*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی > نمایش اخبار 


اخبار افق, اخبار افق شماره خبر: ٤١١٧٤٠ ١٤:٣٩ - 1398/11/24   شناخت خاستگاه و حقیقت انقلاب اسلامی با مطالعه کتاب‌های شهید مطهری رحمه الله علیه ارسال به دوست نسخه چاپي


شناخت خاستگاه و حقیقت انقلاب اسلامی با مطالعه کتاب‌های شهید مطهری رحمه الله علیه

شناخت خاستگاه و حقیقت انقلاب اسلامی با مطالعه کتاب‌های شهید مطهری رحمه الله علیه


به نسل حاضر و آیندگان توصیه می‌کنم، برای شناخت خاستگاه و حقیقت انقلاب اسلامی به مطالعه کتاب‌های شهید مطهری رحمه الله علیه همت گماشته و ابعاد شخصیت والای این عالم فرزانه به‌عنوان یکی از مهم‌ترین نظریه‌پردازان حکمت اسلامی در عصر جدید را مورد مطالعه قرار دهند...



به گزارش خبرگزاری حوزه، مراسم بزرگداشت یکصدمین سالروز ولادت شهید مطهری رحمه الله علیه با موضوع شهید مطهری رحمه الله علیه و انقلاب جهانی اسلام، ۱۳بهمن در فرهنگسرای ارسباران با قرائت پیام حضرت آیتالله جوادی آملی برگزار شد. در پیام معظمله به این همایش آمده است:

علم از آن جهت که نور است و سازنده عالم و معلوم است از بهترین رهآورد انبیای الهی است؛ آنچه که عالم را میسازد علم است، آنچه که باعث تحول در معلوم بوده، علم است. عالم وقتی جهان را خوب بشناسد جهان را خوب اداره میکند. در کتابهای فلسفی و منطقی اصطلاحاً ارسطو را معلم اول میگفتند و فارابی را معلم ثانی، ولی مرحوم صدرالمتألهین در بخشهای اصول کافی و مفاتیحالغیب و این کتابهای نهایه ایشان میفرمایند: معلم اول وجود مبارک پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم است؛ معلم ثانی وجود مبارک حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام است؛ اینها هستند که جهان را خوب تفسیر کردند، 1. انسان را خوب تبیین کردند، 2. رابطه انسان و جهان را هم خوب تشریح کردند، سه؛ لذا هم ذات اقدس الهی وجود مبارک پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را بهعنوان معلم کتاب و حکمت معرفی کرد و فرمود: «هو الذی بعث فی الأمیین رسولاً منهم یتلوا علیهم آیاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمة» و هم خود پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «أنا مدینة العلم و علی بابها» و باز از آن جهت که علم، نور است از بین نمیرود و به تناسب مختصات محل قرارگیری ما از منبع نورانی از آن بهرهمند یا بینصیب خواهیم بود.

وجود مبارک استاد شهید مطهری رحمه الله علیه، آیینهای بود که نور علم حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه معصومین علیهم السلام در آن تابید و منعکس شد و چون این نور نوری ازلی است، پس محدود به زمانه ما نیست و بهرهمندی ما از وجود ایشان به مختصات زمانهای که ایستادهایم، یکصد سال از سال تولد ایشان است؛ ولی این نور علم تا قیامت پا برجاست.

این ویژگی در بین تعداد معدودی از علما و شهدای غیرمعصوم وجود داشته و خواهد داشت؛ در وجود مبارک شهید مطهری رحمه الله علیه در غایت آن تبلور یافته است به چندین دلیل که بیان خواهد شد:

 دلباخته قرآن و سرسپرده عرفان

شهید مطهری رحمه الله علیه دلی داشت دلباخته به قرآن، مغزی داشت سرسپرده به عرفان، جانی داشت وابسته به برهان؛ متفکر و اهل دل و اهل معنی بود. آنچه در تمام برخوردها با شهید مطهری رحمه الله علیه کاملاً محسوس بود، چه در جلسات خصوصی و چه در حضور استاد، حریت و آزادگی ایشان بود. او دلی آزاد و مغزی آزاد داشت و قهراً دارای زبان و قلمی آزاد بود.

