*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی > افق خانواده > درنگستان 


حکایت مرگ و زندگی
درنگستان
حکایت مرگ و زندگی
شگفتا از شما! که، «به ماندن اطمینان ندارید و برای رفتن نیز آماده نیستید»! ....
 ٠٧:٤٥ - 1395/11/07 - نظرات : ٠متن کامل >>
زیبایی نهفته در یک لکه ننگ
درنگستان
زیبایی نهفته در یک لکه ننگ
در یکی از رستوران‌ها، گروهی ماهی‌گیر دور هم جمع شده و در حال خوردن قهوه و گپ زدن بودند. ....
 ٠٨:٥٧ - 1395/10/30 - نظرات : ٠متن کامل >>
نمک و آب
درنگستان
نمک و آب
روزی شاگرد یک پیر دانا از او درخواست «درسی به یاد ماندنی» کرد. پیر از شاگردش خواست کیسه‌ی نمک را نزد او بیاورد. سپس مشتی از نمک را داخل لیوان نیمه پری ریخت و از او خواست همه‌ی آن آب را بخورد. شاگرد فقط توانست یک جرعه کوچک از آب داخل لیوان را بخورد، آن‌هم به سختی! ....
 ٠٨:٤٤ - 1395/10/23 - نظرات : ٠متن کامل >>
درنگستان
درنگستان
سبد را مقابل خود نگه دارید!
بزرگی میگفت: یک وقت جلوی شما یک سبد سیب میآورند، شما اول برای کناریتان برمیدارید، دوباره بعدی را به نفر بعدی میدهید. ....
 ١١:٣٥ - 1395/10/14 - نظرات : ٠متن کامل >>
قایق خالی
درنگستان
قایق خالی
پدر بزرگم می‌گفت: وقتی جوان بودم قایق سواری را خیلی دوست داشتم، یک قایق کوچک هم داشتم که با آن در دریاچه قایق سواری می‌کردم و ساعت‌های زیادی را آن‌جا در تنهایی می‌گذراندم. ...
 ١٣:٠٨ - 1395/10/08 - نظرات : ٠متن کامل >>
آب باشید!
درنگستان شماره 215
آب باشید!
در حیرتم از خلقت آب! اگر: با درخت همنشین شود، آن‌را شکوفا می‌کند؛
 ٠٩:٤٣ - 1395/10/02 - نظرات : ٠متن کامل >>
یک فنجان قهوه
درنگستان شماره 214
یک فنجان قهوه
یک گروه از دوستان به ملاقات استاد دانشگاهی رفتند. گفت‌وگو خیلی زود به شکایت در مورد استرس و تنش در زندگی تبدیل شد. استاد از آشپزخانه بازگشت و به آن‌ها قهوه در انواع متفاوتی از فنجان‌ها تعارف کرد. فنجان‌های شیشه‌ای، فنجان‌های کریستال، فنجان‌های درخشان، تعدادی با ظاهری ساده، تعدادی معمولی و تعدادی گران... ‏
 ١١:٢٠ - 1395/09/25 - نظرات : ٠متن کامل >>
هدف
درنگستان 213
هدف
وقتی دلیلی به اندازه‌ی کافی بزرگ داشته باشیم، راه هر کاری را پیدا خواهیم کرد.‏ ....
 ١٠:٤١ - 1395/09/20 - نظرات : ٠متن کامل >>
حسرت مشترک!
درنگستان شماره 212
حسرت مشترک!
یک پرستار استرالیایی بعد از 5 سال تحقیقات در خانه‌های سالمندان، بزرگ‌ترین حسرت‌های آدم‌های در حال مرگ را جمع کرده و 5 حسرت را که در بین بیشتر آن‌ها مشترک بوده،‌منتشر کرده است. ....
 ٠٨:٥٩ - 1395/09/09 - نظرات : ٠متن کامل >>
درنگستان
درنگستان شماره 210
تیشه بر راه خود انداختن!
مردی ساده‌لوح زیر سایه‌ی درختی نشسته بود، عقابی بزرگ و تیز چنگال را دید که مرغی را به چنگال گرفته و در آسمان روستا پرواز می‌کند. با خود اندیشید که باید هرطور شده به کمک مردم ده برود و آنان را از شرّ عقاب خلاص کند. ....
 ٠٩:٥١ - 1395/09/04 - نظرات : ٠متن کامل >>
نمی‌توانم!
درنگستان شماره 210
‏نمی‌توانم!
خانم معلمی با ۲۸ سال سابقه، کار خلاقانه‌ای کرد که اسم او در کتاب‌های تربیتی و پرورشی چاپ شد. خانم «دُنا» یک روز با یک جعبه خالی کفش سر کلاس رفت و جعبه را روی میز گذاشت. به دانش‌آموزها گفت: بچه‌ها می‌خواهم «نمی‌توانم»‌هایتان را بنویسید، یا نقاشی کنید و بیاورید و بریزید در این جعبه. ....
