*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی > نمایش اخبار 


گروه خبری: ویژه محرم  | تاریخ:1397/06/22 | ساعت:١٥:٣٩ | شماره خبر:٤٠٢٧١٤ |  


    منابر اقتصاد مقاومتی (6)تولید (اشتغال زنان، فرزند آوری)

تولید (اشتغال زنان، فرزند آوری)

 بحث ما در باره این مطلب بود که چرا برخی راهشان از امام زمان جدا می شود؟ عرض شد یکی از مسائلی که باعث می شود بسیاری از انسانهای متدین، ولایی و اهل معرفت راهشان از امام زمان خود جدا شود این است که برایشان مهم نبود که در سبک زندگی، خود را شبیه اهل بیت کنند. فکر می کردند همین که در اعتقادات و محبت اهل بیت را امام خود بدانند کافی است ولی لازم نیست در سبک زندگی و فعالیهای روزمره خودشان مخصوصا در مباحث اقتصادی آنها را امام خود بدانند...  

  


بحث ما در باره این مطلب بود که چرا برخی راهشان از امام زمان جدا می شود؟ عرض شد یکی از مسائلی که باعث می شود بسیاری از انسانهای متدین، ولایی و اهل معرفت راهشان از امام زمان خود جدا شود این است که برایشان مهم نبود که در سبک زندگی، خود را شبیه اهل بیت کنند. فکر می کردند همین که در اعتقادات و محبت اهل بیت را امام خود بدانند کافی است ولی لازم نیست در سبک زندگی و فعالیهای روزمره خودشان مخصوصا در مباحث اقتصادی آنها را امام خود بدانند.

گفتیم در عالم دو نوع ولایت وجود دارد که در طول تاریخ هم وجود داشته است. ولایت خدا و معصومین و ولایت شیطان و طاغوت.

انسان یا باید رومی روم باشد یا زنگی زنگ. نمی شود کسی فکر کند می تواند در افکار و محبت هایش عاشق اهل بیت باشد ولی در سبک زندگی می تواند مثل دیگران و در زمین آنها بازی کند.

امروز می خواهم یک بحث مهم و دقیقی را مطرح کنم خواهش می کنم توجه ویژه ای بفرمایید:

هر تمدنی از سه قسمت تشکیل شده است: یک قسمت عقائد و باور های آن تمدن است. همان افکار انسان ها، یک قسمت اخلاق و هنجار هاست که بر اساس همان عقائد شکل می گیرد و یک قسم رفتار ها و روابطی است که بر اساس آن هنجار ها صورت می پذیرد.

این دو نوع ولایت خدایی و شیطانی که دو نوع تمدن را ایجاد می کنند نیز دقیقا از همین قانون تبعیت می کنند.

تمدن غرب بعد از رنسانس در بحث اعتقادات با انکار خداوند از زندگی اجتماعی، «خود» را جایگزین آن کرد و مفهوم اومانیسم را بنا نهاد. خود خواهی و خود پرستی و هر آنچه به لذت شخصی دنیایی شخص مرتبط شود هدف غایی انسانها معرفی شد. و البته انسان را هم محدود به همین جسم مادی دانسته و مکتب های مختلف فکری منفعت گرایی لذت گرایی و ... به وجود آمد که همه هدف را نه رسیدن به خدا بلکه رسیدن به بالاترین لذت دنیایی معرفی کرد.

بر اساس همین تفکر هنجار ها را طراحی نمود. شما نگاه کنید بر اساس این که نگاه چون آنچه موجب لذت انسان می شود خوب است پس حجاب را محدودیت معنا می کنند و غیرت را حسادت! و بر اساس همین رفتار ها و روابط خود را تنظیم می کنند حتی شما نگاه کنید خانه سازی های مدرن بر اساس همین الگو ساخته می شود!

مثلا آشپزخانه را که محل ناموس خانه است و طبیعتا باید فعالیت انجام دهد به صورت اوپن می سازند و در کنارش مهمان خانه تا بتواند برای نامحرم جلوه بهتری داشته باشد!

در مقابل خانه های قدیمی که اندرونی و بیرونی داشت تا خانم در خانه راحت تر باشد و معذب مهمان ها نباشد.

حتی متدینین ما هم وقتی در چنین خانه هایی زندگی می کنند و سبک زندگی غربی پیدا می کنیم طبیعی است زن در خانه بخواهد حجاب کامل داشته باشد و فعالیت کند سختش است و کم کم می بینید که حجاب او سست می شود و سبک زندگی ها نه تنها رفتار ها بلکه هنجارها و خدایی ناکرده حتی اعتقادات را تحت تاثیر قرار می دهد

در قرآن یک آیه است خیلی آیه عجیبی است.

مَّ کانَ عاقِبَةَ الَّذینَ أَساءُوا السّوأیٰ أَن کَذَّبوا بِآیاتِ اللَّهِ وَکانوا بِ‌ها یَستَهزِئونَ﴿۱۰﴾

سپس سرانجام کسانی که اعمال بد مرتکب شدند به جایی رسید که آیات خدا را تکذیب کردند و آن را به مسخره گرفتند!

