*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی > ویژه محرم 


ویژه محرم شماره خبر: ٤٠٢٨٩٤ ١٢:٠٩ - 1397/07/01   چرا با ظهوراسلام آتش اختلافات بین بنی هاشم و بنی امیّه تشدید شد؟پرسمان محرم (19) ارسال به دوست نسخه چاپي


چرا با ظهوراسلام آتش اختلافات بین بنی هاشم و بنی امیّه تشدید شد؟پرسمان محرم (19)

چرا با ظهوراسلام آتش اختلافات بین بنی هاشم و بنی امیّه تشدید شد؟


قبل از ظهور اسلام قدرت سیاسى و اقتصادى، در اختیار بنى امیّه بود. با ظهور اسلام حشمت ظاهرى قریش در هر دو جبهه، اشرافیّت مادّى و ریاست دینى، مورد تهدید جدّى قرار گرفت. به همین خاطر با تمام قدرت به مبارزه با این آیین تازه برخاستند و برای سرکوب آن به فعالیتهای گسترده ای روی آوردند. بعد از فتح مکه، بنی امیّه به شدّت کینه پیامبر و بنى هاشم را در دل گرفتند و نباید تعجب کرد اگر ببینیم حادثه خونین کربلا به دست همین طایفه رقم خورده است. یزید پس از داستان کربلا با صراحت از انتقام گرفتن از بنى هاشم سخن گفت...


پاسخ اجمالی: قبل از ظهور اسلام قدرت سیاسى و اقتصادى، در اختیار بنى امیّه بود. با ظهور اسلام حشمت ظاهرى قریش در هر دو جبهه، اشرافیّت مادّى و ریاست دینى، مورد تهدید جدّى قرار گرفت. به همین خاطر با تمام قدرت به مبارزه با این آیین تازه برخاستند و برای سرکوب آن به فعالیتهای گسترده ای روی آوردند. بعد از فتح مکه، بنی امیّه به شدّت کینه پیامبر و بنى هاشم را در دل گرفتند و نباید تعجب کرد اگر ببینیم حادثه خونین کربلا به دست همین طایفه رقم خورده است. یزید پس از داستان کربلا با صراحت از انتقام گرفتن از بنى هاشم سخن گفت.

پاسخ تفصیلی: هنگامى که پیامبر اسلام(صلى اللهعلیه وآله) دعوت خود را در مکّه آغاز کرد قدرت سیاسى و اقتصادى شهر بیشتر در اختیار دودمان بنى امیّه بود.

سران این تیره از راه تجارت و رباخوارى، مال هاى فراوانى اندوخته بودند و علاوه بر آن با نگاهبانى خانه کعبه و پذیرایى زائران، براى خویش نوعى سلطه دینى نیز به دست آورده بودند. به همین جهت هنگام حجوقتى که حاجیان از عرفات حرکت مى کردند قریشاز مزدلفه بار مى بست. چرا که اعتقاد داشتند باید کعبه را با جامه پاک طواف کرد و جامه وقتى پاک است که آن را از یکى از طوایف قریشبگیرند! و اگر آنان به کسى جامه نمى دادند طواف کننده ناچار بود، برهنه طواف کند!(1)

در واقع قریشدر سایه همین ریاست و سلطه دینى، قوانینى را از سوى خود وضع مى کردند و دیگر قبایل عرب نیز به آن تن مى دادند.

ولى با ظهوراسلام حشمت ظاهرى قریشدر هر دو جبهه ـ اشرافیّت مادّى و ریاست دینى ـ مورد تهدید جدّى قرار گرفت.

نخستین دعوت پیامبر اسلامدر یکتاپرستى و اداى شهادتینخلاصه مى شد. ولى آرام آرام در کنار این دعوت به ظاهر ساده، درخواست هاى دیگرى در زمینه عدالتاجتماعى و مساوات مردم در پیشگاه خداو سپردن ولایتکعبه به پرهیزگاران عنوان شد. درخواستى که با منافع و موقعیّت اجتماعى سران قریشـ به ویژه روساى بنى امیّه چون ابوسفیان و ابوجهلـ سخت ناسازگار بود.

دقّت در نخستین آیات سوره«همزه» که در اوایل بعثت نازل شده است، مى رساند اسلامتا چه میزان براى مال اندوزان و زورمندان ظالم، تهدید جدّى به شمار مى آید.

«وَیْلٌ لِّکُلِّ هُمَزَه لُّمَزَه * الَّذِى جَمَعَ مَالا وَعَدَّدَهُ * یَحْسَبُ اَنَّ مَالَهُ اَخْلَدَهُ * کَلاَّ لَیُنْبَذَنَّ فِى الْحُطَمَهِ * وَمَا اَدْرَاکَ مَا الْحُطَمَهُ ...»؛ (واى بر هر عیب جوى هرزه زبان! همان کسى که مال فراوان جمع کرده و شماره کرده است. مى پندارد که مال دنیا عمر ابدیش خواهد بخشید. چنین نیست! بلکه به یقین، به آتشى پرتاب مى شود و چه مى دانى چیست آتش سوزان!).

این زنگ هاى خطر چیزى نبود که در گوش سران استثمارگر قریشخوشایند باشد.