 ٠٩:٣٥ - 1395/08/27 - نظرات : ٠متن کامل >>
درنگستان شماره 209
اثر نجات‌بخش ادب و مهربانی
مردی در کارخانه توزیع گوشت کار می‌کرد. یک روز که به تنهایی برای سرکشی به سردخانه رفته بود، دربِ سردخانه بسته شد و در داخل گیر افتاد. آخر وقت کاری بود و با این‌که او شروع به داد و فریاد کرد تا بلکه کسی صدایش را بشنود و نجاتش بدهد، ولی هیچ‌کس متوجه گیر افتادنش در سردخانه نشد. ....
 ١٠:٣٥ - 1395/08/20 - نظرات : ٠متن کامل >>
درنگستان
درنگستان 208
خانه‌ی ما
وقتی از نانوایی سر خیابان نان می‌گیریم و به سمت خانه راه می‌افتیم، می‌گوییم «دارم می‌روم خانه». وقتی از شهری که در آن درس می‌خوانیم می‌خواهیم به شهرمان برگردیم، می‌گوییم «دارم می‌روم خانه». وقتی از یک کشور خارجی که در آن اقامت داریم، می‌خواهیم به ایران برگردیم، می‌گوییم «دارم می‌روم خانه». ....
 ٠٩:٥٥ - 1395/08/13 - نظرات : ٠متن کامل >>
کفاش‌های دو دل!
درنگستان 207
کفاش‌های دو دل!
کفاش دست به کار شد؛ کوک اول، کوک دوم و در نهایت کوک سوم و تمام. اما با یک نگاه در‌یافت که اگرچه کار تمام است، ولی یک کوک دیگر اگر بزند، عمر کفش بیشتر می‌شود و به اصطلاح، کفش کفش‌تر خواهد شد! از یک‌سو قرار مالی را گذاشته و نمی‌شود طلب اضافه کند؛ و از سوی دیگر دو‌دل است که کوک چهارم را بزند یا نزند؟ ...
 ١١:٠٩ - 1395/08/06 - نظرات : ٠متن کامل >>
درنگستان
درنگستان
اشتباه
شخصی در یکی از مناطق کویری زندگی می‌کرد‎. چاهی داشت پر از آب زلال؛ زندگی‌اش به راحتی می‌گذشت و با وجود این‌که در همچین منطقه‌ای زندگی می‌کرد،‎‏ بقیه‌ی اهالی صحرا به علت کمبود آب همیشه دچار مشکل بودند، اما او خیالش راحت بود که یک چاه آب خشک‌نشدنی دارد‏‎. ....
 ١٤:٠٥ - 1395/07/30 - نظرات : ٠متن کامل >>
به سبک مداد
درنگستان 205
به سبک مداد
در مداد ۴ صفت وجود دارد که اگر به این صفات توجه کنیم، می‌توانیم انسان موفق‌تری باشیم: صفت اول:
 ١٠:٤٩ - 1395/07/15 - نظرات : ٠متن کامل >>
سیاهی و سپیدی
درنگستان 204
سیاهی و سپیدی
از استاد بزرگی پرسیدند: بهترین خاطره‌ی شما از دوران تحصیل چه بود؟ او جواب داد: «روزی معلم علوم ما وارد کلاس شد و برگه‌ی سفیدرنگی را به تخته سیاه چسباند. در وسط آن، لکه‌ای با جوهر سیاه نمایان بود.» ...
 ٠٨:٣٦ - 1395/07/10 - نظرات : ٠متن کامل >>
درنگستان
درنگستان 203
از ابزارها غافل نشویم!
مرد قوی‌هیکل، در کارگاه چوب‌بری استخدام شد و تصمیم گرفت خوب کار کند. روز اول ۱۸ تخته چوب برید. مسئول کارگاه به او تبریک گفت و او را به ادامه کار تشویق کرد. روز بعد با انگیزه‌ی بیشتری کار کرد، ولی ۱۵ تخته چوب برید. ...
 ١١:٢٠ - 1395/07/03 - نظرات : ٠متن کامل >>
درنگستان 202
سلام بی‌جواب
حکیمی، مردی را دید که خیلی ناراحت و متأثر است. علت ناراحتی‌اش را پرسید، پاسخ داد: «در راه که می‌آمدم، یکی از آشنایان را دیدم. سلام کردم، جواب نداد و با بی‌اعتنایی و خودخواهی گذشت و رفت و من از این طرز رفتار او خیلی رنجیدم.» حکیم گفت: «چرا رنجیدی؟» ...
 ١٢:٢٩ - 1395/06/25 - نظرات : ٠متن کامل >>
چگونه برای کارهای بزرگ آماده شویم؟
درنگستان 201
چگونه برای کارهای بزرگ آماده شویم؟
کنج راحتی، مانع اصلی بیشتر موفقیت‌هاست! ترس از خطر کردن، عادت کردن به کارهای تکراری و روزمرگی. بسیاری از ما در این کنج احساس راحتی می‌کنیم. در حالی که با کارهای کوچک می‌شود خرق عادت کرد و پا را فرا‌تر از این کنج گذاشت‎: ...
