*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی > نمایش اخبار 


پرس‌وجو شماره خبر: ٤٠٤٧٦٩ ١٢:٠٨ - 1397/10/10   بررسی دلایل، حکم شرعی و راه‌های پیشگیری از خودکشیپرس‌وجو شماره 576 ارسال به دوست نسخه چاپي


بررسی دلایل، حکم شرعی و راه‌های پیشگیری از خودکشیپرس‌وجو شماره 576

بررسی دلایل، حکم شرعی و راه‌های پیشگیری از خودکشی


کسانی که خدا را فراموش کنند، گرفتار خودفراموشی می‌شوند. از نظر آمارهای جهانی، کمترین میزان خودکشی در بین مسلمانان وجود دارد؛ در حالی که بیشترین میزان خودکشی در میان کشورهایی است که خدا را فراموش کرده‌اند.




نوشتاری از حجت‌الاسلام والمسلمین محمد خردمند کارشناس علوم اسلامی




پوچگرایی و نهیلیسم، میوه تلخ فراموشی خدا است که در جهان معاصر، میلیونها نفر را به سوی خودکشی کشانده و قربانیان فراوانی گرفته است.



انسان مؤمن، که از افسردگی، اضطراب و نومیدی رها شده و قلب و روح و جانش با یاد خدا آرامش یافته، چرا خودکشی کند؟!



اگر میخواهید در هر جامعهای از خودکشی پیشگیری کنید، عشق الهی و ایمان راستین به خدای حکیم را به مردم بیاموزید و تقویت کنید و داستان کربلا را برای همگان بخوانید و قهرمانان عاشورا را به همه معرفی کنید.




  حکم شرعی خودکشی




از دیدگاه اسلام، یکی از گناهان کبیره، کشتن هر نفسی است که خدای کریم آن را محترم شمرده است. پس فرزند کشی حرام است؛ همانطور که کشتن انسانهای بیگناه دیگر نیز ممنوع است. البته انسان در مقام دفاع، میتواند دشمن متجاوز را بکشد و یا قاتل جنایتکار، هیچ حرمت و احترامی ندارد و بهعنوان قصاص کشته میشود. در هر حال، عنوان نفس محترم مصادیق فراوانی دارد و شامل خود انسان نیز میشود و خودکشی نیز حرام است؛ یعنی هیچ انسانی در هیچ شرایطی حق ندارد که اقدام به خودکشی کند.




  پشتوانه قانونی حرمت خودکشی




منظور شما از تعبیر پشتوانه، ادله شرعی این حکم نیست، بلکه ضمانت اجرایی آن است. دین مبین اسلام که خودکشی را حرام اعلام کرده، پشتوانهاش را ایمان به خدا قرار داده، همان خدایی که نظام احسن را آفرید و بر هر چیزی تواناست و زندگی دنیا را سراسر آزمایشگاه قرار داد و هرگز مغلوب نمیشود «و گر ز حکمت ببندد دری، ز رحمت گشاید در دیگری». آری ایمان به خدای دانای کل و قادر متعال و ارحمالراحمین، سرچشمه امید به زندگی و آرامش روحی است و هر انسانی، با امید زنده است. بله انسان باایمان، گاهی غمگین میشود و یا گرفتار بلا و مصیبت میگردد و گاه گریان و نالان میشود و اشک میریزد، ولی خودکشی؟! هرگز. انسان مؤمن، که از افسردگی و اضطراب و نومیدی رها شده و قلب و روح و جانش با یاد خدا آرامش یافته، چرا خودکشی کند؟! به همین جهت از نظر آمارهای جهانی، کمترین میزان خودکشی در بین مسلمانان وجود دارد؛ در حالی که بیشترین میزان خودکشی در میان کشورهایی است که خدا را فراموش کردهاند. پوچگرایی و نهیلیسم، میوه تلخ فراموشی خدا است که در جهان معاصر، میلیونها نفر را به سوی خودکشی کشانده و قربانیان فراوانی گرفته است.




  نهیلیستها و نقد وضعیت جامعه خود




نقد، مساوی با سیاه نمایی نیست، بلکه نقد عبارت است از: تفکیک بین خوب و بد، حق و باطل، امتیازات و کاستیها، ویژگیهای مثبت و منفی یک موضوع یا شخص و نگرش جامع و همهجانبه به یک حادثه یا یک گروه یا اجتماع و... پس کسی را که فقط عیبها، آفتها و فسادها را میبیند و ذکر میکند و همه امور را سیاه و منفی ترسیم میکند، نمیتوان ناقد یا منتقد دانست. به تعبیر دیگر چنین انتقادی، واقعنما نیست، ناقص است و هرگز با انصاف و عدالت نمیسازد. آیا سیاهنمایی، بدآموزی و پوشاندن چهره واقعیت و فریبکاری و تعمیم ناروا، اشتباهی بزرگ و تحریفی زیانبار نیست؟! سیاهنمایی، یأس میآورد و امید را از بین میبرد و انسان بدون امید میمیرد.




  یک مثال روشنگر




بله، بهعنوان مثال داستاننویس مشهور ایرانی صادق هدایت را در نظر بگیرید. شاید کسی بپندارد که آثار صادق هدایت، انعکاس واقعیات جامعه ایران و انتقاد از آن بود! ولی آیا این پندار صحیح است؟! هرگز. چرا؟ چون آثار صادق هدایت، یکجانبهنگری و سیاهنمایی است و میدانیم که منفی بافی اگر گسترش یابد کمکم به نومیدی میانجامد و شاید انسان را به خودکشی نیز برساند همانطور که خود صادق هدایت نیز گرفتار چنین اشتباه بزرگی شد و سرانجام خودکشی کرد!




 آسیبشناسی و نقد وضعیت جنبههای منفی جامعه




ببینید آسیبشناسی دو نوع است: یکی یأسآور، و دیگری امیدآفرین. اگر آسیبشناسی به معنای نگرش یک بُعدی و دیدن فسادها و بدیها و غفلت از رشد و خوبیها باشد، انسان به یأس و نومیدی میرسد، ولی اگر آسیبشناسی عبارت باشد از نگرش همهجانبه به همه ابعاد زندگی اجتماعی اعم از بدیها و خوبیها، خدمتها و خیانتها، مثبتها و منفیها و... در این صورت میتوان براستی واقعیات تلخ و شیرین جامعه و میزان تکامل یا انحطاط آن را شناخت و با امید حرکت کرد و به ترمیم آسیبها و اصلاحگری پرداخت.


به همین جهت استاد شهید مطهری در برابر سخن یکی از دانشگاهیان که گفت: صادق هدایت که خودکشى کرد، حقیقت جامعه خود را مى‏دید و چیزى را که دیده مطرح کرده است، اظهار داشته است که دیدن یک‏جانبه، غلط و بدآموزى است. دیدن صحیح یک جامعه این است که ما خالى از هرگونه حب و بغضى، نیکیهاى جامعه را ببینیم، بدیهاى جامعه را هم ببینیم. اگر فقط بدیها را ببینیم و اساساً خوبیها را نبینیم و به همین جهت آنها را انکار بکنیم، این نوعى خیانت به جامعه است که کم‏کم منجر به خیانت به خود مى‏شود. وقتى که انسان دائماً به خود تلقین کند که جز شر و فساد و بدى و بدذاتى و شرارت چیزى نیست، منجر به همان یأس و ناامیدى و همان خودکشى‏ها مى‏شود.(1)




  نظر استاد مطهری در مورد خود کشی صادق هدایت




صادق هدایت، خودکشی کرد چون گوهر ایمان به خدا را نشناخته و جزو پوچگرایان و نهیلیستها بود و زندگی را لغو و بیهوده میپنداشت، البته استاد شهید در کتاب عدل الهی، بر تأثیر و زمینهسازی عامل اشرافیت و نازپروردگی در هدایت نیز تأکید کرده و چنین نوشته است:


