*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی > افق خانواده > ضرب‌المثل 


ماست مالی کردن
راز ضرب المثل ها
ماست مالی کردن
قضیه ماستمالی کردن از حوادثی است که در عصر پهلوی اتفاق افتاد. هنگام عروسی محمدرضا شاه پهلوی و فوزیه چون مقرر بود میهمانان مصری و همراهان عروس به وسیله‌‌ی راه آهن جنوب تهران وارد شوند از طرف دربار و شهربانی دستور اکید صادر شده بود که دیوارهای تمام دهات طول راه و خانه‌های دهقانی مجاور خط آهن را سفید کنند. در یکی از دهات چون گچ در دسترس نبود، بخشدار دستور می‌دهد که با کشک و ماست که در آن ده فراوان بود، دیوارها را موقتاً سفید نمایند و به این منظور متجاوز از یکهزار و دویست ریال از کدخدای ده گرفتند و با خرید مقدار زیادی ماست کلیه دیوارها را ماستمالی کردند.»...
 ١٤:٤٢ - 1396/11/24 - نظرات : ٠متن کامل >>
   لنگه کفش هم در بیابان غنیمت است
راز ضرب المثل ها
لنگه کفش هم در بیابان غنیمت است
روزی تاجری با بار فراوان سوار بر شتر سفر می‌کرد. در طول راه با کاروان دزدان برخورد کرد و آنها نه تنها تمام دارایی و حتی لباس‌های او را گرفتند، بلکه او را کتک مفصلی هم زدند...
 ٠٩:٥٣ - 1396/11/14 - نظرات : ٠متن کامل >>
استخوان لای زخم گذاشتن
راز ضرب المثل ها
استخوان لای زخم گذاشتن
قصابی بود که هنگام کار با ساتور دستش را بریده بود و خون زیادی از زخمش می‌چکید. همسایه‌ها جمع شدند و او را نزد حکیم‌باشی که دکتر شهرشان بود بردند. حکیم بعد از ضد عفونی زخم می‌خواست آن را ببندد که متوجه شد لای زخم قصاب استخوان کوچکی مانده است. می‌خواست آن را بیرون بکشد؛ اما پشیمان شد و با همان حالت زخم دست قصاب را بست و به او گفت: زخمت خیلی عمیق است و باید یک روز در میان نزد من بیایی تا زخمت را پانسمان کنم...
 ١٠:١٦ - 1396/11/04 - نظرات : ٠متن کامل >>
راز ضرب المثل ها
از پشت خنجـــــر زد
پناه بر خدا از منافقان روزگار که در لباس دوستی جلوه می‌کنند؛ ولی چون وثوق و اعتماد طرف مقابل را جلب کردند در فرصت مناسب از «پشت خنجر می‌زنند» و دشنه را تا دسته در قلب دوست فریب خورده فرو می‌کنند. افراد منافق به سابقه تاریخ و شوخ چشمی‌های روزگار هرگز روی خوش ندیدند و اگر احیاناً چند صباحی از باده غرور و خیانت سرمست بودند، آن سرمستی دیری نپایید و آن شهد موقت به شرنگ جانکاه و جانگداز مبدل گردید...
 ١٠:٤٤ - 1396/10/23 - نظرات : ٠متن کامل >>
یک كلاغ، چهل كلاغ
راز مثل ها
یک كلاغ، چهل كلاغ
ننه کلاغه صاحب یک جوجه شده بود. روزها گذشت و جوجه کلاغ کمی بزرگتر شد. یک روز که ننه کلاغه برای آوردن غذا بیرون می‌رفت به جوجه‌اش گفت: عزیزم تو هنوز پرواز کردن بلد نیستی، نکنه وقتی من خونه نیستم از لانه بیرون بپری...
 ١٢:٢٢ - 1396/10/05 - نظرات : ٠متن کامل >>
از کوره در رفتن
راز مثل ها
از کوره در رفتن
کاربرد: درباره‌ی کسانی‌که به طور غیرطبیعی و سریع خشمگین شده و با حالتی غیرعادی رفتار می‌کنند. وقتی کوره‌های آهنگری برای جدا کردن آهن از سنگ آهن و یا گداختن آهن، روشن می‌شود، لازم است که درجه‌ی حرارت، کم کم بالا برود، تا آهن سرد به تدریج گرم و گداخته و مذاب شود، زیرا آهنی که ناگهان در حرارت شدید قرار بگیرد، سخت گداخته شده و سپس با صداهای مهیبی منفجر و به بیرون کوره پرتاب می‌شود، یعنی "از کوره در می‌رود "...
