*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی > ویژه محرم 


ویژه محرم شماره خبر: ٤٠٢٧٣٩ ٠٨:٤٦ - 1397/06/24   آیا قیام امام حسین (علیه السلام) خواسته خداوند و پیامبر(صلی الله علیه وآله) بود؟پرسمان محرم (8) ارسال به دوست نسخه چاپي


آیا قیام امام حسین (علیه السلام) خواسته خداوند و پیامبر(صلی الله علیه وآله) بود؟پرسمان محرم (8)

آیا قیام امام حسین (علیه السلام) خواسته خداوند و پیامبر(صلی الله علیه وآله) بود؟


مام حسین(ع) در پاسخ برادرش محمد حنفیه و نیز در پاسخ نامه پسرعمویش عبدالله بن جعفر که با یادآوری بی وفایی مردم کوفه، از وی خواسته بودند به آنجا نرود، می فرماید: که رفتن به کوفه، کشته شدن و اسیر گشتن خانواده اش و دیگر حوادث مصیبت بار، خواسته خداوند است. آری، خداوند می خواست بدین وسیله چهره ننگین ظالمان بنی امیه را رسوا و برای همیشه تاریخ اسوه ای از آزادگی و مبارزه با ستم ترسیم کند...


پاسخ اجمالی: امام حسین(ع) در پاسخ برادرش محمد حنفیه و نیز در پاسخ نامه پسرعمویش عبدالله بن جعفر که با یادآوری بی وفایی مردم کوفه، از وی خواسته بودند به آنجا نرود، می فرماید: که رفتن به کوفه، کشته شدن و اسیر گشتن خانواده اش و دیگر حوادث مصیبت بار، خواسته خداوند است. آری، خداوند می خواست بدین وسیله چهره ننگین ظالمان بنی امیه را رسوا و برای همیشه تاریخ اسوه ای از آزادگی و مبارزه با ستم ترسیم کند.

پاسخ تفصیلی: سیّد بن طاووس با سند خویش از امام صادق(علیه السلام) نقل مى کند: «محمّد حنفیّه (برادر امام حسین(علیه السلام)) در شبى که فردایش امام(علیه السلام) از مکّه رهسپار عراق بود، به محضر امام(علیه السلام) شرفیاب شد و عرض کرد: اى برادر! تو بى وفایى کوفیان را نسبت به پدر و برادرت، شناخته اى، من نگرانم که با تو نیز چنین کنند. اگر در مکّه بمانى، تو عزیزترین و محترم ترین شخص خواهى بود.

امام فرمود: «یا اَخِی قَدْ خِفْتُ اَنْ یَغْتالَنی یَزیدُ بْنُ مُعاوِیَهَ فِی الْحَرَمِ، فَاَکُونَ الَّذی یُسْتَباحُ بِهِ حُرْمَهُ هذَا الْبَیْتِ»؛ (برادر! من بیم از آن دارم که یزید، خونم را در حرم [امن خدا] بریزد و بدین سبب حرمت این خانه شکسته شود).

محمّد بن حنفیّه عرض کرد: «اگر از این جهت نگرانى، به سمت یمن یا به سرزمین هاى ناشناخته دیگر کوچ کن که تو در آنجا محفوظ ترى و کسى به تو دست نخواهد یافت».

امام(علیه السلام) پاسخ داد: «اَنْظُرُ فیما قُلْتَ»؛ (در این باره مى اندیشم).

ولى دیدند که امام(علیه السلام) سحرگاهان آماده کوچ کردن (به سوى عراق) است؛ چون خبربه محمّد بن حنفیّه رسید، نزدیک آمد و مهار ناقه امام(علیه السلام) را به دست گرفت و عرض کرد:

اى برادر! آیا نفرمودى که در این باره مى اندیشم؟

امام(علیه السلام) فرمود: آرى.

عرض کرد: پس چه شده است با این شتاب رهسپارى؟

فرمود: «اَتانی رَسُولُ اللّهِ(صلى اللهعلیه وآله) بَعْدَ ما فارَقْتُکَ، فَقالَ: یا حُسَیْنُ(علیه السلام) اُخْرُجْ فَاِنَّ اللّهَ قَدْ شاءَ اَنْ یَراکَ قَتیلا»؛ (هنگامى که از تو جدا شدم، پیامبر خدا(صلى اللهعلیه وآله) را در خواب دیدم، به من فرمود: اى حسین! رهسپار [عراق] شو، خداوند مى خواهد تو را کشته ببیند!).

محمّد بن حنفیّه گفت: «اِنَّا لله وَاِنَّا اِلَیْهِ رَاجِعُونَ»؛ (ما از آن خداییم و به سوى خدابر مى گردیم). با این حال چرا این زنان را با خود مى برى؟!

