*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی > نمایش اخبار 


گروه خبری: پرس‌وجو  | تاریخ:1396/09/29 | ساعت:١١:٢٣ | شماره خبر:٣٩٦١٧١ |  


    پرس و جو شماره 536منظور از علم در روایت  طلبُ العلم فریضةٌ علی کلّ مسلمٍ چیست؟

منظور از علم در روایت طلبُ العلم فریضةٌ علی کلّ مسلمٍ چیست؟

 آیا علم رایج دانشگاهی هم مصادیق آن است؟ در ابتدا لازم است جهت روشن شدن بحث نکاتی را به‌عنوان مقدمه بیان نماییم: 1. برای لفظ واجب در «علم اصول» تقسیماتی ذکر شده است از جمله، تقسیم واجبات به کفایی و عینی. واجب عینی آن است که از شخص خاص و یا تک تک افراد خواسته شده است؛ مانند حج، نماز و روزه... و واجب کفایی آن است که از مجموع جامعه خواسته شده، ولی اگر یک شخص و یا عده‎ای اقدام به انجام آن عمل واجب نمود، از دیگران ساقط می‎شود، مانند تجهیز میت، فراگیری بعضی علوم مانند پزشکی و... 

  


آیا علم رایج دانشگاهی هم مصادیق آن است؟

در ابتدا لازم است جهت روشن شدن بحث نکاتی را بهعنوان مقدمه بیان نماییم:

1. برای لفظ واجب در «علم اصول» تقسیماتی ذکر شده است از جمله، تقسیم واجبات به کفایی و عینی. واجب عینی آن است که از شخص خاص و یا تک تک افراد خواسته شده است؛ مانند حج، نماز و روزه... و واجب کفایی آن است که از مجموع جامعه خواسته شده، ولی اگر یک شخص و یا عدهای اقدام به انجام آن عمل واجب نمود، از دیگران ساقط میشود، مانند تجهیز میت، فراگیری بعضی علوم مانند پزشکی و... (1)

2. از مهمترین دعوت انبیا بهخصوص خاتم پیامبران، دعوت به فراگیری علم و دانش و جهل گریزی بوده است، در قرآن اهمیت علم و عالمان بیان شده و در روایات اسلامی نیز تعبیراتی مبنی بر اهمیت علم و دانش وجود دارد.

پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و سلم فرمود: «لا خیرَ فی تعَیُّشٍ الّا لرجلیْن عالِمٍ مطاعِ، او مُستَمَعِ داعٍ؛ زندگی جز برای دو کس خیر ندارد؛ یکی دانشمندی که نظرات او اجرا گردد، و دیگر دانشآموزانی که گوش به سخنان دانشمندی دهد». (2)

از نظر اسلام، آموختن علم نه محدودیت سنی و زمانی دارد و نه محدودیت مکانی. پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و سلم فرمود: «اطلبوا العلم و لو بالصین؛ (3) بهدنبال دانش تا دورترین نقطهها، حتی چین هم بروید».

همچنین طلب علم از نظر استاد و صاحب دانش نیز محدودیت ندارد و حتی سفارش شده که دانش را اگر نزد بدترین افراد هم یافتید، آن را فراگیرید، چنانکه امیرالمؤمنین علیه‌السلام فرمود: «حکمت را هر کجا که باشد فراگیرید، گاهی حکمت در سینه منافق است و بیتابی کند تا بیرون آمده و با همدمانش در سینه مؤمن آرام گیرد». (4) در جای دیگر فرمود: «الحِکمَةُ ضالَةُ المؤمِنِ فخُذْ الحکمةَ و لَو من اهل النفاق؛ حکمت گمشده مؤمن است، حکمت را فراگیرید، هر چند از منافقان باشد». (5)

با توجه به نکات پیش گفته، به بررسی حدیث مورد سؤال میپردازیم:

حدیث مذکور در منابع مختلف (6) و بهصورتهای گوناگون نقل شده است؛ آن چه از قرائن موجود در خود روایت مذکور، و روایات دیگر استفاده میشود این است که کلمه «العلم» در حدیث یقیناً اختصاص به علوم رایج حوزوی ندارد، بلکه بسیاری از علوم دانشگاهی که برای جامعه و بشریت مفید است را در برمیگیرد. برای اثبات این مدعا به برخی شواهد اشاره میکنیم:

