*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی > نمایش اخبار 


گروه خبری: اخبار افق, اخبار افق  | تاریخ:1397/09/12 | ساعت:١٢:١٠ | شماره خبر:٤٠٤٠٤٧ |  


    زیارت قبور پاکان رسم انسانى و سنت رحمانى نوشتاری از: حجت‌الاسلام والمسلمین علیرضا سبحانی

نوشتاری از: حجت‌الاسلام والمسلمین علیرضا سبحانی

 حضور میلیونى شیفتگان خاندان رسالت در اربعین سالار شهیدان در شهر مقدس کربلا، زلزله در کانون وهابیت پدید آورده و خشم آن‌ها را برانگیخته است و لذا یکى از شبکه‌هاى متعلق به وهابیت سفر به زیارت قبور را به استناد دو حدیث حرام اعلام کرده حجت‌الاسلام والمسلمین علیرضا سبحانی از مدرسان حوزه علمیه قم و مدیر مؤسسه امام صادق‌ علیه السلام تحت اشراف آیت‌الله‌‌العظمی سجانی ضمن بررسى و تبیین دقیق بر اساس کتاب و سنت اهل‌بیت‌ علیهم السلام این شبهه را به نقد کشیده و پاسخ گفته‌اند که در ادامه می‌خوانید... 

  



 

اشاره: حضور میلیونى شیفتگان خاندان رسالت در اربعین سالار شهیدان

در شهر مقدس کربلا، زلزله در کانون وهابیت پدید آورده و خشم آنها را

برانگیخته است و لذا یکى از شبکههاى متعلق به وهابیت

سفر به زیارت قبور را به استناد دو حدیث حرام اعلام کرده

حجتالاسلام والمسلمین علیرضا سبحانی از مدرسان حوزه علمیه قم

و مدیر مؤسسه امام صادق علیه السلام تحت اشراف آیتالله‌‌العظمی سجانی

ضمن بررسى و تبیین دقیق بر اساس کتاب و سنت اهلبیت علیهم السلام

این شبهه را به نقد کشیده و پاسخ گفتهاند که در ادامه میخوانید.

حضور در وادى خاموشان که انسانهاى دیروز را در برگرفته، و به خواب ژرفى فرو رفتهاند، در هیچ آیین و مذهبى ممنوع اعلام نشده است، نهتنها ممنوع اعلام نشده بلکه آثار سازندهاى دارد که به گوشهاى از آن اشاره مىشود:

دیدار از این وادى، که نشانگرِ «عجزِ ذاتى» انسان و زوال قدرتها و مکنتهاى مادى است، آثارى سازنده و حیاتبخش دارد: انسان هوشمند، با مشاهده این وضع رقتبار، ناپایدارى جهان را از نزدیک لمس کرده در مقام چاره برمىآید و با درک «هدفدارى جهان آفرینش»، از گرداب غفلت و خودخواهى بیرون مىجهد، و به اندیشه تحصیل اسباب و لوازم «حیات جاوید» میافتد. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بر این نکته تربیتى انگشت نهاده و میفرماید: «زوروا القبورَ فانّها تُذکِّرکُم الآخرةَ؛(1) به زیارت قبور بشتابید که مایه یاد سراى جاوید (آخرت) است».

و در دیگر سخنان خود میفرماید: «زُوروا القبورَ فإنّ لکم فیها عبْرة؛(2) به زیارت قبور بروید زیرا در آن براى شما درس عبرت است».

آنچه گفته شد درباره زیارت قبور افراد عادى است، اما زیارت قبور عالمان و دانشمندان خدمتگزار و یا زیارت تربت شهیدان که با خون سرخ خود از شرف و عزت ملتى دفاع کردهاند حساب دیگرى دارد، افزون بر آن حضور در حرم پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم گویاى زبان حال زائر است که چنین میگوید: زبان حال زائر در حرم پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم اى رسول خدا، اگر مهاجر و انصار در حدیبیه با تو بیعت کردند که از حریم رسالت دفاع کنند(3)، و اگر زنان با ایمان مکه با تو بیعت کردند که از شرک و گناه بپرهیزند(4)، و اگر مؤمنان گنهکار دستور یافتهاند که به حضور تو رسیده و از تو درخواست کنند که در حق آنان طلب آمرزش کنى(5)، من نیز اى رسول گرامى، و اى شفیع امت، با حضور در حرمت و استلام تربتت، با تو بیعت میکنم که پاسدار آرمانهایت باشم و از شرک و دیگر گناهان دورى جویم و در ازاى این عمل، از تو میخواهم که برایم از درگاه الهى طلب آمرزش کنى.

