*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی > نمایش اخبار 


گروه خبری: پرس‌وجو  | تاریخ:1397/06/10 | ساعت:١٥:٥٠ | شماره خبر:٤٠٢٣٧٢ |  


    پرس‌وجو شماره 565چرا حضرت علی علیه السلام در سقیفه  به حدیث غدیر احتجاج نکرد؟!

چرا حضرت علی علیه السلام در سقیفه به حدیث غدیر احتجاج نکرد؟!

 شیعیان معتقدند که حضرت علی علیه السلام در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم طی حوادثی متعدد و از همه مهمتر در حادثه غدیر توسط پیامبر به‌عنوان خلیفه انتخاب و به عموم مسلمانان معرفی شده است. اما عده‌ای می‌گویند که بعداز وفات پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و هنگامی که بزرگان اصحاب آن حضرت، در سقیفه گرد هم آمده بودند تا رهبری برای جامعه اسلامی برگزینند، امام علی علیه السلام به اولویت و شایستگی خود برای تصدی این عنوان هیچ اشاره‌ای نکرد. حال چگونه ممکن است که طبق ادعای شیعه چنان بیاناتی... 

  


 

شیعیان معتقدند که حضرت علی علیه السلام در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم طی حوادثی متعدد و از همه مهمتر در حادثه غدیر توسط پیامبر بهعنوان خلیفه انتخاب و به عموم مسلمانان معرفی شده است. اما عدهای میگویند که بعداز وفات پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و هنگامی که بزرگان اصحاب آن حضرت، در سقیفه گرد هم آمده بودند تا رهبری برای جامعه اسلامی برگزینند، امام علی علیه السلام به اولویت و شایستگی خود برای تصدی این عنوان هیچ اشارهای نکرد. حال چگونه ممکن است که طبق ادعای شیعه چنان بیاناتی از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم درباره جانشینی حضرت علی علیه السلام صادر شده باشد و در عین حال حضرت علی علیه السلام هیچ بهرهای از آنها برای اثبات حقانیت خود در جلسه انتخاب جانشین پیامبر نبرده باشد؟!

قبلاز پاسخ به این شبهه لازم به ذکر است که حدیث غدیر با همان دلالت مورد ادعای شیعه از صحابه و تابعین در منابع معتبر اهلسنت نقل شده است و این موضوع مورد اتفاق عموم فرق مسلمین است و گمان نمیرود که دانشمندان اهلسنت نیز در ثبت و ضبط و روایت این حدیث از امامیه دست کمى داشته باشند؛ چه آنان نیز این واقعه را محقق دانسته و به صحت آن معترف و به تواترآن اذعان دارند. مگر افراد قلیل و ناچیزى که از روى تعصب کور کورانه نسبت به این واقعه سخنانى به یاوه گفتهاند! آیا این اقلیت ناچیز در نظر نیاوردهاند که اکثریت کامل دانشمندان و مطلعین از اهل فن حدیث و تاریخ این حدیث را مسلم و تردیدناپذیر دانستهاند؟!(1) خلاصه آنکه این موضوع (حادثه غدیر خم) در نظر علماى اهلسنت نیز ثابت و محقق است و از متواترات و مسلمات است‏.(2)

 

 

امکان احتجاج امیرالمؤمنین علیه السلام در سقیفه؟

امام علی علیه السلام در سقیفه به حدیث غدیر احتجاج نکرد، چون احتجاج در سقیفه ممکن نبود؛ چراکه علی علیه السلام و یاران او در تدارک غسل و دفن پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بودند و در سقیفه حضور نداشتند.

کسانی هم که در سقیفه گرد آمده بودند، برای کسب امتیاز قوم و قبیله خود شتافته بودند. از انصار که اهل مدینه بودند کسى جز رهبران و بزرگانشان حضور نداشتند. از مهاجرین جز سه یا چهار نفر بهعنوان «قریش» در سقیفه حضور نداشتند. بعضى نیز مردم را مورد تهدید و ارعاب قرار داده بودند تا خبر وفات پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را بازگو نکنند.(3) بسیارى از اصحاب نیز به دستور رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در سپاه اسامه و در پایگاه «جرف» اقامت داشتند. لذا در آن وقت بیشتر مسلمانان از سقیفه و ماجراهای آن دور و بیخبر بودند.