اولین شاهد، خود روایت مذکور است. در نقلی که از پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و سلم رسیده، میخوانیم: «اُطلبُوا العِلمَ و لو بالصین فانّ طلبَ العِلم فریضة علی کل مسلمٍ؛ بهدنبال دانش (حتی به دورترین نقطه) به چین بروید؛ زیرا فراگیری دانش بر هر مسلمانی واجب و لازم است». (7)

در نقل فوق، در ابتدای حدیث دستور داده که برای فراگیری علم به چین هم که شده سفر کنید، هر چند چین بهعنوان مثال است، ولی این نکته را میرساند که حتماً مراد از آن علوم رایج حوزوی نیست، بلکه علوم دیگر بیشتر به ذهن میآید، چون در چین و امثال آن بیشتر علوم غیردینی مطرح بوده است.

شاهد دوم قرآن و روایاتی است که در آن، به علم خاص سفارش نشده است بلکه ما را بهدنبال علم سودبخش تشویق و سفارش میکند.

از امام هفتم علیه‌السلام نقل شده است که روزی پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و سلم وارد مسجد شد، دید جماعتی گرد مردی جمع شدهاند. حضرت فرمود: چه خبر است و این مرد کیست؟ گفتند: علامهای است. فرمود: علامه یعنی چه؟ گفتند داناترین انسان است نسبت به نسب عرب و حوادث دوران جاهلیت و اشعار آن دوران. حضرت فرمود: این علم سودی ندارد و ندانستن آن زیان نمیرساند «و لا ینفع من علمه». سپس حضرت فرمود: علم سودمند عبارت است از: 1. آیه محکمه، یعنی اعتقادات و مسایل اعتقادی و معرفتی؛ 2. فریضه عادله، یعنی فراگیری علم اخلاق (اخلاق فردی و اجتماعی)؛ 3. سنة قائمه: (یعنی علم به احکام شریعت و مسایل حلال و حرام)» (8) و به عبارت دیگر در روایت به سه علم مفید اشاره شده است که اصول دین، اخلاق و فروع دین باشد که این موارد بر تک تک افراد واجب عینی میباشد.

نکتهای که از روایت فوق استفاده میشود این است که در اسلام آن علمی مورد نظر است که مفید به حال جامعه و افراد باشد. در روایت دیگر علم مفید را خداشناسی، انسانشناسی، اهدافشناسی (هدف خلقت هستی و انسان)، گناهشناسی شمرده است. (9) از میان علوم سودبخش میتوان به این موارد مهم اشاره کرد:

الف: علم پزشکی و ادبیات

امیرالمؤمنین علیه‌السلام مصداقهای علمی را که فراگرفتن آنها لازم است چنین بیان میدارد: «العلم تلاثةٌ الفقه لادیان و الطب للابدان، و النحو للسان»؛ علم مفید و لازم سه علم است: علم فقه و احکام برای حفظ دین و عمل نمودن به دستورات دین، علم پزشکی برای حفظ بدنها و علم ادبیات برای حفظ زبان از خطا و اشتباه در گفتار در بعضی نقلها علم نجوم برای زمانشناسی آمده است. (10) در روایت فوق علم پزشکی که یکی از مهمترین علوم دانشگاهی است و همچنین ادبیات را جز علومی که فراگیری آنها به صورت واجب کفایی لازم است برشمرده است.

ب: هندسه و ریاضیات:

 علم دیگری که در روایات جزء علوم اسلامی و لازم و ضروری شمرده، هندسه و ریاضیات و شناخت اوقات است.

