*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی > ویژه محرم 


ویژه محرم شماره خبر: ٤٠٢٨٩٢ ١٢:٠٦ - 1397/07/01   مهمترین عامل پیدایش نهضت امام حسین(ع)پرسمان محرم (17) ارسال به دوست نسخه چاپي


مهمترین عامل پیدایش نهضت امام حسین(ع)پرسمان محرم (17)

مهمترین عامل پیدایش نهضت امام حسین(ع)


گرچه اجابت دعوت مردم کوفه در قیام امام حسین(ع) مؤثر بود، اما مهمترین عامل پیدایش قیام حسینی، امر به معروف و نهی از منکر بود که امام(ع) با عبارات مختلفی در وصیت نامه و خطبه های خود به آن اشاره نموده است، در حالی که اگر دعوت مردم کوفه عامل اساسى بود، وقتى خبر رسید که زمینه رفتن به کوفه منتفى شده است، طبعاً امام از ادامه سفر به سوى عراق صرف نظر مى کرد ولی می بینیم داغ ترین خطبه هاى امام حسین (ع) و شورانگیزترین و پرهیجانترین سخنان او، بعد از ماجراى شهادت حضرت مسلم است...

 


 

پاسخ اجمالی: گرچه اجابت دعوت مردم کوفه در قیام امام حسین(ع) مؤثر بود، اما مهمترین عامل پیدایش قیام حسینی، امر به معروف و نهی از منکر بود که امام(ع) با عبارات مختلفی در وصیت نامه و خطبه های خود به آن اشاره نموده است، در حالی که اگر دعوت مردم کوفه عامل اساسى بود، وقتى خبر رسید که زمینه رفتن به کوفه منتفى شده است، طبعاً امام از ادامه سفر به سوى عراق صرف نظر مى کرد ولی می بینیم داغ ترین خطبه هاى امام حسین (ع) و شورانگیزترین و پرهیجانترین سخنان او، بعد از ماجراى شهادت حضرت مسلم است.

پاسخ تفصیلی: بى شک عامل اجابت دعوت مردم کوفه ارزشى بسیار دارد، زیرا حضرت در پاسخ مردمى که از اطاعت یزیدسرپیچى نموده و او را براى رهبرى خود دعوت کرده بودند آمادگى خود را اعلام کرد، و اگر اوضاع و شرائط مساعد بود، اقدام به تشکیل حکومت اسلامى مى نمود. اما خوددارى حضرت از بیعتیزید ارزشى بیشتر دارد ؛ زیرا امام بارها اعلام کرد که به هر قیمت و در برابر هر گونه فشارى، با یزید بیعت نخواهد کرد و این امر، ایستادگى و مقاومت حضرت را در برابر زور و فشار نشان مى دهد ولى بیشترین ارزش را امر به معروف و نهى از منکر دارد، زیرا در اینجا اقدام حضرت نه جنبه عکس العمل و دفاع داشت و نه جنبه همکارى و تعاون و اجابت دعوت، بلکه جنبه تهاجم و پرخاش و اعتراض داشت.

اگر دعوت مردم کوفه عامل اساسى بود، وقتى که خبررسید که زمینه کوفه منتفى شده است، طبعاً امام دست از سخنان و مواضع خود برمى داشت و از ادامه سفر به سوى عراق صرفنظر مى کرد، اما مى بینیم داغترین خطبههاى امام حسین (علیه السلام) و شورانگیزترین و پرهیجانترین سخنان او، بعد از ماجراى شهادت حضرت مسلم است. از اینجا روشن مى گردد که امام حسین (علیه السلام) تا چه اندازه روى عامل امر به معروف و نهى از منکر تکیه داشت و تا چه حد نسبت به حکومت فاسد یزیدمهاجم و پرخاشگر بود؟(1)

برای روشن شدن این مطلب به چند سند و گواه زنده اشاره کرده و سپس نتیجه گیری مى کنیم:

