*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی > نمایش اخبار 


پرس‌وجو شماره خبر: ٤٠٤٩٩٦ ١٢:١٧ - 1397/10/24   آیا حکم اجباری بودن  حجاب در حوزه‌ قانون الهی است  یا در حوزه‌ قوانین اجتماعی؟پرس‌وجو شماره 578 ارسال به دوست نسخه چاپي


آیا حکم اجباری بودن  حجاب در حوزه‌ قانون الهی است  یا در حوزه‌ قوانین اجتماعی؟پرس‌وجو شماره 578

آیا حکم اجباری بودن حجاب در حوزه‌ قانون الهی است یا در حوزه‌ قوانین اجتماعی؟


آیاحجاب زنان و مردان یک امر خصوصی است یا مسئله عمومی؟ موج تخریب و هجمه‌ همه‌جانبه‌ مخالفان «حجاب»، امروز در رویکردی جدید و با شیوه‌ شبه‌پراکنی و تفرقه‌افکنی وارد میدان شده است؛ زیرا حیا و «حجاب» بزرگ‌ترین مانع غلبه‌ دشمن بر کشور اسلامی‌مان است. «میشل هولباگ» نویسنده‌ فرانسوی می‌گوید: «جنگ علیه اسلام‌گرایی با کشتن مسلمانان فایده‌ای ندارد، فقط با فاسد کردن آن‌ها می‌توان به این پیروزی دست یافت...


پس باید به جای بمب بر سر مسلمانان، دامنهای کوتاه فرو بریزید». در پروتکلهای دانشوران صهیون نیز آمده است: «ما باید کاری کنیم که اخلاق در همه جا ویران شود تا راه سیطره ما را بگشاید. برای نابود کردن «گوییم» (منظور همه غیریهودیها)، عشق به عیاشی و تجملپرستی را در بین آنها رواج میدهیم... ادبیاتی مستهجن رواج میدهیم تا بتوانیم در برابر برنامههای خودمان، نوعی آرامش در مردم ایجاد کنیم.»(1) یکی از برنامههایی که چند سال است آن را به شیوههای گوناگون مطرح میسازند، شبهه «حجاب اجباری» است. این مقاله در پی آن است که به این شبهه رایج، با رویکردی عقلانی ـ اجتماعی پاسخ دهد. نخست باید به این نکته پرداخت که آیا منظور از اجبار در حوزه قانون الهی است یا در حوزه قوانین اجتماعی؟

چ

 تعریف اجبار

«اجبار»، آن است که کسی به جای دیگری تصمیم بگیرد و آنگاه او را مجبور سازد که آن تصمیم را عملی نماید. هر اقدام و عملی که تحت فشارهای عینی و به همراه زور و خشونت بر انسان تحمیل گردد، مصداق «اجبار» است.


 اجبار در حوزه قانون الهی؟

اگر منظور از اجبار در حوزه قوانین الهی باشد که باید گفت: بدون تردید مسئله «حجاب»، یکی از اساسیترین مسایل دینی و الهی به شمار میرود که اختصاص به دین اسلام ندارد و در تمام ادیان الهی از جمله زرتشت، یهود و مسیحیت، به لزوم رعایت آن تأکید شده است.(2)

«جرجی زیدان»، در کتاب «تاریخ تمدن اسلام» مینویسد: «اگر مقصود از حجاب، پوشانیدن تن و بدن زن است که این وضع در پیش از ظهور اسلام و حتی پیش از ظهور دیانت مسیح معمول بوده و دیانت مسیح هم، تغییری در آن نداده است و تا آخر قرون وسطی در اروپا معمول بوده و آثار آن هنوز در خود اروپا باقی مانده است.»(3) در طول تاریخ اسلام نیز تمامی مسلمانان، چه شیعه و چه سنی و پیروان مذاهب مختلف بهصورت اجماع، حجاب را واجب و رعایت آن را بر هر زن مسلمان الزامآور میشمردند و رعایت نکردن آن را توسط زنان مسلمان، مخالفت آشکار با حکم واجب الهی تلقی میکردند. اهل ایمان معتقدند که قوانین الهی برخاسته از قرآن و سنت کاملترین قوانین، نسبت به سایر قوانین بشری است. با رجوع به همین منبع وحی میتوان وجوب حجاب و الزام آن را برای زن مسلمان به روشنی دریافت کرد. در قرآن آمد: «و به زنان با ایمان بگو چشمهاى خود را (از نگاه هوسآلود) فرو گیرند و دامان خویش را (از بىعفتى) حفظ کنند و زینت خود را ـ جز آن مقدار از آنان که نمایان است ـ آشکار ننمایند و (اطراف) روسرىهاى خود را بر سینه خود افکنند (تا گردن و سینه با آن پوشانده شود)، و زینت خود را آشکار نسازند مگر برای محارمشان»(4)

در آیه دیگر میفرماید: «اى پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنه بگو: جلبابهای(5) خود را بر خویش فرو افکنند، این کار براى اینکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند بهتر است (و اگر تاکنون خطا و کوتاهى از آنها سر زده توبه کنند) خداوند همواره آمرزنده و مهربان است.»(6)

با توجه به آیات بالا و آیات مشابه در خصوص «حجاب»، باید گفت که این مسئله یکی از اوامر الهی است و ترک آن عقوبت پروردگار را در پی دارد، اما پذیرفتن و یا نپذیرفتن آن از سوی مسلمانان، مانند سایر احکام الهی، امری است که اجبار و اصرار در پذیرش آن طرد شده است. آن هنگام که میخواهیم «حجاب» را بهعنوان امری ایمانی یا عقلایی و بهعنوان یک فکر و اندیشه به فردی معرفی نماییم، استفاده از ابزار اجبار امری نادرست و بیاساس است. بنابراین خواه حکومت، «اسلامی» باشد یا نباشد، زنان مسلمان باید حدود الهی را رعایت نمایند و اگر اهل رعایت نیز نیستند، سرپیچی خود را آشکار نکرده و نافرمانی از خداوند را ترویج ننمایند؛ چنانچه روزهخواری علنی، ترک علنی نماز، شرابخواری علنی و علنی نمودن هر معصیت دیگر، گناه بزرگتر و مضاعفی است. دین اسلام هر گونه اجبار در پذیرفتن قوانین الهی را مردود میشمارد و بشر را برای پذیرش آنها به تفکر و تعقل سفارش میکند. سیره پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم و اهلبیت علیهم السلام ایشان گواه این مدعاست.

برای اجباری نبودن انتخاب دین، میتوان چند دلیل بیان نمود:

نخست آنکه حقیقت دین متشکل از یک سلسله معارف علمى است که معارفى عملى را بهدنبال دارد و جامع همه آن معارف، یک کلمه و آن «اعتقادات» است. اعتقاد و ایمان هم از امور قلبى است که اکراه و «اجبار» در آن را ندارد؛ زیرا کاربرد اکراه و اجبار مربوط به اعمال ظاهری است؛ مثل اینکه بچه را مجبور کنند تا دارو بخورد، ولی نمیتوان با اجبار به کسی گفت که به فلان چیز اعتقاد پیدا کن. بهعنوان مثال شخصی که خورشید را میبیند، نمیتوان او را وادار کرد تا معتقد شود که شب است.(8)

دوم آنکه با توجه به آیه شریفه «قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَی...» راه حق از باطل آشکار است و خداوند بهوسیله فرستادن پیامبران و معجزات آشکار راه حق را نمایانده است و برای قبولاندن دین نیازی به اجبار نیست؛ زیرا کسانی که فاقد دلایل بین برای اثبات مدعای خود هستند به ابزار زور متوسل میشوند.(9) سوم آنکه ایمان ارزشمند، آن ایمانی است که بر اساس اراده و اختیار باشد، نه بر اساس زور و اجبار و داشتن «اختیار»، از مهمترین تفاوتهای انسان با سایر موجودات است.

از نظر قرآن، نهتنها اجبار در پذیرش دین هرگز جایز نیست، بلکه «اکراه» که در مرتبهای پایینتر و ضعیفتر از «اجبار» قرار دارد نیز مردود و غیرقابل قبول است و در سنت (روایات) نیز مسؤلیت رفتار و گفتاری که در شرایط اکراه انجام پذیرد، متوجه انسان نیست. گرچه اجبار هم نشده باشد.

آنچه که از نظر قرآن دارای ارزش است، «ایمان برآمده از اراده و اختیار کامل» است. به همین دلیل ایمان آوردن در جهان آخرت هیچ سودی برای انسان ندارد.(10)


 اجبار در حوزه قوانین اجتماعی اسلام؟

اما اگر منظور از اجبار در رعایت «حجاب» در حوزه قوانین اجتماعی باشد، پرسش اساسی پیش میآید. پرسش نخست، آن است که آیا «حجاب» مسئلهای در حوزه حریم خصوصی است یا در حوزه حریم عمومی؟ دوم آنکه آیا در جامعه اسلامی، الزام به رعایت «حجاب» باید بهصورت «قانون» وضع گردد یا خیر؟

زمانی که بحث از الزام رعایت حجاب، بهعنوان یکی از قوانین اجتماعی در جامعه مطرح میشود، کلمه «اجبار» بهعنوان یکی از ضمانتهای اجرای آن، مشابه هر قانون دیگر به شمار رفته و بار منفی خود را از دست میدهد.

و سوم آنکه بر فرض «قانون پذیر» بودن مسئله حجاب، این قانون باید چه معیارها و ضوابطی داشته باشد؟


 «حجاب» مسئله خصوصی یا عمومی؟

برخی بر این باورند که «حجاب» و چگونگی رعایت آن، در محدوده حریم خصوصی است و فرد میتواند آزادانه نوع پوشش خود را انتخاب کند. بنابراین مسئله حجاب، یک تکلیف شخصی محض است نه یک مسئله اجتماعی، و لذا دیگر قانونگذار نمیتواند برای آن قانون وضع کند. این عده بر این باورند که خداوند حجاب را به جهت اظهار عبودیت زن واجب فرموده و اگر زن مسلمان این حکم الهی را نادیده انگارد، فقط ترک واجب الهی نموده و عمل او کیفر اخروی در پی دارد. چنین زنی در برابر جامعه هیچ مسئولیتی ندارد و جامعه اسلامی نیز در قبال ترک عمل واجب او، حق ندارد بر ضد او اعلام جرم کرده و یا او را مؤاخذه نماید.

در نقطه مقابل، گروهی دیگر پوشش زنان را در جامعه جزء حریم خصوصی تلقی نکرده، بلکه آن را بخشی از هویت و فرهنگ اجتماعی میشناسند. همانگونه که سایر رفتارها در زندگی اجتماعی مشمول قواعد و قوانین اجتماعی است، پوشش در جامعه نیز باید تابع قوانین بوده و آن را با معیارها و مصالح اجتماعی سنجید و قوانین متناسب با آن را وضع و اجرا کرد. در حقیقت بر خلاف نظر گروه نخست، این گروه معتقدند: پوشش زن تنها تکلیف شخصی نیست، بلکه یک مسئله اجتماعی است که حتی میتوان بهوسیله آن سایر رفتارهای اجتماعی چون امنیت اجتماعی و هویت دینی را بر مبنای اجرای درست یا نادرست آن تنظیم نمود. از آنجا که ارتباط، بهویژه ارتباطات نمادین، پایه و اساس تمامی کنشهای اجتماعی شناخته میشود،(11) باید گفت که با نگاهی جامعهشناختی، در واقع «حجاب» به مفهوم پوشش، به مثابه رسانهای هویتی و ارتباطی است که نقش نمادینی در عرصه ارتباطات میان فردی دارد. از این رو مسئله حجاب، نهتنها مسئلهای شخصی و خصوصی نیست، بلکه دارای ابعاد فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی میباشد و دارای مؤلفههای مذهبی- معنوی، منزلتی، شخصیتی و رفتاری است که میتوان از زوایا، پارادایمها و منظرهای مختلفی به آن نگریست. به گفته «هلن واتسون»، یکی از مفسران غربی، هیچ شکلی از لباس، مانند حجاب، این قدر موضوع مناقشه نبوده است.(12)

وی با تکیه بر ابعاد و اهداف عملی و نمادین حجاب که ریشه در حیا و شرم از برهنگی دارد، اظهار میدارد که مسئله پوشش و حجاب، جایگاه ویژهای در مباحث روز دنیا درباره فرآیند جهانی شدن و پست مدرنیته دارد، بهطوری که مرزهای فرهنگی بین شرق و غرب و مسلمان و غیرمسلمان را در نوردیده است و شامل مباحث و نظریههای مناقشه برانگیز و پرطمطراقی است که بر مسایل پسامدرنی از قبیل سبک، نمادشناسی، مصرفگرایی و مسایل قدرت و باز نمود آن استناد میکند.

نگرش عمیق و بیغرضانه به آیههای حجاب و سورههایی که این آیهها در آنجا آمده است نیز، به روشنی مینمایاند که حجاب، افزون بر اینکه تکلیف شخصی بانوان مسلمان است، حق جامعه دینی نیز میباشد. آیتالله جوادی آملی در این خصوص میفرماید: «حجاب زن، تنها مربوط به خود او نیست تا بگوید: من از حق خودم صرفنظر کردم، مربوط به مرد هم نیست تا مرد بگوید: راضیم... حجاب زن حقی است الهی؛ حرمت و حیثیت زن، بهعنوان «حق الله» مطرح است...»(13)

پوشش بیرونی زنان و حتی مردان در محیط اجتماعی، در حیطه امنیت اجتماعی نیز تأثیرات محسوسی بر جای میگذارد. چه بسیار پوششهای نادرست و تحریکآمیز که بسیاری از مخاطرات و ناهنجاریهای اجتماعی را پدید آورده است. «حجاب»، مقولهای است که میتواند در زمینه اقتصاد جامعه هم مثمرثمر باشد. برهنگی عامل کشیده شدن تمتعات جنسی، از محیط خانه به اجتماع شده و قهراً نیرو و بازدهی کار در اجتماع را ضعیف میکند. رعایت نکردن «حجاب»، بسیاری از نیازها و مصارف ناخواسته و نادرست را رواج میدهد و از سوی دیگر پوشش نادرست در محیطهای کار و تولید، به سبب پیش آمدن «تحریک شهوت»، سبب کاهش بازدهی و افت رشد اقتصادی در جامعه میشود.

پوششهای نادرست افراد جامعه، میتواند مفاهیم «عفت»، «حیا»، «خانواده» و... را که در چارچوب «اخلاق اجتماعی» میگنجد، دچار تغییرات جدی کرده و جامعه را به سراشیبی سقوط اخلاقی بکشاند. تکتک افراد جامعه میبایست، برای رشد «عقلانیت اجتماعی» و «کمال اخلاق» بر اساس خردورزی و با تکیه بر مفاهیم عمیق دینی، همت گمارند. این نکات که به اختصار ذکر شد نشان می دهد که مسئله پوشش، حقی شخصی نیست که بتوان آن را در حوزه حریم خصوصی جای داد، بلکه «حق الناس» است و رعایت نکردن آن، تجاوز به حقوق دیگران محسوب میگردد.

مسایلی، در حوزه حریم خصوصی جای میگیرند که با منافع اجتماعی، ارتباط نداشته و قبول یا رد آن مسئله، به منافع و مضار دیگر افراد جامعه آسیب نرساند. بنابراین هر رفتاری که به منافع دیگران خدشه وارد نماید، میتواند مشمول مقررات اجتماعی شود. حال با توجه به نتیجه بحث، به سؤال دوم مبنی بر اینکه آیا در جامعه اسلامی الزام به رعایت «حجاب» باید بهصورت «قانون» وضع گردد یا خیر؟ میتوان به آسانی پاسخ داد. در حقیقت قانونگذار جامعه اسلامی با توجه به نکات ذکر شده، برای اثبات عمومی بودن موضوع «حجاب» و بسیاری دیگر از نکاتی که مجال طرح آن در این نوشتار نبود، اقدام به وضع قانون برای رعایت آن در جامعه نموده است. اما بحث بر سر آن است که حال که «حجاب و پوشش» قانونپذیر شد، «قانون خوب» در مورد «حجاب» چگونه قانونی است و با چه معیارها و ضوابطی بایستی نوشته شود؟ پر واضح است که وضع « قانون خوب»، تنها یک قسمت از اصلاح جامعه است و بخش مهم آن شیوه اجرای آن قانون میباشد. شاید بسیاری از مخالفان، لزوماً با موضوع «حجاب» مخالف نباشند، بلکه با نوع اجرای «قانون حجاب» مخالف هستند. مسلم آن است که هر قانونی نوع و شیوه اجرای منحصر به خود را میطلبد؛ مثلاً شیوهای که برای رعایت نکردن قوانین راهنمایی و رانندگی استفاده شود اگر در خصوص رعایت نکردن قانون حجاب نیز اعمال گردد، مناسب و قابل تحقق نیست.

همانطور که مطرح شد، موضوع «حجاب» تنها یک موضوع اعتقادی محض نیست، بلکه موضوعی چند بعدی است و میتواند بر موضوعات دیگر در جامعه همچون سیاست، اقتصاد، اخلاق و... تأثیرگذار باشد. «حجاب»، نماد عفت و عزت زنان و از شاخصهای مهم فرهنگ دینی و از عناصر اصلی هویت دینی و ملی ماست. هویتی که در پرتو آن سلامت جامعه حفظ میگردد و در پرتو چنین جامعهای، رشد و بالندگی همه انسانها اعم از زن و مرد فراهم میشود. حجاب پرچم اسلام و در حقیقت لباس عقل عملی زنان مسلمان است، بنابراین لازمه وضع قانون برای چنین موضوع مهمی، تحقیق و پژوهش کافی به همراه استفاده از نظرات کارشناسان و خبرگان در تمامی زمینهها میباشد.

برخی از پیشنهادهایی که میتواند در این خصوص مؤثر باشد، به شرح زیر است:

1. اهتمام به تقویت باورهای دینی و ارزش‏های اخلاقی در تمامی سطوح جامعه از جمله مدارس، دانشگاهها و...؛

2. تصویب قوانین در بردارنده موضوعات تشویقی به جای قوانین تنبیهی؛

3. موضوع «حجاب» را بایست چنان تبلیغ نمود که در برگیرنده زنان و مردان باشد نه آنکه صرفاً به زنان بپردازد؛

4. منزلت بخشی به زن مسلمان و حفظ کرامت او با روشها و برخوردهای عزتمندانه نه تحقیرانگارانه؛

5. اصلاح نگرش‏های فرهنگی، در سیاست‏گذاران و برنامه‏ریزان برای آنکه تمامی معضلات جامعه را در کنار هم ارزیابی نمایند؛

6. هماهنگی تمامی نهادهای ذی‏ربط و موازیکاری و تکروی نکردن در میان نهادهای متولی و یا کمکاری و سهلانگاری از سوی برخی دیگر؛

7. اصلاح عملکرد رسانه‏ها و استفاده از ابزارهای رسانههای نوین در جهت تبلیغ و ترویج فرهنگ حجاب، حیا و تقویت نکردن باورهای ضددینی؛

8. الگوسازی و تشویق الگوهای زنان برتر، جهت تبلیغ ارزشها و باورهای دینی؛

9. بهکارگیری روش‏های صحیح برای گسترش حجاب و جلوگیری از بروز دیدگاههای افراطی و اعمال خشونتآمیز و سلیقهای؛

10. توجه به مرزهای زنانگی برای وضع و اعمال قانون در حیطه ورزش، کار و سایر فعالیتهای اجتماعی... و همچنین ایجاد و گسترش مکانها و مراکز تفریحی و فروشگاهی ویژه بانوان.

..............................................

 پینوشتها

1. دایرةالمعارف بریتانیا/ج2/ص82،

2. رک. تاریخ تمدن ویل دورانت، 1381؛ حجازی، 1370؛ محمدی، 1385،

3. جرجی زیدان، 1384: ص942،

4. نور/31؛

5. روسریهای بلند؛

6. احزاب/59،

8. ر.ک: المیزان/ج2/ص342 ـ 343، / تفسیر نمونه/ج2/ص205،

9. ر. ک: تفسیر نمونه/ج2/ص205،

10. انعام/158،

11. محسنیان راد، 1385: ص39،

12. واتسون، 1382: ص311،

13. آیتالله جوادی آملی، عبدالله، «زن در آیینه جمال و جلال»، ص423،


 


خروج