یکى از علل خودکشى او این بود که اشرافزاده بود. او پول توجیبى بیش از حد کفایت داشت، اما فکر صحیح و منظم نداشت. او از موهبت ایمان بى‏بهره بود، جهان را مانند خود بوالهوس و گزافه‏کار و ابله مى‏دانست. لذتهایى که او مى‏شناخت و با آنها آشنا بود کثیف‏ترین لذتها بود و از آن نوع لذتها دیگر چیز جالبى باقى نمانده بود که هستى و زندگى، ارزش انتظار آنها را داشته باشد. او دیگر نمى‏توانست از جهان، لذت ببرد.... آرى، شرط استفاده کردن از لذتها، آشنا شدن با رنجها است. تا کسى پایین دره نباشد عظمت کوه را درک نمى‏کند. اینکه خودکشى در طبقات مرفه زیادتر است یکى، از این است که معمولاً بى‏ایمانى در طبقه مرفه بیشتر است، و دیگر، از این است که طبقه مرفه، لذت حیات و ارزش زندگى را درک نمى‏کنند؛ زیبایى عالم را احساس نمى‏کنند؛ معنى حیات و زندگى را نمى‏فهمند. لذت و رفاه بیش از اندازه، انسان را بى‏حس کرده و بهصورت یک موجود کرخ و ابله در مى‏آورد. چنین انسانى بر سر موضوعات کوچکى خودکشى مى‏کند. «فلسفه پوچى» در دنیاى غرب، از یک طرف، حاصل از دست دادن ایمان است، و از طرف دیگر محصول رفاه بیش از اندازه. غرب، بر سر سفره شرق نشسته است و خون شرق را مى‏مکد، چرا دم از پوچى و نیهیلیسم نزند؟! ...(2)




  راه پیشگیری از خودکشی




راهکار اصلی برای مصون ساختن جامعه از گرفتار شدن به آفت خودکشی، عبارت است از تقویت ایمان راستین و خالصانه به خدای کریم و حکیم. هرچه ایمان واقعی به خداوند متعال در انسان بیشتر گردد، امید و نشاطش افزون میشود و از کژراهههایی چون اضطراب، افسردگی و خودکشی دور میگردد. کسی به خودکشی روی میآورد که احساس پوچی و بیپناهی کند. اگر میخواهید در هر جامعهای از خودکشی پیشگیری کنید، عشق الهی و ایمان راستین به خدای حکیم را به مردم بیاموزید و تقویت کنید و داستان کربلا را برای همگان بخوانید و قهرمانان عاشورا را به همه معرفی کنید.


چون خودکشی از نظر همه مردم حتی کسانی که تصمیم به انجام آن گرفتهاند، بدترین گزینه است و هیچ کسی نمیخواهد آن را انتخاب کند مگر آنکه راه دیگری نیابد و ناچار و بیچاره شود، معمولاً کسانی که میخواهند خودکشی کنند، این موضوع را با شخصی در میان میگذارند و همین زمان، فرصتی طلایی و شاید آخرین فرصت برای نجات او است. پس با او گفتوگو کنید و او را تشویق به شرح وضعیت روحی و زندگی خودش کنید و به او بگویید دستکم، وصیت و آخرین پیامت را بگو. پس نخست بگذارید او هرچه میخواهد، از دل تنگش سخن بگوید و کاملاً سفره دلش را برای شما باز کند و اگر فحش و بد و بیراه نیز به شما یا به هر کس دیگری داد، صبور باشید و واکنش فوری نشان ندهید و اجازه دهید عقدههایش را خالی کند. آنگاه که سخنش به پایان رسید، هرگز ملامتش نکنید، بلکه تأکید کنید که بعد از خودکشی دیگر فرصت بازگشت و جبران نداری! پس برای خودکشی عجله نکن! و کمکم به او امید بدهید و با بیان مثالهایی از تاریخ زندگی پیامبران الهی و سیره معصومان علیهم السلام و مؤمنان راستین، ایمانش را به خدا تقویت کنید و به او بگویید و تلقین کنید که تو میتوانی با توکل بر خدای توانا، بر همه مشکلات غلبه کنی و با نرمی و مهربانی برایش روشن کنید که هر مشکلی، راهحلی دارد و...


..............................................


   پینوشتها



1. تکامل اجتماعى انسان در تاریخ (نبرد حق و باطل) در مجموعه آثار استاد شهید مطهری/ج‏25/ص543- 544



2. عدل الهی در مجموعه آثار استاد شهید مطهری/ج1/ص185- 186




خروج