 معلمان قوی

اما خصیصه شاخص دیگر شهید مطهری رحمه الله علیه این است که: «علمه شدید القوی» این معلمانی داشت که واقعاً شدیدالقوی بودند. در آغاز که مرحوم ابوی گرامی ایشان بود که به اعتراف شهید، مدیون و مرهون آن وجود مبارک و روح ثقیل بود که ولدی این چنین، تولد و تربیت کردند، در دوران تحصیل نیز از یکسو امام خمینی قدس سره بود که او در حد خود واقعاً در این عصر شدیدالقوی بود، یکی هم علامه طباطبایی رحمه الله علیه بود که او هم شدیدالقوی بود. قوای علمی و عملی اینها در کمال شدت فعال بود.

مرحوم علامه طباطبایی رحمه الله علیه معتقد بود که وقتی کسی حرف معقولی دارد و مقبولیت اجتماعی دارد، این باید در دو سطح یا سه سطح حرف بزند. بعضی از این بزرگان ما؛ چه در فقه، چه در فلسفه، اینها دارای یک سطحیاند. یعنی مثلا بزرگان قبلی؛ حکیم سبزواری، حکیم آقاعلی نوری، بالاتر مرحوم صدرالمتألهین، اینها یک قلمهاند. اینها فقط برای خواص چیزی مینویسند.

اما مرحوم علامه طباطبایی رحمه الله علیه اینچنین نبود. هم المیزان و تعلیقات اسفار و مانند آن را مینوشت، هم آموزش دین بچههای مدرسه را، اینکار آسانی نیست، اینکه آدم بتواند مطالب عقلی عمیق را رقیق کند تا بچه بفهمد خیلی سخت است. هم کار، کار سختی است، هم تنزل دادن از آن، مستصعب و سختتر، اینکار را مرحوم علامه کرده بود. شهید مطهری رحمه الله علیه هم شاگرد این علامه شدیدالقوی بود. یاد گرفت چگونه قلم بزند. هم آن مطالب عمیق نوشتند، هم کتاب رقیق داستان راستان! کسی نیست که داستان راستان را بخواند و نفهمد. برای همه قابل فهم است. این دو سطح یا سه سطح سخن گفتن از همان جا گرفته شده.

 خون پرثمر

وجود مبارک حضرت امیر علیه السلام فرمودند: «العلماء باقون ما بقی الدهر» که قبلاً علماء را در خطبه شقشقیه معرفی کرد که: «لو لا... ما أخذ الله علی العلماء أن لا یقاروا علی کظة ظالم و لا سغب مظلوم» این عالمانی که تعهد سپردهاند و جلوی ظلم را میگیرند؛ با قلمشان، بیانشان هم جلوی ظلم سیاسی را میگیرند، هم جلوی ظلم اجتماعی را میگیرند، هم جلوی ظلم اقتصادی را میگیرند که این بزرگوار در هر سه بخش کار کرده است؛ این عالمان، این العلماء در پایان نهجالبلاغه میشود، «العلماء باقون ما بقی الدهر» وگرنه آن جمله، تزیین اعلامیه برگ فوت است!! شما کمتر اعلامیهای میبینید که مال عالمان دین باشد و این لقب در آن نباشد، اما کدام علماء؟ آن علمایی که تعهد سپردند.

اینکه وجود مبارک حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود، علما متعهدند، جلوی ظلم را اعم از ظلم سیاسی، اجتماعی، اخلاقی و اقتصادی بگیرند. شهید مطهری رحمه الله علیه هم در برابر ظلم سیاسی مبارزه کرده، زندان رفته؛ هم در برابر ظلم اجتماعی مبارزه کرده هم در برابر ظلم فرهنگی مبارزه کرده، هم در برابر ظلم اقتصادی.

