*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی > نمایش اخبار 


پرس‌وجو شماره خبر: ٤١٥٦٩٧ ٠٩:٠٩ - 1399/08/27    ارسال به دوست نسخه چاپي


آیا دلالت آیاتی از قرآن بر تداوم رسالت با خاتمیّت پیامبراسلام(ص) منافات ندارند؟!


در قرآن آیاتی وجود دارد که بر تداوم «رسالت» دلالت دارند، از جمله آیه 47 سوره یونس و آیه 35 سوره اعراف و...؛ آیا این آیات با خاتمیّت پیامبراسلام(ص) منافات ندارند؟!


گروهى از دین سازان عصر ما براى این‏که راه را براى ادعاهاى خود در زمینه نبوّت هموار کنند چارهاى ندیدند جز این‏که نخست به سراغ خاتمیت بروند و این مسأله را که از ضروریات مسلمین است زیر سؤال ببرند و همان گونه که روش بیماردلان است به سراغ بعضى از آیاتى که آن را قابل تحریف و تطبیق بر مقصود خود یافتهاند رفته و براى نفى خاتمیت به آن استدلال کردهاند.

بخشى از آنها به قدرى با مسأله خاتمیت بیگانه است که ارزش طرح کردن ندارد و تنها آیاتی را که بیشتر روى آن تکیه شده و تا حدّى قابل طرح است در این جا یادآور میشویم و مورد بررسی قرار میدهیم:

1. یکی از آیاتی که برای نفی خاتمیت به آن تمسک شده است آیه 47 سوره یونس میباشد. در این آیه میخوانیم: «وَ لِکُلِ‏ أُمَّةٍ رَسُولٌ‏ فَإِذا جاءَ رَسُولُهُمْ قُضِیَ بَیْنَهُمْ بِالْقِسْطِ وَ هُمْ لا یُظْلَمُونَ»؛ (و براى هر امتى رسولى است هنگامى که رسولشان به سوى آنها بیاید خداوند به عدالت در میان آنها داورى میکند و ستمى به آنها نمیشود). با توجه به این آیه ممکن است کسی بگوید که رسالت ختم نشده و آنچه ختم شده نبوّت است.

اما این آیه یک قانون کلى را در باره همه پیامبران و از جمله پیامبر اسلام(ص) و همه امت ها از جمله امتى که در عصر پیامبر(ص) میزیستهاند بیان کرده است و رسالت پیامبران را برقراری قسط و عدالت دانسته است و این منافاتی ندارد که انسانهای بعد از پیامبر اسلام همه امت اسلام باشند. 1

2.یکی دیگر از این آیات، آیه 34 سوره اعراف میباشد. در این آیه میخوانیم: «وَ لِکُلِ‏ أُمَّةٍ أَجَلٌ‏ فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا یَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لایَسْتَقْدِمُونَ»؛ (براى هر قوم و جمعیتى زمان و مدت )معینى( است و به هنگامى که مدت آنها فرا رسد نه ساعتى از آن تاخیر میکنند و نه بر آن پیشى میگیرند). ممکن است از این آیه این شبهه به ذهن برسد که قرآن گفته است هر امتى پایانى دارد و منظور از امت، مذهب است، بنابراین مذهب اسلام نیز باید پایانى داشته باشد!

بهترین راه براى درک چگونگى این استدلال این است که معنى واقعى «امت» را در لغت، و سپس در قرآن مجید مورد بررسى قرار دهیم.

از بررسى کتب لغت و همچنین موارد استعمال این کلمه در قرآن که بالغ بر 64 مورد میشود چنین استفاده میگردد که امت در اصل به معنى جمعیت و گروه است. در لسان العرب به این معنی تصریح شده است: «الأُمَّة: الجماعة»2؛ (امت یعنی جماعت و گروه.)

در آیه 23 سوره قصص نیز و در بررسی معنای «امت» در داستان موسى(ع) مىخوانیم:‏ «وَ لَمَّا وَرَدَ ماءَ مَدْیَنَ وَجَدَ عَلَیْهِ أُمَّةً مِنَ النَّاسِ یَسْقُونَ»؛ (هنگامى که به آبگاه شهر مدین رسید، جمعیتى را مشاهده کرد که )براى خود و چهارپایانشان( مشغول آب کشیدن هستند) و در آیه 160 سوره اعراف نیز میخوانیم: «وَ قَطَّعْناهُمُ اثْنَتَیْ عَشْرَةَ أَسْباطاً أُمَماً»؛ (ما بنى اسرائیل را به دوازده قبیله و گروه تقسیم کردیم). از این آیات به خوبى روشن میشود که «امت» به معناى جمعیت و گروه است نه به معناى مذهب و نه به معناى پیروان مذهب.
و اگر می
بینیم که به پیروان مذهب، «امت» گفته میشود به خاطر آن است که آنها نیز براى خود گروهى هستند. بنابراین معناى آیه مورد بحث این است که هر جمعیت و گروهى سرانجامى‏ خواهند داشت. یعنى نه تنها تک تک مردم عمرشان پایان میپذیرد، بلکه ملتها هم میمیرند و متلاشى میشوند و منقرض میگردند. اصولا در هیچ مورد «امت»، در معناى مذهب به کار نرفته است و به این ترتیب آیه مورد بحث هیچ گونه ارتباطى به مساله خاتمیت ندارد.3

3.در باره آیه 35 سوره اعراف نیز گفته شده که این آیه امکان ظهور انبیاى دیگرى در آینده را منتفی ندانسته است؛ زیرا میفرماید: «یَا بَنِی آدَمَ إِمَّا یَأْتِیَنَّکُمْ‏ رُسُلٌ‏ مِنْکُمْ‏ یَقُصُّونَ عَلَیْکُمْ آیَاتِی فَمَنْ اتَّقَى وَأَصْلَحَ فَلَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ»؛ (اى فرزندان آدم! اگر پیامبرانى از خود شما به سراغتان بیایند که آیات مرا براى شما بازگو کنند )از آنها پیروى کنید( کسانى که پرهیزگارى پیشه کنند و عمل صالح انجام دهند، نه ترسى بر آنها است و نه اندوهگین میشوند.)

ادعا شده که این آیه با توجه به جملههاى‏ «یَأْتِیَنّکُمْ» و «یَقُصُّونَ عَلَیْکُمْ» که فعل مضارع هستند، نشان میدهد که امکان دارد در آینده پیامبران دیگرى نیز مبعوث شوند و در این صورت پیروى از آنان لازم است. 4

اما با توجه به یک نکته، پاسخ این سخن روشن است و آن این‏که: اگر به ما قبل این آیات مراجعه کنیم و آیات 11 تا 34 این سوره را مورد بررسى قرار دهیم میبینیم کل این مباحث درباره آفرینش آدم از خاک و سپس دستور دادن به فرشتگان براى سجده به آدم و سپس سکونت او در بهشت و رانده شدن او و همسرش از بهشت است به خاطر ترک اولائى که انجام دادند و نیز به خاطر آمدن آنها به روى زمین و دستورات خدا به عموم فرزندان آدم(ع) به تعبیر دیگر مخاطب در این آیات مسلمانان نیستند بلکه مجموعه جامعه‏ انسانى و تمامى فرزندان آدمند و شک نیست که براى مجموعه فرزندان آدم پیامبران و رسولان زیادى آمدهاند که نام گروهى از آنها در قرآن مجید آمده و نام بسیارى در کتب تواریخ ثبت است.

ولى آنها که خواستهاند از این آیه براى مقاصد خود بهره گیرى نموده خاتمیت را انکار کنند و راه را براى مدعیّان دروغین نبوت هموار سازند رابطه آیه را به کلّى از گذشته آن بریده و آن را به صورت خطابى براى مسلمین ذکر کرده ‏اند و نتیجه گرفتهاند که مسلمانان باید در انتظار ظهور پیامبران دیگرى باشند.

