*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی > نمایش اخبار 


مقاله, مقاله شماره خبر: ٤١٠٣٩٦ ١٣:٠٨ - 1398/09/12   نقش امام حسن عسکری علیه السلام در هدایت علمی و فرهنگی جامعهمقاله شماره 610 افق حوزه ارسال به دوست نسخه چاپي


نقش امام حسن عسکری علیه السلام در هدایت علمی و فرهنگی جامعهمقاله شماره 610 افق حوزه

نقش امام حسن عسکری علیه السلام در هدایت علمی و فرهنگی جامعه


امام عسکری علیه السلامبه حکم شرایط نامساعد و محدودیت بسیار شدیدی که حکومت عبّاسی برقرار کرده بود موفّق به گسترش دانش دامنه‌دار خود در سطح کلّ جامعه نشد، ولی در عین حال با همان فشار و خفقان، شاگردانی تربیت کرد که هر کدام به سهم خود در نشر و گسترش معارف اسلام و رفع شبهات دشمنان، نقش مؤثّر داشتند...



در کنار وظیفه هدایت اعتقادی مردم، مواضع علمی امام عسکری علیه السلام در پاسخهای قاطع و استوار درباره شبههها و افکار کفرآمیز و بیان کردن حق

با روش مناظره و گفتوگوی موضوعی و مناقشهها و بحثهای علمی و همزمان با آن فعّالیتها، کوششهای دیگر، همچون صادر کردن بیانیههای علمی و تألیف کتاب و مانند آن را برعهده داشت. در ادامه به بخشی از خدمات علمی و فرهنگی و اجتماعی آن امام همام اشاره میشود.

 مصادیقی از موضعگیریهای امام علیه السلام

1. موضعگیری در قبال صوفیه

از جمله جریانهای فاسدی که امام عسکری علیه السلام بهشدّت از آنها بیزاری جست و مردم را از گرویدن به آنها برحذر داشت، فرقۀ صوفیه بود. این گروه از آغاز پیدایش توانست تحت پوشش اسلام، گروهی از سادهلوحان مسلمان را بفریبد.1

با گسترش اندیشۀ صوفیگری، ائمه به مخالفت با اعتقادات باطل آنها پرداختند و امام حسن عسکری علیه السلام به نوبه خود در ردّ این فرقه ضالّه سخن گفته است.2

2.موضعگیری در برابر واقفیها

واقفیها گروهی بودند که امامت را تنها تا امام هفتم علیه السلام، یعنی امام کاظم علیه السلام میدانند و قائل به امامت فرزند بزرگوارش، امام رضا علیه السلام نیستند. بنیانگذاران مسلک واقفی، گروهی از یاران امام صادق علیه السلام و امام کاظم علیه السلام بودند و سران اوّلیه این گروه به دلیل آنکه قصد نداشتند اموالی که از امام کاظم علیه السلام نزد آنها مانده بود، به امام رضا علیه السلام بهعنوان وارث و جانشین آن حضرت بدهند، بهطور کلّی امامت امام هشتم علیه السلام را انکار و در امامت امام هفتم علیه السلام، توقّف کردند.3

پس از ایجاد این فرقۀ انحرافی، امامان بعدی این افراد را سرزنش کردند و از آنان بیزاری جستند. امام عسکری علیه السلام درباره بیزاری از این افراد و کسانی که در امامت امام کاظم علیه السلام قائل به توقّف شدهاند، نامههایی نوشت و فرمود: «کسی که امامت آخرین فرد ما را انکار کند، گویی امامت نخستین شخصمان را انکار کرده است.»4

3.موضعگیری در برابر ثنویه یا دوگانهپرستان

ثنویه یا دوگانهپرستان، فرقهای اختراعی بود که در دوران آن حضرت بهوجود آمد و معتقد بودند هر آفریدهای برای خلقت نخست، آفریده شده است و همراه با قدیم، قدیم دیگری را اثبات میکنند. در مقابل، سخنان امام در وصف خداوند متعال، گواه بر بطلان سخن آنهاست که فرمود: «[خداوند] نه از چیزی به وجود آمده و نه از چیزی آفریده شده است و با این سخن، تمام دلایل و شبهات آنها را رد کرد.»5

4.موضعگیری در برابر مفوّضه

مفوّضه گروهی هستند که میگویند: خداوند حضرت محمّد صلی الله علیه و آله و سلم را آفریده و آفرینش دنیا را به آن حضرت سپرد و هرچه در دنیاست، او آفریده است. در روایاتی حضرت علیه آنان احتجاج کرده است.6

