*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی > افق خانواده > لطیفه 


لطیفه
رفیق باهوش
دو نفر باهم در پارک راه می‌رفتند. اولی میگه: اگر این درخت کاج می‌توانست حرف بزنه، فکر می‌کنی به من چی می‌گفت؟ دومی میگه: بهت می‌گفت من بلوطم باهوش جان!
 ١٠:٢٣ - 1395/12/24 - نظرات : ٠ادامه مطلب >>
لطیفه
معلم نقاشی: می‌توانی یک گاری بکشی؟ شاگرد: این کار من نیست، کار یک اسب است!
 ١٠:٠٠ - 1395/11/14 - نظرات : ٠ادامه مطلب >>
لطیفه
معلم: چرا دفتر نقاشی‌ات خیس است؟ احمد: فکر می‌کنم این کوزه‌ای که کشیدم نم پس می‌دهد!
 ٠٨:٣٥ - 1395/11/07 - نظرات : ٠ادامه مطلب >>
لطیفه
اولی: ببخشید با حرف هایم سرشما را درد آوردم. دومی: نه اختیار دارید؛ من حواسم جای دیگر است.
 ١١:٠٣ - 1395/10/02 - نظرات : ٠ادامه مطلب >>
لطیفه
حرف زدن با نگاه اولی: می‌بینی! نگاهم داره باهات حرف می‌زنه. دومی: پس لطفاً این‌قدر پلک نزن، صدات قطع و وصل میشه!
 ١١:٢٥ - 1395/09/25 - نظرات : ٠ادامه مطلب >>
لطیفه
تنبل دانش‌آموز: آقا اجازه! من فکر می‌کنم مستحق این نمره‌ی صفر نبودم. معلم: بله منم موافقم؛ ولی ببخشید نمره‌ی کم‌تر از صفر نداریم!
 ١١:٤٠ - 1395/09/20 - نظرات : ٠ادامه مطلب >>
لطیفه 202
٭ سؤال نیمه‌شب اولی: می‌شود یک سؤال از شما بکنم؟ دومی: نه! آخر مرد حسابی ساعت سه نصفه‌شب هم وقت سؤال پرسیدن است؟! اولی: متشکرم. می‌خواستم بدانم ساعت چند است!
 ١٢:٤٦ - 1395/06/25 - نظرات : ٠ادامه مطلب >>
 ١٢:٢٢ - 1395/06/18 - نظرات : ٠ادامه مطلب >>
لطیفه
معلم: نسترن، تو وقتی میری سر یخچال معمولاً چی می‌خوری؟ نسترن: خانم با اجازه شما، کتک!
 ١٣:٥٤ - 1395/06/13 - نظرات : ٠ادامه مطلب >>
لطیفه
آقای فراموش‌کار میره دکتر، میگه: آقای دکتر! من فراموشی گرفته‌ام. دکتر میگه: چند وقته این بیماری را دارید؟ فراموش‌کار میگه: کدوم بیماری؟
 ٠١:٠٨ - 1395/05/30 - نظرات : ٠ادامه مطلب >>
لطیفه
پسری به دوستش میگه: بیا بریم دریا. دوستش میگه: نه اگه غرق بشم، مامانم منو میکشه!
 ١١:٠٢ - 1395/05/21 - نظرات : ٠ادامه مطلب >>
لطیفه
معلم: دلم می‌خواهد درست پنج دقیقه کلاس در سکوت کامل باشد. طوری که اگر سوزنی به زمین افتاد صدای آن ‌را بشنویم. کلاس ساکت شد. هنوز یک دقیقه نگذشته بود که احمد گفت: ....
 ١٣:١٥ - 1395/04/31 - نظرات : ٠ادامه مطلب >>
لطیفه
مردی در خانه‌ی همسایه را به‌شدت کوبید. وقتی صاحبخانه در را باز کرد، بدون مقدمه به او گفت: آقا، امروز صبح گربه‌ی شما وارد خانه‌ی ما شد و دو تا از جوجه‌های‌مان را گرفت و خورد! ....
 ١١:٢٠ - 1395/04/10 - نظرات : ٠ادامه مطلب >>
لطیفه
تعطیلی
معلم: روز قیامت، زمین به‌هم می‌ریزد، طوفان می‌شود، آب دریاها بالا می‌آید و کوه‌ها خرد می‌شوند. ...
 ١٥:٥٩ - 1395/02/28 - نظرات : ٠ادامه مطلب >>
لطیفه
از دخترکوچولویی می‌پرسند: می‌دانی چرا ما آدم‌ها خواب می‌بینیم؟ دختر کوچولو می‌گوید: ....
 ١١:٣٩ - 1395/02/22 - نظرات : ٠ادامه مطلب >>