این نشان می دهد چقدر رفتار ها و اعمال انسان می تواند مهم باشد. و اگر رفتار انسان و سبک زندگی او شبیه رفتار و سبک زندگی کسانی باشد که در فرهنگ مقابل است قطعا زمانی فراخواهد رسید که وقتی چشم باز می کند می بیند که در جبهه مقابل ایستاده است.

یکی از چیز هایی که آن را نیز با همین نگاه به راحتی می توان تحلیل نمود مساله نگاه به زن است.

اسلام دینی است که به خانواده بسیار اهمیت داده است. عرب جاهلی که دخترکش بود. زنان به عنوان غنایم جنگی توزیع می شدند و به مردان هدیه داده می شد، اسلام آرام آرام با آن مبارزه کرد. اسلام می گوید ما شما را از نفس واحده آفریدیم هیچ کس بر دیگری برتری ندارد؛ چه زن بر مرد و چه مرد بر زن.( آیه 1 نساء) البته برتری در تقوا و ایمان بیشتر است که نیروی عشق و معنویت در چنین کسی افزون شده و دل و ایمان او مستحکم تر می شود.  

در فرهنگ غرب به خلاف اسلام  چون آنچه اهمیت دارد انسان و لذت های اوست و زن مایه لذت جویی آنهاست زن را به بهانه های مساوات با مرد به بیرون از خانه کشیدند که داستان آن در غرب بسیار غم انگیز است.

بیان تاریخچه جایگاه زن در غرب و این که حتی مالک چیزی نمی شد و حق رای نداشت و ...

به خاطر این که کارگر ارزان داشته باشند و بتوانند کارخانه دارها سود بیشتری ببرند به زن حق مالکیت دادند و او را به کارخانه ها کشاندند و چه ظلم ها که به زن نشد

و هر چیزی که ویژگی های اصیل زن بود را تحقیر کردند: عاطفه زن که ویژگی منحصر به فرد در عالم خلقت است و برای آن مسئولیتی که به عهده زن گذاشته شده است که تربیت جامعه و تربیت نسل است بسیار مهم می باشد را ضعف معنا کردند و حیاء او را گوشه گیری نامیدند و همسری و مادری او را به شکل های مختلف تحقیر نمودند.

و متاسفانه شاهد هستیم که ته مانده تفکرات پوسیده و مخرب غربی، پس از اینکه در جوامع غرب، ثمری جز بی بند و باری، گسترش انواع انحرافات اخلاقی، بی ثباتی و انحلال نظام خانواده نداشت، اکنون ردپایی را در جامعه ما بر جای گذاشته است.

همه نگرانی از این جهت است که ما دچار تجربه مجدد آزمونهای بی نتیجه و مهلک غرب نشویم. اکنون سرنوشت خانواده در جامعه غربی به جایی رسیده است که وقتی نماینده کلیسای واتیکان به ایران سفر می کند، از ایران تقاضا دارد تا برای احیای دوباره نظام خانواده در غرب، مدد رسانی کنند.

البته اسلام مخالف فعالیت اقتصادی زن نیست اتفاقا در جلسات گذشته اشاره کردیم که خداوند از تنبلی و بیکاری خیلی بدش می آید: در حدیثی از امام باقر علیه السلام روایت شده است که انی لابغض الرجل ان یکون کسلان عن امر دنیاه و من کسل عن امر دنیاه فهو عن امر آخرته اکسل

و امام صادق هم می فرماید که ان الله عزو جل یبغض کثره النوم و کثره الفراغ

خداوند اصلا این که کسی بیکار باشد را مبغوض می داند و این اختصاص به زن ها هم ندارد

اما نکته ای که در این جا وجود دارد این است که شغل هایی که مناسب زن هاست را اسلام پیشنهاد می کند:

شیخ طوسی به سند خویش از ام الحسن النخعیه، روایت می‌كند:  «قَالَتْ: مَرَّ بِی أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ عَلِی بْنُ أَبِی طَالِبٍ7 فَقَالَ: أَی شَیءٍ تَصْنَعِینَ یا أُمَّ الْحَسَنِ؟ قُلْتُ: أَغْزِلُ، قَالَتْ: فَقَالَ: أَمَا إِنَّهُ أَحَلُّ الْكَسْبِ»

عیاشی در تفسیر معروف خود به سندش از محمد بن خالد ظبّی روایت می‌كند:  «قَالَ: مَرَّ إِبْرَاهِیمُ النَّخَعِی عَلَى امْرَأَة وَ هِی جَالِسَة عَلَى بَابِ دَارِهَا بُكْرَة، وَ كَانَ یقَالُ لَهَا، أُمُّ بَكْرٍ وَ فِی یدِهَا مِغْزَلٌ تَغْزِلُ بِهِ، فَقَالَ لَهَا: یا أُمَّ بَكْرٍ، أَ مَا كَبِرْتِ؟! أَ مَا آنَ لَكِ أَنْ تَضَعِی هَذَا الْمِغْزَلَ؟ فَقَالَتْ: وَ كَیفَ أَضَعُهُ وَ قَدْ سَمِعْتُ عَلِی بْنَ أَبِی طَالِبٍ7 یقُولُ: هُوَ مِنْ طَیبَاتِ الْكَسْبِ»

