*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی >  ویژه‌نامه‌ها > رسالت جهانی 


گروه خبری: مصاحبه, خبر, رسالت جهانی  | تاریخ:1393/12/11 | ساعت:٠٠:١٤ | شماره خبر:٣٥٩٠٢٦ |  


    در گفت‌وگو با معاون بین‌الملل حوزه تشریح شد حجة‌الاسلام والمسلمین محمدحسن زمانی،

زبان‌آموزی طلاب؛‌ چرا و چگونه؟

 چند سالی است که از شروع فعالیت معاونت بین‌الملل حوزه می‌گذرد؛‌ معاونتی که برخی تأسیس آن را ضرورتی قدیمی می‌دانستند و برخی نوعی موازی‌کاری! با این همه، نگاهی گذرا به اقدامات این مجموعه، خلأ وجود آن‌را در حوزه بیش از پیش نمایان می‌کند. برگزاری سفرهای علمی، نیازسنجی و بسترسازی برای حضور فضلای حوزه در کنفرانس‌ها و همایش‌های داخلی و خارجی، تولید محتواهای بین‌المللی و اخیراً همایش بزرگ زبان‌دانان حوزوی؛‌ از اقدامات معاونت بین‌المللی حوزه بوده است.  

  


چند سالی است که از شروع فعالیت معاونت بینالملل حوزه میگذرد؛ معاونتی که برخی تأسیس آن را ضرورتی قدیمی میدانستند و برخی نوعی موازیکاری! با این همه، نگاهی گذرا به اقدامات این مجموعه، خلأ وجود آنرا در حوزه بیش از پیش نمایان میکند. برگزاری سفرهای علمی، نیازسنجی و بسترسازی برای حضور فضلای حوزه در کنفرانسها و همایشهای داخلی و خارجی، تولید محتواهای بینالمللی و اخیراً همایش بزرگ زباندانان حوزوی؛ از اقدامات معاونت بینالمللی حوزه بوده است.

به بهانه برگزاری این همایش، خبرگزاری حوزه در گفتوگویی با حجةالاسلام والمسلمین محمدحسن زمانی، معاون بینالمل حوزههای علمیه، جوانب مختلف موضوع زبانآموزی را مورد بحث قرار داده است.

بهعنوان اولین سؤال، بفرمایید زبانآموزی در دین اسلام چه جایگاهی دارد؟

اولین نکتهای که به ذهن میرسد، این است تا چه اندازه قرآن کریم بهعنوان اصلیترین منبع معرفت دینی مسلمانان و بهعنوان کتابی که از جانب خدا برای بشر نازل شده، نسبت به این موضوع الهام دارد؟

 ما معتقد هستیم «ولا رطب ولا یابس إلا فی کتاب مبین» بر این اساس آیات قرآن کریم را بررسی کردیم، آیات متعددی به نحوی مرتبط با زبانآموزی میشود که مناسبترین آن، آیه 4 سوره ابراهیم است که «و ما أرسلنا من رسول إلا بلسان قومه لیبین لهم فیضلالله من یشاء و یهدی من یشاء و هو العزیز الحکیم»؛ (و ما هیچ پیامبری را جز به زبان قومش نفرستادیم تا [حقایق را] برای آنان بیان کند، پس خدا هرکه را بخواهد بیراه می‌گذارد و هرکه را بخواهد هدایت می‌کند و اوست ارجمند حکیم) برای الهامگیری از این آیه شریفه، اندکی دقت تفسیری نیاز است. مثلاً نکره در سیاق نفی مفید عموم است و خداوند با جمله «و ما أرسلنا من رسول» میخواهد بفهماند که شرط همزبانی هر پیامبر با جامعهاش کلیتی استثناناپذیر است و همین نکته ظریف ادبی میتواند به ما حوزویان که وارثان انبیا هستیم، بفهماند هر مبلغ دینی که وارد ملتهای دیگر میشود، باید به آن زبان مسلط باشد.

اعزام مبلغ همراه مترجم چه کاستیهایی ممکن است داشته باشد؟

اعزام مبلغان ناآشنا با زبان خارجی و همراه با مترجم، خلاف این نکته الهام گرفته شده از قرآن است. البته یک راز علمی روان‌شناسانه هم داریم، گرچه عالم دینی میتواند با کمک مترجم، معارف را به جامعه مخاطب منتقل کند، اما قطعاً دو ضایعه در عملیات ترجمه پیدا خواهد شد؛ اول اینکه گاهی مترجم بخشی از معارف پیچیده سخنران را نمیتواند بفهمد تا منتقل کند. ضایعه دوم اینکه مترجم احساسات سخنران را که در چهره و گاه در لحن او پیداست، نمیتواند انتقال دهد.

وحی الهی به زبانهای مختلف بوده است

اگر بخواهیم تبلیغ بهصورت صحیح و مطلوب انجام گیرد، راهی جز تسلط به زبانهای مورد نیاز، نیست. حدیث شریفی در این زمینه وارد شده که امام صادق علیهالسلام میفرمایند: ما أنزلالله تبارک و تعالی کتاباً و لا وحیاً إلا بالعربیه؛ فکان یقع فی مسامع ألانبیا بألسنة قومهم و کان یقع فی مسامع نبینا صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم بالعربیه» (بحارالانوار/16/134 و 18/263) در این حدیث دو موضوع بیان شده اول اینکه خداوند آنچه را به انبیا وحی میکرد با زبان عربی بوده است. جمله دوم که میفرماید «کان یقع فی مسامع ألانبیا بألسنه قومهم» وقتی آن سخن وحی که ذاتاً عربی بود در گوش جان انبیا قرار میگرفت، به زبان قوم و جامعه هر پیامبری در قلب هر پیامبری نهاده میشد؛ بنابراین از اول معارف با همان زبان تحویل داده میشد.

یادگیری زبان مقدمه واجب است

راجع به اینکه منطقی است مبلغ با زبان فارسی به کشورهای دیگر برود و مترجم بگیرد یا اینکه بهتر است خودش زبان یاد بگیرد؟ امام خمینی در سخنرانی که در تاریخ 5 شهریور 1362 گفتند: «لازم است ما تبلیغ بکنیم و آنهم جزو واجبات است». تبلیغ در همه جای دنیا واجب است که لازمه این مطلب زبانآموزی میباشد. مقدمه واجب هم که واجب است. امام خمینی در این تعبیر زبانآموزی را جزو واجبات به شمار آوردند و این تکلیف شرعی مرکز مدیریت و مسئولان بزرگ حوزه است که در انجام این واجب اقدام لازم را انجام بدهند.

با این توضیحات مشخص شد، همین یک آیه در خصوص تدریس زبانهای بزرگ دنیا برای حوزویان کفایت میکند و زبانآموزی اصلی واجب و تردیدناپذیر است تا بتوانیم با کمک آن رسالت دینی در عرصه بینالملل را که واجب شرعی است، انجام دهیم.

با پذیرش ضرورت زبانآموزی، این سؤال پیش میآید که چه زبانهایی در اولویت هستند؟

اول اینکه تمام زبانهای بزرگ دنیا که بیشترین گوینده را دارد در اولویت قرار میگیرد. رهبر انقلاب در سخنانی که با اعضای شورای حوزه علمیه قم در 29 شهریور 1376 داشتند، فرمودند: «درسهایی هست که مورد نیاز تبلیغ است اگرچه از درسهای لازم حوزه نیست مثل زبان خارجی؛ پنج شش یا هفت زبان مهم در دنیا هست که اگر اینها را ندانیم کارمان پیش نمیرود یعنی هدایت را انجام ندادهایم. اگر کسی این زبانها را نداند دستش از لحاظ تبلیغی بسته است». تأکید مقام معظم رهبری این است که حوزویان باید زبان را فرا بگیرند و همچنین فرمودند، حتی افرادی که قصد اعزام به کشورهای دیگر را ندارند برای فهم نوشتههای دیگر ملل لازم است زبان آنها را بدانند.

بدنه حوزه چه اندازه پذیرای این مسئله یعنی یادگیری زبان است؟

اکثریت بدنه حوزه علاقهمند هستند. اقلیتی هستند که همچنان ابا دارند و معتقدند که ضرورت ندارد.

چرا؟

کسانی که میگویند ضرورت ندارد، برای حرف خود دو دلیل دارند؛ اول اینکه تبلیغ با مترجم هم میتواند انجام گیرد، دوم اینکه این امر باعث میشود تا وقت طلبهها گرفته شود. مقام معظم رهبری چون به این دلایل واقفاند، در یکی از سخنرانیهای خود به پاسخ اینگونه استدلالها پرداختند. در سخنرانی که در دیدار با جمعی از نخبگان حوزه در 13 آذر 1374 داشتند، گفتند: «اگر بگویم طلبه زبان خارجی لازم دارد، اگر کسی بخواهد بهطور کامل مفید باشد؛ میگویند طلبه وقت ندارد، راست هم میگویند؛ واقعاً با این وضعیت طلبه وقت ندارد» اینجا رهبری حرف سربستهای گفتند؛ ایشان چه وضعیت را نامطلوب میدانند و میگویند این وضعیت مانع شده تا وقت طلبهها گرفته شود؟ در یکی از سخنرانیهایشان اشاره کردند به اینکه متون درسی و نظام آموزشی بهگونهای برنامهریزی شده که تمام وقت طلبهها را گرفته و حال اینکه نیاز نیست طلبهها همه متون را کامل یاد بگیرند و میشود متون آموزشی مختصرتری را نوشت. در آنصورت در وقت هم صرفهجویی شده است.

این مسئله حساسی است؛ بسیاری از اساتید و فضلای حوزه مختصر کردن کتابها را مرتبط با ضعف علمی می‌دانند.

مطلب درستی است. یعنی طراحی درسی باید بهگونهای انجام گیرد تا هم قوت علمی محفوظ بماند هم صرفهجویی در وقت صورت گیرد. این با بازنویسی متون درسی امکانپذیر نیست؛ چون نمیشود عین همین متون وجود داشته باشد، اما سریعتر خواند.

تغییر متون درسی با حفظ قوت علمی باشد.

اگر متون درسی و نظام آموزشی ضمن حفظ علمی و اصالت معرفتی حوزوی بازنگری و مختصر شوند، نهتنها وقت خالی میشود، بلکه آنقدر فرصت خواهد بود که طلبهها به استاد زبانهای خارجی تبدیل شوند.

البته این کار در حوزههای دیگر کشورها انجام گرفته و شاهد بودم که دانشکده زبانهای دانشگاه الازهر مصر در این زمینه موفق شده و طلبههایی را تربیت کردند که هم حافظ کل قرآن هستند، هم فقه خودشان را خواندند و هم استاد زبانهای بینالمللی میباشند و همه این کارها در طول ده سال انجام گرفته است. در مصر شاید نزدیک به 200 نفر استاد زبان فارسی بودند که اصالتاً ایرانی نیستند. همه اینها دارای دکترای ادبیات فارسی بودند. این تجربه نشان میدهد که فرمایش مقام معظم رهبری شدنی است و بیرون از واقعیت نمیباشد.

با شرایط فعلی و نظام کنونی حوزه، طلاب از چه سطح و پایهای وارد فرایند یادگیری زبان شوند؟

دیدگاهها در این زمینه متفاوت است؛ یک دیدگاه این است که طلبه در سال اول باید به مکالمه عربی مسلط شود. نظر برخی مسئولان حوزوی نیز این است که طلبهها در ابتدا فقط زبان عربی همراه با مقداری معارف اسلامی و قرآنی بخوانند و در سال دوم درسها را یاد بگیرند. جامعةالمصطفی این کار را انجام داده و در سال اول فقط فارسی آموزش میدهد. جالب است که برخی از این افراد 6 یا 7 ماهه به زبان فارسی صحبت میکنند. برخی کشورهای اروپایی هم برای پذیرش دانشجو این کار را انجام میدهند و دانشجویان باید در سال اول زبان انگلیسی یا فرانسوی بخوانند.

نظر دیگر این است که از سالهای دوم و سوم آموزش زبان آغاز شود. با این استدلال که آموزش زبان در سال اول، ممکن است موجب ریزش رویکردی در طلاب شود و بعد از اینکه زبان را یاد گرفتند، احساس کنند که کارهای دیگری را میدانند و میتوانند در عرصههای مختلف وارد شوند، در حالیکه هنوز بنیان علمی آنها محکم نشده است. لذا اکنون کارشناسان حوزه به این نظر رأی دادند که آموزش زبان از پایه دوم و سوم آغاز شود و در حال تهیه متون برای این کار هستیم.

نظریه سوم این است که طلاب بعد از اینکه در دانش دینی سامان گرفتند، یعنی حداقل از پایههای هفتم و هشتم به بعد، میتوانند زبان را یاد بگیرند. استدلال طرفداران این نظریه این است که افرادی باید زبان یاد بگیرند که درس خارج میخوانند و از نظر مبلغ بودن مبلغ بالفعل شدهاند چون قطعاً میتوان از آنها بهره تبلیغی برد. نظریه سوم ضرورت دارد و 100 درصد تضمین شده که این کار انجام گیرد، گرچه مقداری که سن طلاب بالا میرود یادگیری سخت میشود لذا فراگیری مقداری سختتر میگردد.

الجمع مهما أمکن أولی منالطرح!!

دیدگاه بنده جمع بین سه نظریه پیش گفته است. این نظرات موقعی بدیل هم بهحساب میآیند که ناچار باشیم یکی فقط از اینها را انتخاب کنیم. اما با توجه به اینکه کل طبقات حوزویان ما از طلاب مبتدی تا سطوح دو و سه و فضلا و فرهیختگان حوزه فاقد آموزش زبانهای خارجی هستند، دلیلی ندارد که یک گروه را تحت پوشش قرار دهیم و دو گروه دیگر را محروم کنیم. لذا ما باید هر سه گروه را تحت پوشش قرار دهیم، منتها برای آسیبهای هر سه نظریه تدبیرهایی بیاندیشیم تا آن آسیبها کاهش پیدا کند. لذا دیدگاه بنده دیدگاه جمع بین اینهاست.

بعد از اینکه از این مرحله گذار عبور کردیم و همه حوزویان زبان را تا حد لازم فرا گرفتند، باید برای طلاب دورههای بعدی فکر کنیم که بهتر است آموزش زبان را از کجا شروع کنیم.

شما به چه زبانهایی آشنا هستید؟

من از طلبههایی هستم که نه مربیان در دوران تحصیل گفتند باید زبان یاد بگیرید و نه شرایطی در این زمینه برایمان فراهم شد. در چند سالی که در مصر بودم، فرصتی فراهم شد تا به زبان عربی در حد سخنرانی تسلط پیدا کنم و توانستم در آن دو سه سال بارها در الازهر سخنرانی کنم.

آیا یادگیری زبان در بین علمای سلف هم سابقهای دارد؟

قبل از علما راجع به ائمه اشارهای داشته باشم، ما در سیره رفتاری ائمه احادیث فراوانی میبینیم که گاه به زبانهای غیر عربی و متناسب با مخاطبشان سخن میگفتند و گاه بدون مترجم سخنان افراد غیرعرب را میشنیدند. طبق بحارالانوار زبانهای که ائمه با آنها صحبت کردند، عبارتاند از فارسی، ترکی، یونانی، عبری، سولانی، نوبهای، رومی، هندی، حبشی، نبطی، سریانی و زطی.

عالمان زباندان در تاریخ شیعه؛

اما راجع به عالمان بزرگی که در تاریخ تشیع داشتیم، مشاهده میکنیم که برخی از فقها و مجتهدان بزرگ برای اینکه معارف اهلبیت را به دیگر ملل برساند، به فراگیری زبانها پرداختهاند که به تعدادی از اینها اشاره میکنم. اول مرحوم شیخ احمد قمی در حدود 500 سال پیش برای اینکه بتواند وارد تایلند شده و در آنجا دین مبین اسلام را تبلیغ کند، زبانهای عربی، اردو، انگلیسی و تایلندی را فراگرفته و با این چهار زبان موفق شد محبوبیت زیادی در تایلند پیدا نموده و حتی به مقام نخستوزیری برسد و میلیونها مسلمان و شیعه در تایلند محصول تلاشهای این عالم بزرگ زباندان است. بعد مرحوم ملامهدی نراقی نیز زبان عبری و لاتین را فرا گرفت و با انجام کارهای پژوهشی به بررسی کتابهای که مسیحیان با این زبانها راجع به دین اسلام نوشتهاند، پرداخت.

سوم، صاحب جواهر، محمدحسن نجفی است که به فراگیری زبانهای اردو، انگلیسی و گجراتی پرداخت و توانست در جمع هندیها حضوری نقشآفرین داشته باشد. مرحوم علامه سردار کابلی یکی از شاگردان آقابزرگ تهرانی و شیخ عباس قمی هم به 4 زبان انگلیسی، عبری، عربی و اردو مسلط شد و در تبلیغات بین‌المللی خود همواره از این زبانها بهره میبرد. شیخ محمدتقی قمی نماینده آیةاللهالعظمی بروجردی که به مصر رفت، به سه زبان انگلیسی، فرانسه و عربی مسلط بود. شهید آیةالله بهشتی نیز به سه زبان انگلیسی، آلمانی و عربی و همچنین امام موسی صدر به سه زبان فرانسه، عربی و انگلیسی مسلط بودند. این افراد از جمله عالمان برجسته شیعه هستند که به زبانهای خارجی تسلط پیدا کردند. برای مطالعه بیشتر فعالیتهای تبلیغی حوزویان زباندان، معاونت بینالملل حوزه اقدام به تألیف کتابی با عنوان پرچمداران بینالمللی تبلیغ در تاریخ تشیع کرده که إنشاءالله بهزودی بعد از ویرایش و چاپ در دسترس علاقمندان قرار خواهد گرفت.

نکته مهم دیگر این است که مبلغ موفق بینالمللی، علاوه بر یادگیری زبان و داشتن علم دینی کافی، به آشنایی با فرهنگ و ادبیات مخاطب هم نیاز دارد؛ در این زمینه چه اقداماتی انجام گرفته است؟

▪ نکته دقیقی است. ما معتقدیم برای موفق شدن مبلغ علاوه بر تسلط به زبان، دانستن ادبیات آن ملت نیز ضرورت دارد چون اگر کسی فرهنگ ملتی را نداند، موفق نمیشود. البته منظور، فرهنگ به معنای عام است که چه موضوعاتی برای آنها احترام دارد؟ از چه موضوعاتی متنفر هستند؟ چه آدابی در نزد آنها محترم چه آدابی منفی است؟ خلاءهای فکری آنها چه میباشد؟ ارزشهای آنها چه چیزیهایی است و چه چیزهایی را ضد ارزش میدانند؟ مشترکات اسلام با این ملل چیست؟ چه مشترکاتی و یا چه تفاوتهایی دارند؟ بنابراین با ذکر این موارد باید گفت که اگر مبلغ اینها را نداند، نمیتواند به موفقیت برسد.

توجه به نیاز مخاطبان

▪ موضوعاتی که مردم چین به آن نیاز دارند با موضوعات معرفتی ملت مصر فرق میکند. کتابهایی که برای اینها مینویسیم با کتابهایی که برای مصر باید بنویسیم فرق میکند. آیا اگر کتابهایی که در ایران خریدار دارد، برای مصر یا برای چینیها ترجمه شود، آنها از این امر خوشحال میشوند؟ بعضی از کتابها در جهان تیراژ میلیونی دارند، ولی وقتی به فارسی ترجمه میشود، برای ما اهمیت ندارد؛ و این به دلیل تفاوت فرهنگ است.

به همین جهت، برای تربیت مبلغان بینالمللی لازم است تا علاوه بر زبان، درسی بهنام فرهنگ ملل و میراثسنجی دینی ملتها را هم در نظر بگیریم. اینکار در طول سه سال گدشته انجام و مورد استقبال قرار گرفته است. در هر دوره به طور معمول هر هفته یک کشور را در دستور کار قرار میدهیم و برجستهترین کارشناس در آن زمینه را هم دعوت میکنیم؛ مثلاً برای آشنایی با کشور چین از سفیرمان در چین دعوت کرده بودیم؛ یا برای سوریه، سفیرمان را در سوریه دعوت کردیم. یعنی ضرورت مطلبی که در خصوص کشور مورد نظر از نظر فرهنگی و دینی، یک مبلغ باید بداند توسط کارشناسان دعوت شده مطرح می‌گردد.

گاهی ممکن است این شبهه مطرح شود، با وجود اینهمه طلبه غیرایرانی که به ایران آمده و به کشورهای خود برمیگردند، چه نیازی به زبانآموزی طلاب ایرانی است؟

▪ این نکته درست است که برخی از نیاز تبلیغی کشورهای خارج را همین طلاب جامعةالمصطفیالعالمیه تأمین میکنند؛ و ما کار المصطفی را ارج مینهیم. اما دو کمبود هست؛ کمبود اول، در برخی از ملیتها و کشورها یا طلبه نداریم یا کم داریم؛ مثلاً از کشور یک میلیارد و چند صد میلیونی چین تعداد طلبههای ما نزدیک به صفر است. فرانسه که کشور مهمی است اما تعداد طلاب فرانسوی ما بسیار اندک هستند. از امریکا هم با چند صد میلون نفر جمعیت، در حوزه تعداد کمی طلبه داریم. پس باید ایرانیها به پا خیزند و این کمبود را جبران کنند. این مطلب را قبول دارم در کشورهایی که طلبه زیاد داریم مثل پاکستان و افغانستان، به تربیت طلبه به زبان آن ملت، کمتر نیاز خواهیم داشت. اما هر چه دورتر میرویم، نیازمان بیشتر میشود.

کمبود دوم، سطح علمیاست. از تمام کشورهایی هم که در ایران طلبه هستند نهایتاً افراد مذکور سطح را تمام خواهند کرد و بیشاز این نیست. برای دانشمندان و عالمان مسیحی فرانسه کافی نیست طلبههایی که تا پایه ده درس خواندهاند بتوانند آنها را ارشاد کنند. ما برای فرانسه به افرادی نیاز داریم که پاسخگوی سئوالات و شبهات فلسفی آنها باشد مثل استاد فیاضی، بنابراین توانمندی طلبههای فارغالتحصیل المصطفی در سطح توانمندی اساتیدشان نیست و همه آنها دارای اساتید متخصص در قم هستند.

درخصوص همایش زباندانان حوزوی، از شکلگیریِ ایده برگزاری تا امروز چه اقداماتی انجام گرفته؟

▪ جرقه اصلی برگزاری این همایش، مطالبات مقام معظم رهبری بود. ایشان به عنوان بزرگ‌ترین دیدهبان روحانیت شیعه، نیازهای کل جهان بشریت را میبینند و باید دیدگاههای ایشان را غنمیت شمرد. علاوه بر این، اعتقاد به ضرورت تبعیت از ولایت فقیه، ما را ملزم میکند تا شرعاً آنچه ایشان فرمان میدهند، با جان و دل بپذیریم.

البته در این زمینه، شورای محترم عالی حوزه و جامعه مدرسین گامی برداشته و مطالبات رهبری را تنظیم کردند. جلساتی را هم شورای معاونین حوزه با اشراف مدیر محترم حوزه در جامعه مدرسین با همت آیةالله یزدی برگزار و زمینههای اجرا را فراهم کردند. این اقدام مبارکی بود که بستر را فراهم کرد تا ما به عنوان معاونت بینالملل حوزه، به اجرای این فرمانها و رهنمودها بپردازیم. لذا تصمیم گرفتیم مطالبات بینالمللی سخنرانیهای مقام معظم رهبری در طول سفر 10 روزه به قم را استخراج کنیم. تعدادی از آنها استخراج شد، و در ادامه، تمام سخنرانیهای رهبری از آغاز انقلاب و حتی قبل از انقلاب مورد بررسیقرار گرفت. سپس توصیههای امام بزرگوار را در عرصه بینالمللی استخراج کردیم. نتیجه کار برای من شگفتآور بود و با اینکه معاون بینالملل هستم، اما خبر نداشتم که امام راحل بارها از حوزویان میخواستند تا زبان را فرا بگیرند؛ و احساس شرم کردم که سی سال گذشت و ما حوزویان دستور امام خمینی را اجرا نکردیم. این شرمندهگی، ما را وادار کرد رهنمودهای امام و رهبری را در کتابی جمع کردیم.

تدوین طرح زبان آموزی حوزویان

▪ یکی از دهها مطالبه امام راحل و رهبر انقلاب یادگیری زبان است، لذا تصمیم گرفتیم تا در عرصه آموزش زبان حوزویان اقدامی انجام دهیم. کار کارشناسی را شروع و طرحی ارائه دادیم که ده‌ها راه را به ما الهام میدهد. برخی از آنها استفاده از کلاس، گوش دادن به رادیو عربی ایران، نگاه کردن به شبکههای عربی، شرکت کردن در کلاس استادی که عربی تدریس میکند، تدریس برای طلبههای دیگر، خلاصه نوشتن به زبان عربی، دوره قرنطیه زبان یک ماهه مثل مدرسه شهیدین و گذراندن دوره زبان در خارج از کشور است.

ما طرح جامع زبانآموزی را فراهم کردیم و فهمیدیم یکی از این دهها راهکار، این است که باید به اطلاعرسانی ضرورت زبان به حوزویان بپردازیم. بخشی از جامعه حوزوی که هنوز به زبانآموزی توجه نکرده، با ارائه این اطلاعات، به ضرورت آن واقف خواهد شد. لذا تصمیم گرفتیم همایش زباندانان حوزوی را برگزار کنیم.

برکات متعدد همایش زباندانان حوزوی

▪ در بررسیهای بعدی افق جدیدی برای ما باز شد و متوجه شدیم که برگزاری این همایش میتواند به طور همزمان برکات متعددی داشته باشد. اولین برکت، شناسایی مستقیم و عینی زباندانهای حوزه است. دوم اطلاع از ظرفیتهای علمی و تبلیغی حوزه میباشد، چون مراکز اعزامکننده مبلغ از تمام ظرفیتهای حوزه استفاده نمیکنند. برکت سوم، آشنا شدن مراکز زبانآموزی حوزوی با یکدیگر است. ما بیش از 10 مرکز زبانآموزی حوزوی و مرتبط با حوزه داریم. اینها از ظرفیت یکدیگر اطلاع لازم را نداشتند و هر کدام مسیر خود را میپیموند که این همایش مقدمهای شد تا تمام مدیران زبانآموزی حوزه با روشها و فعالیتهای هم آشنا شوند.

برکت دیگر همایش، این است که دیدگاه بزرگان و پیشوایان دینی در زمینه زبانآموزی را به حوزویان برسانیم، لذا امیدواریم در این زمینه موفق شویم.

گفتوگو: مرتضی سعیدینجفی

 

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





شنبه ٣٠ دی ١٣٩٦
جستجوی وب
کانال تلگرام
کانال تلگرام