*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی > افق خانواده > لطیفه 


لطیفه
هتل‌دار: امیدوارم دیشب خوب خوابیده باشید. همان‌طور که دیدید، یکی از بهترین اتاق‌ها را در اختیار شما قرار دادیم. مسافر: در این‌که بهترین اتاق بود، شکی نیست؛ چون تمام پشه‌ها هم، این اتاق را انتخاب کرده بودند!!
 ١٠:١٤ - 1394/05/29 - نظرات : ٠متن کامل >>
لطیفه
خانمی برای خرید وارد مغازه‌ای شد. تمام مغازه را گشت و همه‌جا را به‌هم ریخت و هنگام خروج، از فروشنده پرسید: «غیر از این جوراب‌ها، جوراب دیگری ندارید؟» فروشنده با عصبانیت جواب داد: ...
 ١٣:٥٢ - 1394/05/08 - نظرات : ٠متن کامل >>
 ١٨:٠٢ - 1394/04/06 - نظرات : ٠متن کامل >>
 ١٤:٠٦ - 1394/03/30 - نظرات : ٠متن کامل >>
لطیفه
معلم: حامد! بگو ببینم اگر در یکی از جیب‌های کتت ده‌هزار تومان و در دیگری بیست‌وپنج هزار تومان باشد، چه نتیجه‌ای می‌‎گیریم؟ حامد: آقا، نتیجه می‌گیریم که این کت مال ما نیست!
 ١١:٥٩ - 1394/03/18 - نظرات : ٠متن کامل >>
لطیفه شماره ۱۴۰
٭ همراه دکتر به بیماری که در حال رفتن به اتاق عمل بود گفت: شما همراه دارید؟ بیمار گفت: بله دارم؛ ولی خاموش است!
 ١٨:٠٤ - 1394/03/09 - نظرات : ٠متن کامل >>
شعر مناسبتی
اميد و آرزو
گذشت عمر گران يارم نيامد قرار اين دل زارم نيامد اگر جمعه بود روز حضورش گذشت جمعه که سالارم نيامد
 ١٠:٢٦ - 1394/03/07 - نظرات : ٠متن کامل >>
 ٠٨:٥٠ - 1394/03/04 - نظرات : ٠متن کامل >>
 ١٢:٣٦ - 1394/02/16 - نظرات : ٠متن کامل >>
لطیفه شماره 137
٭ یک گروه ورزشی به اردو رفتن؛ اما چون تجربه نداشتن، نمی‌تونستن غذا درست کنن. مربی ازشون پرسید: چیز مهمی رو فراموش کردین؟ یکی شون جواب داد: بله آقا... مامانم‌ رو!
 ٢٢:٣٨ - 1394/02/03 - نظرات : ٠متن کامل >>
لطیفه شماره 136
٭ پلیس: این‌جا ماهی‌گیری قدغنه! یارو: ولی اینجا تابلو نزدین که؟! پلیس: نزدیم که نزدیم، زود باش از بالای اون آکواریوم بیا پایین!!
 ١٠:٥٠ - 1394/01/19 - نظرات : ٠متن کامل >>
لطیفه شماره 315
٭ پدر: پسرم! سر جلسهٔ امتحان آگه دیدی سؤال اول رو بلد نیستی، برو سراغ دومی، دومی رو هم بلد نبودی برو سراغ سومی و... و هیچ‌وقت روی یه سؤال خودت رو معطل نکن! پسر: اتفاقاً دیروز همین کار رو کردم پدر جون! پدر: خب، بگو ببینم چی شد امتحانت؟ پسر: ظرف دو دقیقه به سؤال آخر رسیدم و زودتر از همه ورقه رو دادم!!
 ٠٠:٥٥ - 1393/12/23 - نظرات : ٠متن کامل >>
لطــیــفــه شماره 124
٭ معلم: به چه کسی میگن «شجاع»؟ دانش‌آموز: به کسی که وقتی جواب سؤالی رو بلد نیست، دستش رو بلند کنه!
 ١٠:٢٧ - 1393/07/09 - نظرات : ٠متن کامل >>
لطــیــفــه شماره 122
٭ ایرانسل ساعت ۷ صبح: تنها با ۵۰۰تومان برنده خودروی بی‌ام و... باشید ایرانسل ساعت ۲ ظهر: تنها با ۲۵۰تومان از تیم محبوبتان حمایت کنید ایرانسل ساعت ۱۲ شب: شما یک آوای پیشواز رایگان برنده شدید هنوز دیر نیست برای شرکت در قرعه‌کشی. ...
 ١٢:١٦ - 1393/06/13 - نظرات : ٠متن کامل >>
لطــیــفــه شماره 121
٭ یکی واسه بچه شش‌ساله‌ش تبلت خریده، بچه بعد از دو روز تبلت رو انداخته تو وان حموم بچه‌شو دعوا نکرده که تو روحیه بچش اثر منفی نذاره من سوم ابتدایی بودم خط‌کش چوبی سی‌سانتی بابام رو بردم مدرسه گم کردم پدرم بعد از یک هفته با وساطت بزرگای فامیل رام داد تو خونه!
 ١١:٣٥ - 1393/06/01 - نظرات : ٠متن کامل >>