در حقیقت شغل هایی که با مسئولیت اصلی زن که همان تربیت نسل و جامعه است منافات نداشته باشد. شما نگاه کنید این رفتار اقتصادی غرب درباره زن ها و کشاندن آنها به کارهای مردواره چه بلاهایی را به سر آن جامعه آورده است که یکی از آنها از بین رفتن کیان خانواده ها، افزایش هزینه های فرزند آوری و پیر شدن جامعه است که اقتصاد یک جامعه را می تواند فلج نماید.

جالب است که آن جا خطر پیر شدن جامعه را فهمده اند و برای همین به شدت ترغیب به فرزند آوری می کنند ولی برای جامعه ما و جوامع اسلامی می گویند این کار مشکل دارد.

بیان آثار فرزند آوری و تعداد زیاد فرزند

فرزندان؛ عامل اقتدار و نیرومندی والدین

جالب این جاست که در یک حدیث از امام رضا به این مساله اشاره شده است: امام رضا (علیه السلام) فرمود: «...تَوْفِيرِ الْوَلَدِ لِنَوَائِبِ‏ الدَّهْرِ وَ حَوَادِثِ الْأُمُورِ...؛[2] (از برکات ازدواج) اندوختن فرزند برای (رویارویی با) سختی ‌های روزگار و پیامدهای زمانه است».

اگر این روایت را با نگاه کلان بنگریم می بینیم که همانطور که برای روزگار های سختی افراد، فرزند ها عصای دست خواهند بود برای جامعه هم چنین است. در روزهای سخت این فرزندان و جوانان آن جامعه هستند که نیروی اصلی و قدرت واقعی آن جامعه را تشکیل می دهند و جامعه باید برای آن برنامه ریزی کند.

در نقلی، روزی امام حسن عسکری (علیه السلام)- که به دستور معتمد عباسی (لعنت الله علیه) در زندان به سر می ‌برد - به یکی از یاران خود در زندان فرمود: آیا فرزند داری؟ عرض کرد: خیر! امام درباره او دعا فرمود: «اللَّهُمَّ ارْزُقْهُ وَلَداً يَكُونُ لَهُ عَضُداً فَنِعْمَ الْعَضُدُ الْوَلَدُ؛ خدایا! به او فرزندی روزی کن که بازوی توانایی برای وی باشد؛ چراکه فرزند چه خوب بازویی است!» سپس حضرت این شعر را خواندند:

مَنْ كَانَ ذَا عَضُدٍ يُدْرِكْ ظُلَامَتَه     إِنَّ الذَّلِيلَ الَّذِي لَيْسَتْ لَهُ عَضُدٌ[3]

«هر كس كه بازويى (فرزندى) دارد، اگر ستمى بر او رود، فرزندش آن را مى ‏ستاند. ذليل و خوار كسى است كه بازو (فرزند) ندارد».

امام زین ‏العابدین(علیه السلام)نیز در این مورد فرمود:«مِن سَعَادَةِ الرَّجُلِ أَن يَكُونَ لَهُ وَلَدٌ يَستَعِينُ بِهِم؛[4] از سعادت مرد اين است كه فرزندانى داشته باشد تا در مشكلات به ياريش برخيزند».

به این جهت قرآن کریم داشتن مال و فرزندان را نشانه امداد الهی و وسیله قدرتمندی و اقتدار می ‌داند و می ‌فرماید: «ثُمَّ رَدَدْنا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ وَ أَمْدَدْناكُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنينَ وَ جَعَلْناكُمْ أَكْثَرَ نَفيراً»؛[5] سپس غلبه و تسلط بر آنها را به شما بازمی ‌گردانیم و شما را به وسیله اموال و فرزندانی یاری می ‌کنیم و از حیث نفرات، بیشتر (از آن ها) قرار می ‌دهیم.

بنابراین، یکی از پایه ‌های اصلی قدرتمندی، تولید ثروت و پیشرفت هر خانواده و جامعه ‌ای، جمعیتِ آن است. جمعیت اندک از در روابط خارجی، قدرت مانور در مقابل دشمنان را کاهش خواهد داد. کشوری با جمعیت پیر و اندک، مورد طمع قدرت ‌ها و مستکبرین خواهد بود، لذا موفقیت در سطوح ملی و بین ‌المللی و ایستادگی جوامع در برابر ظلم و تجاوز قدرت ‌های استکباری، وابسته به گوهر ایمان و عمل جوانان فداکار است. از این رو، هر کشوری که از جوانان غیور و پُرانرژی برخوردار است، دشمنان را از حمله نظامی باز می ‌دارد.

