*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی >  ویژه‌نامه‌ها > بهابادی 


گروه خبری: بهابادی  | تاریخ:1394/08/23 | ساعت:١١:٢٨ | شماره خبر:٣٦٨٤٤٠ |  


    علامه بهابادی در آیینه بزرگان و فرهیختگان

علامه بهابادی در آیینه بزرگان و فرهیختگان

 ▪ آیةالله‌‌ سیدعباس مدرسی یزدی ▪ استاد رسولی اراکی از فرهیختگان حوزه ....  

  


Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA

 

آیةالله‌‌ سیدعباس مدرسی یزدی

در حوزه علمیه نجف، برخلاف فلسفه، منطق بهصورت وسیعی تدریس میشد. از جمله کتابهایی که در آن دوره تدریس میشد میتوان به: الکبری، الحاشیه ملاعبدالله، منطق منظومه و منطق شفا اشاره کرد. که بنده حاشیه ملاعبدالله را نزد جناب مستطاب سیداعتمادی تلمذ کردم.

ملاعبدالله بهابادی علاوه بر اینکه از معقولدانان و حکیمان بوده، در فقه و علوم منقول هم دستی داشته است. در کتبی که پیرامون مشاهیر و علمای یزد نوشته شده، مانند کتابی که آقای سیدمحمدحسین مدرسی با عدهای از فضلا و اطرافیان آیةالله سبحانی پیرامون طبقات فقهای اسلام تألیف کردهاند، ملاعبدالله یزدی را جزو فقیهان یاد میکنند. همچنین در کتاب نجومالسرد مرحوم سیدجواد مدرسی نیز، شرح حالی از ملاعبدالله بیان شده است.

 مرحوم بهابادی مدتی متولی حرم حضرت امام علی  علیه‌السلام  بوده و خزانه غنی حرم شریف علوی  علیه‌السلام  که نفائس زیادی داشته است، تحت اختیار وی بوده و بر اثر حسن سلوک اجتماعی و مدیریت مناسب در امر تولیت، این منصب را در نسل وی باقی گذاردهاند. و از میان تألیفات ایشان، از آنجایی که کتاب حاشیه را در شهر مقدس نجف اشرف نوشته، برکت خاصی در این کتاب موجود است و تقریباً تمامی مراجع تقلید پنج قرن اخیر و عمده علمای اعلام، در ابتدای تحصیلات خود، این کتاب را درس گرفتهاند و بهویژه متکلمان و فلاسفه از آن بهرهها برده و شروح بسیاری هم بر آن حاشیه نوشته شده است.

استاد رسولی اراکی از فرهیختگان حوزه

همه علما، چه آن دسته از عالمانی که با دربار ارتباط داشته و چه آنهایی که مرتبط نبودهاند، جز تقویت شرع انور و مذهب حقه، انگیزهای نداشتهاند. البته مثل هر زمان دیگر روحانینمایانی بودهاند که با انگیزههای غیرالهی به شاه و دربار نزدیک میشدهاند، اما عالمان واقعی شیعه همواره برای اهداف الهی و آسمانی با دربار و شاه و حکام و وزرا ارتباط داشتهاند. عالمانی که از پذیرش منصبها سر بازمیزده و یا در اصل دیدار با شاهان احتزار داشتهاند (مثل شیخ حسنبن شهید ثانی صاحب کتاب معالم شاگرد ملاعبدالله بهابادی)، ادله خاص به خود را داشتهاند. در طرف مقابل هم عالمانی که کم یا زیاد با دربار ارتباط داشتهاند، عمدتاً بر اساس مبنای دینی و بعضاً به سبب جبری که در آن گرفتار شدهاند، این ارتباط را برمیتافتهاند و زمانی که موقعیت زمانه ایجاب میکرده که ارتباط با یک شاه یا حاکم و وزیر میتواند باعث تقویت دیانت و شریعت یا حداقل جلوگیری از ظلم دربار و درباریان شود، عالمان و فقیهان از این امر رویگردان نبوده-اند. ملاعبدالله بهابادی یزدی نیز که تولیت حرم مطهر و مقدس علوی (علیهوآلهالسلام) را قبول میکند، مقام و منصبی را برگزیده که وی را کاملاً از امور خودش غافل نمیکند. چون وی تقریباً به همان نسبتی که در شیراز و اصفهان تدریس و تصنیف داشته، در نجف هم عمده کارش همان امور است؛ اگرچه به امر تولیت حرم نیز میپرداخته، و تولیت آن روزگار چیزی شبیه منصب حاکم و والی بوده و به قضایای اجتماعی و منطقهای هم ربط داشته است.

اما در بیان علت روی آوردن ملاعبدالله به نوشتن آثار کلامی باید بگوییم که اگر ما دوران حکومت صفوی را به دو نیم تقسیم کنیم، تمام عصر زندگی ملاعبدالله بهابادی صاحب حاشیه، در نیمه اول آن حکومت قرار داشته که جریانهای تکفیری غیرشیعی در نیمه اول فعالتر بودهاند و عثمانی در شمال غرب و ازبکها در شمال شرق، نهتنها کتابهای متعددی علیه شیعه مینوشتهاند؛ بلکه بارها لشکرکشی کرده و شیعیان شهرهای مختلف را قتلعام میکردهاند. زمانی هم که جریانهای تکفیری فعال باشند، خواهناخواه نیاز به دفاع فکری و عقیدتی بیشتر احساس میشود و حتی اگر حکومت این اندازه تفطن نداشته باشد، خود عالمان به اهمیت این رویکرد واقف میباشند. و ما میبینیم آثار کلامی متعددی در همین زمینههای کلامی نوشته شده است.

حجةالاسلام والمسلمین مهدویمهر جانشین ریاست جامعة المصطفیالعالمیه

تکریم و بزرگداشت تاریخ و زندگی بزرگان و علما، از منظر یک کار معجمنگاری یا دائرةالمعارفی نیست؛ بلکه نیاز به یک کار بزرگی همچون احیای تراث دارد. جمعآوری و نشر آثار کسانی که در تاریخ اسلام خدماتی را عرضه کرده و فعالیتهای ماندگاری را انجام دادهاند، مصداق روشنی از تعظیم و تکریم شعائر الهی است.

نکتهای که در زمان حضور مرحوم علامه بهابادی در عراق باید مورد توجه قرار گیرد، این است که در دورهای، عتبات مقدسه عراق تحت حمایت جدی حکومت ایران بود و این ارتباط در دولت صفویه و حتی تا زمان دولت قاجاریه ادامه داشت و دولت‌‌ها ملتزم به خدمت به عتبات مقدسه بودند.

حجةالاسلام والمسلمین رجبی

عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه

حجـتالاسـلام والمسلمیـن محمـود رجبـی عضـو جـامعه مدرسیـن حـوزه علمیه گفت: ملاعبدالله بهـابـادی یـزدی در آموزش، تعلیم و تعلم و کتابت و تالیف کتب متعدد الگویی تمام عیار برای همه حوزویان است. وی یکی از شخصیتهای دوران صفویه است که در حوزههای مختلف صاحب نظر بوده و آثار ماندگاری را باقی گذاشته است. در حوزه منطق، تفسیر و کلام اسلامی کتب متعددی از این عالم در قالب تالیف و حاشیه بر آثار پیشینیان به یادگار مانده است.

علامه ملاعبدالله بهابادی یزدی رحمة‌‌الله‌علیه  از نظر شخصیت اخلاقی الگویی برای جامعه محسوب میشود و به ویژه در جنبههای علمی آثار قابل توجهی که مورد توجه علمای رشتههای مختلف بوده، بر جای گذاشته است. یکی از مواردی که در مباحث علمی جامعه نقش بسیاری بازی میکند، بحث منطق است و در واقع منطق، ناشی از تفکر صحیح اوست. ترفندهای کسانی که مخالف با دیدگاههای حق هستند، در مقام گفتوگو، استدلال و مناظره به کار گرفته میشود، در علم منطق در واقع زوایا بررسی و راهکارهایی برای جلوگیری از آنها ارائه میشود. در حوزه استدلال برای حقایق دینی و غیر دینی منطق است که ویژگیهای استدلال معتبر از غیر معتبر را نشان میدهد.