قابل توجه این‏که خطاب‏ «یا بَنى آدَم» چند بار قبل از آیه مورد بحث در همین سلسله از آیات تکرار شده است. آیه 26 بلافاصله بعد از داستان هبوط آدم به زمین است و آیه 27 بلافاصله به دنبال آن است سپس آیه 31 آمده و در چهارمین مرحله آیه مورد بحث قرار گرفته. همچنین این نکته جالب است که خطاب‏ «یا بَنى آدَم» در هیچ آیه اى از قرآن جز این چهار آیه دیده نمیشود و خطاب مسلمانان معمولًا به‏ «یا ایُهَا الَذینَ آمَنُوا» میباشد که بیش از هشتاد مورد در قرآن مجید به همین صورت براى خطاب به مسلمین آمده است و گاه در ضمن یک خطاب عمومى تر به عنوان‏ «یا ایُهَا الناسُ» آمده است.

شاهد دیگر براى این مدعا این‏که در آیه 38 سوره بقره، همین مضمون را پس از مسأله هبوط آدم(ع) به زمین میخوانیم: «قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْهَا جَمِیعاً فَإِمَّا یَأْتِیَنَّکُمْ مِنِّی هُدىً فَمَنْ تَبِعَ هُدَاىَ فَلَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ»؛ (گفتیم همگى از آن، فرود آیید! ولى هرگاه هدایتى از طرف من براى شما آمد کسانى که از آن پیروى کنند نه ترسى بر آنهاست و نه اندوهگین میشوند). در اینجا آمدن هدایت به همان معناى آمدن رسولان پروردگار است.

درست همین مضمون در آیه 123 سوره طه نیز آمده است و مخصوصاً این نکته در آن آیه جلب توجه میکند که مخاطب در آغاز آدم و حوّا هستند- جمله‏ «اهْبِطا» صورت تثنیه است- ولى در جمله: «فَإِمَّا یَأْتِیَنَّکُمْ مِنِّی هُدىً‏» مخاطب جمع است که بدون شک فرزندان آدم را نیز شامل میشود زیرا شیطان هرگز از هدایت الهى بهره نمیگیرد و بنابراین نمیتواند در این مجموعه جزء مخاطبین باشد؛ زیرا در آیه 78 سوره «ص» بعد از خطاب: «وَ انَّ عَلَیْکَ لَعْنَتى‏ الى‏ یَوْمِ الدّینِ»؛ (و به یقین لعنت من بر تو تا روز قیامت خواهد بود) که در پس لجاجت شدید او صادر شد امیدى به هدایت او باقى نمیگذارد و معلوم است که آدم و حوّا دو نفر بیشتر نبودند پس مخاطب آنها و فرزندان آنها است. 5

4. مخالفان خاتمیت حتی آیه40 سوره أحزاب که به روشنی بر خاتم بودن پیامبر اسلام تصریح میکند را دلیلی بر تداوم رسالت ذکر کرده و میگویند در این آیه آمده است: «ما کانَ مُحَمّد ابا احَدٍ مِنْ رِجالِکُمْ وَ لکِنْ رَسُولَ اللَّهِ و خاتَمَ النَّبِیّینَ»؛ پدر هیچ یک از مردان شما نبوده و نیست؛ ولى رسول خدا و ختم کننده و آخرین پیامبر است). مخالفین خاتمیت میگویند طبق این آیه پیامبر اسلام آخرین نبی میباشد و باب نبوت بسته شده است اما باب رسالت همچنان باز است و تداوم دارد.

اما آنها به این نکته توجه نکردهاند که اگر کسى خاتم انبیاء شد به طریق اولى خاتم رسولان نیز هست، زیرا مرحله رسالت مرحله اى است فراتر از مرحله نبوت (دقت کنید).