افزون بر این موضعگیریها، حضرت در مواقع لزوم در برابر شبههافکنان و تفرقهجویان، پاسخهای مستدل و روشن ارائه میکرد و مردم را از گمراهی نجات میداد.7و 8

 تلاشهای علمی امام حسن عسکری علیه السلام

امام عسکری علیه السلام به حکم شرایط نامساعد و محدودیت بسیار شدیدی که حکومت عبّاسی برقرار کرده بود، موفّق به گسترش دانش دامنهدار خود در سطح کلّ جامعه نشد، ولی در عین حال با همان فشار و خفقان، شاگردانی تربیت کرد که هر کدام بهسهم خود در نشر و گسترش معارف اسلام و رفع شبهات دشمنان، نقش مؤثّر داشتند.

شیخ طوسی شمار شاگردان حضرت را بیش از یکصد نفر ثبت کرده است9 که در میان آنان چهرههای روشن، شخصیّتهای برجسته و مردان وارستهای مانند: احمدبن اسحاق اشعری قمی، ابوهاشم داودبن قاسم جعفری، ابوعمرو عثمانبن سعید عمری، علیبن جعفر و محمّدبن حسن صفّار به چشم میآید که شرح خدمات و کوششهای آن در منابع مرتبط موجود است. افزون بر تربیت این شاگردان، گاهی چنان مشکلات و تنگناها برای مسلمانان پیش میآمد که جز حضرت عسکری علیه السلام کسی از عهده حلّ آنها برنمیآمد. امام در این گونه مواقع، در پرتو علم امامت، با تدبیر فوقالعادهای، بنبست را میشکست و مشکل را حل میکرد. برای این مطلب نمونهای ذکر میشود:

ابویوسف یعقوببن اسحاق کِندی که از فلاسفه اسلام و عرب بهشمار میرفت، کتابی به نام «تناقض القرآن» تألیف و برای تدوین آن، خانهنشین شد. روزی یکی از شاگردان او به محضر امام عسکری علیه السلام رسید. حضرت به او فرمود: «آیا در میان شما مردی رشید و دانا نیست که استادتان کندی را پاسخ گوید و از تعرّض به قرآن باز دارد؟» شاگرد کندی گفت: ما شاگردان او هستیم و نمیتوانیم به اشتباه استاد اعتراض کنیم. امام فرمود: «اگر مطلبی به شما بیاموزم، به او میرسانی؟» عرض کرد: آری. حضرت فرمود: «نزد او برو و با ملاطفت و مهربانی، به او نزدیک شو، سپس از او سؤال کن: آیا ممکن است گوینده قرآن از گفتار خود غیر از آنچه شما پنداشتهای، معنی دیگری اراده کرده باشد؟ او به تو خواهد گفت: آری، این احتمال وجود دارد؛ زیرا انسان هنگام شنیدن، بهتر متوجّه معانی میشود و آنها را درک میکند؛ چون این سخن را گفت، به او بگو: شما چه میدانی شاید منظور گوینده کلمات قرآن غیر از چیزی باشد که شما تصوّر کردهای و او الفاظ قرآن را در غیر معانی خود به کار برده باشد.»

آن مرد نزد کندی رفت و مواردی را که امام به او آموزش داده بود، اجرا کرد. کندی به او گفت: پرسش خود را یکبار دیگر تکرار کن و او سئوال را تکرار کرد. کندی با خود اندیشید و دریافت که هم از جنبه لغت و هم از دید علمی امکان چنین احتمالی وجود دارد، از اینرو، به شاگردش گفت: به من بگو این سخن را از کجا آموختهای؟ شاگرد گفت: این مطلبی بود که در دلم خطور کرد و آن را بر تو عرضه کردم. استاد گفت: هرگز فردی چون تو به این گفته راه نمییابد و به این مرتبه از سخن نمیرسد. به من بگو آن را از که آموختهای؟ شاگرد در نهایت پاسخ داد: حقیقت این است که ابومحمّد، امام حسن عسکری علیه السلام مرا با این سؤال آشنا کرد. استاد گفت: اکنون واقع امر را گفتی. سپس افزود: چنین سؤالی تنها زیبنده این خاندان است و آنانند که میتوانند حقیقت را آشکار کنند. سپس کندی دستور داد آتشی برافروختند و تمام نوشتههای خود را در آتش افکند.10

 ایجاد شبکه ارتباطی با شیعیان

در زمان امام عسکری علیه السلام تشیّع در مناطق مختلف و شهرهای متعدّدی گسترش و در نقاط فراوانی تمرکز یافته بود. شهرها و مناطقی مانند «کوفه»، «بغداد»، «نیشابور»، «قم»، «خراسان»، «مدائن»، «یمن»، «ری»، «آذربایجان»، «سامرّاء»، «جرجان» و «بصره» از پایگاههای شیعیان به شمار میرفتند.

