : ٠متن کامل >>

<< صفحه قبلی1 2 3 4 5 6 7 8 صفحه بعدی >>





سه شنبه ٢٣ مهر ١٣٩٨
جستجوی وب
کانال تلگرام
با افق حوزه به روز باشید
با
کانال تلگرام