دوران صفویه دوران شکوفایی فرهنگ اهلبیت علیهم‌السلام  بوده و این دانشمندان بزرگ بودند که توانستند شکوفایی علم و معرفت در این دوران را در جامعه پایهریزی کرده و به ثمر برسانند. اگر در دوران صفویه شاهد این شکوفایی هستیم، به همت شخصیتهای دارای پشتکار و استقامت در رسیدن به اهداف و آرمانهای علمی بوده که توانستیم این شکوفایی را شاهد باشیم که میتواند برای جامعه الگو باشد. وی در محققسازی اهداف و شکوفایی علمی و تربیت دانشمندان بزرگ و شاگردانی مانند شیخ بهایی یا شهید ثانی نقش داشت و در زمینه تالیفات، تعلیم، تعلم و شکوفایی علمی الگویی برای جامعه هستند.

وی به اهمیت برگزاری همایشهای بزرگداشت علما برای طلاب و بزرگان گفت: یکی از کارهای ضروری این است که جامعه ما پیشینه خود را بشناسد و همچنین شاخصههای علمی، آموزشی و فرهنگی برای نسل جدید داشته باشد و توانمندیها را به آنها گوشزد کند. بنابراین، این همایشها در چگونگی دستیابی به اقتدار علمی در مقاطع تاریخی کمک کرده و خودباوری را در نسل کنونی ایجاد میکند و آثار برجسته آنها به عنوان گنجینه علم و معرفت در این کنگرهها معرفی میشود.

وی با بیان اینکه هر کار علمی نیازمند مشاهده پیشینه و سابقه کار است، گفت: این همایشها به منظور ارائه پیشینه علمی در رشتههای مختلف برگزار میشود و سیره و روش  این بزرگان در زمینه علمی، آموزشی، اخلاقی و تربیتی برای نسل جدید درسآموز است.

رجبی خاطرنشان کرد: برخی دانشمندان آثاری را خلق کردند، ولی امروز به سختی چنین کاری انجام میشود، با برگزاری بزرگداشتها انگیزه آنها به نسل دیگر منتقل میشود تا در سایه تلاش و کوشش کارهای بزرگی خلق کنند

دکتر حسین رهنمایی

 عضو هیئت علمی دانشگاه تهران

علامه ملاعبدالله یزدی از بزرگترین فیلسوفان و دانشمندان قرن اول ظهور حکومت صفویه بوده که دارای ویژگیهای متعدد و برجستهای است.

نهایت معرفت و شناخت ما نسبت به ایشان این است که وی یک عالم یزدی و صاحب کتابی به نام «حاشیه» در علم منطق میباشد. در واقع شناخت کاملی از ایشان بهوجود نیامده است. پس نسبت به شخصیتهایی که اینگونه هستند، اولین کار ما لزوم شکستن این فضای ناکافی و شناساندن کاملتر آن عالم میباشد.

بهطور کلی اصطکاک سیاسی بین نظام عثمانی و نظام صفوی، هم در فقه بوده و هم در کلام، که ملاعبدالله یزدی با رویکرد مثبت شیعی خود در این زمینهها تدریس و تألیف میکرده است. یعنی در حواشی تجرید قرن دهم که بزرگان شیعه از جمله ملاعبدالله یزدی نوشتهاند، تمامی شبهات و تهمتهای عثمانیهای شمالغرب ایران و ازبکهای شمال شرق ایران که علیه شیعه منتشر میشد جواب داده شده است. این یعنی نیازسنجی نسبت به زمانه و رفع حاجتهای زیست اجتماعی مردمی که حکومتی نوین را مشاهده میکنند. همچنین در بحثهای خاصی چون نماز جمعه از ایشان نوشتههایی وجود دارد، و اگر نسخهای از شرح استبصار ایشان هم یافت شود، به احتمال قوی، یک شرح با نگرش نقد اخباریگری است که در حال تکوین و تکوّن بوده است. همان آرزوی مرحوم یزدی در تقنین ادله عقلی بر قواعد فقهی هم یک نیاز زمانه بوده که اگر بیشتر به آن توجه میشد چهبسا اخباریگری قدرت نمییافت و نگاه منقول و معقول به علوم در حوزهها به جریان خود ادامه میداد.

همچنین ایشان «التجارةالرابحه» را بر اثر نیازی که مردم زمانه به فراگیری تفسیر دو سوره حمد و توحید داشتند، نگاشت.

حجةالاسلام والمسلمین شیخ حمید بغدادی

ملاعبدالله یزدی با اینکه از مراجع تقلید نبوده؛ ولی دانشمندی بزرگ و ملایی برجسته بوده که حق زیادی به گردن حوزهها دارد و مطرح شدن او دارای فوایدی است.

 کتاب وی، حاشیه ملاعبدالله یزدی از جهت علمی و فصاحت، یک کتاب با ارزش است که حوزههای علمیه از آن بسیار استفاده کردهاند و میکنند. ملاعبدالله این کتاب را در نجف اشرف نوشته و چهبسا مثل رضیالدین استرآبادی که کتاب مشهور شرح کافیه را در حرم شریف نجف نوشته، ملاعبدالله هم در فضای معنوی حرم این اثر را نوشته باشد. حاشیه در جایگاه خودش علمیت خوبی دارد و قرنها کتاب رایج منطقی حوزهها برای آموختن منطق در سطوح ابتدایی بوده و میتوان آنرا ناسخ کتب منطقی ماقبل خودش دانست. از حیث فصاحت بیان و روانی الفاظ و بلاغت جملات و عبارت-ها هم نهتنها حاشیه؛ بلکه بقیه آثاری هم که از ملاعبدالله بر جای مانده و شیخ آقا بزرگ در لابهلای کتاب شریف «الذریعه» بخشهای کوتاهی از آنها را نقل میکند، نشان میدهد که مرحوم یزدی، یک عالم فصیح و بلیغ بوده و این به سبب تدریس علوم بلاغی و دانشهای ادبی توسط وی و همچنین قوت عربیدانی حوزهها در آن روزگارها بوده است.

و شهرت ملاعبدالله قبل از نوشتن حاشیه، فراگیر بوده است. مرحوم آقابزرگ تهرانی در «طبقات أعلامالشیعه» بخش «احیاءالداثر» نقل میکند که شهید ثانی نامهای به وی مینویسد ـ که احتمالاً پیرامون علوم معقول و منطق و فلسفه و حکمت بوده که مرحوم یزدی در پی ایجاد موج آن در اصفهان یا نجف بوده است ـ و این نامهنگاری نشان میدهد که وی در شام هم مقداری شناخته شده بوده است. این رخداد، قبل از نوشتن حاشیه اتفاق افتاده است؛ چون حاشیه را بعد از شهادت شهید ثانی نوشته است. همچنین وی قبل از رفتن به نجف اشرف گمنام نبوده چون او را از اصفهان به نجف فرستادهاند.

حجةالاسلام والمسلمین حبیبالله یوسفی

عضو هیئت علمی گروه معارف دانشگاه علوم پزشکی کاشان

از جهاتی عدیده میتوان به زندگی پربار این محقق فحل و عالم توانمند نظر افکند. اول اینکه کتاب نفیس و شریف «الحاشیه» که گاه الحواشی هم خوانده میشود، علمیترین اثر این استاد بزرگوار و علامه گرانقدر و جامع منقول و معقول یعنی حضرت شیخ عبدالله بهابادی یزدی  قدس‌سره نیست. بدین معنا که درجه علمیت مرحوم یزدی را با الحاشیه نباید سنجید؛ چون این اثر یک اثر پیرامون یکی از علوم آلی و مقدماتی حوزه است و حال آنکه ملاعبدالله چنانکه از فهرست آثارش مبرهن و روشن است، در فقه، حدیث، تفسیر، کلام، ادبیات و بلاغت آثار متعددی نوشته است و سطح پارهای از این آثار بسیار والا میباشد و درجه علم و عیار دانش علامه یزدی را باید با آن آثار سنجید. ولی به سبب شهرت بیش از حد کتاب الحاشیه و نیز کتاب درسی بودن آن، مرحوم یزدی را معمولاً با این اثر منیف و منظم و جذاب میشناسند.

