*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی > ویژه محرم 


ویژه محرم شماره خبر: ٤٠٢٨٩٣ ١٢:٠٧ - 1397/07/01   بنی هاشم چه امتیازاتی بر بنی امیّه داشته اند؟پرسمان محرم (18) ارسال به دوست نسخه چاپي


بنی هاشم چه امتیازاتی بر بنی امیّه داشته اند؟پرسمان محرم (18)

بنی هاشم چه امتیازاتی بر بنی امیّه داشته اند؟


اختلاف بنى امیّه با بنى هاشم ریشه در مقامات عالی معنوی بنی هاشم دارد که موجب حسد و بغض بنی امیه می گشت. بنی هاشم از امتیازاتی همچون بعثت رسول خدا از میان آنان، مرتبه بی نظیر علمی، هدایت شدن مردم به وسیله آنها، اصالت خانوادگى و طهارت حَسَب و نَسَب، اسلام آوردن از روی عقیده و فضائل دیگر اخلاقی برخوردار بودند. در مقابل بنی امیه همواره به آلودگی و رسوایی های اخلاقی، شبهه در اصالت نسب، اسلام آوردن از روی ترس و طمع و نیرنگ معروف بودند...


پاسخ اجمالی: اختلاف بنى امیّه با بنى هاشم ریشه در مقامات عالی معنوی بنی هاشم دارد که موجب حسد و بغض بنی امیه می گشت. بنی هاشم از امتیازاتی همچون بعثت رسول خدا از میان آنان، مرتبه بی نظیر علمی، هدایت شدن مردم به وسیله آنها، اصالت خانوادگى و طهارت حَسَب و نَسَب، اسلام آوردن از روی عقیده و فضائل دیگر اخلاقی برخوردار بودند. در مقابل بنی امیه همواره به آلودگی و رسوایی های اخلاقی، شبهه در اصالت نسب، اسلام آوردن از روی ترس و طمع و نیرنگ معروف بودند.

 

پاسخ تفصیلی: فاصله و اختلاف بنى امیّه با بنى هاشم ریشه در برخوردارى خاندان بنى هاشم از معنویّت آشکار است، تا جائی که آنان را در چنان سطحى قرار داد که همواره مورد حسادت و بغض رقیبان خود از بنى امیّه قرار داشتند; سرانجام آنان به جایگاهى رسیدند که درخت «نبوّت» و «امامت» در خاندان آنان غرس شد و خانه هایشان محلّ آمد و شد فرشتگان الهى گردید و علوم و معارف از آنان سرچشمه گرفت.

حضرت على(علیه السلام) در سخنان جامعى مى فرماید:

«اَیْنَ الَّذِینَ زَعَمُوا اَنَّهُمُ الرّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ دُونَنا کَذِباً وَ بَغْیاً عَلَیْنا، اَنْرَفَعَنَا اللهُ وَ وَضَعَهُمْ وَ اَعْطانا وَ حَرَمَهُمْ وَ اَدْخَلَنا وَ اَخْرَجَهُمْ، بِنا یُسْتَعْطَى الْهُدى وَ یُسْتَجْلَى الْعَمى، اِنَّ الاَئِمَّهَ مِنْ قُرَیْش غُرِسُوا فِی هذَا الْبَطْنِ مِنْ هاشِم، لا تَصْلُحُ عَلى سِواهُمْ وَ لا تَصْلُحُ الْوُلاهُ مِنْ غَیْرِهِمْ»; (کجایند کسانى که ادّعا مى کردند آن ها راسخان در علمند نه ما، و این ادّعا را از طریق دروغو ستم نسبت به ما مطرح مى نمودند. (آنها کجا هستند تا ببیند که) خداوند ما را برترى داد و آنها را پایین آورد; به ما عطاکرد و آنها را محروم ساخت; ما را (در کانون نعمت خویش) داخل نمود و آنها را خارج ساخت. مردم به وسیله ما هدایت مى یابند و از نور ما نابینایان روشنى مى جویند. به یقین امامان از قریشهستند و درخت وجودشان در سرزمین این نسل از هاشم غرس شده است، این مقام در خور دیگران نیست و زمامداران غیر از آنها شایستگى ولایتوامامت را ندارند).(1)

اصالت خانوادگى و طهارتحَسَب و نَسَب طایفه اى که آیهتطهیر در شان سران و بزرگان آنان نازل مى شود، نیازى به شرح و بیان ندارد ; ولى در مقابل آن، زندگى ننگین زنان و مردان بنى امیّه به قدرى زبانزد خاصّ و عام شده بود که با وجود این که آنان بعدها ده ها سال با اختناق و سرکوب زمام امور مسلمین را در دست داشتند، نتوانستند آن رسوایى ها را از خاطره ها محو سازند. زنانى که رسماً داراى پرچم خاص! بوده، و درِ خانه هایشان به روى هر مرد بیگانه اى باز بوده است. انسان هایى که چند نفر در تعیین نسبشان با هم درگیر مى شدند و هر کدام خود را پدر آنها مى دانستند.(2)