۱- وصیت نامه اعتقادى - سیاسى امام

امام حسین (علیه السلام) پیش از حرکت از مدینه، وصیتنامه اى خطاب به برادرش «محمد حنفیه» نوشت و طى آن علت قیام و نهضت خود را اصلاح امور امت اسلامى و امر به معروف و نهى از منکر، و زنده کردن سیرهجدش پیامبر و پدرش على معرفى کرد. امام در این وصیتنامه پس از بیان عقیده خویش درباره توحیدو نبوتو معاد، چنین نوشت: «...من، نه از روى خودخواهى و سرکشى و هوسرانى (از مدینه) خارج مى گردم، و نه براى ایجاد فساد و ستمگرى، بلکه هدف من از این حرکت، اصلاح مفاسد امت جدم و منظورم امر به معروف و نهى از منکر است و مى خواهم سیرهجدم (پیامبر) و پدرم على بن ابیطالب را در پیش گیرم. هر کس در این راه به پاس احترام حق از من پیروى کند، راه خود را در پیش خواهم گرفت، تا خداوند میان من و این قوم داورى کند که او بهترین داوران است...»(2)

چنانکه مى بینیم امام در این وصیتنامه، انگیزه قیام خود را چهار چیز اعلام مى کند:

۱- اصلاح امور امت؛

۲- امر به معروف؛

۳- نهى از منکر؛

۴- پیروى از سیرهجدش پیامبر و پدرش على (علیه السلام) و زنده کردن سیرهآن دو بزرگوار.

۲- سکوت نابخشودنى

امام حسین (علیه السلام) هنگام عزیمت به سوى عراق در منزلى بنام «بیضه» خطاب به سپاه «حر» خطبه اى ایراد کرد و طى آن انگیزه قیام خود را چنین شرح داد:

«مردم! پیامبر خدا(صل اللهعلیه وآله وسلم) فرمود: هر مسلمانى با سلطان ستمگرى مواجه گردد که حرام خدا را حلال شمرده و پیمان الهى را در هم مى شکند، با سنتو قانون پیامبر از در مخالفت در آمده در میان بندگان خداراه گناهمعصیت و عدوان و دشمنى در پیش مى گیرد، ولى او در مقابل چنین سلطانى، با عمل و یا با گفتار اظهار مخالفت نکند، برخداوند است که این فرد (ساکت) را به کیفر همان ستمگر (آتش جهنم) محکوم سازد.

مردم! آگاه باشید اینان(بنى امیه) اطاعت خدارا ترک و پیروى از شیطان را برخود فرض نموده اند، فساد را ترویج و حدود الهى را تعطیل نموده، فئ را (که مختص به خاندان پیامبر) به خود اختصاص داده اند و من به هدایت و رهبرى جامعهمسلمانان و قیام بر ضد این همه فساد و مفسدین که دین جدم را تغییر داده اند، از دیگران شایسته ترم...»(3)

۳- محو سنتها و رواج بدعتها

امام حسین (علیه السلام) پس از ورود به مکه نامه اى به سران قبایل «بصره» فرستاد و طى آن پس از اشاره به دوران خلفاى گذشته که در آن پیشوایان راستین اسلامرا از صحنه سیاست کنار گذاشتند، و این پیشوایان براى جلوگیرى از اختلاف و تفرقه و به خاطر مصالح عالى اسلام این وضع را تحمل کردند، چنین نوشت:

«...اینک پیک خود را با این نامه به سوى شما مى فرستم. شما را به کتاب خداو سنت پیامبر دعوت مى کنم، زیرا در شرائطى قرار گرفته ایم که سنتپیامبر بکلى از بین رفته و بدعتها زنده شده است. اگر سخن مرا بشنوید، شما را به راه راست هداست خواهم کرد. درود و رحمت و برکات خدابر شما باد!»(4)

۴- دیگر به حق عمل نمى شود

حسین بن على (علیه السلام) در راه عراق در منزلى بنام «ذى حسم» در میان یاران خود بپاخاست و خطبه اى بدین شرح ایراد نمود:

«پیشامد ما همین است که مى بینید. جداً اوضاع زمان دگرگون شده، زشتیها آشکار و نیکیها و فضیلتها از محیط ما رخت بر بسته است، و از فضیلتها جز اندکى مانند قطرات ته مانده ظرف آب باقى نمانده است. مردم در زندگى پست و ذلتبارى به سر مى برند و صحنه زندگى، همچون چراگاهى سنگلاخ و کم علف، به جایگاه سخت و دشوارى تبدیل شده است.