امیرالمؤمنین علیه‌السلام میفرماید: «من لم یعرف الهیئة و التشریح فهو عنینٌ فی معرفته؛ هر کس هیئت را (علم نجوم، ریاضی) نشناسد (و فرا نگرفته باشد) در معرفتش قاصر است». (12)

ج: علوم سیاسی و زمانهشناسی

علم دیگری که جزء علوم لازم شمرده شده، علم سیاسی، و زمانهشناسی به معنای وسیع دشمنشناسی است امیرالمؤمنین علیه‌السلام فرمود: «من عرف الایامَ لم یغفل عن الاستعداد؛ آن کس که زمان را بشناسد، از بر خورد با رویدادهای آن غافل و عاجز نمیماند، بلکه برای رویارویی با آنها، آمادگی پیدا میکند». (13) و فرمود: «مَنْ جهِلَ موضعَ قدَمِه زَلَّ؛ کسی که ناآگاهانه در مسایل سیاسی و زمانه قدم بردارد میلغزد». (14) و امام صادق علیه‌السلام فرمود: «العالم بزمانِهِ لاتهْجُم علیه اللوابس؛ انسانی که زمانشناس، مردمشناس و جامعهشناس باشد، لغزشها و اشتباهات بر او هجوم نمیآورد». (15)

د: علوم و فنون نظامی

قرآن دستور داده که از تمام نیرو و قدرت برای مقابله با دشمنان استفاده کنید و بیشک (16) یکی از راههای مقابله با دشمنان فراگیری علوم و فنون پیشرفته نظامی است. پس باید یک عدهای برای فراگیری علوم و فنون نظامی در دانشگاهها و دانشکدهها تربیت شوند تا توان دفاعی مسلمانان در مقابل دشمنان تقویت شود.

ه: هواشناسی، ستارهشناسی و...

از امیرالمؤمنین علیه‌السلام سؤال شد که آیا علم نجوم ریشه و اصلی دارد؟ فرمود: بلی، توسط یکی از پیامبران پایهگذاری شد». (17) و از امام صادق علیه‌السلام سؤال شد که «اخبرنی عن علمِ النجُومِ ما هو قال علم من علوم الانبیا؛ خبر بده مرا از علم نجوم (ستارهشناسی، هواشناسی و...)، فرمود: علم نجوم علمی از علوم انبیا میباشد. راوی عرض کرد: آیا امیرالمؤمنین علیه‌السلام علم نجوم میدانست، حضرت فرمود: «کان اعلم الناس به»؛ از همه مردم نسبت به علوم ستارهشناسی آگاهتر بود». (18)

همچنین روایات عام و فراگیری داریم که دستور میدهد هر علمی که نافع باشد را فراگیرید.

1. امیرالمؤمنین علیه‌السلام فرمود: «العِلمُ اکثَرُ من اَن یحاط به فخذو من کل علمٍ احسنه»؛ یعنی علوم بیش از آن است که به آن دسترسی پیدا کنیم، پس از هر علمی نیکوی آن را فرا گیرید.

این روایت با صراحت بیان میکند از هر علمی که مفید به حال جامعه و افراد است فراگیرید که مقید به علم خاصی نیست، در نتیجه میتواند «طلب العلم و...» را توسعه دهد.

2. پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و سلم فرمود: «اعلمُ الناسِ مَن جمعَ علمَ الناس الی علمه و اکثر الناس قیمةً اکثرهُم علماً و اقل الناس قیمةً اقلّهم علماً؛ (19) داناترین مردم کسی است که علم مردم را با دانش خرد جمع کند و ارزشمندترین انسان کسی است که علمش افزون باشد و کمترین ارزش برای کسی است که دانشش کمتر از دیگران است.»

بنابراین با توجه به روایات، علم در روایت «طلب العلم فریضة» تمامی علوم مفیدی که جامعه نیازمند آن است را شامل میشود. علامه مرتضی مطهری میگوید: « علوم اسلامی به علومی که به نحوی جزء واجبات اسلامی است گفته میشود، یعنی علومی که تحصیل آن علوم ولو به نحو واجب کفایی بر مسلمین واجب است، و مشمول حدیث نبوی معروف میگردد، «طلب العلم فریضة علی کل مسلم». علوم «فریضه» که بر مسلمانان تحصیل و تحقیق در آنها واجب است منحصر به علوم اصول و فقه و مقدمات آنها نیست، بلکه هر علمی که برآوردن نیازهای لازم جامعه اسلامی موقوف به دانستن آن علم و تخصص و اجتهاد در آن علم باشد، بر مسلمین تحصیل آن علم از باب به اصطلاح «مقدمة تهیّوئی» (آمادگی یافتن) واجب و لازم است.