 ٠٩:٣٠ - 1396/10/03 - نظرات : ٠متن کامل >>
راز مثل ها
کار از محکم کاری عیب نمی‌کند
روزی روزگاری، دهقانی، در باغچه‌ی گوشه‌ی حیاط خانه‌اش چند ساقه مو را قلمه زد. دهقان چند هفته‌ای از آنها مراقبت کرد تا جوانه زدند و تبدیل به نهال درخت انگور شدند. دهقان که خیلی خوشحال بود و توانسته بود نتیجه‌ی زحمتش را ببیند، ذوق‌زده شده بوده و از نهال‌ها به شدت مراقبت می‌کرد....
 ١٠:٢٦ - 1396/09/22 - نظرات : ٠متن کامل >>
راز ضرب‌المثل‌ها
راز ضرب‌المثل‌ها
با توکل زانوی اشتر ببند
لغت عربی توکل از لحاظ ریشه لغوی به معنی تکیه و اعتماد بر خدا و اعتراف به عجز خود کردن است. ولی مصراع بالا به افرادی که جمود فکری دارند پاسخ آموزنده می‌دهد و به کسانی که قدرت خلاقه افراد و جماعت بشری را به هیچ می‌نگرند درس زندگی می‌آموزد که: نه کار بی توکل مصلحت است و نه توکل و تسلیمی که تلاش و سوق به تعالی و کمال در آن نباشد. توکل و تسلیم باید توأم با سعی و فعالیت باشد، تا میوه‌ی شیرین را به بار دهد باید کار کرد و از فیضان رحمت و مکرمت خدای مهربان نیز غافل نبود. ...
 ٠٩:١٧ - 1396/09/16 - نظرات : ٠متن کامل >>
راز ضرب المثل ها
علـاج واقعه قبل از وقوع باید کرد
در زمان‌های‌ دور، کشتی‌ بزرگی‌ دچار توفان‌ شد و باعث‌ شد که‌ کشتی‌ غرق‌ شود. مسافران‌ کشتی‌ توی‌ آب‌ افتادند. در میان‌ مسافران، مردی‌ توانست‌ خودش‌ را به‌ تخته‌پاره‌ای‌ برساند و به‌ آن‌ بچسبد ...
 ١١:٠٠ - 1396/09/08 - نظرات : ٠متن کامل >>
راز مثل ها
ما پوستين را ول كرديم، پوستين ما را ول نمی‌كنه
سیلابی از کوهستان جاری شده بود و از رودخانه می‌گذشت. مرد بی نوایی از آن‌جا عبور می‌کرد، چیزی در آب شناور دید و فکر کرد خیک یا پوستینی در آب شناور است. ..
 ١١:٣٠ - 1396/08/23 - نظرات : ٠متن کامل >>
راز مثل ها
جنگ زرگری
در روزگاران قدیم هرگاه مشتری به ظاهر پولداری وارد بعضی از دکان‌های زرگری می‌شد و از کم و کیف و عیار و بهای جواهر پرسشی می‌کرد، زرگر فوراً بهای جواهر مورد پرسش را چند برابر بهای واقعی آن اعلام می‌کرد ...
 ١٥:٠١ - 1396/08/10 - نظرات : ٠متن کامل >>
راز مثل ها
فوت کوزه‌گری
استاد کوزه‌گری بود که خیلی با تجربه بود و کوزه‌های لعابی که می‌ساخت خیلی مشتری داشت. شاگردی نزد وی کار می‌کرد که زرنگ بود و استاد به او علاقه داشت و تمام تجربه‌های کاری خود را به او یاد داد . ..
 ١١:٠٣ - 1396/08/03 - نظرات : ٠متن کامل >>
کلاهش پس معرکه است
رازمثل‌ها
کلاهش پس معرکه است
معرکه‌گیری به عنوان یکی از روش‌ها و ابزارهای رسانه‌ای برای سرگرمی و اطلاع‌رسانی تا زمان‌های نه چندان دور بسیار کاربرد داشته است. افرادی در نقش درویش، پهلوان یا شعبده‌باز در معابر عمومی سفره‌ای پهن می‌کردند و مردم در نقش تماشاچی با هدف سرگرم شدن یا از روی کنجکاوی با فاصله‌ای از سفره، دایره‌وار می‌ایستادند و گفته‌ها و حرکات را می‌شنیدند و می‌دیدند. وقتی تعداد تماشاچیان زیاد می‌شد، معرکه‌گیر صف‌های جلویی از تماشاچیان را مجبور می‌کرد که بنشینند تا بقیه تماشاچیان که عقب‌تر ایستاده‌اند، بتوانند بساط معرکه‌گیری را ببینند. ....