از طرف دیگر، جمعیت جوان، مؤمن، اهل کار و خلاق می‌ تواند با نیروی فکری و قوت بدنیِ خود گام ‌های مؤثری در رشد و تعالیِ خود، خانواده و جامعه بردارد. به همین دلیل «اقتدار ملی» به ‌عنوان سیاست راهبردی کشور از سوی رهبر معظم انقلاب(حفظه الله)، به این شکل اعلام شده است که فرمود: «امروز سیاست جمهوری اسلامی، عبارت است از اینکه ملّت ایران باید خود را قوی کند. اگر ملّتی قوی نباشد و ضعیف باشد، به او زور می‌ گویند. اگر ملّتی قوی نباشد، باج‌ گیران عالَم از او باج می ‌گیرند. اگر بتوانند به او اهانت می ‌کنند. اگر بتوانند، زیر پا او را لگد می‌ کنند. طبیعت دنیایی که با افکار مادّی اداره می ‌شود، همین است؛ هر که احساس قدرت بکند، نسبت به کسانی که در آن ها احساس ضعف می ‌کند، زورگویی خواهد کرد».[6]

ایشان در جای دیگر «افزایش نسل جوان» را یکی از راه‌ های ایجاد اقتدار دانسته و فرمود: «افزایش نسل جوان و بزرگ بودن کشور از لحاظ جمعیت، در ایجاد اقتدار خیلی تأثیر دارد.»[7] و «کشورِ بدون جمعیت جوان؛ یعنی کشورِ بدون ابتکار و پیشرفت و هیجان و شور و شوق. بنابراین، برنامه حیاتی تکثیر نسل باید به طور جدی دنبال و پیگیری شود.»[8]

جالب است بدانید که فرزند آوری نه تنها در مسائل اقتصادی بلکه در همه ابعاد زندگی و سلامت و موفقیت خانواده و به تبع آن جامعه نقش دارد حتی تحقیقات جدید نیز نشان می ‌دهد که پدر و مادر شدن، آن ها را از خطر ابتلا به سرطان و بیماری‌ های قلبی محافظت می‌ کند. همچنین، این تحقیقات حاکی از آن است که بارداری زنان در عملکرد حافظه آن ها اثر می‌ گذارد و موجب می ‌شود مغز آن ها عملکرد بهتری داشته باشد.[10]

افزون بر این، یکی از عوامل ایجاد آرامش و افزایش شور و نشاط در زندگی، ورود فرزند به کانون خانواده است. اگرچه در آغاز جوانی، محرّک انسان برای ازدواج، مسئله تمایلات نفسانی است؛ ولی آنگاه که از شدت این تمایلات کاسته می ‌شود، مایه دلگرمی کانون خانواده، داشتن فرزند می ‌باشد. به این دلیل در تعابیر دینی، فرزندان، نور چشم والدین به شمار آمده ‌اند.

قرآن ‌کریم آنجا که «عِبادُ الرَّحْمن» (بندگان خاص خداوند) را معرفی می ‌کند، یکی از خصوصیات آن ها را این‌ گونه بیان می ‌فرماید: «وَ الَّذينَ يَقُولُونَ رَبَّنا هَبْ لَنا مِنْ أَزْواجِنا وَ ذُرِّيَّاتِنا قُرَّةَ أَعْيُنٍ[11] وَ اجْعَلْنا لِلْمُتَّقينَ إِماماً»؛[12] و آنان کسانی هستند که می‌ گویند: پروردگارا! برای ما از همسران و فرزندانمان روشنی دیدگان (و نسل ‌های صالح، پاک و متّقی) عطا کن و ما را بر پرهیزکاران (در مسابقه به سوی ایمان و رهبری در اصول و فروع و معارف) پیشوا گردان!

امام صادق (علیه السلام) نیز در سفارش به فردی که پس از سال ‌ها ازدواج صاحب فرزند نشده بود، فرمود: زمانی که یکی از شما فرزنددار شدنش دیر شود، باید بگوید: «اللَّهُمَّ لَاتَذَرْنِي‏ فَرْداً وَحِيداً وَحْشاً، فَيَقْصُرَ شُكْرِي عَنْ‏ تَفَكُّرِي، بَلْ هَبْ لِي أُنْساً وَ عَاقِبَةَ صِدْقٍ ذُكُوراً وَ إِنَاثاً، أَسْكُنُ إِلَيْهِمْ مِنَ الْوَحْشَةِ وَ آنَسُ بِهِمْ مِنَ الْوَحْدَةِ وَ أَشْكُرُكَ عَلى‏ تَمَامِ النِّعْمَة؛[13] خدايا! مرا تنها و وحشت ‌زده نگذار تا سپاسگزاریم از تدبیرم کمتر شود؛ بلکه محل اُنس و جانشینی درست از پسران و دختران را به من ببخش که از وحشت به اینان انس گیرم و از وحدت با آنان آرامش یابم و به هنگام کامل شدن نعمت تو را سپاس گویم».

