*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی > ویژه محرم 


رواق شهیدان, ویژه محرم شماره خبر: ٤٠٢٨٨٨ ١٢:٠٠ - 1397/07/01   مورخین چه شواهد تاریخی مبنی بر کینه یزیداز بنی هاشم و انتقام جویی او از ایشان در جریان کربلا، ارائه نموده اند؟پرسمان محرم (14) ارسال به دوست نسخه چاپي


مورخین چه شواهد تاریخی مبنی بر کینه یزیداز بنی هاشم و انتقام جویی او از ایشان در جریان کربلا، ارائه نموده اند؟پرسمان محرم (14)

مورخین چه شواهد تاریخی مبنی بر کینه یزیداز بنی هاشم و انتقام جویی او از ایشان در جریان کربلا، ارائه نموده اند؟


پاسخ اجمالی: سخنان یزید بن معاویه پر از موضع گیری هایی است که نشان از کینه و انتقام جویی او از بنی هاشم در حادثه کربلا دارد؛ مثلا هنگام ورود کاروان اسرا شعرهایی کنایه وار درباره تسویه حساب خون های ریخته شده از اقوامش در جنگ های زمان پیامبر(ص) خواند. همچنین هنگام ورود سرهای مبارک به مجلس، با خواندن اشعاری ضمن نفی نبوت و وحی، اعلام کرد حادثه عاشورا، جزای بنی هاشم در مقابل خون هایی است که از بنی امیه در جنگ بدر ریختند...


پاسخ اجمالی: سخنان یزید بن معاویه پر از موضع گیری هایی است که نشان از کینه و انتقام جویی او از بنی هاشم در حادثه کربلا دارد؛ مثلا هنگام ورود کاروان اسرا شعرهایی کنایه وار درباره تسویه حساب خون های ریخته شده از اقوامش در جنگ های زمان پیامبر(ص) خواند. همچنین هنگام ورود سرهای مبارک به مجلس، با خواندن اشعاری ضمن نفی نبوت و وحی، اعلام کرد حادثه عاشورا، جزای بنی هاشم در مقابل خون هایی است که از بنی امیه در جنگ بدر ریختند.

پاسخ تفصیلی: یزیدبن معاویهکه در فساد و بى دینى شهره آفاق بود و جنایت عظیم کربلا به دستور او صورت گرفت و ننگ کشتن فرزند رسول خدا(صلى اللهعلیه وآله) و پاره تن فاطمه زهرا(علیها السلام) را براى خود خرید و صفحه جنایت بار حکومت اموى را با این ماجرا سیاه تر و تاریک تر ساخت، بارها از انتقام از رسول خدا(صلى اللهعلیه وآله) و کشته هاى بدرسخن به میان آورده است، که چند نمونه از آن را ذیلا ملاحظه مى کنید:

1ـ مورد نخست، مربوط به آنجایى است که یزیددر قصر خود در محلّى مُشرف بر «جیرون»(1) نشسته بود و از آنجا ورود سرهاى مقدّس و کاروان اسیران اهل بیت(علیهم السلام) را مشاهده مى کرد. در همان حال شنیدند که این اشعار را زمزمه مى کند:

لَمّا بَدَتْ تِلْکَ الْحُمُولُ وَ اَشْرَقَتْ *** تِلْکَ الشُّمُوسُ عَلى رُبى جِیروُنِ

نَعِبَ الْغُرابُ فَقُلْتُ صِحْ اَوْ لاَ تَصِحْ *** فَلَقَدْ قَضَیْتُ مِنَ الْغَرِیمِ دُیُونِی

(هنگامى که آن قافله پدیدار شد، و آن خورشیدها (سرهاى شهدا) بر بلندیهاى جیرون تابید، در آن زمان کلاغى فریاد کشید. من گفتم: فریاد بزنى یا نزنى، من که طلب خود را از بدهکارانم گرفتم!).(2)

در این اشعار یزیدبه صورت کنایه روشن تر از تصریح از انتقام خونهاى اجداد و اقوام خود در جنگ هاى اسلامى سخن مى گوید و مقصودش این است که طلبِ خود یعنى خون هاى جاهلیّت را از رسول خدا(صلى اللهعلیه وآله) گرفتم!