اسلام دینی جامع و همهجانبه است، دینی است که تنها به یک سلسله پندها و اندرزهای اخلاقی و فردی و شخصی اکتفا نکرده است. دینی است جامعهساز، آنچه را که یک جامعه بدان نیازمند است، اسلام آن را بهعنوان یک واجب کفایی فرض و واجب کرده است. مثلاً جامعه نیازمند به پزشک است، از این رو عمل پزشکی واجب کفایی است... و چون پزشکی متوقف است بر تحصیل علم پزشکی، قهراً علم پزشکی از واجبات کفایی است. همچنین است فن معلمی، فن سیاست، فن تجارت، انواع فنون و صنایع ... و درمواردی که حفظ جامعه اسلامی و کیان آن متوقف بر این است که علوم و صنایع را در عالیترین حد ممکن تحصیل کنند آن علوم در همان مطرح واجب میگردد. این است که همه علومی که برای جامعه اسلامی لازم و ضروری است، جزء «علوم مفروضه» اسلامی قرار میگیرد و جامعه اسلامی همواره این علوم را «فریضه» و واجب تلقی کرده است». (20)

بنابراین «طلب العلم...» بسیاری از علوم دانشگاهی و غیردانشگاهی را نیز شامل میشود.

معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:

1 علوم اسلامی، منطق و فلسفه، شماره 1، مرتضی مطهری، مقدمه کتاب، ص 1 15.

2 خدمات متقابل اسلام و ایران، همان بخش سوم.

3 کارنامه اسلام، دکتر عبدالحسین زرین کوب.

4 ترجمه اصول کافی (مصطفوی) ج 1، ص 35 90.

5 ترجمه الحکم الزاهرة، علی رضا صابری یزدی، ج 1، فصل دوم.

.............................................................................................

پینوشتها

1. مشکینی، علی، اصطلاحات الاصول، قم، الهادی، چاپ هشتم، 1381، ص275.

2. محمد بن یعقوب کلینی، اصول کافی، ترجمه سیدجواد مصطفوی، علمیه اسلامیه، ج1، ص40، ح7.

3. حر عاملی، وسائل الشیعه، بیروت، دار الاحیاء التراث العربی، 20 جلدی، ج18، ص14؛ و ر.ک: بحارالانوار، ج1، ص108.

4. نهج البلاغه، محمد دشتی، ص640، حکمت70.

5. همان، حکمت 80.

6. اصول کافی، همان، ج1، ص35، روایت 15؛ و بحارالانوار، همان، ج1، ص172 و 180؛ و ر.ک: وسایل الشیعه، همان، ج18، ص14؛ و جامع احادیث شیعه، ج1، ص88.

7. وسایل الشیعه، همان، ج18، ص14؛ و بحارالانوار، ج1، ص180.

8. اصول کافی، همان، ج1، ص37.

9. همان، ص6364، روایت 11.

10. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، دارالکتب الاسلامیة، ج78، ص45؛ و الایصال الطالب، ج2.

11. ر.ک: دستغیب، سرای دیگر، ص4 و 80.

12. علی بن شعبه، تحف العقول، ص98.

13. برادران حکیمی، الحیاة، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ هفتم، ج1، ص157.

14. همان.

15. انفال/60.

16. انصاری، مرتضی، کتاب المکاسب، چاپ قدیم، ص29، بحث نجوم.

17. همان.

18. قمی، عباس، سفینة البحار، ج2، ص219؛ و ر.ک: مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، دارالکتب الاسلامیة، ج13، ص314.

19. مطهری، مرتضی، علوم اسلامی شماره 1، منطق و فلسفه، قم، انتشارات صدرا، 1358، ص1112، با تلخیص و تغییر.

 منبع: مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA

 

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





شنبه ٠٢ تير ١٣٩٧
جستجوی وب
کانال تلگرام
کانال تلگرام