*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی > نمایش اخبار 


پرس‌وجو شماره خبر: ٤٠٥٥٠٧ ١٩:٠٩ - 1397/11/16   پرس‌وجو شماره 581 ارسال به دوست نسخه چاپي


پرس‌وجو شماره 581

آیا حدیث «نحن معاشرالانبیاء لانورث ما ترکناه صدقة» با سنت نبوی موافقت دارد؟


خلیفه اول برای توجیه غصب فدک مدعی شد که: پیامبر‌ صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «نحن معاشرالانبیاء لا نورث ما ترکناه صدقة؛ ما گروه انبیاء چیزی به ارث نمی‌گذاریم و آن‌چه ما باقی می‌گذاریم صدقه است». این حدیث مخالفت‌های متعددی با سنت نبوی دارد که به مواردی از این مخالفت‌ها اشاره می‌کنیم...


 الف) وصیت پیامبر به بهرهمندی همسران

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم وصیت نمود که آنچه پساز نفقه همسرانم باقى مىماند، صدقه است، نه اینکه تمام آنچه پساز من باقى مىماند، صدقه است، از جمله بخاری در صحیح خود مینویسد: «أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله و سلم قَالَ: لاَ یَقْتَسِمُ وَرَثَتِى دِینَارًا، مَا تَرَکْتُ بَعْدَ نَفَقَةِ نِسَائِى وَ مُؤْنَةِ عَامِلِى فَهْوَ صَدَقَةٌ».(1)

از این روایت که در معتبرترین کتابهاى اهلسنت؛ همچون صحیح بخارى و صحیح مسلم آمده، به روشنى معلوم مىشود که تمام اموال رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم صدقه نیست و وارثان آن حضرت از اموال ایشان محروم نیستند.

از این رو، این حدیث با حدیث خلیفه اول در تعارض است و به دو دلیل بر حدیث او «نحن معاشرالانبیاء...» مقدم است:

1 این حدیث موافق قرآن و حدیث ابوبکر مخالف قرآن است. معناى این حدیث از آنجا که باعث محرومیت تمام وارثان نمىشود، موافق آیات قرآن در نهى از وصیتى است که باعث محرومیت وارثان مىشود؛ در حالى که حدیث ابوبکر مخالف این آیات است. خداوند در قرآن مىفرماید: «... مِنْ بَعْدِ وَصِیَّةٍ یُوصَى بِهَا أَوْ دَیْنٍ غَیْرَ مُضَار ٍّوَصِیَّةً مِنَ اللَّهِ وَاللَّهُ عَلِیمٌ حَلِیمٌ؛(2) وصیت و قرض متوفى، نباید براى وارثان مضر باشند این سفارش خداوند است و خداوند دانا و بردبار است».

2 این حدیث، مخصص حدیث ابوبکر است: این حدیث، تمام اموال رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را صدقه قرار نمى‌‌دهد؛ بلکه اموال نقدى را پس از خارج شدن نفقه و مؤونه، صدقه معرفى مىکند؛ بنابراین، این حدیث مىشود خاص، در حالى که حدیث ابوبکر عام است؛ یعنى تمام اموال رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را بدون استثناء کردن مؤونه و غیر آن صدقه قرار مىدهد، در نتیجه چون لحن این حدیث خاص است بر عام مقدم مى‌‌شود، که البته این قانونى است عام.

فخر رازى با تصریح بر این نکته مىنویسد:

در تعارض دو حدیث که یکى عام و دیگرى خاص باشد، خاص بر عام مقدم و ملاک عمل قرار مىگیرد.(3)

مؤید این تخصیص، نقل این حدیث در مسند احمدبن حنبل بهصورت تلفیقى است:

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: «انا معاشر الأنبیاء لا نورث ما ترکت بعد مؤنة عاملی و نفقة نسائی صدقة».(4)

ما گروه پیامبران چیزى به ارث نمى‌‌گذاریم، آنچه که پساز مخارج کارگر و نفقه همسران من باقى بماند صدقه است.

نکته مهم و قابل دقت در این حدیث این است که در این نقل حقوق کارگران و مخارج همسران رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم استثناء شده است؛ بنابراین باید بپرسیم: چه فرقى میان همسران پیامبر، و فرزند آن حضرت وجود دارد که همسرانش پس از وى از اموال او حق استفاده داشته باشند؛ ولى حضرت زهرا علیها السلام از آن محروم باشد؟!!!

از سوى دیگر جمله «لایقتسم ورثتی دیناراً» در صدر روایت به معناى نهى نیست؛ بلکه به معناى خبردادن رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از چیزى است که پس از ایشان واقع خواهد شد.

همانگونه که طبرى به این نکته اشاره کرده و مىنویسد: طبری گفته است: این جمله که: [درهم و دینارى بین وارثان من تقسیم نشود] به معناى نهى نیست؛ بلکه به این معنى است که من دینار و درهمى باقى نگذاشتهام تا بین وارثان من تقسیم شود.(5)

اگر این تفسیر و تحلیل را واقعى بگیریم این پرسش مطرح مىشود که: اگر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم وضعیت ارثشان را مشخص کردهاند؛ پس مطالبه حضرت زهرا براى چه بود؟

در پاسخ مىگوییم: مطالبه ارث، دلیل بر مصادره آن است: مطالبه و دفاع از حق ارث در صورتى است که به اعتقاد مطالبهکننده، دیگران او را به ناحق از حق طبیعىاش محروم کرده باشند، و این خود دلیل روشنى است بر اینکه دستگاه حکومت، اموال رسول صلی الله علیه و آله و سلم را مصادره کرده و از دستیابى وارثان به آن ممانعت به عمل آورده است.

به عبارت روشن وقتی ارثی مصادره شده باشد امکان تقسیم آن وجود ندارد و در حقیقت پیامبر خبر از این اتفاق شوم داده، نه اینکه دستور به عدم تقسیم میراث داده است.


 ب) نهی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از وصیت بیش از ثلث

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از وصیت به بیش از ثلث منع فرموده است؛ حتى اگر وصیتکننده غنى و ثروتمند هم باشد؛ چراکه وصیت او باعث ضرر به وارثانش مىشود؛ از این رو هیچ کس مجاز به وصیت بیش از ثلث نیست؛ در حالى که حدیث ابوبکر با معنایى که اهلسنت بر آن اصرار مىورزند، انجام وصیت بیش از ثلث را از سوى پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم ثابت مىکند.

احادیث ذیل نیز مؤید سخن پیشین است:

بخاری در صحیحش می‌‌نویسد: «عَنْ سَعْدِ بْنِ أَبِى وَقَّاصٍ قَالَ جَاءَ النَّبِىُّ صلی الله علیه و آله و سلم یَعُودُنِى وَأَنَا بِمَکَّةَ، ... قُلْتُ یَا رَسُولَ اللَّهِ، أُوصِى بِمَالِى کُلِّهِ قَالَ: «لاَ» قُلْتُ فَالشَّطْرُ قَالَ: «لاَ» قُلْتُ الثُّلُثُ. قَالَ: «لا» فَالثُّلُثُ، وَ الثُّلُثُ کَثِیرٌ، إِنَّکَ أَنْ تَدَعَ وَرَثَتَکَ أَغْنِیَاءَ خَیْرٌ مِنْ أَنْ تَدَعَهُمْ عَالَةً یَتَکَفَّفُونَ النَّاسَ فِى أَیْدِیهِمْ، وَ إِنَّکَ مَهْمَا أَنْفَقْتَ مِنْ نَفَقَةٍ فَإنها صَدَقَةٌ، حَتَّى اللُّقْمَةُ الَّتِى تَرْفَعُهَا إِلَى فِى امْرَأَتِکَ، وَ عَسَى اللَّهُ أَنْ یَرْفَعَکَ فَیَنْتَفِعَ بِکَ نَاسٌ وَ یُضَرَّ بِکَ آخَرُونَ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ یَوْمَئِذٍ إِلاَّ ابْنَةٌ؛ (6) سعدبن ابووقاص مىگوید: رسول خدا در مکه به عیادت من آمد،... گفتم: اى رسول خدا، آیا تمام اموالم را وصیت کنم؟ فرمود: نه، گفتم: به بیشتر اموالم؟ فرمود: نه، گفتم: به ثلث مالم؟ فرمود: نه به ثلث وصیت کن و ثلث هم زیاد است. اگر وارثانت پس از تو ثروتمند باشند بهتر از این است که نیازمند دیگران باشند، هر نفقهاى که انجام دهى براى تو صدقه محسوب مىشود حتى لقمهاى که به دهان همسرت مىگذارى، امید است خداوند تو را عزت دهد که مردمى از تو نفع ببرند، و این در حالى بود که سعد در آن روزگار یک فرزند دختر بیشتر نداشت.»

سرخسى از فقهاء حنفى در توضیح روایت نهى رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از وصیت بیش از ثلث مىگوید: این روایت دلیل است بر اینکه سزاوار نیست به بیش از ثلث اموال وصیت شود؛ زیرا رسول خدا کسانى را که در وصیت، به حق دیگران تجاوز کنند مذمت کرده است، و خداوند فرموده است: «آنان که از حدود الهى تجاز نمایند ستمگرند»، در حدیث آمده است: پایمال کردن حقوق دیگران در وصیت از گناهان بزرگ است، و تجاوز از حدود شرعى به این است که براى بعضى از وارثان وصیت کند یا به بیش از ثلث وصیت نماید که باعث ضرر رساندن به وارثان دیگر است.(7)

ابنقدامه نیز از فقها حنبلى مىگوید: بهتر است که به ثلث کامل هم وصیت نشود: اگر میت ثروتمند هم باشد نباید وصیتش ثلث کامل از اموالش را شامل شود؛ چون پیامبر فرموده است: ثلث زیاد است، ابنعباس گفته است: مردم اگر از ثلث کمتر وصیت کنند بهتر است زیرا رسول خدا فرمود: ثلث زیاد است، این سخن و تفسیر در بین دانشمندان اتفاقى است.(8)

با توجه به مطالب پیشین، آیا شایسته است که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم مردم را به کارى تشویق نماید و بر عمل به آن تأکید فرماید و یا دیگران را از کارى نهى کند؛ ولى خود بر خلاف آن عمل نماید؟ در صورتى که قرآن کریم مىفرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ ٭ کَبُرَ مَقْتًا عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ؛(9) اى افرادى که ایمان آورده‏اید! چرا سخنى مى‌‌گویید که عمل نمى‏کنید؟! نزد خدا بسیار موجب خشم است که سخنى بگویید که عمل نمى‏کنید!»

در حالی که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم پیشتاز در عمل به دستورات الهی است، زیرا که الگوى مؤمنین و سمبل عملى در رفتار و کردار مىباشد چنانکه خداوند او را چنین معرفی مینماید: «لقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ کَانَ یَرْجُو اللَّهَ وَ الْیَوْمَ الْآَخِرَ وَ ذَکَرَ اللَّهَ کَثِیرًا؛(10) مسلماً براى شما در زندگى رسول خدا سرمشق نیکویى بود، براى آنها که امید به رحمت خدا و روز رستاخیز دارند و خدا را بسیار یاد مى‏کنند.»


 ج) مال هر کس، به وارثان او مىرسد

بدون شک هر انسانى پس از مرگ، اموالش به نزدیکترین افراد از وارثان او منتقل مىشود و در حقیقت مالک اصلى آنان هستند.

بخارى در صحیح خود چندین روایت در این باره نقل مى‌‌کند که ما به یک روایت از آنها بسنده مىکنیم: «عن أبی هُرَیْرَةَ أَنَّ النبی صلی الله علیه و آله و سلم قال: ما من مُؤْمِنٍ إلا وأنا أَوْلَى بِهِ فی الدُّنْیَا وَالْآخِرَةِ اقرؤوا إن شِئْتُمْ «النبی أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِینَ من أَنْفُسِهِمْ» فَأَیُّمَا مُؤْمِنٍ مَاتَ وَتَرَکَ مَالًا فَلْیَرِثْهُ عَصَبَتُهُ من کَانُوا...؛(11) من در دنیا و آخرت نسبت به هر مؤمنى اولى هستم، اگر خواستید بخوانید: «پیامبر اولى به مؤمنان است از خودشان» پس هر مؤمنى که مالى از خودش مى‌‌گذارد مال فرزندان و نزدیکان او است.(12)

..............................................

 پینوشتها

1. صحیح بخاری، بخاری جعفی، ج3، ص1020، ح2624، کتاب الوصایا، بَاب «نَفَقَةِ الْقَیِّمِ لِلْوَقْفِ» و ج3، ص1128، ح2929

2. نساء/11 و 12

3. تفسیر کبیر یا مفاتیح الغیب، رازی شافعی، ناشر: دار الکتب العلمیة، بیروت، چاپ اول، 1421ه/2000م، ج3، ص61، ذیل آیه 48 سوره بقره

4. مسند احمد، الشیبانی، احمدبن حنبل، ناشر: مؤسسة قرطبة، مصر، ج2، ص463، ح9973

5. شرح صحیح البخاری، إبنبطال بکری قرطبی، تحقیق: أبوتمیم یاسربن إبراهیم، ناشر: مکتبةالرشد، السعودیة، الریاض، چاپ دوم، 1423ه - 2003م، ج5، ص258

6. صحیح بخاری، بخاری جعفی، تحقیق د. مصطفى دیب البغا، ناشر: دار ابن کثیر، الیمامة، بیروت، چاپ سوم، 1407م 1987م، ج3، ص1006، ح2591، کتاب الوصایا، باب «أَنْ یَتْرُکَ وَرَثَتَهُ أَغْنِیَاءَ خَیْرٌ من أَنْ یَتَکَفَّفُوا الناس»؛ صحیح مسلم، نیشابوری، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ناشر: دار إحیاء التراث العربی، بیروت، ج3، ص1252، ح1628، کِتَاب الْوَصِیَّةِ، بَاب «الْوَصِیَّةِ بِالثُّلُثِ».

7. المبسوط، سرخسی، ناشر: دارالمعرفة، بیروت، ج27، ص144

8. المغنی فی فقه احمد بن حنبل الشیبانی، مقدسی، ناشر: دارالفکر، بیروت، چاپ اول، 1405ه، ج6، ص56؛ الشرح الکبیر على متن المقنع، مقدسی، ج6، ص426

9. صف/2 و 3

10. احزاب/21

11. صحیح بخاری، بخاری جعفی، تحقیق د. مصطفى دیب البغا، ناشر: دار ابنکثیر، الیمامة، بیروت، چاپ سوم، 1407 - 1987 ج2، ص845، ح2269، کِتَاب «الِاسْتِقْرَاضِ وَأَدَاءِ الدُّیُونِ وَالْحَجْرِ وَالتَّفْلِیسِ»، بَاب «الصَّلَاةِ على من تَرَکَ دَیْنًا» و ج4، ص1795، ح4503، کتاب التفسیر، بَاب «النبی أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِینَ من أَنْفُسِهِمْ».

منبع: پایگاه اطلاعرسانی دفتر آیتالله‌‌العظمی مکارم شیرازی


 


خروج