این سخن در حالی است که اگر چنین حرفی بگوید درست مثل این مانند که بگوید فلان کس در سرزمین حجاز نیست چنین کسى مسلما در مکه نخواهد بود اما اگر بگوئیم در مکه نیست ممکن است در نقطه دیگرى از حجاز باشد. بنابراین اگر پیامبر را «خاتم المرسلین» می‏نامید ممکن بود «خاتم انبیاء» نباشد اما وقتى میگوید او «خاتم انبیاء» است مسلما «خاتم رسولان» نیز خواهد بود و به تعبیر مصطلح نسبت نبى و رسول نسبت عموم و خصوص مطلق است‏. یعنی معنای «نبی» از معنای «رسول» عام تر است و با نفی مطلق آن، «رسول» نیز مطلقا نفی میشود. 6

5. برای نفی خاتمیت و ادعای تداوم رسالت به آیاتی مثل آیه 71 سوره اسراء: «یَوْمَ نَدْعو کُلُ‏ اناسٍ‏ بِامامِهِمْ»؛ (روزى که هر گروهى را با پیشوایشان فرا میخوانیم)‏ و آیه 7 سوره رعد: «وَ لِکُلِّ قَوْمٍ هادٍ»؛ (و براى هر قوم و ملتى هادى و رهنمایى است) و امثال این آیات تمسک شده است و طبق این آیات ادعا شده است که برای هر گروه و قومی میبایست امام و هادی و راهنمایی باشد و این امام و هادی پیامبران هستند لذا رسالت تداوم دارد و به پایان نرسیده است.

در پاسخ میگوییم امام در «یَوْمَ نَدْعو کُلُ‏ اناسٍ‏ بِامامِهِمْ» معناى وسیعى دارد که هر پیشوایى‏ را اعم از پیامبران و ائمه هدى و دانشمندان و کتاب و سنت و همچنین ائمه کفر و ضلال را شامل می‏شود و به این ترتیب هر کس در قیامت در خط همان رهبرى قرار خواهد گرفت که در این جهان خط او را انتخاب کرده بود. 7

آیه «وَ لِکُلِّ قَوْمٍ هادٍ» نیز یکى از آیات مربوط به ولایت امیر المؤمنین(ع) است که علماء و مفسّران پیرامون آن بحثهاى مختلفى مطرح کردهاند و از روایات استفاده می‏شود که نه تنها ولایت امیر المؤمنین(ع) بلکه امامت و ولایت تمام ائمّهعلیهم‌السلام به مقتضاى این آیه ثابت میشود.8 در نتیجه این آیه نه تنها نفی خاتمیت نمیکند بلکه نشان میدهد رسالت پیامبر اسلام به وسیله جانشینان ایشان تداوم یافته و تا ابد جاودانه خواهد بود.

منبع: پایگاه اطلاع زسانی آیتاللهالعظمی مکارم شیرازی

..............................................

پینوشتها

1. ر.ک: تفسیر نمونه، مکارم شیرازی، ناصر، دار الکتب الاسلامیه‏، تهران، 1374 هـ ش، چاپ سى و دوم‏، ج ‏8، ص 305.

2.لسان العرب، ابن منظور، محمد بن مکرم، دار صادر، بیروت، 1414 هـ ق، چاپ سوم، ج ‏12، ص 22.

3. تفسیر نمونه، همان، ج ‏6، ص 159- 160.

4.فرائد، گلپایگانی، ابوالفضل، به همت: طهرانی، عبدالکریم و شیرازی، میرزا علی محمد، چاپ هندیه، ازبکستان، بی تا، چاپ اول، ص 126.

5. پیام قرآن، مکارم شیرازی، ناصر، دار الکتب الاسلامیه‏، تهران، 1386 هـ ش، چاپ نهم،‏ ج ‏8، ص 459 - 460.

6. تفسیر نمونه، همان، ج ‏17، ص 338.

7.همان، ج ‏12، ص 202.

8.آیات ولایت در قرآن، مکارم شیرازی، ناصر، انتشارات نسل جوان‏، قم‏، 1386 هـ ش، چاپ سوم، ص421.


خروج