علامه بزرگ مرحوم شیخ عبدالله یزدی از دانشوران سترگ شیعی در سده دهم هجری قمری محسوب میشود. در روضاتالجنات و نیز الذریعه، از وی، با نام شهابادی هم یاد کردهاند که روشن است یک لغزش قلم یا اشکال چاپخانهای بوده است.

 با توجه به آثار علامه بهابادی مانند تفسیر ایشان بر سوره مبارکه حمد و همچنین توانایی او در عرصه ادبیات عرب و علوم بلاغی و فصاحت روح عربیدانی وی و قلمتازینویس او، دانسته میشود که مرحوم یزدی علاوه بر اینکه یک فقیه، منطقی، فیلسوف، محدث و مفسر بوده است، یک ادیب و بلاغی هم به شمار میرود.

استاد حامد صدر معاون پژوهشی پژوهشکده باقرالعلوم قم

الحق والانصاف باید ملاعبدالله یزدی را از مفاخر علمی و دینی ایران اسلامی به حساب آورد و ضمن برجسته نمودن آثار و خدماتش، از او تقدیر و تفخیمی ارجمند صورت بپذیرد.

خستگیناپذیری در مسیر کسب دانش و مهاجرت به شهرهای مختلف و مجامع مهم علمی هر روزگار و تلاش مستمر در مسیر تدریس علوم دینی و نگرش به اشتراک ماده اصلی علوم ـ حتی در دو عرصه علوم معقول و منقول ـ و توجه مناسب به ورود و خروج ساختارمند مباحث علمی و التفات به مقوله مهم علم دینی، از مؤلفههای یک پژوهشگر موفق است که در مرحوم علامه ملاعبدالله یزدی وجود داشته است. اگر شیوه نگارش وی در کتاب الحاشیه را شبیه شیوه تدریس وی بدانیم، باید او را دانشمندی موجزگو به شمار آوریم. من فکر میکنم مرحوم یزدی از میان کتب متعدد منطقی اسلاف و گذشتگان، بیجهت و از سر تفنن، «تهذیب» علامه تفتازانی را برنگزیده است تا بر آن حاشیه و شرح بنویسد. گمان میکنم ایشان از سر آگاهی و به سبب ساختار منظم و موجز رساله تهذیب، آنرا برای تحشیه انتخاب کرده باشد و شاهد حسن انتخاب وی هم ماندگاری این اثر در طول چندین قرن بهعنوان متن درسی در حوزهها میباشد. به باور بنده اگر حاشیه ملاعبدالله، تحریر و بازنویسی شود میتواند کماکان بهعنوان کتابی مدخلگونه بر منطق مظفر درآید.

حجةالاسلام والمسلمین هروی مسئول بینالملل کنگره علامه بهابادی

ملاعبدالله بهابادی از بزرگترین دانشمندان جهان تشیع در قرن دهم هجری است. نگاهی به وضعیت حوزههای علمی آن عصر و سفرهای علمی مرحوم یزدی؛ بهعلاوه جهات شاگردپروری ایشان و رویکرد اخلاقی و معنوی وی، همگی میتواند بهعنوان الگوی رفتاری دانشجویان و طلاب و بلکه عالمان و اندیشمندان حوزوی و دانشگاهی معرفی گردد.

در سیره علامه ملاعبدالله بهابادی، پیوند علم و اخلاق وجود دارد. کراماتی از وی نقل شده که ناظر به طهارت باطن وی است.

اینکه ایشان در عصر صفویه میزیست و برخلاف مشرب برخی افراد و شخصیتها، از دربار دوری نگزید و وقتی منصبی به وی پیشنهاد شد آنرا پذیرفت و به انجام فعالیت پرداخت؛ اگر تواریخ عصر صفویه را مشاهده کنید میبینید که در آن عصر عدهای امید داشتهاند که حکومتی تشکیل دهند که مقدمه بر ظهور منجی ؟عج؟ باشد و بدون شک این نگاه علاوه بر سعادت اخروی، زندگی دنیوی انسان را نیز خوشبو و پربرکت خواهد کرد.