بنابراین کنفرانس سقیفه در بىخبری افرادى مانند: امام على علیه السلام، ابنعباس و سایر بنىهاشم، مقداد، سلمان، ابوذر، عمار و بسیارى دیگر از بزرگان صحابه برگزار شد. در آن هنگام که اهل سقیفه ابوبکر را به مسجد بردند و برخی از مردم را به بیعت طلبیدند و مردم نیز خواسته یا ناخواسته براى بیعت با او به مسجد مىآمدند، امام على علیه السلام و یارانش هنوز از غسل و کفن پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دست برنداشته بودند که به سوى سقیفه بشتابند و در امر خلافت نزاع کنند! وقتى که آنان از غسل و کفن فارغ شدند، کار تمام شده بود و ابوبکر بر کرسى خلافت تکیه داده بود. در آن هنگام هر کس از بیعت سرباز مىزد، جزو فتنهانگیزانى به شمار مىرفت که مىبایست مسلمانان با او به نبرد برخیزند و حتى اگر لازم شد او را به قتل برسانند! از همین روى مىبینیم عمر، سعدبن عباده را تهدید به قتل کرد و فریاد برآورده بود که: «اقتلوه قتله الله!؛ او را بکشید؛ خدا او را بکشد!». این فقط به این خاطر بود که سعد، از بیعت با ابوبکر خوددارى کرده بود.(4)

احتجاجهای امیرالمؤمنین و اهلبیت علیهم السلام در طول تاریخ

گرچه امام علی علیه السلام در سقیفه فرصت پیدا نکرد تا از خود دفاع کند و به حدیث غدیر و سایر ادلهای که دلالت بر انتخاب او برای خلاف داشت احتجاج کند، ولی بعد از این جریان بارها به این حدیث توسط امیرالمؤمنین علیه السلام و سایر اهلبیت علیهم السلام و برخی از صحابه و تابعین احتجاج شده است. از جمله این احتجاجها که شیعه و سنی آنها را نقل کردهاند میتوان موارد ذیل را عنوان کرد:

1) اولین احتجاج به این حدیث، از سوی خود امیرالمؤمنین علیه السلام، پساز رحلت رسولالله صلی الله علیه و آله و سلم در مسجد در حضور جمعیت در وقتى که از طرف دستگاه ابوبکر و عمر، آن حضرت را براى بیعت به مسجد آوردند، صورت گرفته است. در کتاب «سلیمبن قیس هلالى کوفى» آمده است: امام علی علیه السلام در جمع مهاجرین و انصار و خطاب به ابوبکر فرمود: «یَا مَعْشَرَ الْمُسْلِمِینَ وَ الْمُهَاجِرِینَ وَ الْاَنْصَارِ اَنْشُدُکُمْ اللَّهَ اَسَمِعْتُمْ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله و سلم یَقُولُ یَوْمَ غَدِیرِ خُمٍّ کَذَا وَ کَذَا؟...(5)؛ اى جماعت مسلمین و مهاجرین و انصار، شما را به خداوند سوگند مىدهم آیا شما شنیدید که: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم روز غدیر خم چنین و چنان گفت؟... [سپس حضرت ماجرای غدیر را مفصل بیان نمود و همه در پاسخ گفتند: آری.»

2. احتجاج دوم در روز تشکیل شدن شورایی است که عمر براى تعیین خلیفه پس از خود ترتیب داد و امام علی علیه السلام به صراحت در آن شورا به حدیث غدیر احتجاج کردند و همه آن را قبول داشتند.(6)

این جریان را حموینى در «فرایدالسمطین» در باب58 و ابنحاتم در «درالنظیم» و ابنابىالحدید در «شرح نهجالبلاغه» نقل کردهاند. همچنین ابنحجر در «الصواعق» همین مضمون را از دارقطنى نقل نموده است.(7)

3) احتجاج سوم خطبهاى است که امیرالمؤمنین علیه السلام در زمان خلافت عثمان، در مسجد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم ایراد فرمودهاند در محضر دویست نفر از مهاجر و انصار که هر یک فضیلتى براى قریش و انصار بیان مىکردهاند و از حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام که در آن مجمع بودهاند مىخواهند که ایشان هم سخن گویند. آنگاه حضرت بهطور مفصل مزایا و خصایص اهلبیت علیهم السلام و خودشان را بیان مىکنند و آن جماعت هم یکایک را تصدیق مىکنند. از جمله آن فضایل، استشهاد حضرت علی علیه السلام به حدیث غدیر است.(8)

در کتاب «الغدیر» بحث جامعى پیرامون «مناشده»؛ (استدلال) امیرمؤمنان على علیه السلام به حقانیت خود بر اساس حدیث غدیر در موارد متعدد دیگرى از جمله در زمان خلافت خودش، روز جنگ جمل، در کوفه، در روز جنگ صفین و... با مدرک وسیع و گستردهاى ذکر شده است. همچنین شانزده مورد دیگر از احتجاجات فاطمه زهرا علیها السلام و امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام و جمعى از صحابه و غیرصحابه نقل شده که نشان مىدهد استدلال به این حدیث در قرون مختلف، مورد توجه بوده است. هر چند سیاستهاى خاصى که بر این مسئله در هر زمان حاکم بوده مىکوشیده است که آن را تا حد ممکن کمرنگ نشان دهد.(9) این سیاستها و توطئه بر علیه روایات احتجاج و سایر روایاتی که به ولایت اهلبیت علیهم السلام اشاره دارد، در زمان حکومتهای بنیامیه و بنیعباس بیشتر بوده است.

پینوشتها

1. احمدبن حنبل این حدیث را از چهل طریق و ابنجریر طبرى از هفتاد و چند طریق و جزرى مقرى از هشتاد طریق و ابنعقده از یکصدوپنج طریق و ابوسعید سجستانى از یکصدوبیست طریق و ابوبکر جعابى از یکصدوبیستوپنج طریق روایت کرده است.

2. رک: الغدیر فى الکتاب والسنة والادب، امینی، عبدالحسین، ترجمه: جمعى از نویسندگان‏، انتشارات بنیاد بعثت‏، بیتا، تهران، ج‏1، ص34.

3. تاریخ طبری، محمدبن جریر طبری ابوجعفر، دارالکتب العلمیة، بیروت، چاپ اول، 1407ه.ق/ج2/ص232.

4. صحیح بخاری، محمدبن اسماعیل ابوعبدالله بخاری جعفی، محقق: محمد زهیربن ناصرالناصر، ناشر: دار طوق النجاة، 1422ه.ق، چاپ اول، ج5، ص7؛ تاریخ طبرى، همان، ج2، ص235.

5. کتاب سلیم، سلیمبن قیس هلالى کوفى، ص85 و 86، به نقل از: امامشناسى‏، حسینى تهرانى‏، سیدمحمدحسین، انتشارات علامه طباطبایى‏، مشهد، 1426ش‏، چاپ سوم‏، ج ‏9، ص 18-20.

6. المناقب، خوارزمی، موفقبن احمدبن محمد مکی، تحقیق: شیخ مالک محمودی، جامعه مدرسین، قم، چاپ دوم، بیتا، ص280.

7. ر.ک: الغدیر فى الکتاب والسنة والادب، امینی، عبدالحسین، مرکز الغدیر للدراسات الاسلامیه، قم، 1416 ق، چاپ اول، ج1، ص328، (مناشدة أمیرالمؤمنین علیه السلام یوم الشورى سنة (23ه) أو أول(24))؛ شرح نهجالبلاغة، ابنأبىالحدید، دار احیاء الکتب العربیة، قاهره، 1378ه.ق، ج6، ص166 168.

8. الإحتجاج على أهل اللجاج، طبرسى، احمدبن على‏، نشر مرتضى‏، مشهد، 1403ه.ق، چاپ اول‏، ج‏1، ص145.

9. پیام قرآن، مکارم شیرازی، ناصر، با همکاری جمعی از فضلا و دانشمندان، دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1386ش، چاپ نهم، ج9، ص199.

منبع: پایگاه اطلاعرسانی آیتاللهالعظمی مکارم شیرازی

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA

 

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





سه شنبه ٢٧ شهريور ١٣٩٧
جستجوی وب
کانال تلگرام
کانال تلگرام