 در کنار تربت شهیدان

شخص زائر در کنار تربیت شهیدان راه حق، اعلام میدارد که به راه شهیدان وفادار است و آرمان مقدس و ارزشمندشان را پاس میدارد. حضور در سرزمین «بدر» و «اُحد» و «کربلا» و در سرزمین دیگر عزیزان خفته به خون، نوعى تکریم و احترام به آنها است، تو گویى با حضور خود، و فرستادن درود بر آنها تعهد میکند که تداومبخش راه آنها باشد و پیوسته پیرو راه آنها گردد.

اکنون سؤال میشود آیا میشود بار سفر بستن براى حضور در این مشاهد با چنین آثار سازنده، حرام باشد، وهابیت، اصل زیارت قبور را با ناخرسندى میپذیرد زیرا جواز زیارت مورد اتقان تمام فقیهان اسلام است، ولى سفر براى زیارت قبور را، حرام میداند، آیا میشود عملى که خود مستحب است، سفر براى آن حرام باشد، من نمىدانم از فقیهان بپرسید، مقدمه مستحب اگر مستحب نباشد، حرام نخواهد بود.

 دستاویز وهابیت در تحریم سفر

شبکه وهابىها میگوید در کتاب وسایلالشیعه حدیثى از امیرالمؤمنین علیه السلام آمده است: «لا تشدّ الرحالُ إلاّ الى ثلاثةِ مساجدَ: المسجدِ الحرام، ومسجدِ الرسول صلی الله علیه و آله و سلم ومسجد الکوفة؛(6) بار سفر بسته نمىشود مگر بر سه مسجد: مسجدالحرام، و مسجد رسول، و مسجد کوفه».

بنابراین فقط سفر براى این سه مسجد جایز است نه سفر به زیارت پیامبر و دیگر اولیاء.

پاسخ: حدیث مذکور نه از نظر سند تمام است و نه از نظر دلالت اما از نظر سند: راوى حدیث دو نفرند به نامهاى «حسنبن على» و «ابوالصخر»، نام فرد نخست از اسماء مشترک است معلوم نیست مقصود کدام یکى از آنها است، دومى، عمربن حنظله است که ثقه است ولى هر دو نفر از امیرمؤمنان علیه السلام نقل میکنند که آن حضرت چنین فرمود، و این دو نفر از اصحاب امام صادق علیه السلام هستند که در سال 148 درگذشته است، اکنون چگونه میتوانند از امیرمؤمنان علیه السلام نقل روایت کنند که در سال 40 هجرت با شهادت درگذشته است، در این صورت باید گفت: واسطه یعنى ناقل حدیث میان این دو و امیرمؤمنان علیه السلام افتاده و حدیث به اصطلاح مرسل است و قابل استناد نیست و لذا در متن حدیث آمده است «یرفعان إلى أمیرالمؤمنین».

اما از نظر دلالت، اصلاً حدیث ربطى به سفر براى زیارت قبور اولیاء ندارد موضوع اثباتاً و نفیاً مسجد است و بس، توضیح اینکه:

عزیزانى که با علوم عربى آشنا هستند میدانند که جمله استثنائیه از دو چیز تشکیل میشود:

1. جمله مستَثىمنه: «ما جاءنی أحد».

2. جمله استثناء: «إلاّ زید».

حدیث یاد شده از دو جمله تشکیل یافته:

1. مستثنىمنه: «لا تشدّ الرحال».

2. استثناء «إلاّ إلى ثلاثة مساجد».

از آنجا که در جمله نخست، مستثنىمنه صریحاً وارد نشده است، به اقتضاى قواعد زبان عربى باید کلمهاى در آن در تقدیر گرفته شود و به اصطلاح حکم «مستثنىمنه» را داشته باشد و آن به قرینه مستثنى، لفظ «مسجد» است که حذف شده است و مضمون حدیث چنین است: «لا تشد الرحال إلى مسجد من المساجد إلاّ إلى ثلاثة».

با توجه به اینکه دو طرف جمله در مورد «مسجد» سخن میگوید، باید گفت که گفتار حضرت از نظر نفى و اثبات، بر محور مسجد میچرخد و مفاد آن این است که براى اقامه نماز، براى هیچ مسجدى نباید رنج سفر را تحمل نمود مگر براى سه مسجد. در این صورت، سفر براى زیارت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و یا زیارت اولیاء در مستثنى منه(مسجد) داخل نبوده و موضوعاً از دایره کلام خارج است و نهى شامل آن نمىگردد.

علت اینکه نباید براى اقامه نماز به مسجدى سفر کرد، این است که به استثناى سه مسجد یاد شده، دیگر مساجد، همگى از ارزش یکسانى برخوردار میباشند، و لذا در صورت امکان اقامه نماز در یکى از آنها، سفر به مسجد مشابه کار لغو و بیهودهاى خواهد بود. مثلاً شهرى که مسجد جامع دارد وجهى ندارد که انسان براى اقامه نماز به مسجدِ جامعِ، شهر دیگر برود، زیرا پاداش دومى با پاداش اولى یکسان است، و در این صورت سفر وى بىارزش خواهد بود. ولى سه مسجد یاد شده از این قانون مستثنى میباشد، زیرا پاداش نماز گزاردن در آنها از ارزش والاترى برخوردار است.

خلاصه: با توجه به این اصل که حدیث در جانب نفى پیرامون مساجد سخن میگوید، سفر به مراکز دیگر مانند سفر به مدینه منوره و یا کربلا و غیره براى زیارت خاتم پیامبر و یا امامان از دایره حدیث بیرون بوده و نسبت به جواز و تحریم آن ساکت است.

 زیارت مساجد سبعه

در گوشه و کنار مدینه منوره مراکزى به نام «مساجد سبعه» است، که زائران خانه خدا پس از استقرار در مدینه به زیارت آنها میشتابند، اکنون سؤال میشود، اگر به غیر این سه مسجد، سفر صحیح نیست و نمازگزاردن در این مساجد، ثواب فزونتر ندارد، پس چرا حجاج بیتاللهالحرام به زیارت این مساجد میروند و نماز میگزارند.

پاسخ این پرسش روشن است:

سفر براى دیدار این مساجد، از این نظر نیست که در شرع دستورى در این مورد وارد شده است، یا گزاردن نماز در این مساجد، فضیلت بیشترى دارد بلکه انگیزه سفر یکى از دو چیز است:

1. یاد خاطره مسلمانان صدر اسلام که در سختترین شرایط (جنگ خندق) برخى این مساجد را ساخته و در آنها نماز گزارده و به جهاد ادامه دادهاند زیرا برخى از این مساجد در نقاطى ساخته شده که مسلمانان در آن نقطه، با سپاه شرک و یهود به نبرد پرداخته و با کشتن قهرمان شرک به نام «عمروبن عبدود» به حکومت طاغوت پایان بخشیدهاند، حضور در این مراکز و همانند آنها، این خاطرهها را تجدید میکند، و پیوندمان را با آنان مستحکم میسازد.

2. انگیزه دیگر، قصد تبرک از زیارت این نقاط است، زیرا خون شهیدان راه توحید در این نقاط ریخته شده و این سرزمین شاهد پایمردى شهیدان راه حق، و یا محل رفت و آمد بزرگان اسلام بوده است.

این دو انگیزه آنان را به زیارت این مساجد برمى انگیزد و سفر به این نقاط و امثال آنها، مانند سرزمین خیبر، و فدک، از یکى از این دو انگیزه نشأت میگیرد.

و اما نمازگزارى پس از ورود به این مساجد، بهخاطر امتثال یک حکم الهى در کلیه مساجد است زیرا مستحب است پس از ورود به هر مسجد، دو رکعت نماز تحیت خوانده شود و هرگز هدف از سفر این نیست که بروند در آنجا نماز بگزارند، بلکه این انگیزه پس از ورود به مسجد پدید میآید.

