*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا


گروه خبری: افق پارسایی 12  | تاریخ:1395/10/28 | ساعت:١٦:٢٦ | شماره خبر:٣٨٧٨٢١ |  


    زیارت مستحب، اما دروغ حرام است

زیارت مستحب، اما دروغ حرام است

  در یکی از سفرهای مرحوم محدث قمی اعلی‌الله‌مقامه‌الشریف به عتبات (نجف اشرف) به همراه خانواده، هنگام ورودش به مرز خسروی، وقتی مأمور عراقی گذرنامه ایشان را با همراهان داخل گذرنامه‌اش تطبیق می‌کند، متوجه می‌گردد که یکی از بچه‌های همراهش در گذرنامه نیست و (جزء فرزندانش نبوده)؛ مأمور عراقی این فرد اضافی را رد می‌کند و مدتی بین خانواده آقای شیخ عباس و مأمور به‌اصطلاح کلنجار می‌روند تا بلکه او را به نحوی متقاعد سازند که این فرد اضافه نیست و داخل فرزندان شیخ‌ قدس‌سره می‌باشد؛ ولی مأمور قبول نمی‌کند. ....  

  


محقق و مورخ فرزانه معاصر، مرحوم استاد علی دوانی قدس‌سره نقل میکند:

در یکی از سفرهای مرحوم محدث قمی اعلیاللهمقامهالشریف به عتبات (نجف اشرف) به همراه خانواده، هنگام ورودش به مرز خسروی، وقتی مأمور عراقی گذرنامه ایشان را با همراهان داخل گذرنامهاش تطبیق میکند، متوجه میگردد که یکی از بچههای همراهش در گذرنامه نیست و (جزء فرزندانش نبوده)؛ مأمور عراقی این فرد اضافی را رد میکند و مدتی بین خانواده آقای شیخ عباس و مأمور بهاصطلاح کلنجار میروند تا بلکه او را به نحوی متقاعد سازند که این فرد اضافه نیست و داخل فرزندان شیخ قدس‌سره میباشد؛ ولی مأمور قبول نمیکند.

مرحوم شیخ هم از اول ماجرا، طبق معمولش کناری را گزیده و بقچه دفتر و کتابش را باز نموده و مشغول نوشتن و کارش میگردد.

بالاخره مأمور عراقی با دیدن اصرار خانواده شیخ عباس قدس‌سره میگوید اگر آن شیخ (به حاج شیخ عباس قمی که در جای دورتر نشسته و مشغول تحقیق و نویسندگی است اشاره میکند) بگوید این جزء فرزندان شما است من قبول میکنم.

خانواده مرحوم حاج شیخ با شنیدن این حرف از مأمور عراقی، خوشحال و سراسیمه به سمت شیخ عباس قمی قدس‌سره میروند و میگویند قصه از این ماجرا است و اکنون مأمور عراقی گفته بهشرط اینکه آن شیخ (شیخ عباس قمی) موضوع فرد اضافه را قبول کند و تصدیق کند که از فرزندانش بوده و از گذرنامه نامش اشتباهی افتاده، مأمور عراقی قبول میکند و ماجرا فیصله مییابد.

شیخ عباس قمی قدس‌سره با شنیدن مطلب حاضر نمیشود این را تصدیق کند و به مأمور عراقی خلاف واقع را بگوید؛ و میفرماید: بنده برای زیارت عتبات عالیات که یک امر مستحب است میروم و در این راه دروغ که حرام است نمیگویم (زیرا فرزندش نبوده و این فرد به توسطی جهت همراهی با خانواده شیخ برای سفر به عراق ملحق شده بود) بالاخره از خانواده التماس و از شیخ انکار و بعد از گذشت مدتی، مأمور نتیجه را میخواهد که خانوده شیخ میگویند شیخ حاضر نیست قبول کند.

مأمور عراقی از این صداقت شیخ شگفتزده میشود که ایشان تا چه حدی تقوی و راستی را مراعات میکند.

و میگوید به دلیل این حرف صادقانه شیخ و بهخاطر راستی در گفتارش، اجازه ورود آن فرد اضافه را بههمراه خانواده شیخ میدهد.

فصلنامه بینات سال ششم شماره 3 2 تابستان و پاییز 1378

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA

 

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر: