*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی > نمایش اخبار 


گروه خبری: اخبار افق  | تاریخ:1396/12/14 | ساعت:١٠:٥٩ | شماره خبر:٣٩٨٤٥٤ |  


    در پیام آیت‌الله‌العظمی جوادی آملی به همایش الگوی بازار اسلامی تأکید شد تولید و اشتغال با ربا ممکن نیست

تولید و اشتغال با ربا ممکن نیست

 طرزی باید جامعه را با اقتصاد اداره کرد که هر کسی در کنار سفره خودش بنشیند، نه این‌که برای دیگری کار کند و مزد بگیرد. حیثیت یک ملت در سایه کرامت‌های آن‌هاست. به گزارش خبرگزاری حوزه، در پیام حضرت آیت‌الله جوادی آملی به همایش الگوی بازار اسلامی که در سالن اجتماعات بنیاد بین‌المللی علوم وحیانی اسرا برگزار شد، آمده است: قرآن کریم عناصر محوری اقتصاد را در چند آیه بیان کرده است: اولاً مال را به‌منزله ستون فقرات یک ملت و جامعه معرفی کرد. در اوایل سوره نساء فرمود: «لا تُؤْتُوا السُّفَهاءَ أَمْوالَکُمُ الَّتی‏ جَعَلَ اللَّهُ لَکُمْ قِیاماً»؛ یعنی ثروت مملکت را به‌دست سفیهان نسپارید، زیرا ثروت مملکت عامل قیام و استقامت و پایداری یک ملت است. اگر سفیه ستون فقرات یک ملت را به‌دست بگیرد این ستون را می‌شکند و این ملت را زمین‌گیر می‌کند. پس عنصر اول این است که مال در نظام اسلامی به‌منزله ستون فقرات یک ملت است... 

  


 

طرزی باید جامعه را با اقتصاد اداره کرد که هر کسی در کنار سفره خودش بنشیند، نه اینکه برای دیگری کار کند و مزد بگیرد. حیثیت یک ملت در سایه کرامتهای آنهاست.

 

به گزارش خبرگزاری حوزه، در پیام حضرت آیتالله جوادی آملی به همایش الگوی بازار اسلامی که در سالن اجتماعات بنیاد بینالمللی علوم وحیانی اسرا برگزار شد، آمده است:

قرآن کریم عناصر محوری اقتصاد را در چند آیه بیان کرده است: اولاً مال را بهمنزله ستون فقرات یک ملت و جامعه معرفی کرد. در اوایل سوره نساء فرمود: «لا تُؤْتُوا السُّفَهاءَ أَمْوالَکُمُ الَّتی‏ جَعَلَ اللَّهُ لَکُمْ قِیاماً»؛ یعنی ثروت مملکت را بهدست سفیهان نسپارید، زیرا ثروت مملکت عامل قیام و استقامت و پایداری یک ملت است. اگر سفیه ستون فقرات یک ملت را بهدست بگیرد این ستون را میشکند و این ملت را زمینگیر میکند. پس عنصر اول این است که مال در نظام اسلامی بهمنزله ستون فقرات یک ملت است.

عنصر دوم آن است که اگر ملتی نتواند ستون فقراتش را حفظ کند و در اثر ربا و مانند آن آسیب ببیند، این ملت فقیر است؛ یعنی ستون فقرات او شکسته است. در فرهنگ قرآن، ملتی که جیبش تهی و کیسهاش خالی است، این ملت فقیر است. فقیر به معنای گدا نیست.

معظمله به عناصرمحوری سوم و چهارم اقتصاد اشاره کردند و گفتند: عنصر سوم آن است، ملتی که ستون فقراتش شکسته است، قدرت قیام ندارد چه رسد به مقاومت، تا برسد به اقتصاد مقاومتی. آیه سوره «نساء» این است که مال عامل قیام است، ملتی که عامل قیام ندارد، یک ملت ویلچری است.

عنصر چهارم آن است که در سوره «حشر» فرمود: این ثروت نه در دست دولت باشد، نه در دست بخش خصوصی و نه در دست بخش خصولتی باشد بلکه باید در بخش عمومی باشد؛ یعنی برای توده مردم میسور باشد که از مال مملکت برای تأمین معاش خودشان زندگی آبرومندانه داشته باشند. البته هر کسی به اندازه استعداد اقتصادی، قدرت و ادراک و فهم اقتصادی و تلاش و کوشش اقتصادی خود سهم بیشتری میبرد و این بهمنزله خونی است که باید در رگهای این 360 درجه دایرهای جریان داشته باشد و اگر این مال به بخشی نرسد، آن بخش فلج میشود، مثل آنکه اگر خونی به عضوی نرسد آن عضو فلج است.

بنابراین مال در اسلام بهمنزله ستون فقرات است، ملت بیمار، فقیر است؛ یعنی ستون فقراتش شکسته است. اگر نظام دولتسالاری سوسیال شرق باشد، شکست میخورد و اگر نظام کاپیتال غرب باشد سرمایه در دست گروه خاص باشد، شکست میخورد و اگر تلفیقی از دولت و سرمایهداران باشد، شکست میخورد و اگر مردمی باشد، محفوظ میماند و این موفقیت بدون بانکهای منزه از ربا و مطهر از نزول محقق نخواهد شد. تولید و اشتغال با ربا ممکن نیست و جنگ با خداست و «یَمْحَقُ اللّهُ الرِّبَا». بنابراین اگر ملت اینچنین باشد به تولید و اشتغال توجه میکند.

مسئله بعدی آن است که مزدوری در اسلام مکروه است. نهیهای فراوانی شده که انسان، مزدور دیگری نباشد، چون تمام حیثیتهای علمی و عملی خود را در طَبَق اخلاص برای کارفرما میگذارد. طرزی باید جامعه را با اقتصاد اداره کرد که هر کسی در کنار سفره خودش بنشیند، نه اینکه برای دیگری کار کند و مزد بگیرد. حیثیت یک ملت در سایه کرامتهای آنهاست.

از مجموع این چند آیه روشن میشود که چرا حضرت علیبن ابیطالب (علیه افضل صلوات المصلین) در زمان حکومتش، تازیانه بهدست میگرفت و بازار کوفه را تهدید میکرد میفرمود: «الْفِقْهَ ثُمَّ الْمَتْجَر»، تا الگوی بازار اسلامی را به جامعه ارائه کند؛ فرمود اول آشنایی به مسایل فقهی، تا از گزند ربا و آسیب نزول برهید، بعد تجارت کنید: «الْفِقْهَ ثُمَّ الْمَتْجَر»، این کار را وجود مبارک امیرالمؤمنین انجام داد تا بازار مسلمانها از حلال ارتزاق کند و جامعه مسلمین نه گرفتار فقر و وابستگی بشود و نه آلوده به مسایل حرام. امیدواریم جامعه اسلامی ما اینچنین باشد.

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA

 

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





پنج شنبه ٣١ خرداد ١٣٩٧
جستجوی وب
کانال تلگرام
کانال تلگرام