آیا نمى بینید که دیگر به حق عمل نمى شود، و از باطل خوددارى نمى شود؟

در چنین وضعى که دارد که شخص با ایمان(از جان خود گذشته) مشتاق دیدار پروردگار باشد، در چنین محیط ذلتبار و آلوده اى، مرگ را جز سعادت و زندگى با ستمگران را جز رنج و آزردگى و ملال نمى دانم.

این مردم بردگان دنیا هستند، و دین لقلقه زبانشان مى باشد، حمایت و پشتیبانیشان از دین تا آنجا است که زندگیشان همراه با رفاه و آسایش باشد، و آن گاه که در بوته امتحان قرار گرفتند، دینداران کم خواهند بود.»(5)،(6)

پی نوشت: (1). آنچه در زمینه ماهیت و عوامل قیام امام حسین (ع) در این بخش مطرح گردید، از بحثهاى استاد شهید مرتضى مطهرى در جلد دوم کتاب «حماسه حسینى» (تهران، انتشارات صدرا، ۱۳۶۱ ه".ش) اقتباس و تلخیص شده است.

(2). مجلسى، بحارالانوار، تهران، المکتبه الاسلامیه، ۱۳۹۳ ه".ق، ج ۴۴، ص ۳۲۹.

(3). مقتل الحسین، قم، ص ۸۵ - محمدبن جریر الطبرى، تاریخ الامم و الملوک، بیروت، دارالقاموس الحدیث، ج ۶، ص ۲۲۹ - عز الدین بن اثیر، الکامل فى التاریخ، بیروت، دارصادر، ج ۴، ص ۴۸ - نجمى، محمد صادق، سخنان حسین بن على (ع) از میدنه تا کربلا، قم، دفتر انتشارات جامعه مدرسین، ص ۱۴۸.احمد بن یحیى البلاذرى نیز بخشى از این خطبه را در «انساب الاشراف» ج ۳، ص ۱۷۱ نقل کرده است.

(4). طبرى، همان کتاب، ص ۲۰۰- ابو مخنف، همان کتاب، ص ۸۶ - نجمى، همان کتاب، ص، ۵۴.

(5). حسن بن على بن شعبه، تحف العقول، قم، دفتر انتشارات جامعه مدرسین، ۱۳۶۳ه".ش، ص ۲۴۵ - ابومخنف، همان کتاب، ص ۸۶ - طبرى، همان کتاب ص ۲۲۹ - نجمى، همان کتاب، ص.۱۸۰ این خطبه را ابن عساکر در تاریخ دمشق(تحقیق: شیخ محمد باقر محمودى، چاپ موسسه بیادر۲۱۴) و سید بن طاووس در اللهوف (قم، مکتبه الداورى، ص ۳۳) و مجلسى در بحارالانوار (تهران، المکتبه الاسلامیه، ۱۳۹۳ ه".ق، ج ۴۴، ص ۱۹۲) با اندکى تفاوت نقل کرده اند و طبق نقل ابن عساکر و مجلسى، امام این خطبه را در کربلا و پس از رویارویى با سپاه عمربن سعد ایراد کرده است. آنچه ما نقل کردیم طبق روایت حسن بن على بن شعبه است.

(6). گردآوری از کتاب: سیره پیشوایان، مهدی پیشوایی، موسسه امام صادق(علیه السلام)، قم، 1390 ش، چاپ بیست و سوم، ص 167.


 

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA


خروج




جمعه ٢٧ فروردين ١٤٠٠
جستجوی وب
کانال تلگرام
با افق حوزه به روز باشید
با
کانال تلگرام