2ـ مورد دیگر آنجاست که سرهاى مقدّس شهیدان کربلا را وارد مجلس یزیدساختند، یزیددر حالى که با چوب دستى خود بر لب و دندان امام حسین(علیه السلام) مى زد، این اشعار را مى خواند:

لَعِبَتْ هاشِمُ بِالْمُلْکِ فَلاَ *** خَبَرٌ جاءَ وَ لاَ وَحْىٌ نَزَلْ

لَیْتَ اَشْیاخِی بِبَدْر شَهِدُوا *** جَزَعَ الْخَزْرَجُ مِنْ وَقْعِ الاَسَلْ

لاََهَلُّوا وَاسْتَهَلُّوا فَرَحاً *** وَ لَقالُوا یا یَزِیدُ لاَ تَشَلْ

فَجَزَیْناهُ بِبَدْر مَثَلا *** وَ اَقَمْنا مِثْلَ بَدْر فَاعْتَدَلْ

لَسْتُ مِنْ خِنْدِف اِنْ لَمْ اَنْتَقِمْ *** مِنْ بَنِی اَحْمَدَ ما کانَ فَعَلْ(3)

(فرزندان هاشم [رسول خدا(صلی اللهعلیه و اله)] با سلطنت بازى کردند، و در واقع نه خبرى [از سوى خدا] آمده بود و نه وحیى نازل شده!

کاش بزرگان من که در جنگ بدرکشته شده بودند، امروز مى دیدند که قبیله خزرج چگونه از ضربات نیزه به زارى آمده است!

در آن حال، از شادى فریاد مى زدند و مى گفتند: اى یزیددستت درد نکند!

امروز کیفر ماجراى بدررا به آنان دادیم و همانند بدربا آنان معامله کردیم و در نتیجه برابر شدیم!

من از فرزندانِ «خِنْدِفْ»(4) نیستم اگر از فرزندان احمد[رسول اکرم] انتقام نگیرم).(5)

همچنین نقل شده است که یزیددر همان جلسه در حالى که بر لب و دندان ابى عبداللّه الحسین(علیه السلام) مى نواخت، مى گفت: «یَوْمٌ بِیَوْمِ بَدْر»؛ (امروز روزى است در برابر روز بدر).(6)

از این عبارات به خوبى کفر یزیدو عدم ایماناو به مبانى اسلامآشکار مى شود. وى در پى انتقام از خاندان رسول خدا(صلى اللهعلیه وآله) بود و مى خواست انتقام کشته شدگان از طایفه خویش را که در برابر اسلامو قرآنقد علم کردند و شمشیر کشیدند و با دفاع مسلمانان به هلاکت رسیدند، از رسول خدا(صلى اللهعلیه وآله) بگیرد. او و پدر و جدّش هیچگاه به قرآنو رسول گرامى اسلام(صلى اللهعلیه وآله) ایماننیاورده بودند. بلکه در برابر انقلاب عظیم اسلامى و لشکر اسلامو پیروزى هاى پى در پى مسلمانان تاب مقاومت نداشتند. از این رو، به ظاهر مسلمان شدند و منافقانه به تلاش خویش ادامه دادند و آن روز که بر اریکه قدرت تکیه زدند و رقیبى براى خویش نمى دیدند، در پى احیاى سنّت جاهلى برآمدند و به خونخواهى خویشان خویش برخاستند.

ماجراى انتقام از رسول خدا(صلى اللهعلیه وآله) و امیرمومنان(علیه السلام) به عنوان اهداف نبرد خونین عاشوراعلاوه بر آن که توسّط یزیدبیان شد، از سوى افراد دیگر از بنى امیّه نیز بر زبان جارى شد که به برخی از آنها اشاره می کنیم:

1ـ وقتى که امام حسین(علیه السلام)، روز عاشورادر برابر سپاه یزیدقرار گرفت و فرمود: براى چه مرا مى کشید؟ آیا حقّى را ترک کرده ام؟ یا سنّتى را تغییر داده ام؟ جمعى پاسخ دادند: جنگ ما با تو به علّت بغض و کینه اى است که از پدرت على داریم؛ چرا که او در جنگ بدرو حنین اجداد ما را کشته است.(7)

2ـ همچنین پس از شهادت امام حسین(علیه السلام) سعید بن عاص اموى که آن روز حاکممدینه بود، بر منبر رفت و با اشاره به قبر پیامبر(صلى اللهعلیه وآله) گفت: «یَوْمٌ بِیَوْمِ بَدْر»؛ (امروز در برابر روز بدر!). انصاراز این سخن ناراحت شدند و به وى اعتراض کردند.(8)

در یک جمع بندى به روشنى مى توان دریافت که یکى از ریشه هاى ماجراى خونین کربلا، کینه هاى متراکم شده در دل امویان و انتقام آنان از شکست هاى خویش در زمان رسول خدا(صلى اللهعلیه وآله) بود. در واقع، آنان مى خواستند از اسلامو رسول گرامى اسلام(صلى اللهعلیه وآله) انتقام بگیرند و آن شکست ها را جبران کنند.

این قسمت را با سخنى از یکى از نویسندگان معاصر اهل سنّت به پایان مى بریم.