در این دعا وجود فرزند، باعث آرامش و عاملی برای دوری از وحشت و تنهایی به شمار آمده است. به این دلیل، برخی از اندیشمندان در تبیین کارکرد فرزند در کانون خانواده معتقدند که: «زناشویی بدون فرزند، پژمردگی است و پس از آوردن فرزند، کانون زندگی به شکوفایی می ‌رسد؛ بلکه پس از بچه ‌دارشدن، زندگی دارای معنای حقیقی می ‌شود و خانه به ‌وسیله فرزند، پُر از خنده و نشاط می ‌گردد.»[14]

اهمیت این موضوع زمانی بیشتر می ‌شود که پدر و مادر به سنین پیری می‌ رسند و محیط خانه به آشیانه ‌ای ساکت و بی ‌فروغ تبدیل می ‌شود و به دلیل نداشتن فرزند، مجبورند در خانه سالمندان یا گوشه خانه ‌ای خاموش، عمر خود را در تنهایی و رنج سپری کنند.

شما این ثمرات مهم و ثمرات دیگر مثل این که عامل امنیت و استحکام خانواده است و طلاق در خانواده هایی که دارای فرزند هستند به شدت کمتر از خانواده هایی است که فرزند ندارند و .باعث رشد شخصیت خود پدر و مادر می شود علاوه بر همه این ها تاثیرات معنوی که روی زندگی انسان می گذارد عجیب است:

امام علی(علیه السلام)نیز درباره بیماری فرزند می ‌فرماید: «إنَّه كفَّارةٌ لوالدَيه؛[26] بيمارى فرزند، كفّاره گناهان پدر و مادرش است».

در جای دیگر نقل شده است که «حسن بصری» می ‌گفت: «فرزند بدچیزی است؛ حیاتش رنج می ‌دهد و مرگش استخوان می ‌شکند.» این سخن به سمع مبارک حضرت سجّاد(علیه السلام) رسید، حضرت فرمود: «كَذَبَ واللَّهِ! نِعمَ الشي‏ءُ الولدُ؛ إن عاشَ فدعاءٌ حاضرٌ، و إن ماتَ فشفيعٌ سابقُ؛[27] به خدا دروغ گفته! فرزند، خوب چیزی است. اگر بماند، دعای نقد است و اگر بمیرد، شفاعت ‌گری است که پیش از پدر رفته است».

همچنین، پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله) فرمود: «الوَلدُ كَبِدُ المؤمِن إن ماتَ قَبْلَه صارَ شفيعاً، و إن ماتَ بَعدَه يَستغفرُ اللَّهَ له فيَغفِرُ لَه؛[28] فرزند، [پاره‏] جگر مؤمن است. اگر زودتر از پدر بميرد، شفيع پدر شود و اگر ديرتر بميرد، براى پدر طلب آمرزش كند و خدا او را (به واسطه دعای فرزند) بيامرزد».

امام صادق(علیه السلام) فرمود: جبرئیل (درباره ارزش فرزندان امت اسلام) در خطاب به پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله)گفت: «... إِذَا بَكَى أَحَدُهُمْ فَبُكَاؤُهُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ إِلَى أَنْ يَأْتِيَ عَلَيْهِ سَبْعُ سِنِينَ فَإِذَا جَازَ السَّبْعَ فَبُكَاؤُهُ اسْتِغْفَارٌ لِوَالِدَيْهِ إِلَى أَنْ يَأْتِيَ عَلَى الْحَدِّ فَإِذَا جَازَ الْحَدَّ فَمَا أَتَى مِنْ حَسَنَةٍ فَلِوَالِدَيْهِ وَ مَا أَتَى مِنْ سَيِّئَةٍ فَلَا عَلَيْهِمَا؛[29] هرگاه یکی از آنان گریه کند، گریه ‌اش تا هفت سالگی «لا اله الا الله» است و وقتی از هفت سالگی گذشت، گریه ‌اش تا بلوغ آمرزش‌ خواهی برای والدین است و چون از بلوغ گذشت، هر کار نیکی که انجام دهد، به نفع پدر و مادرش باشد و هر کار ناشایستی که انجام دهد، به زیان آنان (والدین) نخواهد بود».

از روایات گفته شده معلوم می ‌شود که فرزندان، سرمایه معنویِ والدین در دنیا و آخرت به شمار می ‌آیند؛ به ‌گونه

اگر بخواهیم از اهمیت فرزند آوری بحث کنیم باید چندین جلسه را اختصاص به این مساله بدهیم اما یک مساله فوق العاده مهمی است که متاسفانه کشور ما به خاطر سهل انگاری ها و بعضا خیانتهایی الان در وضعیت خیلی بدی به سر می برد

نرخ باروری به معنای متوسط تعداد فرزندان زنده ای است که هر زن به دنیا می آورد؟ (یعنی تعداد فرزندانی که جایگزین والدین می شوند.)

