*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا


گروه خبری: افق پارسایی 12  | تاریخ:1395/10/28 | ساعت:١٤:٢٧ | شماره خبر:٣٨٧٧٩٥ |  


    آیةالله مشکینی‌ قدس‌سره صلاح و فساد قلب

صلاح و فساد قلب

  شرافت آدمی و برتری او نسبت به بسیاری از آفریدگان به سبب قلب است، و به سبب قلب است که به معرفت پروردگار خود دست می‌یابد، معرفتی که مایه شرافت و جمال او در دنیا و مقام و کمال او در آخرت است. قلب است که خداشناس است و برای خدا عمل می‌کند و به سوی خدا می‌شتابد و به جوار الهی نزدیکی می‌جوید و اعضا و جوارح، پیروان و پیشکارانی هستند که قلب آن‌ها را به خدمت می‌گیرد، مانند پادشاه که بندگان را و صنعت‌گر که ابزار را به کار می‌گیرد. ... 

  


شرافت آدمی و برتری او نسبت به بسیاری از آفریدگان به سبب قلب است، و به سبب قلب است که به معرفت پروردگار خود دست مییابد، معرفتی که مایه شرافت و جمال او در دنیا و مقام و کمال او در آخرت است. قلب است که خداشناس است و برای خدا عمل میکند و به سوی خدا میشتابد و به جوار الهی نزدیکی میجوید و اعضا و جوارح، پیروان و پیشکارانی هستند که قلب آنها را به خدمت میگیرد، مانند پادشاه که بندگان را و صنعتگر که ابزار را به کار میگیرد.

قلب است که اگر از آفات سالم بماند، در پیشگاه پروردگار پذیرفته میگردد و اگر غرق در شهوات شود، از درگاه الهی محجوب میماند؛ و قلب است که اگر انسان آن را پاک و پیراسته سازد او را به رستگاری میرساند و اگر آنرا بیآلاید به نومیدی و شقاوت دچار میگردد.

در حقیقت قلب است که مطیع خداست و نور طاعتش بر اعضا و جوارح میتابد و اوست که نافرمانی خدا میکند و آثارش بر اعضا و جوارح نمودار میشود و با روشنی و تاریکی قلب است که زیباییها و زشتیهای ظاهر آشکار میشود، چراکه از کوزه همان برون تراود که در اوست.

قلب است که چون انسان آنرا شناخت، خود را شناخته؛ و چون خود را شناخت، خدای خود را شناخته؛ و اگر آنرا نشناخت، خود را نشناخته؛ و اگر خود را نشناخت، خدای خود را نشناخته است.

بنابراین، شناخت قلب و احوال و اوصاف آن، ریشه اخلاق و زیربنای راه کمال است. آن قلب، موجودی لطیف و ربانی و روحانی است که به بدن وابستگی دارد، مانند وابستگی اعراض به اجسام، یا کارگر به ابزار کار و یا وابستگی صاحب مکان به مکان.

همچنین باید دانست که راه تسلط شیطان بر قلب، حواس پنجگانه ظاهری و نیز قوای درونی مانند قوه خیال و شهوت و غضب است و قلب دائماً از این جهات تأثیر میپذیرد.

ویژهترین آثار حاصل در قلب، خواطر است. و این خواطرند که ارادهها را بر میانگیزند، زیرا تکیهگاه کارها خواطر است. خاطره رغبت را تحریک میکند و رغبت عزم و نیت را بر میانگیزد، و نیت همان اراده است که عضلات و اعضا را به حرکت وا میدارد.

خواطر تحریککننده دو نوعاند: نوعی انسان را به سوی خیر فرامیخواند و خیر همان است که به سود انسان میانجامد. و نوعی به سوی شر فرامیخواند و شر همان است که به زیان آدمی میانجامد.

خاطر نیکو و ستوده الهام نام دارد و خاطر بد و نکوهیده وسوسه. غالباً سبب خاطرههای فراخواننده به خیر، ملک (فرشته) است، و سبب خاطرههای فراخواننده به شر، شیطان.

در حدیث آمده: قلب را دو گونه خاطره و برخورد است: خاطره و برخوردی از فرشته و خاطره و برخوردی از شیطان. و نیز آمده: قلب مؤمن، میان دو انگشت از انگشتان خداست. یعنی میان دو آفریدهای که مقهور اراده تکوینی خدا هستند، مانند انگشت که در اختیار صاحب خود است، و آن دو آفریده فرشته و شیطاناند. و معنای اینکه قلب بین این دو قرار دارد آن است که خداوند آدمی را بر حسب اقتضای عمل و رغبت و دعای او با فرشته یا شیطان هر کدام که خود انتخاب کند، تنها میگذارد.

قلب بر اساس اصل فطرت، صلاحیت و آمادگی قبول دعوت فرشته و شیطان را دارد و با پیروی از هوای نفس و شهوات یا با رویگردانی از آنها و میل به طاعات، یکی از آن دو بر دیگری ترجیح مییابد؛ اگر انسان از مقتضیات اولی یعنی شهوات پیروی کند شیطان بر او مسلط میشود و قلب لانه او میگردد و از کسی میشود که شیطان در سینه آنان تخم و جوجه گذاشته و در دامان آنان جنبوجوش میکند. و اگر در مخالفت با شهوات مجاهده کند، قلبش محل استقرار و فرود فرشتگان میگردد و از کسانی میشود که بر ایشان از سوی خداوند عاقبت و پاداش نیک پیشی گرفته است.

حوزهنت

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA

 

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر: