*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی >  ویژه‌نامه‌ها > بهجت عارفان ( چاپ دوم) 


گروه خبری: خبر, بهجت عارفان  | تاریخ:1389/02/26 | ساعت:١٠:٠٥ | شماره خبر:١١٢٥٦٤ |  


    

جرعه‌هایى جان‌بخش از بهجت قلب شیعیان

 ا با على علیه‌السلام یا با معاویه انسان یا به على علیه‌السلام تشبه دارد، که در این صورت اصحاب معاویه او را نمى‌پذیرند و یا به معاویه تشبه دارد، که در این صورت اصحاب على علیه‌السلام او را به خود راه نمى‌دهند. رشته کارها در طاعت و معصیت به هم پیوسته است رشته کارها در طاعت و معصیت به هم پیوسته است. اگر در طاعت گام اول برداشته شود، به دنبال آن توفیق برداشتنِ گام بعدى طاعت به ... 

  


یا با على علیه‌السلام یا با معاویه

انسان یا به على علیه‌السلام تشبه دارد، که در این صورت اصحاب معاویه او را نمى‌پذیرند و یا به معاویه تشبه دارد، که در این صورت اصحاب على علیه‌السلام او را به خود راه نمى‌دهند.

رشته کارها در طاعت و معصیت به هم پیوسته است

رشته کارها در طاعت و معصیت به هم پیوسته است. اگر در طاعت گام اول برداشته شود، به دنبال آن توفیق برداشتنِ گام بعدى طاعت به انسان دست مى‌دهد؛ و اگر در معصیت باشد، گام دوم هم زمینه معصیت خواهد بود.

بندگى روز، راه توفیق بیدارى شب

ما براى اوقات خواب خود افسوس مى‌خوریم که چرا براى نماز شب بیدار نمى‌شویم، در صورتى که اوقات بیدارى را به غفلت مى‌گذرانیم! زیرا اگر در بیدارى به توجه و بندگى مشغول بودیم، توفیق بیدارى شب را نیز براى تهجّد و خواندن نافله شب و تلاوت قرآن پیدا مى‌کردیم.

یاد مرگ، مرگ را به تأخیر مى‌اندازد!

آیا از این‌که حضرت سلیمان علیه‌السلام را با آن همه قدرت و شوکت ایستاده قبض روح کردند؛ ما نباید براى ماندن، سند ثبتى براى خود درست کنیم؟! بسیار مرگ را از خود دور مى‌بینیم و خیال مى‌‌کنیم با غفلت از مردن، مرگ دور مى‌شود، و حال این‌که مطلب عکس است، چنان که شاید در روایت آمده باشد که به یاد مرگ بودن و گذاشتن وصیّت در زیر سر در هنگام خواب سبب طول عمر مى‌شود.

رسول را با رسالتش بشناسید!

در روایت آمده است: إعرفوا اللّه باللّه، والرسول بالرسالة، اصول‌کافى/1/ 85؛

خدا را به خداوندى، و رسول را با رسالتش بشناسید.

جمله «إعرفوا اللّه باللّه» مى‌خواهد بگوید که بدانید خدا از همه تعریف‌ها اجل و اظهر و اعرف است، و ممکن است براى دیگران با تعریف انبیا علیهم‌السلام اجل و اعرف شود، و براى عده‌اى از باب «وربطنا على قلوبهم»، سوره کهف/14؛ (دل‌هایشان را استوار داشتیم.) باشد.

و جمله «والرسول بالرسالة» مى‌خواهد بگوید که رسالتش را ببنید و از آن پى ببرید که از جانب خداست، یعنى ببینید آیا ادعایى که مى‌کند درست است یا خیر. چنان که تورات و انجیل اصلش گویاى آن است که از خدا نیست، و معلوم است که اناجیل، حکایت بیانات حضرت عیسى علیه‌السلام است؛ البته انجیل «برنابا» که نصارى آن را قبول ندارند چنین نیست. براى نمونه در آن‌جا آمده است که: «برادرم موسى‌ علیه‌السلام مى‌فرمود: معصیت خدا را نکنید، ولى من مى‌گویم فکر معصیت را هم نکنید.»، این مطلب در مورد کراهت سوگند راست یادکردن و فکر زنا از حضرت عیسى علیه‌السلام نقل شده است. کافى/5/542؛ آیا این کلام سخن آدمى است؟ این کلام و نامه از خداست و هر نامه‌اى صاحبش را معرفى مى‌کند. بنابراین، عبارت «والرسول بالرسالة» یعنى تمام آن‌چه را که کتب گذشته دارد به ضمیمه معجزات دیگر را داراست، ببینید و خوب هم ببینید و بعد رسول را بشناسید. آقایى مى‌گفت: عیالم بدون داشتن شرافت خانوادگى به من مى‌گوید: حیف از من که گرفتار تو هستم! آیا حیف از قرآن نیست که بر ما نازل شده. ما که قرآن و شاهنامه در نظرمان فرقى ندارد؟!

روحانى و عالِم، به طبیبى مى‌ماند که هر کجا با افرادى برخورد نمود، آن‌ها را طبابت کند و دواى دردهاى آن‌ها را بیان کند؛ زیرا ممکن است دردمندى باشد که پى دوا مى‌‌گشته و نمى‌یافته ولى در نزد او دواى درد و مرض‌هاى روحى خود را پیدا کند.

حال ما تقریباً حال کسانى است که در زمان و نزد انبیا علیهم‌السلام بودند و از آن‌ها استفاده نمى‌کردند، زیرا ما هم در کنار نمایندگان آن‌ها یعنى علما هستیم و مى‌توانیم به نزد آنان برویم و از آن‌ها استفاده کنیم، ولى نمى‌رویم و استفاده نمى‌کنیم.

مگر مى‌شود ما خدا را بخواهیم و او ما را رها کند؟!

به طالب معرفت بشارت داده‌اند که رسیده‌اى، داخل شو:

أبشر الطالب بالوصول وقل لِلذى یطرق الأبواب أن یلجا

به طالب [معرفت] مژده وصال را بده، و به کسى که در مى‌زند، بگو  که وارد شود.

خدا کند وقت رفتن با یقین و بینایى از دنیا برویم! اگر طالب باشیم و در طلب، خلوص و جدیت داشته باشیم، در و دیوار به اذن‌اللّه، هادى ما خواهند بود؛ و اگر طالب و تشنه نباشیم، در کنار آن چشمه رحمت، محروم خواهیم بود، چنان‌که سخنان رسول خدا صلى‌اللّه‌علیه‌وآله در قلب ابوجهل و ابولهب اثر نکرد!

اگر مزاج انسان، علیل و مریض باشد، با پند و اندرز علاج او امکان‌پذیر نخواهد بود، و گل گاو‌زبان و گل بنفشه او را علاج نخواهد کرد. مگر مى‌شود ما خدا را بخواهیم و او ما را رها کند و به خود راهنمایى نکند؟!

گویا هیچ اتفاقى نیفتاده است!

اشخاصى بودند که مرجعیت، ریاست، مقامات دنیایى، ثروت و شخصیت اجتماعى از آن‌ها گرفته شده بود، ولى با این‌حال، مثل گل با طراوت و شادابى، کأن لم یکن شیئا، گویا این‌که هیچ اتفاقى نیفتاده است، مشغول کار خود بودند! از حرف‌هایى که مى‌زدند و نصیحت‌هایى که مى‌کردند، معلوم مى‌شد که گویا براى خودشان هیچ‌گونه ابتلایى واقع نشده است.

با دیدن چنین شخصیت‌ها، اگر آدم مى‌شدیم خیلى مناسب بود! با این‌که ما این‌گونه افراد را دیده‌ایم، اصلاً حال و وضع ما شبیه به آن‌ها نیست!

کارمان درست است اگر...

اگر تشخیص دهیم که باید در زندگانى با مطالب و علوم و ادعیه و فرمایشات اهل‌بیت علیهم‌السلام باشیم، کارمان تمام و کامل است؛ ولى چه کنیم که گاهى میل به این و گاهى میل به آن داریم؟! اگر چشممان را به نهج‌البلاغه و صحیفه و خطب و بیانات ائمه علیهم‌السلام دوخته بودیم، کارمان درست بود، علم و محبت و ایمان ما را بالا مى‌برد. طبق نقل، کار سلمان رحمة‌اللّه در اثر متابعت و پیروى، از لحاظ علم و دانایى به آن‌جا رسید که سال‌ها پیش فرمود: إذا أدرکتم سید شباب آل محمد، فکونوا أشد فرحاً بقتالکم معه، وقتى زمان سرور جوانان اهل بهشت (امام حسین علیه‌السلام) را درک کردید، براى جنگ در رکاب او، بیشتر خوشحال باشید.

و سال‌هاى سال گذشت تا این مطلب محقق شد.

چرا معطلید؟!

در روایت آمده است: «هر که از این نشأه برود، مى‌گوید: اى کاش زودتر آمده بودم! چه مؤمن باشد و چه کافر؛ مؤمن براى این‌که هرچه زودتر درجاتش را در بهشت ببیند و به نعمت‌هاى بهشتى و پاداش خود برسد، و کافر از جهت این‌که اگر کمتر عمر مى‌داشت و زودتر مى‌رفت، کمتر عذاب مى‌دید.»

لذا ارواح مؤمنین در خواب، دوستان زنده خود را دعوت مى‌کنند که چرا معطلید؟! قفس، جاى ماندن و نفس کشیدن نیست!

هم‌چنین در روایتى دیدم که: «اگر لذت تمام دنیا را جمع کنند، به یک لقمه‌اى که مؤمن در بهشت تناول مى‌کند نمى‌رسد.»

بلکه چیزهاى بالاتر از این در روایات است که راحتى و خوشى مؤمن در آن است.

گویا مؤمنین از نعمت‌هاى ظاهرى بهشت خسته مى‌شوند، و لذا یک استراحت و راحتى دیگرى مناسب مقام و مرتبه خود لازم دارند. «أعلى المناظر وأبهى المعانى»؛ (بالاترین مناظره‌ها و زیباترین معناها) خود یک مطلب است، و کار به جایى مى‌رسد که با این همه علوّ مقام، باز براى انسان استراحت و راحتى مطلوب مى‌شود، قرآن مى‌فرماید: «ولدینا مزید»، سوره/35؛ و نزد ما زیادى است. یعنى برتر و فوق «لهم ما یشاءون»، همان؛ (بهشتیان هر چه بخواهند براى آن‌ها مهیاست.) ولى چه کنیم که: خلق اللّه للحروب رجالاً و رجالاً لقصعة و ثرید. خداوند دلیر مردانى را براى جنگ، و افرادى را براى کاسه‌لیسى و آبگوشت آفریده است!

به گونه‌اى دعا کنیم که استجابت آن را بفهمیم و...

برخى گمان مى‌کنند که دعا، کار پیرزن‌ها و پیرمردها و عجزه - افراد ناتوان و عاجز - است، آن‌ها که نمى‌توانند در میدان جنگ و جهاد شمشیر بزنند؛ ولى معلوم مى‌شود مسأله از این بالاتر است، در روایت درباره شرایط استجابت دعا، آمده است: «من دعا و هو لایُحِسُّ سوى الأجابة أستُجِیب له» هر کس دعا کند و جز اجابت احساس نکند، دعایش مستجاب مى‌شود.

گویا حالتى در ما پیدا شده شبیه به یأس از اجابت، که دعاى ما فقط با زبان و لقلقه لسانى است نه دعاى برخاسته از دل مطمئن و امیدوار به اجابت. قلب متیقن و دل شکسته‌اى مى‌خواهد که دعایش مثل تیر به هدف برسد، به گونه‌اى که دعا کنیم و اجابت آن را بفهمیم، و یا حداقل به ما وعده استجابت بدهند، ولو بعد از چهل سال، هم‌چنان که درباره حضرت یعقوب علیه‌السلام ظاهراً دارد.

امتثال نافله، از امتثال فرایض اقوى است

امتثال نافله از امتثال فرایض اقوى است، یعنى اگر چه ممتثل در فریضه اقوى است، ولى امتثال و اظهار عبودیت و عبدیت در نوافل، اقوى از فرایض است. از این رو، درباره قضاى نوافل در روایت آمده است: «یباهى اللّه ملائکته فیقول: أنظروا الى عبدى، کیف یقضى نافلة لم أفرضها علیه!»، بدین مضمون: وسائل‌الشیعة/4 /77 و275و278؛ خداوند به فرشتگان فخر و مباهات مى‌کند و مى‌گوید: به بنده‌ام نگاه کنید و ببینید که چگونه قضاى نماز مستحبى‌اى را که بر او واجب نکرده‌ام، بجا مى‌آورد!

راه را گم کرده‌ایم

آن قدر راه را گم کرده‌ایم و آن‌قدر از قرآن و عترت کناره گرفته و دور افتاده و بیگانه شده‌ایم که نزدیک است به آمریکا و اروپا برویم و از آن‌ها سؤال کنیم که شما از قرآن و عترت چه فهمیده‌اید؟ به ما یاد دهید! علت آن است که ما از آن‌چه در دست داریم استفاده نمى‌کنیم و به آن عمل نمى‌کنیم، لذا وقتى کفار که  مزایاى اسلام را مى‌دانند، چیزى مى‌گویند تصدیق مى‌کنیم و سخنانشان باورمان مى‌آید. و دیگر این‌که ما عبید دنیا هستیم، لذا ما را با تطمیع از کتاب و عترت منحرف و منصرف کرده‌اند، مى‌بینیم ولى گویا نمى‌بینیم! جلوى ضریح امام رضا ‌علیه‌السلام در یک شب، پنج کرامت دیدم: شفاى مریض و کرامت‌هاى دیگر، وقتى این مطالب را براى ما نقل مى‌کنند، گویا داستان رستم و افراسیاب مى‌خوانند!


انتهای پیام

 

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





شنبه ٣١ شهريور ١٣٩٧
جستجوی وب
کانال تلگرام
کانال تلگرام