نرخ باروری در جامعه ای اگر 1/2 باشد  افراد آن جامعه ثابت می مانند و پس از دو نسل نرخ رشد جمعیت به صفر می رسد.

اما متاسفانه علی رغم اینکه قرار بوده است در سال 90 نرخ باروری در ایران به 1/2 برسد در سال 79 به این عدد رسیده است یعنی مسئولین کنترل جمعیت به جای کلاه سر آوردند. و هم اکنون نرخ باروری در ایران به 7/1 رسیده است.

یکی از نکات قابل توجه این است که این نرخ باروری میانگین همه نقاط کشور اعم از اهل تسنن و تشیع می باشد و با توجه به اینکه نرخ باروری در مناطق اهل تسنن بالاتر از مناطق شیعه نشین است، نرخ باروری در مناطق شیعه نشین به مراتب از 7/1 هم پایین تر است.

شما نگاه کنید  در حال حاضر، 22 میلیون خانم در سن باروری داریم که 14 میلیون آنها متاهل هستند. در حالیکه سالانه فقط یک میلیون و چهارصد هزار زایمان داریم و این آمار روز به روز رو به کاهش است.

از 14 میلیون زوج متاهل و در سن باروری، حدود 3 میلیون زوج نابارور و 3 میلیون زوج عقیم سازی شده داریم و این تعداد فقط افرادی هستند که در مراکز دولتی طی 23 سال اخیر عقیم سازی شده اند( فقط 22 درصد مردم از خدمات دولتی استفاده می کنند) ، حال ببینید چند میلیون نفر در مراکز غیر دولتی عقیم سازی شده اند؟

در حالیکه شعار سال سازمان ملل این می باشد : " جمعیت عامل قدرت و ثروت است" .

اگر جمعیت نباشد تولید کننده تشویق نشده و اشتغال تعطیل می شود و خود به خود مسائل روانی و اجتماعی در پی خواهد داشت و کمبود های اقتصادی از نتایج آن است.

به خاطر همین است که در دو سال اخیر 10 بار مقام معظم رهبری ( معظم له ) مشکل فوق را بیان نموده و تذکراتی برای جبران آن به مسئولین داده اند.

عجیب اینجاست که نرخ باروری رژیم اشغالگر قدس در سال 1390، 8/2  و هم اکنون 2/3می باشد ؟؟!! و اروپا و آمریکا 55 سال است که سیاست افزایش جمعیت را دارند اما برای شرق به ویژه کشور های اسلامی و ایران نسخه کنترل جمعیت می پیچند و به مسئولینی که در این زمینه فعال تر بوده اند جایزه می دهند.

ولی حدود 180 کشور دنیا هم اکنون تشویق برای افزایش جمعیت می کنند.

برای همین عجیب نیست که برژینسکی سیاستمدار کهنه کار و مشاور امنیت ملی سابق آمریکا گفته است: از فکر کردن به حمله پیش دستانه علیه تاسیسات هسته ای ایران اجتناب کنید و گفتگو ها با تهران را ادامه دهید چون زمان، آمار های جمعیتی و تغییر نسل در ایران به نفع رژیم کنونی نیست  ( خبرگزاری فارس، 15/12/1388، خبر شماره 881250226) .

می دانید برای چه این حرف را می زند؟ اگر جبران جمعیتی صورت نگیرد در سال 1470 تا 1480 جمعیت ایران 19 میلیون می شود که نیمی از آن ها بالای 65 سال دارند( که پیر هستند و مصرف کننده و پر هزینه).

حاج آقا این که شما می فرمایید درست است اما الان با این وضعیت اقتصادی و فرهنگی مگر می شود که بچه زیاد آورد؟

اولا در تحقیقات ثابت شده است که به دلائل مختلف خانواده های پر جمعیت از نظر تربیت، امکان تربیت بهتری برای فرزندان ایجاد می کند

روان شناسان ثابت کرده اند یکی از معایب تک فرزند بودن، تأثیر آن بر مراحل رشد کودک است. این کودکان کسی را ندارند تا با او رقابت یا بازی و دعوا کنند. آنها دوست و همدمی در منزل ندارند، بنابراین برخی از احساسات را تجربه نمی کنند و فرصتی برای کنترل و مدیریت آنها نخواهند داشت. اگر کودک تک فرزند باشد احتمال اجتماعي شدن و توانايي وي براي تعامل با ديگران کمتر مي‌شود ، و بسیاری از مسائل دیگر

اما از نظر اقتصادی، یکی از نکاتی که اصلا باید به سمت اقتصاد مقاومتی برویم همین است.

