*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی > نمایش اخبار 


گروه خبری: پرس‌وجو  | تاریخ:1396/06/29 | ساعت:١٢:٥٦ | شماره خبر:٣٩٤١٤٨ |  


    پرس وجو شماره 525مراد از «علم» و «علم دینی» چیست؟

مراد از «علم» و «علم دینی» چیست؟

  بعد از دوران رنسانس در اروپا، تحولات جهانی در عرصه آموزش اتفاق افتاد که سبب شد بسیاری از ارزش‌های علمی، جایگاه خود را از دست داده و ارزش‌های دیگری جایگزین آن‌ها شود. این موضوع سبب ایجاد تقابل و تعارض میان علوم قدیم (علوم دینی) و جدید (علوم تجربی) شد که تا مدت‌ها باعث بروز بحران فکری و مروج گرایش شک‌گرایی در قرون وسطی بود. جامعه حوزوی و دانشگاهی کشور باید تاریخچه و مبانی پیدایش علوم جدید در اروپا و جهان را با دقت بررسی کنند تا بتوانند با موج علوم غربی مسلط بر فضای علمی کشور مقابله کنند. ....  

  


بعد از دوران رنسانس در اروپا، تحولات جهانی در عرصه آموزش اتفاق افتاد که سبب شد بسیاری از ارزشهای علمی، جایگاه خود را از دست داده و ارزشهای دیگری جایگزین آنها شود.

این موضوع سبب ایجاد تقابل و تعارض میان علوم قدیم (علوم دینی) و جدید (علوم تجربی) شد که تا مدتها باعث بروز بحران فکری و مروج گرایش شکگرایی در قرون وسطی بود. جامعه حوزوی و دانشگاهی کشور باید تاریخچه و مبانی پیدایش علوم جدید در اروپا و جهان را با دقت بررسی کنند تا بتوانند با موج علوم غربی مسلط بر فضای علمی کشور مقابله کنند.

در تعاریف مصطلح امروزی در جوامع غربی، علم دینی در برابر علم دانشگاهی و مرادف با علوم قدیم دانسته میشود که با توجه به نام دیگر علوم دانشگاهی که علوم جدید است در واقع تقابل علم دینی و دانشگاهی تقابل علم جدید و قدیم تصور میشود. به هر حال تعریف علم در نزد علمای اسلامی همان آشنایی با تمام حقایق و به بیان دیگر کشف حقیقت است نه صرف تجربه.

دین نیز در اصطلاح علمای اسلامی از سه عنصر اعتقاد به خدا، قیامت و رابطه وحیانی میان خدا و خلق تشکیل شده و به تمامی شئون زندگی انسانی اعم از فردی و اجتماعی رنگ خدایی میدهد، و جدیترین مسئله در زندگی بشر بهشمار میآید.

با توجه به تعاریف علم (کشف حقیقت) و دین (برنامه جامع فردی و اجتماعی، دنیوی و اخروی) ترکیب علم دینی شکل میگیرد. در تعریف صحیح علم دینی باید شأن ذاتی دین و هدف اصلی آن حفظ شود که همانا بیان حقایقی است که دسترسی به آنها از راههای متعارف و عمومی فهم امکانپذیر نیست.

علم دینی تنها شامل معلوماتی میشود که از منابع اختصاصی دین (کتاب و سنت) استخراج شده باشند، که البته این معلومات باید نتایجی یقینی باشند که با روشهای یقینی از منابع یقینی بهدست آمده باشند.

باید توجه داشته باشیم که هر علمی که از آیات و روایات استخراج میشود را هم نمیتوان علم دینی قلمداد کرد، چراکه برخی از این معلومات (همچون مثالهای قرآن) تنها نقشی ابزاری برای تبیین هدف دین دارند و خود جزئی از علم دینی نیستند، همانگونه که عقل نیز از نظر اسلام معتبر است، ولی همه مدرکات آن (مانند معادلات دو مجهولی یا مسایل منطقی) جزء دین بهشمار نمیروند.