 ٠٨:١٦ - 1396/07/19 - نظرات : ٠متن کامل >>
راز مثل‌ها
سگ در خانه‌اش تازی می‌شود
این مثل را در مورد اشخاص خسیس و برای ارائه میزان خست و لئامت آنان ایراد می‌کنند. آورده‌اند که...
 ٠٨:٢٥ - 1396/07/01 - نظرات : ٠متن کامل >>
راز مثل‌ها
خیاط در کوزه افتاد
زمانی کسی به یک بلائی دچار می‌شود که پیشتر درباره‌اش حرف می‌زده، می‌گویند:« خیاط در کوزه افتاد.» ....
 ١١:٤٧ - 1396/06/13 - نظرات : ٠متن کامل >>
یک خشت هم بگذار در دیگ
راز ضرب‌المثل‌ها
یک خشت هم بگذار در دیگ
عروس خودپسندی، آشپزی بلد نبود و نزد مادرشوهرش زندگی می‌کرد. مادرشوهر پخت و پز را به‌عهده داشت. یک روز مادرشوهر مریض شد و از قضا آن روز مهمان داشتند. عروس می‌خواست پلو بپزد ولی بلد نبود، پیش خودش فکر کرد اگر از کسی نپرسد، پلویش خراب می‌شود و اگر از مادر شوهرش بپرسد، آبرویش می‌رود و او را سرزنش می‌کند. پیش مادر شوهرش رفت و سعی کرد طوری سؤال کند که او متوجه نشود که بلد نیست آشپزی کند. از مادرشوهر پرسید: چند پیمانه برنج بپزم که نه کم باشد، نه زیاد‌؟ ...
 ١٣:٢٧ - 1396/06/04 - نظرات : ٠متن کامل >>
آش نخورده و دهن سوخته
راز مثل‌ها
آش نخورده و دهن سوخته
ضـرب‌المثــــل‌هــای ایرانی بسیار شیرین اســــت و جــــــدا از داستـــــــــــانی بــــــودن آن، بسیــار پندآمیز و آموزنده است. ...
 ١٠:٤٨ - 1396/05/23 - نظرات : ٠متن کامل >>
راز مثل‌ها
دنبال نخود سیاه فرستادن
هرگاه بخواهند کسی از مطلب و موضوعی آگاه نشود و او را به تدبیر و بهانه بیرون فرستند و یا به قول علامه دهخدا:«پی کاری فرستادن که بسی دیر کشد.از باب مثال می‌گویند: «فلانی را به دنبال نخود سیاه فرستادیم» یعنی جایی رفت به این زودی‌ها باز نمی‌گردد. ....
 ١٢:١٢ - 1396/05/04 - نظرات : ٠متن کامل >>
نه خانی آمده نه خانی رفته
راز مثل‌ها
نه خانی آمده نه خانی رفته
وقتی که کسی بعد از چند بار تلاش و کوشش از آرزویش صرف‌نظر می‌کند و آن را کنار می‌گذارد می‌گویند: نه خانی آمده نه خانی رفته است . ....
 ١٢:٠٥ - 1396/04/31 - نظرات : ٠متن کامل >>
راز مثل‌ها
راز مثل‌ها
گول رنگش را خورده است
کاربرد: وقتی که کسی با عجله، کاری را انجام دهد و بدون دقت و از روی ظاهر آن، معامله‌ای را انجام بدهد این مثل را بکار می‌برند. .....
 ٠٨:١٢ - 1396/04/17 - نظرات : ٠متن کامل >>
راز مثل‌ها
از کوره در رفتن
کاربرد: درباره‌ی کسانی‌که به طور غیرطبیعی و سریع خشمگین شده و با حالتی غیرعادی رفتار می‌کنند.
 ١٤:٢٦ - 1396/04/01 - نظرات : ٠متن کامل >>
راز مثل‌ها
دست و پای کسی را توی پوست گردو گذاشتن
هنگامی که شخص زودباوری را به انجام کاری تشویق کنند و او بدون دوراندیشی و بررسی، به آن اقدام کند و بدین ترتیب در بن‌بستی گرفتار آید، درباره‌ی او می‌گویند که: «دست و پایش را در پوست گردو گذاشتند» یعنی کاری دستش داده‌اند که نمی‌داند چه بکند! ....