همانطور که توضیح دادم دشمن روی این مساله برنامه ریزی کرده است و می خواهد به این وسیله ایران را به خیال خام خود شکست دهد. به صورت کلی نگاه کنیم اگر فرزند آوری کم باشد از نظر اقتصادی به ضرر است چون وقتی جامعه پیر می شود یعنی قشر مصرف کننده و پرهزینه که تولید نمی توانند کنند زیاد می شوند در مقابل آن قشری که به تولید کمک می کنند به شدت کم شده و بار آنها روی دوش تعداد بسیار کمی می افتد و رشد اقتصادی کشور به شدت کند می شود

اما از نظر شخصی اگر بخواهیم بررسی کنیم علت این که فکر می کنیم الان سخت تر از گذشته شده است این است که فرهنگ اقتصادی ما عوض شده است. توقعاتمان بسیار بالا رفته است هزینه های کودک اتفاقا اگر پشت سر بیاید بسیار کم خواهد شد چون بسیاری از هزینه هایی که برای فرزند اول شده است دیگر لازم نیست برای فرزندان بعدی صورت بگیرد. مثل لباس یا سیسمونی و ...

ولی باید بدانیم که بالاخره الان در یک جنگی هستیم خداوند وعده داده است که من روزی آنها را می دهم فقط یک کم از خود گذشتگی می خواهد.

البته آقایان فکر نکنند که کار آسانی است جهادی است که خانم انجام می دهد

عجیب نیست که پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله) به امّ‏ سلمه فرمود: «إِذَا حَمَلَتِ‏ الْمَرْأَةُ كَانَتْ‏ بِمَنْزِلَةِ الصَّائِمِ الْقَائِمِ الْمُجَاهِدِ بِنَفْسِهِ وَ مَالِهِ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَإِذَا وَضَعَتْ كَانَ لَهَا مِنَ الْأَجْرِ مَا لَا يَدْرِي أَحَدٌ مَا هُوَ؟ لِعِظَمِهِ فَإِذَا أَرْضَعَتْ كَانَ لَهَا بِكُلِّ مَصَّةٍ كَعِدْلِ عِتْقِ مُحَرَّرٍ مِنْ وُلْدِ إِسْمَاعِيلَ، فَإِذَا فَرَغَتْ مِنْ رَضَاعِهِ ضَرَبَ مَلَكٌ كَرِيمٌ عَلَى جَنْبِهَا وَ قَالَ: اسْتَأْنِفِي الْعَمَلَ؛ فَقَدْ غُفِرَ لَك‏؛[25] زن باردار مانند روزه‌ دارِ شب ‌بیدار و سربازی است که جان و مال را در راه پیشرفت اسلام نثار کند. چون کودک متولّد شود، چندان اجر به مادر دهند که جز خدا کسی نداند و چون به او شیر دهد، برای هر مکیدن، ثواب آزاد کردن بنده ‌ای از نسل اسماعیل دارد و چون دوران شیرخوارگی کودک پایان یابد، فرشته ‌ای بزرگوار دست به پهلوی مادر زند و گوید: عملت را از سر بگیر که تمام گناهان تو آمرزیده شد».

کلا زن ها نقش زیادی در یاری دین داشته اند

همسر زهیر نقل می کند

ما به همراه «زهیر بن قین بجلى» از مکه خارج شده و به سمت کوفه حرکت کردیم. قافله حسین بن علی(ع) به سوى کوفه در حرکت بود. ما (به دلیل شرایط حاکم) خواهان دیدار و هم‌سفر شدن با حسین(ع) نبودیم و به همین جهت با آنکه هم‌مسیر بودیم اما با فاصله حرکت می‌کردیم تا هنگامی فرارسید که کاروان حسین(ع) در جایى فرود آمد که ما نیز جز اسکان در آن‌جا چاره‌ای نداشتیم! حسین(ع) در یک سو و ما در سوى دیگر ساکن شدیم، ما نشسته بودیم و مشغول خوردن غذا؛ که ناگاه فرستاده حسین(ع) نزد ما آمده؛ سلام کرد و داخل شد. سپس گفت: اى زهیر بن قین! حسین(ع) مرا به سوى تو فرستاده تا از تو بخواهم که به نزدش بروى! پس همنشینان ما (از فرط تحیر) آنچه در دست داشتند بر زمین انداختند و بگونه‌ای آرام نشستیم ‌که گویا پرنده‌ای بر سر ماست!(هیچ جنبشی نداشتیم).

[زهیر میلی به این ملاقات نداشت، اما] زن زهیر به او گفت: سبحان الله! آیا پسر پیامبر، قاصدی به سوى تو می‌فرستد و تو پاسخ نمی‌دهی؟! چرا نزدش نمی‌روى و سخنش را نمی‌شنوى و برنمی‌گردی؟! اینجا بود که زهیر به دیدار آن‌حضرت شتافت و چیزى نگذشت که با شادمانی برگشت! دستور داد خیمه‌هاى او را باز کرده و اسباب سفرش را در کنار کاروان حسین(ع) مستقر سازند، آن‌گاه به زنش گفت: تو را طلاق دادم و آزادى، پیش خاندانت برو؛ زیرا من دوست ندارم به سبب من گرفتار شوى. سپس به همراهانش گفت: هر که می‌خواهد، با من همراه شود و در غیر این صورت، این‌ آخرین دیدار ماست! من براى شما حدیثى نقل می‌کنم: ما در منطقه بحر (یا بلنجر)می‌جنگیدیم و خداوند ما را پیروز گردانید و غنیمت‌هایى به دست آوردیم، سلمان فارسى (یا سلمان باهلی)به ما گفت: آیا از اینکه پیروز شده و غنیمتهایی به چنگ آورده‌اید شادمانید؟!گفتیم: آرى! سلمان گفت: هنگامى که آقاى جوانان آل محمد(ص) را دیدید؛ در جنگ کردن در رکاب او شاداب‌تر و خوشحال‌تر باشید.