در مباحث و گفتوگوهای علمی نباید به آیات متشابه و روایات ضعیف تمسک شود، چون در آیندهای نه چندان دور دیگران از همین آیات متشابه و روایات ضعیف در برابر ما استفاده خواهند کرد که زیانهای جبرانناپذیری برای اسلام به همراه خواهد داشت.

منابع دینی باید بهخوبی شناخته شوند و سهلانگاری در اینکار باعث انحراف و برداشتهای نادرست از دین میشود، همانطور که بسیاری از انحرافات گروههای الحادی و التقاطی از نسبت دادنهای سادهانگارانه به دین ناشی میشود و باعث خسارات فراوانی شده است. (1)

 

 

بومیسازی علم» به چه معناست

منظور از بومیسازی و اسلامی کردن علوم، صرف تعویض اصطلاحات نیست، بلکه تغییر جهانبینیها و استفاده از منبع وحی در تولید علم است. گزارههایی که به نام علوم انسانی شناخته میشود و در اطرافش کتابها نوشته شده، خاستگاهش مغرب زمین است که خواه ناخواه تأثیرگذاری فرهنگ و ادبیات غرب در آنها تعبیه شده است. اصطلاحاتش با همان اصطلاحاتی که موافق فرهنگ غربی است شکل گرفته است و سردمداران و صاحبان نظریههای معروف آن، عمدتاً اهل مغرب زمین هستند. کتابهای دانشگاهی ما نیز با اندکی تغییر، ترجمهای است از کتابهایی که در اروپا و آمریکا نوشته شده است. یک یا چند مثال اروپایی را برداشته، مثال ایرانی گذاشتهاند و به اصطلاح بومیسازی شده است. به نظر ما، تا آنجا که مربوط به اصطلاحات و ادبیات باشد، مشکلی ایجاد نمیشود؛ ولی بحثهای دیگری هست که برمیگردد به بینشها و جهانبینیها، به یک نظریات زیربنایی که در مبانی عمدتاً با فرهنگ غرب سازگاری دارد و بر آن اساس پایهریزی شده است. (2)

رویکرد و نیز ساز و کار تحقق بومیسازی علوم انسانی

همانطور که ذکر شد، مبانی اسلامیسازی علوم انسانی، همان اصول جهانبینی اسلامی است که در مواردی با جهانبینی حاکم بر علوم انسانی موجود تعارض دارد. طبیعی است که این مبانی بر اصول ارزشی و هنجاری این علوم هم تأثیر عمیقی میگذارد، همانگونه که در روششناسی این علوم اثر دارد.

برای تحقق این مهم، اولاً: باید واقعبینانه بدانیم که این کار، کار یک روز یا دو روز نیست. ثانیاً: با توجه به واقعیاتی که در دانشگاههای ما وجود دارد، باید از سرمنشأ کار را شروع کرد. این مفاسد سیاسی اخیر که در کشور ما ایجاد شد، منشأ آن به بیست سال پیش برمیگردد. برخی اساتید دانشگاه، افکار انحرافی را به این افراد، تزریق کردند، همان اساتیدی که خودشان اکنون در ایران نیستند، ولی تدریسشان این کارگزاران را به بار آورد و آنها این حرکت را بهوجود آوردند و به فکر براندازی نظام افتادند. اگر بخواهیم تغییر کند از همانجا باید تغییر کند. استاد دانشگاه باید فکرش عوض شود، البته با اجبار نمیشود، باید خود استاد باور داشته باشد تا ایده اسلام ناب را در ذهن دانشجو جایگزین کند. بنابراین استاد باید عوض شود. تغییر استاد و تغییر کتاب باید توأم باشد.

