*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی > نمایش اخبار 


پرس‌وجو شماره خبر: ٤٠٥٣٨٨ ١٢:١٢ - 1397/11/14   ما چه اندازه به دین احتیاج داریم؟ دین چه مشکلی را از ما حل می‏کند؟/ آیت‌الله مصباح یزدیپرس‌وجو شماره 580 ارسال به دوست نسخه چاپي


ما چه اندازه به دین احتیاج داریم؟ دین چه مشکلی را از ما حل می‏کند؟/ آیت‌الله مصباح یزدیپرس‌وجو شماره 580

ما چه اندازه به دین احتیاج داریم؟ دین چه مشکلی را از ما حل می‏کند؟/ آیت‌الله مصباح یزدی


نقش دین در زندگی انسان چیست؟ ما چه اندازه به دین احتیاج داریم؟ دین چه مشکلی را از ما حل می‏کند؟ اگر کسی دین نداشته باشد چه می‏شود؟ آیا ممکن است چیزی جایگزین دین شود؟ در پاسخ به این پرسش‏ها، نخست باید بفهمیم دین یعنی چه؟ تا بدانیم دین در زندگی انسان چه نقشی دارد. اگر دین و انسان را نشناسیم، پاسخ این سؤال‌ها، پاسخی روشن و عقلانی نخواهد بود....



جامعه ‏شناسان در مقام تعریف دین، آن را بهعنوان یک نهاد اجتماعی و پدیده‏ای که در زندگی اجتماعی انسان در طول تاریخ وجود داشته، دانسته‏اند و تعریفاتی برای آن ارائه کردند. دین به نظر ما عبارت است از مجموع ه‏ای از اعتقادات، خُلقیات و رفتار که در سعادت ابدی انسان مؤثر است و نداشتن آنها موجب شقاوت انسان می‏شود. به عبارت دیگر میتوان گفت که دین سه بخش دارد: اعتقادات، اخلاق و احکام. درباره اینکه آیا اعتقادات اصل است یا اخلاق و یا رفتارها و احکام کمابیش بحث‏هایی شده است اجمالاً عرض می‏شود: اعتقادات خاص، منش‏های خاصی را می‏طلبد و آن منش‏ها، رفتارهای خاصی را ایجاب میکند، اما اینکه چه ارتباطی بین آنها وجود دارد؟ در جای خود بحث مفصلی را میطلبد.

بر اساس این تعریف، اگر کسی به هیچ چیز اعتقاد نداشته باشد، نمی‏توانیم وی را دیندار بدانیم. اینکه کسی اعتقادات صحیحی داشته باشد، ولی در اعمالش هیچ نشانهای از آن اعتقادات را مشاهده نکنیم، این فرض غیرقابل قبول است. چون اگر انسان یک سلسله اعتقاداتی داشته باشد، خواه ناخواه در رفتارش اثر می‏گذارد. اگر اعتقادی در رفتار انسان تأثیر نگذارد، به این معنا است که این اعتقاد در فرد جایگزین نشده و حالت تزلزل دارد. در فرهنگ قرآنی نیز در موارد بسیاری، ایمان و عمل صالح همراه با هم و توأمان ذکر شده است. اگر هم بهطور اتفاقی فقط از ایمان سخن به میان آمده باشد، از قرائن قبل و بعد آن برمی‏آید که عمل صالح هم در آن دخیل است؛ همچنانکه اگر در جایی فقط عمل صالح را ذکر کرده باشد، باز از قرائن برمی‏آید که مشروط به ایمان است؛ «مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثی‏؛ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیاةً طَیِّبَةً»(1)، «وَ مَنْ أَرادَ الْآخِرَةَ وَ سَعی‏؛ لَها سَعْیَها وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولئِکَ کانَ سَعْیُهُمْ مَشْکُوراً»(2). بنابراین دعوتکنندگان به دین، یعنی انبیاء علیهم السلام، ادعایشان این است که انسان باید در زمینه اعتقادات، افکار و نظریات، به چیزهایی معتقد باشد؛ در غیر این صورت به انسانیت او لطمه می‏خورد در دو آیه: «إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الَّذِینَ کَفَرُوا فَهُمْ لا یُؤْمِنُونَ»(3) و «إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُکْمُ الَّذِینَ لا یَعْقِلُونَ»(4). دقت کنید، چراکه آیه شریفه نمی‏فرماید: «شرّ الأناس»، بلکه می‏فرماید: «شَرَّ الدَّوَاب»؛ و سپس «شَرَّ الدَّوَاب»؛ را معرفی می‏کند، یکبار میفرماید: «الصُّمُّ الْبُکْمُ الَّذِینَ لا یَعْقِلُون»؛ و در آیه دیگر میفرماید: «الَّذِینَ کَفَرُوا فَهُمْ لا یُؤْمِنُون».


 دین قرآنی و دین سکولاری

بر اساس عقیده ما، در سایر ادیان تحریفاتی واقع شده است و مجموعه‏ای که امروز از ادیان دیگر باقی مانده قابل اعتماد نیست. دینی که ما از آن حمایت می‏کنیم، دین اسلام است و مهمترین منبع آن هم قرآن است. قرآن دین را اینگونه معرفی می‏کند: اگر کسانی فاقد دین باشند، انسان واقعی نیستند: «وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ کَثِیراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا یَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْیُنٌ لا یُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا یَسْمَعُونَ بِها أُولئِکَ کَالْأَنْعامِ»(5). کسانی که فاقد ویژگی‏های مذکور در این آیه شریفه باشند، به تعبیر قرآن مثل چهارپا هستند. مدعی دین می‏گوید: دین همچون گوهری است که آدمی را به سوی جایگاه انسانیش راهنمایی میکند؛ یعنی این موجود دو پا را انسان می‏کند و اگر این موجود دین نداشته باشد، در واقع انسان نیست.

این مباحث مطرح شده، مقدمه‏ای برای این بحث اصلی است که دین اسلام را که ما پذیرفتهایم و آن را مکمل انسانیت انسان می‏دانیم و انسانیت انسان را بدون آن میسر نمی‏دانیم، در زندگی ما چه جایگاهی دارد؟ صرف نظر از جایگاه سایر ادیان، باید پرسید که جایگاه دین اسلام در زندگی ما کجاست؟ بسیاری تصور می‏کنند که جای این دین، مسجد، حسینیه و زیارتگاه‏ها است و فقط اموری مثل نماز، روزه، خیرات و نذورات، سفره حضرت عباس و عزاداری سیدالشهداء در محرم مربوط به دین است. کسانی هم که خیلی دیندار باشند، ایام فاطمیه و موالید ائمه و سایر اعیاد را هم محترم میشمارند. به عقیده چنین کسانی دین فقط برای ارتباط انسان با خداست و سایر مسایل از حوزه دین خارج و در حاشیه است. به نظر اینها، متن دین یعنی نماز خواندن، روزه گرفتن، حج، زیارت امام رضا علیه السلام، نذری دادن، سفره انداختن، عزاداری کردن، سینه زدن و گریه کردن و اگر کسی به هیچ کدام اعتقادی نداشت بی‏دین است!! آیا واقعاً این سخن اسلام است؟ یا یک، تفکر غلطی است که شیطان آن را القاء کرده است. اینکه شیاطین انس، چه اندازه در ترویج این تفکر دخالت داشتند، در جای خود محل بحث است. بدون شک اصل این فکر که دین فقط شامل این موارد است، از شیطان است. اگر دین همان است که قرآن آورده و منبع اصلی شناخت آن، قرآن است، پس با قدری تأمل و دقت در می‏یابیم که دین در قرآن غیر از مسئله نماز، روزه و مودت اهلبیت علیهم السلام، مباحث دیگری را هم شامل میشود، اما متأسفانه شیاطین شرایطی را فراهم کردهاند که هنوز اکثریت مسلمان‏ها اعم از شیعه و سنی، تصور می‏کنند که دین قلمرو محدودی دارد و تنها برای رابطه انسان با خداست و این همان چیزی است که امروز به نام «سکولاریزم»؛ نامیده می‏شود. بر اساس این تفکر، مسایل خارج از محدوده ارتباط معنوی انسان با خدا، ربطی به دین ندارد. هرچه می‏خواهی در کسب و کار فریبکاری کن، کمفروشی و گرانفروشی کن، ولی مراقب نماز اول وقت و گریه در روضه امام حسین علیه السلام باش! آیا معنای صحیح دینداری این است؟! در مسایل اجتماعی هم نباید پرسید که چه کسی حکومت می‏کند؟ چه رژیمی باید حاکم باشد و ما چه نقشی می‏توانیم در امور حکومتی داشته باشیم؟ یا اینکه آیا دین برای دخالت در مسایل اجتماعی به ما دستوری می‏دهد یا خیر؟ میگویند: این مسایل چون مربوط به امور دنیا و برای دنیاداران است، ربطی به دین ندارد! مسلمان فقط باید نماز بخواند و مدّ «و لا الضالین»؛ را خوب بکشد؛ اما اینکه چه کسی رئیسجمهور و نماینده مجلس می‏شود، از امور دنیا است و فقط برای دنیاداران است؛ این مسایل آلوده است و نباید از آن‏ها حرفی زده شود؛ اگر در مسجد حرفی از آن‏ها زدیم، حرف دنیا است و این ربطی به دین ندارد!


 معرفی اسلام ناب از سوی امام خمینی

چنین وضعی را برای ما پیش آورده بودند. کسانی که سن بیشتری دارند، یادشان هست که پیش از انقلاب وضع خیلی بدتر از این بود. آن زمان اگر کسی صحبت از سیاست می‏کرد، بار ارزشی منفی داشت و از جامعه مؤمنین و متقین طرد می‏شد. پیگیری مسایل اجتماعی و سیاسی، عین بیدینی تلقی میشد و اگر کسی به این قبیل مسایل میپرداخت گویا کمبود و نقصانی در دینش بهوجود آمده است. حضرت امام؟رضو؟ با این اندیشه به مبارزه پرداخت، و یکی از بزرگترین خدمات ایشان به عالم اسلام این بود که این تصور را از ذهن جامعه اسلامی بیرون کرد. ایشان به مردم نشان دادند که ظواهر دین مثل نماز و روزه، تنها بخش کوچکی از دین است و بخش عظیمی از دین مربوط به مسایل اجتماعی و سیاسی است و نپرداختن به آنها نهتنها فضیلتی برای دین و دینداران نیست، بلکه موجب نقص دین است. حضرت امام قدس سره با تلاش فراوان و زحمت‏های بسیار، توانست این اندیشه را برای توده‏های مردم تبیین کند و بر اساس این فکر، انقلاب اسلامی را بهوجود آورد.

امیرالمؤمنین علیه السلام در مقام توضیح شرایط و اوضاع زمان حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم و معرفی یاران آن حضرت، ضمن خطبهای می‏فرماید: «کُنَّا عَلی عَهْدِ رَسُولُاللَّه...»(6). ما در زمان پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم با پدران‏، برادران‏ و خویشاوندانمان می‏جنگیدیم و توجه نمی‏کردیم که مخالف دین، پدر، برادر یا عموی ماست. برای ما فقط خدا و دین ملاک بود. هرکس طالب حق و خدا بود، تحت لوای پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم بود. در آن زمان ما برای خدا با خویشاوندان خود می‏جنگیدیم. مگر از زمان پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم تا زمان علی علیه السلام چه مدت فاصله شده بود ارزش‏ها به اندازهای تغییر کند که علی علیه السلام با تأسف از یاران و همرزمان خود در زمان حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم یاد کند؟ آن حضرت در ادامه می‏فرماید: «فَلَمَّا رَأَی اللَّهُ صِدْقَنا أَنْزَلَ عَلَیْنا النَّصْر وَ أَنْزَلَ عَلی عَدُوِّنا الْکَبْت»؛ وقتی ما راستی و صداقتمان را در عمل ثابت کردیم، خدا هم ما را یاری و شکست و نابودی را بر دشمنان ما نازل کرد. خداوند با علی علیه السلام هم این‏گونه معامله می‏کند، باید ثابت کند که راست می‏گوید و اگر در عمل صداقتش را ثابت کرد، خدا پیروزی را بر او نازل می‏کند که قرآن میفرماید: «وَ مَا النَّصْرُ إِلاَّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ»(7). اما اگر بخواهند با خداوند صادق نباشند و به نام دین، دنبال هوای نفس، خویش و قوم بازی و مالاندوزی بروند، خداوند نیز آنها را خوار و رسوا می‏کند و در دنیا و آخرت بر آنها رسوایی نازل می‏کند.

پایمال کردن خون 200 هزار شهید که رفتند تا «کَلِمَةُ اللَّهِ هِیَ الْعُلْیا»؛ باشد و احکام اسلام اجراء شود، تعطیل کردن احکام اسلام و جایگزینی احکام ضد اسلامی به نام حمایت از دین، چه معنایی دارد و خداوند با ما چه می‏کند؟ خارج کردن دین از اجتماع، به نام پیروی از امامی که تلاش کرد تا برای مردم ثابت کند که دین باید در مسایل اجتماعی و سیاسی و در مسایل بینالمللی حاکم باشد، چه معنایی دارد؟ اینها یعنی بازگشت به همان ارتجاع قدیم. باید تکلیف را روشن کنیم که دین جایش کجاست؟ آیا جایگاه دین در مسجد و در قلب انسان است؟ آیا دین فقط رابطه قلبی انسان با خداست و به دانشگاه، بازار، وزارتخانه‏ها، روابط بینالملل، بازرگانی خارجی، تصمیمات بانک مرکزی و شورای اقتصاد ربطی ندارد؟ آیا دستورات صندوق بینالملل و بانک جهانی هرچه بود باید اجرا شود و شما نیز فقط قرآن را حفظ کنید؟

لزوم توجه به محتوای دین

پیش از انقلاب مراسم عزاداری عاشورا هم از کاخ اعلیحضرت پخش می‏شد؛ عکس اعلیحضرت را هم با لباس احرام در وزارتخانه‏ها نصب می‏کردند، قرآن هم چاپ می‏کرد. آیا این‏ها نشانه دینداری است؟ دیندار کسی است که احکام خدا را اجرا کند، نه اینکه با احکام خدا بازی کند. هر کدام از ما باید دینداری خود را با این معیار بسنجیم.

زمانی بود که در همه کشور، فقط چند تن حافظ قرآن پیدا می‏شد؛ ولی امروزه در هر شهر و روستایی، چندین حافظ نوجوان قرآن یافت می‏شود که مدال این افتخار بر سینه رهبر معظم انقلاب زده شده و انشاءالله خداوند سایه ایشان را مستدام بدارد. اما قرآنی که با این لحن خوانده می‏شود و مایه افتخار است و با زحمات بسیار در حافظه جای می‏گیرد، نباید محتوای آن در نظر آید؟ نباید مشخص شود که قرآن برای چه چیزهایی اهمیت قائل است؟ اینکه قرآن می‏فرماید: «فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا فَأْذَنُوا بِحَرْبٍ مِنَ اللَّهِ»(8)؛ اگر دست از ربا برنمی‏دارید، با خدا اعلام جنگ کرده‏اید. قرآن درباره هیچ چیز دیگر چنین تعبیری ندارد. بانک‏های کشور اسلامی ما، از رباخوارترین بانک‏های کشورهای دنیا بهشمار می‏آیند، همین کشور جمهوری اسلامی که برای اجرای احکام اسلام بهوجود آمد، چرا اینگونه شد؟ مسئولین با دین خدا بازی کردند و اسم ربا را تغییر دادند و گفتند: «إِنَّمَا الْبَیْعُ مِثْلُ الرِّبا»(9)؛ بعضی تصور میکنند همین که عنوان تغییر کرد، حلال می‏شود.

قرآن درباره این بازی کردن‏ها با دین، به داستان اصحاب سبت اشاره میکند.

قرآن این داستان را برای چه می‏گوید؟ آیا جز این است که من و شما از آن عبرت بگیریم و داستان بنی‏اسرائیل را تکرار نکنیم؟ با دین خدا بازی نکنیم و ترک امر به معروف و نهی از منکر نکنیم. خدا قوم و خویش هیچ کس نیست، آیا آنها چون بنی‏اسرائیل بودند عذاب شدند و چون ما مسلمانیم عذاب نمی‏شویم؟ با دین خدا نمی‏شود بازی کرد. خدا، خداست. احکام خدا در همه جا باید اجرا شود. در خانواده، در مدرسه، در دانشگاه، در بازار، در جبهه، در روابط بینالملل، در حکومت، همه جا مُلک خداست. در همه جا ما بنده‏ایم و او «الله»؛ است. این امر فقط به مسجد و حسینیه اختصاص ندارد. کسانی که با دین خدا بازی کنند، هم در این دنیا و هم در آخرت رسوا می‏شوند: «یُرَدُّونَ إِلی‏ أَشَدِّ الْعَذابِ»(10). چنین کسانی، شاید از چهره موجهی هم برخوردار باشند؛ چنانکه بیشتر کسانی که در دین بدعت‏ها را بنا گذاشتند و مردم را منحرف کردند، دارای چهره‏های مطلوبی بودند. قرآن میفرماید: «وَ مَا اخْتَلَفَ فِیهِ إِلاَّ الَّذِینَ أُوتُوهُ مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَیِّناتُ بَغْیاً بَیْنَهُمْ»(11)؛ «إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ وَ مَا اخْتَلَفَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتابَ إِلاَّ مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْیاً بَیْنَهُمْ»(12)؛ سرسلسله بدعتگذاران، عالمان دینی بودند.

خدا به چهره ما نمی‏نگرد، به دل و رفتار ما نگاه می‏کند: «لَیْسَ بَیْنَ اللَّهِ وَ بَیْنَ أَحدٍ قَرابَةً ... مَنْ کانَ لِلَّهِ مُطیعاً فَهُوَ لَنا وَلی وَ مَنْ کانَ لِلَّهِ عاصیاً فَهُوَ لَنا عَدُوٌّ»(13). این روزگار بوته امتحان است. کسانی آمدند، امتحان شدند و به شهادت رسیدند و اکنون در جوار انبیا و اولیای خدا هستند. «وَ یَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِینَ لَمْ یَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلاَّ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ»(14)؛ «طُوبی‏؛ لَهُمْ وَ حُسْنُ مَآبٍ»(15). من و شما نیز باید مراقب امتحان‏های الهی باشیم. همه در معرض امتحانیم. باید نشان بدهیم در ایمانمان صادقیم و راست می‏گوییم: «فَلَمَّا رَأَی اللَّهُ صِدْقَنا أَنْزَلَ عَلَیْنا النَّصْر». بارها به تجربه دیده‏ایم که هروقت مردم صداقت نشان دادند، خدا نیز کمک کرده است. هروقت خواستند با دین خدا بازی کنند، خوار شدند و دنیاشان نابود شد و آخرت‏شان صد بدتر.

..............................................

 پینوشتها

1. نحل/97            2. اسراء/19

3. انفال/55           4. انفال/22

5. اعراف/179                  6. نهجالبلاغه، خطبه 56

7. آلعمران/126               8. بقره/279

9. بقره/275          10. بقره/85

11. بقره/213                  12. آلعمران/19

13. کافی، ج 2، ص74                 14. آلعمران/170

15. رعد/29


خروج