سفر براى نماز در مسجد قبا و یا جمکران

ضمناً پاسخ سؤال دیگر نیز روشن میشود: اگر فرض شود مسجدى خاصى جز این مساجد سهگانه پاداش خاصى داشته باشد، سفر براى درک آن ثواب اقامه نماز در آنها، منافات با این حدیث ندارد، زیرا این حدیث ناظر به مساجدى است که ثواب آن با دیگر مساجد یکسان باشد، زیرا سفر لغو حساب میشود. ولى اگر مسجد داراى ثواب خاصى باشد که در دیگر مساجد نباشد سفر به آنجا از مفاد حدیث بیرون است.

و لذا پیامبر اسلام، گوینده این حدیث «لا تشدّ الرحال إلاّ إلى ثلاثة مساجد، مسجدی هذا، ومسجد الحرام ومسجد الأقصى»(7) از مدینه به دهکده قبا میرفت و دو رکعت نماز در مسجد قبا میخواند و به مدینه برمى گشت.(8) از این بیان روشن میشود که سفر براى خواندن نماز در مسجد جمکران بهخاطر این است که ثواب خاص دارد که در دیگر مساجد مشابه ندارد.

دستاویز حدیث دیگر:

این بار شبکه وهابى دست و پایى دیگرى کرده و میگوید: طبق احادیث شیعه رفتن به زیارت قبور جایز نیست اینک حدیث:

عن یاسر الخادم قال: قال علیبن موسى الرضا علیه السلام: لا تُشدُّ الرِّحال إلى شیء من القبور إلاّ إلى قبورنا ألا وإنّی مقتول بالسَّمّ ظلماً ومدفون فی موضع غُربة فمن شدّ رحله إلى زیارتی استُجیب دعاؤه وغُفرَ له ذنوبُه؛(9) یاسر خادم حضرت رضا علیه السلام از آن حضرت نقل میکند: «شدّ رحال» به هیچ قبرى جایز نیست مگر بر قبور ما (خاندان رسالت) و من بهوسیله سم مظلومانه کشته میشوم و در سرزمین غربت مدفون میگردم، هر کس بار سفر براى زیارت قبر من ببندد دعاى او مستجاب میشود و گناهان او بخشیده میگردد».

پاسخ: «شدّ رحال» در زبان عربى «بار سفر بستن» است، مفاد این است که براى زیارت قبور سفر کردن لغو است زیرا همان ثوابى در شهر دیگر، براى زیارت قبور منظور شده براى قبرستان موجود در شهر خود انسان نیز منظور شده است دیگر جهت ندارد قبرشان محل خود را رها کند و به همین منظور به شهر دیگر برود، بنابراین حدیث ناظر به سفر کردن به زیارت قبور است، نه زیارت قبور بدون سفر در محل زندگى.

خلاصه: بین سفر به زیارت قبور، و رفتن به زیارت قبور محل زندگى، فاصله زیاد است، ببین تفاوت ره از کجاست تا به کجا!

..............................................

 پینوشتها

1. سنن ابن ماجه/1/500، ح1569

2. کنز العمال/15/647، ح42558

3. لَقَدْ رَضِىَ اللهُ عَنِ الْمُؤْمِنِینَ إِذْ یُبَایِعُونَکَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ...(فتح/18)

4. إِذَا جَاءَکَ الْمُؤْمِنَاتُ یُبَایِعْنَکَ عَلَى أَنْ لاَ یُشْرِکْنَ بِاللهِ(ممتحنه/12)

5. وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللهَ تَوَّابًا رَحِیًما(نساء/64)

6. وسایلالشیعه/ج5/باب 46 از ابواب احکام مساجد/ح1

7. صحیح مسلم/4/126

8. صحیح مسلم/4/127؛ صحیح بخارى/2/76؛ سنن نسایى، همراه با شرح سیوطى/2/37

9. وسایلالشیعة/14/562

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA

 

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





شنبه ٢٤ آذر ١٣٩٧
جستجوی وب
کانال تلگرام
با افق حوزه به روز باشید
با
کانال تلگرام