حجةالاسلام والمسلمین دکتر احمد جنتامانی،   استاد دانشگاه شهید بهشتی تهران

در مـورد تـأثیـر ملاعبـدالله یـزدی در دانش و سیاست عصر صفویه باید بگوییم که با توجه به افکار ایشان و تمایز دوران قبل از مرحوم یزدی با دوران پس از وی، نقش اثرگذار و سازندهای در پرورش انسانها و شخصیتهای بزرگی که در جوامع سیاسی و تحولات علمی و فرهنگی ایران و عراق و شام داشتهاند، ایفا کرده است؛ یعنی ما در این نواحی بزرگانی را چون شیخ بهایی، میرزا ابراهیم همدانی، سیدمحمد عاملی لبنانی (صاحب مدارک) و شیخ حسن عاملی (صاحب معالم) فرزند شهید ثانی را میبینیم که همگی دستپرورده ملاعبدالله بوده و در سیاست و دانش عصر صفوی اثرگذار بودهاند. و شاید تا زمانی که نسل شاگردان ملاعبدالله وجود داشتهاند، اخباریگرایی رشد نکرده بود، و این نشان از سیطره فرهنگی نسل علمی پس از ملاعبدالله است. دیگر اینکه امنیت اجتماعی ایران و عراق در زمان ملاعبدالله نیز، از جهاتی مدیون بزرگانی چون صاحب حاشیه است.

ملاعبدالله انسان بسیار زیرکی بوده که در عصر فراگیری مادیگرایی، زندگی علمیاش را با تمرکز بر معقول (منطق، فلسفه و کلام) پی گرفته، یا تقدیر چنین بوده که وی عمده تلاشش را در زمانی صرف کند که رایحه ضدیت با معقول در حال استشمام بوده است.

حجةالاسلام والمسلمین پوروهاب کارشناس عرصه ادبیات

ملاعبدالله بهابادی یزدی عالم مشهور زمان صفویه میباشد که البته بعد از صفویه اغلب شهرت وی با کتاب منطقی معروف «حاشیه» همراه بوده است. این کتاب در طی قرنهای متمادی در حوزهها تدریس میشده و شروح متعددی هم بر آن نگاشته شده است. 

ملاعبدالله از عالمان برجسته روزگاران گذشته است که تلاش در راستای معرفی بیشتر وی، در حقیقت تلاش برای بزرگداشت شعائر الهی و علم و دانش است.

استاد محمدجواد صاحبی از محققان عرصه دینپژوهی

برخی عالمان و بزرگان ما از حیثیت افکار و آثار و اندیشهها و فعالیتهای علمی و سیاسی و اجتماعی و تأثیر در زمانه خود، منطقـهای و بـرخی جهانی هستند و نسبت به آخوند ملاعبدالله بهابادی اگر مقالاتی در زمینه زندگی علمی و اخلاقی ایشان، معرفی کتاب الحاشیه و نیز مسایلی چون همکاریهای عالمان با نظام صفویه تهیه شود، در شناساندن بیشتر آن شخصیت به جامعه علمی کشور و سایر طبقات مردم مفید و مؤثر خواهد بود.  مسئله دیگر، حضور علمای شیعه در عرصه سیاست زمان خویش میباشد. بهعنوان مثال، مرحوم شیخ بهایی از معروف-ترین شاگردان ملاعبدالله یزدی، با دربار ارتباط وسیعی داشته است و در عین حال در اشعار و لابهلای برخی آثارش بر این ارتباط میتازد. جمع بین همین مسئله، موضوع یک پژوهش قرار میگیرد.

 اما شخصیت مرحوم بهابادی یزدی منحصر در کتاب ایشان نیست و خواه ناخواه مورخان و تراجمنگاران ایرانی و غیرایرانی از وی سخن گفتهاند که باید این گفتهها تجمیع شده و به شیوههای متنوع و بهروز ارائه شود. تأثیرگذاریهای وی فراتر از منطقه بهاباد و یزد بوده و در حوزههای مطرح شیعی آن عصر تحصیل و تدریس داشته است. طبق جایگاه علمی و اجتماعی و حتی سیاسی باید برنامههای مجزایی تدوین و عملی شود.


 

 

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





سه شنبه ٢٦ دی ١٣٩٦
جستجوی وب
کانال تلگرام
کانال تلگرام