 ١١:٥٤ - 1395/06/18 - نظرات : ٠متن کامل >>
قدرت انتقاد
درنگستان 200
قدرت انتقاد
فردی چندین سال شاگرد نقاش بزرگی بود و تمامی فنون و هنر نقاشی را آموخت. استاد به او گفت: دیگر شما استاد شده‌ای و من چیزی ندارم که به تو بیاموزم! ...
 ١١:١٤ - 1395/06/13 - نظرات : ٠متن کامل >>
قانونِ دانه‌ها!
درنگستان
قانونِ دانه‌ها!
وقتی که «قانونِ دانه» را درک کنیم، دیگر ناامید نمی‌شویم و به راحتی احساس شکست نمی‌کنیم. قوانین طبیعت را باید درک کرد و از آن‌ها درس گرفت. افراد موفق هرچه بیشتر شکست می‌خورند، دانه‌های بیش‌تری می‌کارند. ...
 ١١:٢٢ - 1395/06/06 - نظرات : ٠متن کامل >>
درنگستان
درنگستان
یک گام بیشتر
یکی از دوستان می‌گفت: پدربزرگ خدابیامرز من، قهوه‌خانه داشت. همیشه شب‌ها که خسته می‌شد و ساعت کار تمام می‌گشت و می‌خواست قهوه‌خانه را ببندد، می‌گفت: به اندازه‌ی‌ یک مشتری دیگر صبر می‌کنم و بعد می‌بندم. او حریص نبود، ثروتمند هم نبود، پولش را هم راحت برای دیگران خرج می‌کرد؛ اما می‌گفت: ....
 ٠٠:٢٧ - 1395/05/30 - نظرات : ٠متن کامل >>
ارزش دارایی
درنگستان 196
ارزش دارایی
مردی خسیس تمام دارایی‌اش را فروخت و طلا خرید. او طلاها را در گودالی در حیاط خانه‌اش پنهان کرد. مدت زیادی گذشت و او هر روز به طلاها سر می‌زد و آن‌ها را زیرورو می‌کرد. ...
 ٠٩:٣١ - 1395/05/14 - نظرات : ٠متن کامل >>
درنگستان
درنگستان 194
تـــــــرس
شیرها روش خاصی برای شکار دارند‎.‎‏ آن‌ها از افراد سال‌خورده و بی‌چنگ و دندان، برای شکار استفاده می‌کنند؛ به این ترتیب که دسته‌ی شیرها، بز کوهی را در دره‌ای تنگ و باریک به دام می‌اندازند؛ شیرهای جوان در یک سمت و شیرهای پیر در سمت دیگر دره جمع می‌شوند. ....
 ١٢:٣٥ - 1395/04/31 - نظرات : ٠متن کامل >>
زندگی ما و کلم
درنگستان
زندگی ما و کلم
شخصی برای اولین‌بار یک کلم دید. اولین برگش را کند، زیرش به برگ دیگری رسید و زیر آن برگ یه برگ دیگر و...؛ با خودش گفت: حتماً یک چیز مهمیه که این‌جوری کادو پیچش کردن...! ...
 ١١:١٧ - 1395/04/24 - نظرات : ٠متن کامل >>
درنگستان
دوراندیشی بازرگان
بازرگانی، در تجارتی هزار دینار ضرر کرد. به پسرش گفت: نباید موضوع را کسی بفهمد. ...
 ١٠:٣٢ - 1395/04/10 - نظرات : ٠متن کامل >>
درنگستان
درنگستان
کمک
عصازنان و آرام نزدیک شد و در حالی که سعی می‌کرد نفسی تازه کند، گفت: «پسرم! خیر از جوونیت ببینی، یه کمکی به من می‌کنی؟» ...
 ٠٩:٥٥ - 1395/03/27 - نظرات : ٠متن کامل >>
نعمت خدا
درنگستان
نعمت خدا
یکى، در پیش بزرگى از فقر خود شکایت مى‏کرد و سخت مى‏نالید. پرسید: خواهى که 10 هزار درهم داشته باشى و چشم نداشته باشى؟
 ٠٩:٣٨ - 1395/03/20 - نظرات : ٠متن کامل >>
اسباب صعود و سقوط
درنگستان
اسباب صعود و سقوط
گوزنی بر لب آب چشمه‌‎ای رفت تا آب بنوشد. عکس خود را در آب دید، پاهایش در نظرش باریک و اندکی کوتاه جلوه کرد. غمگین شد؛ اما شاخ‌های بلند و قشنگش را که دید شادمان و مغرور شد. در همین حین چند شکارچی قصد او کردند. ...
 ٠٨:٢٠ - 1395/03/16 - نظرات : ٠متن کامل >>

<< صفحه قبلی1 2 3 4 5 6 7 8 صفحه بعدی >>





سه شنبه ٢٣ مهر ١٣٩٨
جستجوی وب
کانال تلگرام
با افق حوزه به روز باشید
با
کانال تلگرام