لطــیــفــه شماره 120
طریقه عذرخواهی بعضی‌ها: ببخشید ولی تقصیر خودت بود! ................................ ٭ شانس زنگ در بقیه رو میزنه با کله میره تو! به ما که میرسه زنگ میزنه فرار می‌کنه!!
 ١١:٤٩ - 1393/05/16 - نظرات : ٠متن کامل >>
لطــیــفــه شماره 118
٭ انصافاً تخمه آفتابگردون به مراتب با نظم ترتیب بیشتری نسبت به انار یک‌جا نشسته حیف که استعدادش به چش نیومده!
 ١١:٤٠ - 1393/04/21 - نظرات : ٠متن کامل >>
 ٠٨:٥٣ - 1393/04/04 - نظرات : ٠متن کامل >>
لطــیــفــه شماره 110
هر کس عیدی من را قبل از تحویل سال بدهد از ۲۰درصد جایزه خوش‌حسابی برخوردار می‌شود! هر ۵ هزار تومان یک امتیاز!
 ١١:٤٣ - 1392/12/26 - نظرات : ٠متن کامل >>
لطــیــفــه شماره 109
عصر حجر، عصر اطلاعات، عصر ارتباطات، عصر فن‌آوری، عصر دیجیتال... همه اینا ثابت می‌کنن که پیشرفت بشر همیشه در عصر صورت‌گرفته و از صبح زود بیدار شدن، آدمی به جایی نمی‌رسه!!
 ١٣:١٨ - 1392/12/07 - نظرات : ٠متن کامل >>
لطــیــفــه شماره 108
ساعت شش صبح، مجری رادیو می‌گفت: «با هرکی قهرین، همین الآن بهش زنگ بزنین و آشتی کنین.» بابا با هر کی هم آشتی باشیم، اون موقع صبح که بهش زنگ بزنیم، باهامون قهر می‌کنه!
 ١٢:٢١ - 1392/12/03 - نظرات : ٠متن کامل >>
لطــیــفــه شماره 107
ديشب اينترنتم قطع شد؛ رفتم يه ذره با خانواد‌ه نشستم، باهاشون آشنا شد‌م... به نظر آد‌ماى خوبى ميان!!
 ١٣:٤٥ - 1392/11/17 - نظرات : ٠متن کامل >>
لطــیــفــه شماره 105
اتوبوس به چهارراه رسيده بود. پيرمردي چندبار با عصايش به پشت راننده زد و پرسيد: اين‌جا چهارراه سعديه؟ راننده؟ نخير پدرجان،‌ اين‌جا ستون فقرات بنده است!
 ٢١:٣٦ - 1392/10/19 - نظرات : ٠متن کامل >>
لطــیــفــه شماره 101
اولي: چرا توي خونه کت پوشيدي؟ دومي: خب امروز تعطيله و شايد يهو مهمون بياد. اولي: پس چرا زيرشلواري پوشيدي؟ دومي: خب شايد هم نياد!
 ٠٩:٢٦ - 1392/08/30 - نظرات : ٠متن کامل >>
لطــیــفــه شماره 99
زنداني اول: من اسکناس 10 هزارتوماني چاپ مي‌کردم و در نهايت بعد از سه سال لو رفتم و دستگير شدم. زنداني دوم: منم اسکناس هفت‌هزارتوماني جعل مي‌کردم، اما نمي‌دونم چرا همون روز اول دستگير شدم!
 ١١:٥٧ - 1392/07/25 - نظرات : ٠متن کامل >>
لطــیــفــه شماره 98
فراموشي اولي: چند وقته فراموشي گرفتم. دومي: چند وقته؟ اولي: چي چندوقته؟!
 ١٣:٤٧ - 1392/07/14 - نظرات : ٠متن کامل >>
لطــیــفــه شماره 96
يکي از بزرگترين حسرت‌هام مال وقتيه که ميرم خونه کسي واسش شيريني خامه‌اي ميبرم. بعدش تا آخر مهموني منتظر ميشم بلکه يه تيکه از اون بياره با چايي بخوريم ولي نمياره!
 ١١:١١ - 1392/06/24 - نظرات : ٠متن کامل >>
 ١٦:٤٧ - 1392/05/30 - نظرات : ٠متن کامل >>
لطــیــفــه شماره 94
مشتري: ببخشين آقا، من يه پيرهن آبي مي‌خواستم. فروشنده: به يقه پيراهن خودش اشاره مي‌کند و مي‌گويد: يقه‌اش مثل يقه خودم باشه خوبه؟ مشتري: نه، لطفاً يقه‌اش تميز باشه!
 ١٦:٠٦ - 1392/05/16 - نظرات : ٠متن کامل >>
لطــیــفــه شماره 91
فاميل دور! يکي چندمتر دورتر از قبري گريه مي‌کرد. ازش پرسيدند چرا نزديک‌تر نميري؟ گفت: مرحوم از فاميلاي دورمون بود!
 ١٦:٢٩ - 1392/04/15 - نظرات : ٠متن کامل >>

<< صفحه قبلی1 2 3 4 صفحه بعدی >>





شنبه ٣١ شهريور ١٣٩٧
جستجوی وب
کانال تلگرام
کانال تلگرام