حال این سؤال مطرح میشود که چگونه باید استاد را عوض کرد؟ چگونه باید کتاب را عوض کرد؟ در جواب میگویم: این کار شدنی است و روی این مسئله فکر شده و طرح هم دارد؛ اما قدم اول و مسئولیت آن به عهده حوزه است. رسالت ما تحول در فرهنگ یک کشور اسلامی و بعد در تمام دنیا است. این وظیفه و جهادی است که به عهده ماست. قدمی که باید دنبال کنیم، اول این است که درصدد باشیم، مفاهیم اصلی علوم انسانی را نقادی کنیم و بفهمیم نظریات اسلامی در این زمینه چگونه باید باشد. در قدم بعد باید از لحاظ کمیت و کیفیت آمادگی پیدا کنیم که بتوانیم اساتید دانشگاه را بازآموزی کنیم. باید جلسات بحث و گفتوگویی تحت عنوان کلاس، همایشهای علمی، کنفرانس و... داشته باشیم، تا دوستانه این مفاهیم به اساتید متدینی که علاقهمند هستند، منتقل شود. اساتیدی که میخواهند تحول ایجاد کنند، اما نمیدانند چگونه باید این کار را به ثمر برسانند. نمونه اینگونه اساتید، اساتید بسیجی ماست که کم هم نیستند. تجربههایی که در کار با اساتید دانشگاه داشتهایم، نمونههای موفقی است، کسانی روز اول با یک دید منفی میآمدند و این سؤال برایشان مطرح بود که چه نیازی بود که من اینجا بیایم؟ چند روز بعد همان افراد میآمدند و میگفتند: ما میخواهیم اصلاً دانشگاه را رها کنیم و بیاییم طلبه شویم! در ظرف چند روز ببینید از کجا تا به کجا، تحول ایجاد شد. این کار شدنی است و طرح آن هم فیالجمله قابل ارائه است. یک بخشی از آن مربوط به دولت و مجلس است و آنها فعلاً به ما مربوط نیست. آنچه مربوط به ماست، این است که همت کنیم و در زمینه تحقیقات علمی اسلامی نهایت تلاش خودمان را بکار گیریم و آنچه که از دستمان بر میآید کوتاهی نکنیم. این را یک جهادی بدانیم که شبانه روز باید روی آن کار کنیم تا آنرا به ثمر برسانیم. (3)

آیه معروفی است قرآن درباره انفاق میزند «کمثل حبّة أنبتت سبع سنابل فی کلّ‏ سنبلة مائة حبّة و الله یضاعف لمن یشاء» (4)

گاهی یک تحقیق، علمی نتیجهاش محدود و روزمره است و نیاز امروز و فردا را تأمین میکند؛ اما دیگر خیلی گسترش پیدا نمیکند و در زمینههای دیگر کاربردی ندارد؛ اما تحقیق در مسایل بنیادی هر علمی، «کمثل حبة...» است.

باید ارزش کارهای بنیادی را درک کنیم، بهترینها و مفیدترینها را انتخاب کنیم، بعد حوصله و صبر و استقامت داشته باشیم.

موانع تحقق فرایند بومیسازی در علوم انسانی

مشکل جدی ما تا به حال، خودباختگی بود. فکر میکردیم نهایت علومی که ما به دانشگاه میتوانیم بیاموزیم، ترجمه مطالبی است که دانشمندان غربی در اختیار ما قرار دادهاند. جوانان ما را اینطور تربیت کرده بودند که خودتان در این زمینهها چیزی ندارید. اگر چیزی میخواهید یاد بگیرید، همینهاست که ما به شما میدهیم. همانطور که در زمینه صنعت و تکنولوژی القا شده بود. این روزها آنچه برای ما مهم است این است که با توجه به اینکه در یک شرایط اجتماعی و سیاسی بسیار استثنایی در طول تاریخ قرار گرفتهایم، روح خودباوری و اعتماد به نفس که در جوانان بیدار شده را تقویت کنیم تا در حرکتی که آغاز شده، قدمهای بلندی بردارند.