گستردگی و پراکندگی مراکز تجمّع شیعیان، وجود سازمان ارتباطی منظّمی را ایجاب میکرد تا پیوند شیعیان را با حوزه امامت از یکسو و ارتباط آنان را با همدیگر را ازسوی دیگر برقرار سازد و از این رهگذر، آنان را از نظر دینی و سیاسی رهبری و سازماندهی کند. این نیاز از زمان امام نهم علیه السلام احساس می شد و از آن زمان، شبکۀ ارتباطی وکالت و نصب نمایندگان در مناطق مختلف به منظور برقراری چنین سیستمی از آن زمان به مورد اجرا گذاشته می شد. این برنامه در زمان امام عسکری علیه السلام ادامه یافت و ایشان نمایندگانی از میان چهره های درخشان و شخصیّت های برجستۀ شیعیان برگزید و در مناطق متعدّد، منصوب کرد. ایشان با آنان در ارتباط بود و از این طریق پیروان تشیّع را در همۀ مناطق زیر نظر داشت.

نمایندگان امام، دارای سلسه مراتبی بودند و حوزۀ فعّالیت هر کدام از آنها مشخّص بود. در این میان، وجوه جمع آوری شده باید در نهایت به دست وکیل اصلی امام برسد و او به امام برساند.11

 حضور در خانه شیعیان

از جمله عنایات آن حضرت به شیعیان این بود که هرگاه مصلحت میدید، به شیعیان دستور میداد که پس از نماز عشاء، در خانه یکی از شیعیان که ازپیش معیّن شده بود، گرد هم آیند تا با آنان دیدار کند. شیعیان به دستور حضرت در آنجا گرد میآمدند و مشکلات و مسائل شرعی خود را با حضرت در میان میگذاشتند. این درحالی بود که تنگناهای بسیاری برای هرگونه ارتباط آن حضرت با شیعیان از جانب حکومت عبّاسی ایجاد شده بود. امام در عصر خود، توجّه بسیاری به حفظ و نگهداری شیعیان خود داشت؛ زیرا میدانست آنان مورد خشم و غضب هستند و از ناحیه حکومت، تحت پیگردند و در معرض کشتار و آوارگی قرار دارند. آن حضرت به شیوههای گوناگون آنان را از مکر و حیله دشمنان و حکومتهای ستمگر برحذر میداشت.12

امام به یاران خود فرمان میداد که خاموشی اختیار و از فعّالیت [بر ضد حکومت] خودداری کنند تا کارها در مجرای خود افتد و حوادث روبهراه شود. حتّی امام وقتی یارانش در بند و زندان بودند، آنان را از شِکوه و تظلّم باز میداشت.13

 پیکنامهها

افزون بر شبکه ارتباطی وکالت، امام از طریق اعزام پیکها، با شیعیان و پیروان خود ارتباط برقرار میکرد و از این رهگذر [نیازهای] آنان را مرتفع میساخت.

همچنین ایشان از راه مکاتبه با شیعیان ارتباط برقرار میکرد و از این رهگذر، آنان را زیر چتر هدایت خویش قرار میداد. 14

 فعالیتهای سیاسی پنهان

امام عسکری علیه السلام با وجود همه محدودیتها و کنترلهایی که از طرف دستگاه خلافت به عمل میآمد، سلسله فعّالیتهای سرّی سیاسی را رهبری میکرد که با گزینش شیوههای بسیار ظریف پنهانکاری از چشم بیدار و مراقب جاسوسان دربار به دور میماند.

