*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی > نمایش اخبار 


اخلاق در حوزه, اخلاق در حوزه شماره خبر: ٤١٠٦٧٠ ١٣:٥١ - 1398/09/25   مراتب ورع / آیت الله حق شناس تهرانیدرس اخلاق شماره 611 ارسال به دوست نسخه چاپي


مراتب ورع / آیت الله حق شناس تهرانیدرس اخلاق شماره 611

مراتب ورع / آیت الله حق شناس تهرانی


ایمان دو قسمت دارد: یکی رفع مانع است و دیگری ایجاد مقتضی. ما نوعاً ایجاد مقتضی می‌کنیم؛ یعنی دعا می‌خوانیم، اطاعت می‌کنیم، نماز می‌خوانیم، اما اگر در برابر یک عمل حرام و گناهی قرار بگیریم، آنجا دیگر مالک خودمان نیستیم. چرا من بعد از گذشت سال‌های طولانی به آن مقامات عالیه نرسیده‌ام؟ چرا من مورد عنایت پروردگار واقع نشده‌ام؟ انسان برای طی مسیر اخلاق در کنار ایجاد مقتضی، به شدت نیاز به رفع موانع دارد و آن با رعایت تقوا و ورع حاصل می‌شود...



ورع هم درجات دارد؛ درجه اول ورع، ورع تائبین است که انسان از فسق توبه کند، غیبت و توهین نمی کند، از محرمات اجتناب میکند و بههر حال رفع موانع میکند.

درجه بعد، ورع صالحین است. خدا می داند که اگر ما همان درجه اول ورع را هم داشته باشیم، باید کلاهمان را به آسمان بیاندازیم!!

ورع صالحین برای کسی است که از شبهات پرهیز میکند. حالا من چه لزومی دارد که به منزل کسی بروم و غذای او را بخورم که حالاتش برای من معلوم نیست، خمسش معلوم نیست.

مگر واجب است؟ خودم از همان چیزهایی که تهیه کردهام ارتزاق کنم.

خدا رحمت کند مرحوم آشیخ حسین زاهد را که می گفت: من یک مقدار از این پولهایی که برایم احراز شده که بیاشکال است را برای ماه رمضان نگه میدارم. اینها را میگویم تا بدانیم که برای چه خلق شدهایم و چه لباسهایی برای قامت ما دوختهاند و ما در چه مرحلهای هستیم.

مرحله سوم، ورع متقین است. در روایت آمده که ترک الحلال سُمِّی ورعَ المتقین؛ یعنی درست است که من از کسب حلال ارتزاق میکنم و لیکن آن مقداری از غذا و حتی کلام و معاشرت که با امور معنوی مزاحمت داشته باشد را هم ترک می کنم.

 نمونه ای از ورع متقین

روایتی در زمینه ورع نقل شده که میفرماید: « لا یکون الرجل من المتقین حتی یدع مالا باس به مخافة أن یکون فیه باسٌ؛» مجمعالبحرین 4/402 یعنی من میدانم که اگر مثلاً بگویم فلان کس آدم خوبی است، یک نفر از آن طرف میگوید: آقا میرزا! شما اشتباه میکنید، فلان شخص آدم خوبی نیست و لذا منجر به غیبت و تهمت میشود. بنابراین فرد متقی با زیرکی می فهمد که در چنین مجلسی مقتضی نیست صحبت کند؛ چرا که صحبتش مقدمهای می شود برای گناه شخص دیگر. ترک الکلام عن الغیر مخافة الوقوع فی الغیبة؛" اساساً در مورد غیر، سخنی نمیگوید تا در غیبت بیفتد. این ورع متقین است که شخص مواظبت و مراقبت از خودش میکند. این مسائل دقیق و ظریفی است و تا اینها رعایت نشود، کمال حقیقی به شخص سالک رو نمیکند.

بارکالله به آن مغازه دار قمی که گفت: من مغازهام را بستم و میرفتم که مغازهدار کناری به من گفت: حالا وقت بستن مغازه نیست. در جواب گفتم: امشب در مسجد احکام میگویند، باید معارف اسلامی را تحصیل بکنم. متاسفانه بعضیها روز که کار میکنند، شب هم که خستهاند، پس چه وقتی عبادت و خداپرستی انجام میدهند؟ پس احکام اسلامی برای چه آمده است؟

 اهل ورع تعلق به دنیا ندارند

انسان باتقوا دنیا را با دور شدن از علائق جسمانی رها میکند. دنیا آن چیزی است که انسان را از خدا دور میکند. دنیا همین علائق و تعلقات است؛ نه این که دنیا، آن فرش زیبا باشد که زیرپا انداختهای، نه آن خانهای که در آن زندگی میکنی؛ دنیا تعلق به اینهاست، باید این تعلقات را بزنی.

خلاصه کلام اینکه دین خودتان را به وسیله ورع حفظ کنید. ملاک دین، ورع است و طبق حدیث «اورع الناس من تورّع عن محارم الله؛ باورع ترین مردم کسی است که از گناهان پرهیز کند.

منبع: کتاب ز ملک تا ملکوت

تهیه و تنظیم: علیاکبر بخشی


خروج