*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی > نمایش اخبار 


گروه خبری: لطیفه, افق خانواده  | تاریخ:1395/04/10 | ساعت:١١:٢٠ | شماره خبر:٣٨٠٢٩٢ |  


    

لطیفه

  مردی در خانه‌ی همسایه را به‌شدت کوبید. وقتی صاحبخانه در را باز کرد، بدون مقدمه به او گفت: آقا، امروز صبح گربه‌ی شما وارد خانه‌ی ما شد و دو تا از جوجه‌های‌مان را گرفت و خورد! ....  

  


مردی در خانهی همسایه را بهشدت کوبید. وقتی صاحبخانه در را باز کرد، بدون مقدمه به او گفت: آقا، امروز صبح گربهی شما وارد خانهی ما شد و دو تا از جوجههایمان را گرفت و خورد!

همسایه با خونسردی گفت: اشکالی ندارد جانم، دو روز به او غذا نمیدهم تا دیگر از این غلطها نکند!

معلم: رامین چرا این قدر دیر آمدی؟

رامین: آقا اجازه! آخر پایین خیابان علامت راهنمایی زده بودند...

معلم: این چه ربطی به دیر آمدن تو دارد؟

رامین: آقا! روی تابلو نوشته بود: آهسته بروید، مدرسه نزدیک است!

-

پسربچهای برای دوستش تعریف میکرد: برادرم یک روز دستش را در دریا کرد و یک نهنگ از آب بیرون کشید. یک روز دیگر، نزدیک فرودگاه، هواپیمایی را که چرخهایش باز نمیشد، از آسمان گرفت و روی باند فرودگاه گذاشت!

دوستش با تعجب پرسید: مگر برادر تو چه کاره است؟!

پسربچه گفت: خیالبافه!

معلم: چرا انشایی که دربارهی گربه نوشتی، مثل انشاء برادرت است؟

حمید: چون ما یک گربه بیشتر در خانه نداریم!

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA

 

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





دوشنبه ٠١ مرداد ١٣٩٧
جستجوی وب
کانال تلگرام
کانال تلگرام