 ١٣:٥٦ - 1396/03/25 - نظرات : ٠متن کامل >>
راز مثل‌ها
از این ستون به آن ستون فرج است
کاربرد مَثَل: «هنگامی که فردی ناامید است و او را دلداری می‌دهند که در اندک فرصتی، مشکل رفع و گشایش در کار می‌شود.» ...
 ١٢:١١ - 1396/03/11 - نظرات : ٠متن کامل >>
راز ضرب‌المثل‌ها
کوه به کوه نمی‌رسد...
در دامنه‌ی دو کوه بلند، دو آبادی بود که یکی «بالاکوه» و دیگری «پایین کوه» نام داشت؛ چشمه‌ای پر آب و خنک از دل کوه می‌جوشید و از آبادی بالاکوه می‌گذشت و به آبادی پایین کوه می‌رسید. این چشمه زمین‌های هر دو آبادی را سیراب می‌کرد. روزی ارباب بالا کوه به فکر افتاد که زمین‌های پایین کوه را صاحب شود. ...
 ١١:٢٣ - 1396/03/04 - نظرات : ٠متن کامل >>
قهر شغال به نفع باغبانه
راز ضرب المثل‌ها
قهر شغال به نفع باغبانه
کاربرد: وقتی کسی که حضورش در جایی، تنها موجب زحمت دیگران باشد و با این‌وجود به سبب این حضور بر سر آن‌ها منت می‌گذارد و ناز می‌کند. ...
 ١٢:٠١ - 1396/02/28 - نظرات : ٠متن کامل >>
راز مثل‌ها
چشم‌روشنی
حضرت یوسف‌ علیه‌السلام پس از سال‌ها، سرانجام عزیز مصر شد. سالی که در کنعان قحط‌سالی رخ داد، فرزندان حضرت یعقوب‌ علیه‌السلام ناشناخته نزد یوسف عزیز مصر شتافتند و بدون آن‌که برادر را بشناسند از او استمداد کرده، آذوقه خواستند. حضرت یوسف‌ علیه‌السلام برادران را شناخت و به آن‌ها گندم و آذوقه داد. ....
 ١٠:٢٦ - 1396/02/23 - نظرات : ٠متن کامل >>
راز ضرب المثل‌ها
پهلوان پنبه
ایرانی‌ها از دیرباز به مناسبت‌های مختلف، جشن‌های همگانی را برپا می‌کردند، جشن نوروز در بهار، از جمله این جشن‌ها بود. ...
 ١٢:١٦ - 1396/02/07 - نظرات : ٠متن کامل >>
راز ضرب المثل‌ها
آب‌شان از یک جوی نمی‌گذرد
«آب‌شان از یک جوی نمی‌رود»؛ هرگاه میان دو یا چند تن در انجام کاری توافق و سازگاری وجود نداشته باشد، از این عبارت برای نشان دادن رابطه‌ی آنان استفاده می‌شود. ...
 ١٣:١٠ - 1396/01/31 - نظرات : ٠متن کامل >>
راز ضرب المثل‌ها
در دروازه را می‌توان بست؛ ولی دهان مردم را نمی‌توان بست!
روزی لقمان به فرزندش گفت: برو خودت را آماده کن تا باهم به مسافرت برویم. لقمان بر اسب سوار و پسرش دنبال او، حرکت کردند و رفتند تا به شهری رسیدند. مردم آن شهر چون آن دو را در آن حالت دیدند، گفتند: ....
 ١٠:٣٠ - 1396/01/24 - نظرات : ٠متن کامل >>
آب زیر کاه
راز ضرب المثل
آب زیر کاه
کاه، پوسته‌ی گندم به همراه برگ و ساقه‌ی خرد شده‌ی آن است. کاه خیلی سبک و کوچک است. برای همین می‌گویند از کاه کوه ساخته؛ یعنی یک موضوع کوچک را خیلی بزرگ نشان می‌دهد. همین سبک بودن کاه باعث می‌شود که کاه روی آب قرار بگیرد. کی؟ ...
 ١٣:٤٩ - 1395/12/10 - نظرات : ٠متن کامل >>

2 3 صفحه بعدی >>





چهارشنبه ٠٢ اسفند ١٣٩٦
جستجوی وب
کانال تلگرام
کانال تلگرام