امروز این امکانات فراهم شده که بتوان در یک فضایی احساس استقلال فکری کرد، جرئت نقد افکار دیگران را پیدا کرد، البته نقد بعد از فهم صحیح. زمانی واقعاً نقد ما پذیرفته و قابل قبول است که حرف طرف مقابل را درست درک کرده باشیم، نه اینکه یک تصور اجمالی داشته باشیم. هنر بزرگ شهید مطهری این بود که وقتی میخواست افکار دیگران را نقد کند، نظریههای آنها را بهتر از خودشان تبیین میکرد. بارها از مارکسیستها شنیده شد که ایشان نظریههای مارکسیستی را از خود ما بهتر تبیین میکند و آن وقت به حق هم نقد میکرد. (5)

این که میبینید در بسیاری از زمینههای علوم انسانی عقب هستیم، بهخاطر این است که در این زمینهها برنامهریزی نشده است. علوم طبیعی و تجربی چون نتایج دنیوی داشته، انگیزه زیاد بوده است. کار بنیادی در اینجاها چون منافع مادی زیادی ندارد، باید با انگیزههای الهی انجام گیرد.

البته این کار، کار یک نفر یا دو نفر نیست، به یک مجموعه انسانی مناسب نیاز دارد. به مجموعه¬ای از انسانهایی نیاز است که دو خصلت داشته باشند: اولاً باورشان باشد که اینها باید تغییر کند. ثانیاً همت این کار را نیز داشته باشند. متأسفانه امروز نه آن باور وجود دارد و نه آن همت. فرض کنیم اکنون بعد از سی سال این تحول پیدا شده و با تأکیدات مقام معظم رهبری خدا انشاءالله بر طول عمر و عزت ایشان بیفزاید و ایشان باز هم پیگیری خواهند کرد و آنقدر خواهند گفت تا این باورها بیشتر در جوانها تقویت شود این باور پدید آمده است؛ اما اکنون آن جوان دانشگاهی که فوق لیسانس یا دکترای روانشناسی دارد و میخواهد در این زمینه اقدام کند، چه کاری باید انجام دهد؟ چه کسی باید نظریه پردازش باشد؟ افکار اسلامی را از کجا باید یاد بگیرد؟ چه قسمتی از این علوم باید تغییر کند؟ البته از همان سی سال قبل پیشبینی شده بود که ما باید یک کار مشترکی بین اساتید حوزه و دانشگاه داشته باشیم تا این نقطهها به کمک هم حل شود. ولی کمبود نیروی انسانی و کمبود باور در آن زمان حتی در خود ستاد انقلاب فرهنگی آن زمان وجود داشت. و صرفاً بنا به فرمایش امام خمینی قدس‌سره مجبور بودند، قبول کنند؛ ولی دلشان باور نداشت. اکنون پس از آن سالها هنوز نمیدانم چند درصد از دستاندرکاران، به این تحول باور دارند؟

منبع: پایگاه اطلاعرسانی حضرت آیةالله مصباح یزدی

..............................................................

پینوشتها

1. مصباح یزدی، محمدتقی، سخنرانی در هشتمین همایش وحدت حوزه و دانشگاه، 4/10/1389.

2. مصباح یزدی، محمدتقی، بازخوانی سخنان آیةالله مصباح یزدی در مورد پالایش علوم انسانی، خبرگزاری فارس، حوزه آیین و اندیشه، شماره 8906060694.

3. مصباح یزدی، محمدتقی، سخنرانی در هجدهمین نشست انجمن فارغالتحصیلان مؤسسه امام خمینی قدس‌سره، 15/8/88

4. بقره/261.

5. مصباح یزدی، محمدتقی، بازخوانی سخنان آیةالله مصباح یزدی در مورد پالایش علوم انسانی، خبرگزاری فارس، حوزه آیین و اندیشه، شماره 8906060694.

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA

 

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





سه شنبه ٣٠ آبان ١٣٩٦
جستجوی وب
کانال تلگرام
کانال تلگرام