عبدالکریم خطیب در کتاب خود به نام «على بن ابى طالب» پس از نقل شجاعت و رشادت هاى على(علیه السلام) در جنگ هاى زمان پیامبر(صلى اللهعلیه وآله) و نقش انکارناپذیر آن حضرت در نابودى سران شرک و کفر مى نویسد:

«على(علیه السلام) در میان همه مسلمانان نسبت به مشرکان شدیدتر و سخت گیرتر بود و جمعى از فرزندان، پدران و خویشاوندان آنان را به هلاکت رساند و همین سبب کینه آنان نسبت به وى شد. این کینه در جان مشرکان قریش، پس از آن که مسلمان شدند نیز وجود داشت... تا آن که پس از رحلت پیامبر(صلى اللهعلیه وآله)، قریش، پیر و جوان و کودکان بنى هاشم را از دم شمشیر خود گذراندند و زنان آنان را به اسارت برده و آواره ساختند».

سپس مى افزاید: «وَ کَاَنَّما تَثْاَرُ بِهذا لِقَتْلاها فِی بَدْر وَ اُحُد، وَ حَسْبُنا اَنْ نَذْکُرَ مَصْرَعَ الْحُسَیْنِ وَ آلِ بَیْتِهِ فِی کَرْبَلاءَ، وَ ما تَلا ذلِکَ مِنْ وَقائِعَ»؛ (گویا آنان با این کار خویش مى خواستند انتقام کشته هاى خود را در بدرو احد بگیرند و براى نمونه کافى است که به خاک و خون افتادن حسین و خاندانش در کربلا و حوادث [اسارت زنان اهل بیت] پس از آن را ذکر کنیم).(9)،(10)

پی نوشت: (1) . جیرون در دمشق واقع شده است. این مکان نخست مصلاّى صابئین بوده است و سپس یونانى ها در آن مکان به تعظیم دین خود مى پرداختند; بعد از آن مدّتى به دست یهود افتاد و زمانى در اختیار بت پرستان بود. درب این بنا را که از بناهاى بسیار زیبا بود «باب جیرون» مى گفتند. سر بریده حضرت یحیى را بر سر درِ همین باب جیرون آویختند و پس از آن سر مقدّس امام حسین(علیه السلام) نیز در همین مکان آویخته شد. (مقتل الحسین مقرّم، ص 348).

(2) . نفس المهموم، ص 435.

(3) . بیت دوم این ابیات از «عبدالله بن زَبْعَرى» از دشمنان سرسخت رسول خداست. وى اشعارى را پس از جنگ احد و کشته شدن یاران رسول خدا(صلى الله علیه وآله) سرود و در آن آرزو کرد که کاش کشتگان ما در جنگ بدر امروز بودند و مى دیدند که قبیله خزرج (از قبایل مسلمان مدینه) چگونه زارى مى کنند. یزید از این بیت استفاده کرد و بقیّه را خود سروده است (قصّه کربلا، ص 495).

(4) . «خِنْدِف» لقب همسر الیاس بن مُضَر بن نِزار است که نامش لیلا بنت حلوان است. فرزندان الیاس را به نام همسرش فرزندانِ خندف نامیدند (لسان العرب) بنابراین، خندف از جدّه هاى اعلاى قریش و از جمله یزید محسوب مى شود. (رجوع کنید به: تاریخ طبرى، ج 1، ص 24 - 25).

(5) . احتجاج طبرسى، ج 2، ص 122. این اشعار با تعبیرات مختلف، در کتاب هاى متعدّد شیعه و سنّى از یزید نقل شده است. از جمله: امالى صدوق، ص 231; مناقب ابن شهر آشوب، ج 4، ص 123; بحارالانوار، ج 45، ص 133; تاریخ طبرى، ج 8، ص 188; البدایة و النهایة ابن کثیر، ج 8، ص 208; مقاتل الطالبیین، ص 80; اخبار الطوال دینورى، ص 267; تفسیر ابن کثیر، ج 1، ص 423 و شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید، ج 4، ص 72.

(6) . مناقب ابن شهر آشوب، ج 4، ص 123.

(7) . فَقالُوا: بَلْ نُقاتِلُکَ بُغْضاً مِنّا لاَبِیکَ وَ ما فَعَلَ بِأَشْیاخِنا یَوْمَ بَدْر وَ حُنَیْن... (موسوعة کلمات الامام الحسین، ص 492; معالى السبطین، ج 2، ص 11).

(8) . شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید، ج 4، ص 72.

(9) . مطابق نقل فى ظلال نهج البلاغه، محمد جواد مغنیه، ج 3، ص 154 - 155 (با تلخیص).

(10). گرد آوري از کتاب: عاشورا ريشه ‏ها، انگيزه ‏ها، رويدادها، پيامدها، سعید داودی ومهدی رستم نژاد،(زیر نظر آيت الله العظمى ناصر مكارم شيرازى) ، امام على بن ابى طالب عليه السلام‏ ، قم‏ ، 1388 ه. ش‏ ، 110.


 

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA


خروج




جمعه ٠٢ اسفند ١٣٩٨
جستجوی وب
کانال تلگرام
با افق حوزه به روز باشید
با
کانال تلگرام