سخنان زهیر پیرامون امام حسین(ع) و دفاع از حضرتشان

زهیر شخصیت سخنوری بود و در موقعیت‌های مختلف؛ سخنانی حماسی از او گزارش شده است:

1. «اى پسر پیامبر که خداوند تو را قرین هدایت بدارد، گفتارت را شنیدیم، به خدا حتی اگر دنیا براى ما باقى بود و در آن جاوید می‌ماندیم اما پشتیبانى از تو موجب جدایى ما از دنیا بود؛ باز هم قیام با تو را بر حضور در چنین دنیای جاویدی؛ ترجیح می‌دادیم».

2. «... عزرة بن قیس گفت: اى زهیر! تو در نزد ما از [پیروان‏] خاندان پیامبر  نبوده‌اى، تو عثمانى بودى‏ [چه شد که به حسین پیوستی؟‏]. زهیر گفت: آیا اینکه اکنون در کنار حسینم برایت کافی نیست که بدانی من پیرو این خاندانم؟! سوگند به خدا من هرگز نامه‌ای براى حسین ننوشته‌ و  فرستاده‌اى را به سویش نفرستاده و به او وعده یارى ندادم [ولى شما نامه نوشتید و ...]، امّا مسیر راه، من و او را به هم رسانید. وقتى حسین را دیدم، به یاد پیامبر و جایگاه حسین نزد او افتادم، و فهمیدم او به طرف دشمنانش؛ یعنى شماها می‌آید؛ لذا تصمیم گرفتم که او را یارى کنم، و می‌خواهم جانم را پاى جان او قرار دهم، تا بدین وسیله، حق خدا و رسولش را که شما ضایع کرده‌اید، مراعات کرده باشم».

این نقل، مستند ارزشمندی است که نشانگر فطرت پاک زهیر بوده و نیز دلیل پیوستن او به امام را تبیین می‌کند.

3. در زیارت ناحیه مقدسه نیز پس از سلام به زهیر، گفتاری از او خطاب به امام، چنین نقل شده است:

«سلام بر زهیر بن قین بجلی که به حسین(ع) پس از این‌که به او اجازه ترک میدان داد، چنین گفت: سوگند به خداوند که تو را ترک نمی‌کنم. آیا پسر رسول خدا را ترک کنم در حالی که او اسیر در دست دشمنان است و من نجات یابم. هرگز چنین چیزی واقع نخواهد شد».

اما در مورد نقش زهیر در نبرد باید گفت زمانی که حرّ به سپاه امام رسید و آنها را متوقف کرد. زهیر به امام گفت: بگذار با این قوم جنگ کنیم که جنگیدن با اینان آسان‌تر است با لشکرى که بعد از اینها می‌آید. امام حسین(ع) فرمود: «راست می‌گویى اى زهیر، اما من آغازکننده جنگ نخواهم بود. اگر آنان جنگ را شروع کردند، آن‌گاه به نبرد با ایشان برمی‌خیزیم».

امام در روز عاشورا زهیر را فرمانده سمت راست سپاه قرار داد و حتی نقل شده که هنگام اقامه نماز در روز عاشورا، او نیز در کنار سعید بن عبدالله به محافظت از امام و نگهبانی برخاست.

در نهایت زهیر  پس از جنگ مردانه‌ای، در کربلا شهید شد. امام حسین(ع) در کنار پیکرش چنین گفت: «ای زهیر! خداوند تو را از رحمتش دور نگرداند و قاتلانت را لعنت کند، شبیه آن لعنتی که مسخ‌شدگان به شکل بوزینه‌گان و خوکان را فرا گرفت».

بنابر نقل برخی منابع تاریخی؛ پس از پایان نبرد عاشورا، همسر زهیر، پارچه‌ای را به غلامش داد و گفت: با این پارچه،  بدن مولایت را کفن کن. غلام رفت و چون بدن عریان امام حسین(ع) را دید؛ بازگشت و موضوع را به همسر زهیر گفت. او گفت: مولایت را کفن کن و حسین را رها کن! اما غلام، حسین را کفن کرده و بازگشت و موضوع را به همسر زهیر گفت. او گفت: کار خوبی کردی و کفن دیگری داده و گفت با این مولایت را کفن کن و غلام نیز انجام داد.

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA

 

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





دوشنبه ٢٨ آبان ١٣٩٧
جستجوی وب
کانال تلگرام
با افق حوزه به روز باشید
با
کانال تلگرام