امیرمومنان(علیه السلام) در اشاره اى پر معنى در یک جمله کوتاه به همین نکته اشاره کرده، چرا که در جواب نامه معاویهمى فرماید: «وَ اَمّا قُولُکَ: «اِنّا بَنُو عَبْدِ مَناف» فَکَذلِکَ نَحْنُ وَ لکِنْ لَیْسَ اُمَیَّهُ کَهاشِم وَ لا حَرْبٌ کَعَبْدِ الْمُطَّلِبِ وَ لا اَبُوسُفْیانَ کَاَبِی طالِب وَ لا الْمُهاجِرُ کَالطَّلِیقِ وَ لاَ الصَّرِیحُ کَاللَّصِیقِ»; (و امّا سخن تو به این که ما همه فرزندان عبدمناف هستیم. آرى (به حسب ظاهر) چنین است ; ولى هرگز اُمیّه مانند هاشم، و حرب چون عبدالمطلبو ابوسفیانمانند ابوطالبنیست و هرگز مهاجران چون اسیران آزاد شده و فرزندان صحیح النسب چون منسوب شده به پدر نیستند!).(3)

ابن ابى الحدید در توضیح جمله «وَ لاَ الصَّرِیحُ کَاللَّصِیقِ» براى پرده پوشى مى نویسد: «منظور امام این است که آن کسى که از روى اعتقاد و اخلاص اسلامآورده است مانند کسى که از روى ترس یا براى به دست آوردن دنیا و غنایم، اسلامآورده است، نیست».(4)

ولى علاّمه مجلسى ضمن مردود دانستن این سخن مى نویسد: کلمه «لصیق» به حسب ظاهر اشاره به نسب بنى امیّه دارد و ابن ابى الحدید براى حفظ آبروى معاویهخود را به نادانى زده است، حتّى برخى از دانشمندان تصریح کرده اند که «امیّه» از نسل عبد شمس نبوده، بلکه وى غلام رومى بوده است که عبد شمس او را فرزندخوانده خود قرار داد، و در زمان جاهلیّت هرگاه کسى مى خواست غلامى را به خود نسبت دهد وى را آزاد کرده و دخترى از عرب را به همسرى وى درآورده و بدین ترتیب آن غلام به نسب وى ملحق مى گشت.

آنگاه علاّمه مجلسى نتیجه مى گیرد و مى گوید: بنابراین، بنى امیّه اساساً از قریشنیستند، بلکه منسوب به قریشمى باشند.(5)

بنى هاشم علاوه بر فضایل معنوى و اخلاقى که در رفتار و کردارشان آشکار بود، همچون جوانمردى، سخاوت، ایثار، از خودگذشتگى و زهد و وارستگى; از زیبایى هاى ظاهرى چون حسن صورت و فصاحت و بلاغت فوق العاده نیز برخوردار بودند و این جمال وکمال در مقابل زندگى آلوده بنى امیّه به سختى آرامش درونى آنان را بر هم مى زد، و آتش حسدرا در درونشان شعله ور مى ساخت.

حضرت على(علیه السلام) در پاسخ به سوالى پیرامون ویژگى هاى هر یک از طوایف قریش، در بیان فرق بین فرزندان عبد شمس ـ که بنى امیّه از آنها هستند ـ و بنى هاشم چنین مى فرماید: «وَ اَمّا نَحْنُ فَاَبْذَلُ لِما فِی اَیْدِینا، وَ اَسْمَحُ عِنْدَ الْمُوتِ بِنُفُوسِنا، وَ هُمْ اَکْثَرُ وَاَمْکَرُ وَ اَنْکَرُ وَ نَحْنُ اَفْصَحُ وَ اَنْصَحُ وَ اَصْبَحُ»; (امّا ما «طایفه بنى هاشم» از همه طوایف قریشنسبت به آنچه در دست داریم بخشنده تریم و به هنگام بذل جان از همه سخاوتمندتریم، آن ها (بنى امیّه) پر جمعیّت و مکّار و زشت اند و ما فصیح تر و دلسوزتر و زیباتریم!).(6)؛ (7)

پی نوشت: (1). نهج البلاغه، خطبه 144.

(2). براى اطّلاع بیشتر مراجعه شود به ربیع الابرار زمخشرى، ج 3، باب القرابات و الانساب و شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید، ج 1، ص 336 و ج 2، ص 125.

(3). نهج البلاغه، نامه 17.

(4). شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید، ج 15، ص 119.

(5). بحارالانوار، ج 33، ص 107.

(6). نهج البلاغه، کلمه قصار، 116.

(7). گرد آوري از کتاب: عاشورا ريشه‏ها، انگيزه‏ها، رويدادها، پيامدها، سعید داودی ومهدی رستم نژاد،(زیر نظر آيت الله العظمى ناصر مكارم شيرازى) ، امام على بن ابى طالب عليه السلام‏ ، قم‏ ، 1388 ه. ش‏ ، 98.


 

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA


خروج




جمعه ٠٢ اسفند ١٣٩٨
جستجوی وب
کانال تلگرام
با افق حوزه به روز باشید
با
کانال تلگرام