از سوى دیگر نفوذ روزافزون پیامبر(صلى اللهعلیه وآله) در میان قشر ضعیف یا متوسّط جامعهکه تا پاى جان در راه ایمانخود ایستادگى مى کردند، قریشرا متوجّه این خطر ساخت که سلطه دینى آنان نیز به موازات سلطه اقتصادى آنها در برابر قوانین اسلام مورد تهدید قرار گرفته است.

این بود که به یک باره بغض و کینه هاى دیرینه آنان ترکید، به خصوص این که منافع نامشروع و موقعیّت اجتماعى خویش را در معرض نابودى مى دیدند. لذا با تمام قدرت به مبارزه با این آیین تازه برخاستند. آنان بى آنکه بدانند چه مى کنند به تلاش وسیع و گسترده اى دست زدند: تحریک قبایل مختلف بر ضدّ پیامبر اسلام(صلى اللهعلیه وآله)، پیمان با قبیله هاى یهودى ساکن مدینه و برانگیختن آنان بر ضدّ پیامبر و بالاخره راه اندازى جنگ هاى خونین و توطئه هاى گوناگون دیگر، ولى هیچ یک از این تلاش ها نتیجه اى نبخشید.

آنان با امضاى پیمان صلح حدیبیّه ـ در سال ششم ـ مى پنداشتند با جلوگیرى پیامبر(صلى اللهعلیه وآله) از ورود به مکّه وى را خوار کردند و سلطه خودشان را بر مکّه بیمه کردند; غافل از این که در واقع با امضاى این پیمان به حکومت رسمى خویش بر حجاز پایان دادند و به صورت ضمنى به حکومت رسمى پیامبر(صلى اللهعلیه وآله) در یثرب اعتراف کردند، و طبیعى بود با این اعتراف، پیمان هایى که با قبایل دیگر بسته بودند، متزلزل شود.

از آن سال، تا سال هشتم هجرى، سران قبایل دیگر حجاز در انتظار پایان این نزاع و کشمکش به سود اسلامو پیامبر(صلى اللهعلیه وآله) بودند که سرانجام با تسلیم شدن مکّه، حشمت قریشبه یکباره فرو ریخت.

در واقع قریش، با پذیرش این شکست، هم ریاست و سلطه دینى خویش را از دست دادند و هم موقعیّت اجتماعى و قدرت اقتصادى خود را.

ولى فراموش نکنیم در تمام طول این مبارزه سخت و دامنه دار، سرپرستى جنگ ها و دیگر توطئه ها بر ضدّ پیامبر(ص) و مسلمین با ابوسفیانـ رئیس طایفه بنى امیّه ـ بود.

وى و دودمانش که بیش از هر گروهى اشرافیّت مادّى و معنوى خویش را از کف داده بودند، هنگامى به اسلامگرویدند که جز آن چاره اى دیگر نداشتند.

به علاوه تصوّر کردند درِ تازه اى براى برخوردارى از مطامع دنیا به روى آنان گشوده شده است که اگر بتوانند بر این موج سوار شوند به مقصود خود نایل مى شوند، لذا سود جویانه و منفعت طلبانه به اسلامتن دادند.(2) ولى از آنجا که تمام امتیازات دوره جاهلى خود را از دست داده بودند و با قبول عنوان «طُلَقا» (آزادشدگان از بند اسارت در روز فتح مکّه) شکست و خوارى سختى را متحمّل شده بودند به شدّت کینه پیامبر(صلى اللهعلیه وآله) و بنى هاشم را علاوه بر کینه هاى موروثى سابق در دل گرفتند. این بود که پس از تسلیم شدن نیز، لحظه اى از توطئه هاى پنهان و آشکار خود دست برنداشتند.

بنابراین، تعجّب نمى کنیم اگر ببینیم حادثه خونین کربلا به دست همین طایفه رقم خورده است و یزیدپس از داستان کربلا با صراحت از انتقام گرفتن از بنى هاشم سخن گفت.(3)

پی نوشت: (1). رجوع کنید به: سیره ابن هشام، ج 1، ص 125 به بعد.

(2). حضرت على(علیه السلام) در ارتباط با اسلام آوردن این طایفه فرمود: «وَ ما أَسْلَمُوا وَ لکِنِ اسْتَسْلَمُوا وَ أَسَرُّوا الْکُفْرَ فَلَمّا وَجَدُوا أَعْواناً عَلَیْهِ أَظْهَرُوهُ»; (اینان اسلام را نپذیرفته بودند، بلکه در ظاهر تسلیم شدند و کفر را در سینه پنهان داشتند; امّا هنگامى که یاورانى بر ضدّ اسلام یافتند، آنچه را پنهان کرده بودند، آشکار ساختند). (نهج البلاغه، نامه 16).

(3). گرد آوري از کتاب: عاشورا ريشه‏ها، انگيزه‏ها، رويدادها، پيامدها، سعید داودی ومهدی رستم نژاد،(زیر نظر آيت الله العظمى ناصر مكارم شيرازى) ، امام على بن ابى طالب عليه السلام‏ ، قم‏ ، 1388 ه. ش‏ ، 101.


 

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA


خروج




جمعه ٢٧ فروردين ١٤٠٠
جستجوی وب
کانال تلگرام
با افق حوزه به روز باشید
با
کانال تلگرام