لطیفه
معلم: سعید! دو تا حیوان دوزیست نام ببر. سعید: قورباغه و برادرش!
 ١٠:٢٥ - 1395/02/14 - نظرات : ٠ادامه مطلب >>
لطیفه
٭ بچه‌ی زرنگ نیما از مدرسه آمد و مستقیم رفت توی آشپزخانه و گفت: مادر جان! من امروز 19 گرفتم. ......
 ١٠:٣٧ - 1395/02/04 - نظرات : ٠ادامه مطلب >>
لطیفه‌های نوروزی
- مجید، دفترچه نوروزی‌ات رو نوشتی؟ - فقط ده صفحه‌اش مونده. - مگه چند صفحه بود؟ - یازده صفحه!
 ١٢:٥٦ - 1394/12/26 - نظرات : ٠ادامه مطلب >>
لطیفه
معلم ورزش: «تو چه ورزشی می‌کنی؟» دانش‌‌آموز: «دوچرخه‌سواری با مانع» معلم: «این دیگر چه ورزشی است؟» ....
 ١١:٤٥ - 1394/11/27 - نظرات : ٠ادامه مطلب >>
لطیفه
اولی‌: ببخشید! شما روی‌ صندلی‌ من‌ نشسته‌اید! دوم‌: می‌توانی‌ حرفت‌ را ثابت‌ کنی‌؟
 ١٩:٠٧ - 1394/11/12 - نظرات : ٠ادامه مطلب >>
لطیفه
مادر: دخترم! ببین اتاقت چه‌قدر شلوغه. همه‌جا پر از عروسک و خرت و پرت و کاغذه. ....
 ١١:٠٨ - 1394/11/06 - نظرات : ٠ادامه مطلب >>
لطیفه
از آقایی می‌پرسند: از زندگی با همسرت راضی هستی؟ ....
 ١٢:١٦ - 1394/10/15 - نظرات : ٠ادامه مطلب >>
لطیفه
٭ ماهی‌گیر ماهر پدر: «چندتا ماهی گرفتی پسرم؟» پسر: «اگر این یکی را بگیرم و یکی دیگر هم بگیرم، می‌شود دوتا!» ...
 ١١:٠٢ - 1394/10/07 - نظرات : ٠ادامه مطلب >>
لطیفه
٭ آژانس! گدایی به مرد پولداری گفت: آقـا لطفـاً 500 تومـان بـه من بدهید تا با اتوبوس به منزل بروم. پـولـدار گـفـت: می‌بخشیـد، مـن فقـط 10هزار تومانی دارم. ...
 ١٣:٥٠ - 1394/09/30 - نظرات : ٠ادامه مطلب >>
لطیفه
مهمان: ببخشید یادم رفت، یک چیزی می‌خواستم بگویم. صاحبخانه که از دست مهمان خسته شده بود، گفت: حتماً می‌خواستید خداحافظی کنید! ....
 ١٣:٤٦ - 1394/07/04 - نظرات : ٠ادامه مطلب >>
لطیفه
معلم: چرا مدرسه برای انسان‌های اولیه راحت‌تر بود؟ شاگرد: چون مجبور نبودند تاریخ بخوانند! ....
 ٠٩:٤٨ - 1394/06/12 - نظرات : ٠ادامه مطلب >>
لطیفه
بعضی از این مؤسسات کمک آموزشی کم مونده در تبلیغاتشون بگن: به نام خدا پرفسور محمود حسابی هستم؛ پدر فیزیک ایران... از سال دوم دبیرستان، عضو این مؤسسه بودم!!
 ١٢:٤٢ - 1394/06/10 - نظرات : ٠ادامه مطلب >>
لطیفه
هتل‌دار: امیدوارم دیشب خوب خوابیده باشید. همان‌طور که دیدید، یکی از بهترین اتاق‌ها را در اختیار شما قرار دادیم. مسافر: در این‌که بهترین اتاق بود، شکی نیست؛ چون تمام پشه‌ها هم، این اتاق را انتخاب کرده بودند!!
 ١٠:١٤ - 1394/05/29 - نظرات : ٠ادامه مطلب >>
لطیفه
خانمی برای خرید وارد مغازه‌ای شد. تمام مغازه را گشت و همه‌جا را به‌هم ریخت و هنگام خروج، از فروشنده پرسید: «غیر از این جوراب‌ها، جوراب دیگری ندارید؟» فروشنده با عصبانیت جواب داد: ...
 ١٣:٥٢ - 1394/05/08 - نظرات : ٠ادامه مطلب >>
 ١٨:٠٢ - 1394/04/06 - نظرات : ٠ادامه مطلب >>

2 3 صفحه بعدی >>





جمعه ٠٣ آذر ١٣٩٦
جستجوی وب
کانال تلگرام
کانال تلگرام