امام(علیه السلام) فرمود: «قَدْ قالَ لِی: اِنَّ اللّهَ قَدْ شاءَ اَنْ یَریهُنَّ سَبایا»؛ (رسول خدابه من فرمود: خداوند مى خواهد که آنان را اسیر ببیند!!).

امام(علیه السلام) پس از این گفتگو با برادرش خداحافظى کرد و رفت!(1)

دستورى که پیغمبر اکرم(صلى اللهعلیه وآله) در عالم رویا به فرزند دلبندش امام حسین(علیه السلام) داد، پرده از روى حقیقت مهمّى برداشت و آن این که گاه درهم شکستن دشمن سبب پیروزى و رسیدن به اهداف مقدّس مى شود و گاه شهادت و اسارت، و این بار نوبت شهادت و اسارت بود!

بى شک، خواست خدابدون حکمتنیست، حکمتبالغه الهى ایجاب مى کرد که با شهادت امام و یارانش و اسارت همسر و خواهر و دخترانش از یک سو، پرده از چهره ننگین حاکمان ظالم و بى ایمانبنى امیّه برداشته شود و جهان اسلامبر ضدّ آنها بشورند و از سوى دیگر، امام حسین(علیه السلام) و یارانش جایگاهى در تاریخ جهان پیدا کنند که اسوه و قدوه ملّتهاى مظلوم گردند و درس آزادگى را از مکتب آنها فراگیرند و از سوى سوم، امام(علیه السلام) به مقامى رسد که بزرگترین شفیع روز جزا گردد!

چون به مردم مدینه خبررسید که امام(علیه السلام) قصد دارد به سمت عراق حرکت کند، عبدالله بن جعفر (همسر حضرت زینب(علیها السلام)) نامه اى بدین مضمون براى امام(علیه السلام) نوشت:

«به نام خداوند بخشنده مهربان، به حسین بن على(علیه السلام) از عبدالله بن جعفر، امّا بعد! تو را به خداسوگند مى دهم از مکّه خارج مشو! من بیم آن را دارم که در آن صورت، تو و خاندانت کشته شوید و در نتیجه نور زمین خاموش شود، چرا که تو روح هدایت و امیر مومنانى. در رفتن به سمت عراق شتاب مفرما! من از یزیدو همه بنى امیّه، براى جان و مال و فرزندان و خاندانت امان مى گیرم. والسلام».

امام(علیه السلام) در پاسخ وى نوشت: «اَمّا بَعْدُ! فَاِنَّ کِتابَکَ وَرَدَ عَلَىَّ فَقَرَاْتُهُ وَ فَهِمْتُ ما ذَکَرْتَ، وَ اُعْلِمُکَ اَنِّی رَاَیْتُ جَدّی رَسُولَ اللّهِ(صلى اللهعلیه وآله) فِی مَنامِی فَخَبَّرَنِی بِاَمْر وَ اَنَا ماض لَهُ، لِی کانَ اَوْ عَلَىَّ، وَاللّهِ یَابْنَ عَمِّی لَوْ کُنْتُ فِی جُحْرِ هامَّه مِنْ هَوامِّ الاَرْضِ لاَسْتَخْرَجُونِی وَ یَقْتُلُونِی وَاللّهِ یَابْنَ عَمّی لَیَعْتَدُنَّ عَلَىَّ کَمَا اعْتَدَتِ الْیَهُودُ عَلَى السَّبْتِ وَالسَّلامُ»؛ (امّا بعد! نامه ات به دستم رسید، آن را خواندم و مقصودت را دانستم. به تو خبرمى دهم که من جدّم رسول خدارا در خواب دیدم که به من فرمانى داد و من در پى انجام آن فرمان مى روم خواه [ظاهراً] به نفعم باشد یا به زیانم. به خداسوگند! اى پسر عمو! اگر من در آشیانه بومى نیز باشم، مرا از آنجا بیرون آورده و به قتل مى رسانند. به خداسوگند اى پسر عمو! آنان همچون قوم یهود که در ماجراى روز شنبه [یوم السبت] ستم نموده اند، بر من ستم روا خواهند داشت).(2)، (3)

پی نوشت: (1). ملهوف (لهوف)، ص 127-128 و بحارالانوار، ج 44، ص 364.

(2). فتوح ابن اعثم، ج 5، ص 115-116 و مقتل الحسین خوارزمى، ج 1، ص 217-218 (با مختصر تفاوت).

3). گردآوري از کتاب: «عاشورا ريشه‏ ها، انگيزه ‏ها، رويدادها، پيامدها»، سعید داودی و مهدی رستم نژاد،(زیر نظر آيت الله العظمى ناصر مكارم شيرازى)، انتشارات امام على بن ابى طالب(عليه السلام‏)، قم، 1388 هـ.ش‏، ص 350.

 

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA


خروج




جمعه ٠٢ اسفند ١٣٩٨
جستجوی وب
کانال تلگرام
با افق حوزه به روز باشید
با
کانال تلگرام