مبارزه با ظلم اقتصادی به این نیست که یکی را بگیری، یکی را ببندی! بلکه طرح اقتصادی دادن، جلوی ظلم اقتصادی را گرفتن است؛ حرف عالمانه زدن، اخلاق اقتصادی را گسترش دادن، و راهحل نشان دادن است. شما با این سرمایه و با این راهحل علمی میتوانید جلوی کظة ظالم و سغب مظلوم را بگیرید. اینگونه از علما که تعهد الهی را عمل کردهاند؛ در پایان نهجالبلاغه مشمول آن بزرگداشت حضرت امیر علیه السلام هستند که «العلماء باقون ما بقیالدهر».

بنابراین، «لو لا... ما أخذ الله علی العلماء أن لا یقاروا علی کظة ظالم و لا سغب مظلوم»؛ این علما، میشوند العلماء باقون ما بقی الدهر که از مصادیق روشن و شفاف این دو تعبیر، شهید بزرگوارمان، شهید مطهری رحمه الله علیه است.

 ماهر و توانا در تحلیل مطالب

ویژگی دیگر شهید مطهری رحمه الله علیه در تحریر و تحلیل بود؛ یعنی اگر میخواست مطلبی را بررسی کند و اثری را به منشأ آن استناد دهد، تمام جوانب قضیه را با تحلیل بررسی میکرد، آنگاه با نفی و اثبات ثابت میکرد که این اثر مال آن امور نیست مال این شیء خاص است. شهید مطهری رحمه الله علیه در راه تحلیل خیلی ماهر و توانا بود، یعنی میشکافت و دوباره میبافت. گرههای کور را که دیگران نمیدیدند ایشان میدید، آن گره را باز میکرد و نشان میداد و دوباره میبافت. این هنر در شهید مطهری رحمه الله علیه بود. منشأ این توان هم از نظر قرآن کریم، شرح صدر است. انسانی که دارای شرح صدر است چشم و دلش بیناست، وقتی که چشم و دل بینا بود نقطه کوری نمیماند. شهید مطهری رحمه الله علیه برای متن عالم، شارح خوبی بود و برای متن جهان، مفسر خوبی.

 هنر فلسفی استاد مطهری

هنر فلسفی شهید مطهری رحمه الله علیه نهتنها این بود که توانست فلسفه ملاصدرا را از اساتید بهنام بفهمد یا فلسفه غرب را با مطالعه عمیق ادراک کند، بلکه هنر اصلی او این بود که در حوزه فلسفه صاحبنظر بود. ایشان میتوانست بین آنچه که از غرب به شرق آمده است و آنچه در شرق ذخیره است، داوری کند و در پرتو آن تحلیل عمیق، اوج فلسفه شرق را با حضیض فلسفه غرب بررسی کند و درست تحلیل کند. شهید مطهری رحمه الله علیه میکوشید با برهان ثابت کند که فلسفه شرق از مدیریت علمی و برهانی برخوردار است. آنچه را که استاد علامه طباطبایی رحمه الله علیه در خصوص خلاصه افکار اندیشمندان غرب و تسلط حکمت شرق در جلسات خصوصی بیان میکرد، شهید مطهری رحمه الله علیه خوب مییافت و به قلم خوب تقریر میکرد. حضور شهید مطهری رحمه الله علیه در جلسات خصوصی درس استاد علامه برای همه ما تازگی داشت. شبی که استاد مطهری برای شرکت در جلسات خصوصی به قم میآمدند، آن جلسه پر بارتر و پر برکتتر بود، زیرا سؤالهای عمیقی طرح میکردند که در قبال آن، همه از استاد علامه جواب عمیقی دریافت میکردند و ایشان مایه برکت سئوال بود.

در پایان به نسل حاضر و آیندگان توصیه میکنم، برای شناخت خاستگاه و حقیقت انقلاب اسلامی به مطالعه کتابهای شهید مطهری رحمه الله علیه همت گماشته و ابعاد شخصیت والای این عالم فرزانه بهعنوان یکی از مهمترین نظریهپردازان حکمت اسلامی در عصر جدید را مورد مطالعه قرار دهند.


خروج