با این حال، موضع آن حضرت در برابر حکمرانان و حکومت جور، مهمترین معیار خواهد بود. حکومت عبّاسی که از زمان امام رضا علیه السلام تلاش داشت با بهرهمندی از نام امام، سود سیاسی ـ اجتماعی به دست بیاورد. با این سیاست مزوّرانه دربار، امام حسن عسکری علیه السلام توانست امتیازهای فراوان بهدست آورد، ولی موضع و برخورد امام در برابر حکمرانان، مانند موضع پدر بزرگوارش در ارتباط با حکومت، محتاطانه بود، بیآنکه توجّهی را جلب کند یا در دستگاه حکومت وارد شود، بلکه رابطه ایشان به پیروی از خطّ پدرانش در برابر قدرت و دولت عبّاسی، رابطهای ظاهری به شکل روابط روز بود. موضع منفی امام در برابر حکومت، احترام و منزلتی رفیع برای ایشان فراهم آورد. این مسئله را از علاقۀ وزیران دستگاه به آن حضرت میتوان دید.

امام عسکری علیه السلام درباره برخی حوادث، سکوت اختیار میکرد، بیآنکه بهطور مثبت یا منفی درباره آن نظری ابراز فرماید. همانگونه که با رهبر شورش «زنگ یا زنج» که مدّعی بود به امام علی علیه السلام منسوب است، رفتار کرد و او را از اهل بیت ندانست. شورش صاحب زنگ برخاسته از برنامه و خطّ مشی اهل بیت نبود. کشتار مردمی بسیار و مصادره اموال و آتش زدن شهرها و به اسارت بردن زنان، هیچیک از آن کارها، حساب یا انگیزه دینی نداشت.

موضع امام درباره رفتار شورشیان، به علّت کارهای خلاف احکام اسلامی که مرتکب شده بودند، قطعاً موضع مخالف و محکومکننده بود. امام سکوت را ترجیح داد. از روش آنان عیبجویی نکرد و به تفاصیل آنها توجّه نفرمود. اگر چنین کرده بود، این کار تأیید ضمنی دولت بهشمار میرفت؛ زیرا شورش «زنگ» با توجّه به نقطهضعفهای فراوان و منفی آن، در نهایت برای ضعیف کردن حکومت عبّاسیان و درهمشکستن قدرت و نفوذشان با هدفهای امام تطبیق میکرد و آن امری بود که شایستگی داشت که امام برای مصالح نهضت و فعّالیت خود از آن استفاده کند. هر چند میان معارضان اختلاف باشد، ولی همگی در مخالفت با دشمن واحد، منافع مشترک دارند.15

 پشتیبانی مالی از شیعیان

یکی دیگر از فعّالیتهای امام عسکری علیه السلام حمایت و پشتیبانی مالی از شیعیان، به ویژه یاران خاص و نزدیک آن حضرت بود. با مطالعه در زندگی آن امام بزرگوار، این مطلب به خوبی آشکار میشود که گاهی برخی یاران امام، از تنگنای مالی در محضر ایشان شکوه میکردند و حضرت گرفتاری مالی آنان را برطرف میکرد و گاه حتّی پیشاز آنکه اظهار کنند، امام مشکل آنان را برطرف میکرد. این اقدام امام مانع میشد که آنان زیر فشار مالی، جذب دستگاه حکومت ستمکار عبّاسی شوند.16

این امام همام در همه مواردی که احساس میکرد، میتوان یارانش را با ارسال پول یاری داد، از این امر خودداری نمیکرد. گفتنی است برای امام از مناطق گوناگون اسلامی که پایگاههای شیعیان آن حضرت بود، به وسیله نمایندگان ایشان که در آن مناطق پراکنده بودند، اموال بسیار برده میشد و امام با دقّت بسیار و با روشهای گوناگون میکوشید تا آن امر را کاملاً از چشم دولتیان بپوشاند. میتوان دید امام که تحت نظر و زیر فشار بود، چگونه پولها را تحویل میگرفت و بهگونهای که صلاح میدانست، به مصرف میرساند، بیآنکه دستگاه جور از آن فعّالیتها چیزی درک کند، بلکه ناتوان و دستبسته، در برابر امام بهسر میبرد و با وجود کوشش بسیار، از کشف مسئله ناتوان بود و اگر گاهی دولت برخی اموال را کشف میکرد، به این علّت بود که برخی اطرافیان امام، در انتخاب روش صحیح، سهلانگاری میکردند.17

همچنین امام عسکری علیه السلام در مواردی که صلاح میدید، رقمهای قابل توجّهی در اختیار نمایندگان ویژۀ خود قرار میداد تا طبق صلاحدید خود میان شیعیان و نیازمندان انفاق کنند و آنان را از گرفتاریهای مالی رهایی بخشد. تأکید دوباره بیراه نیست که پرداخت چنین مبالغی با توجّه به محدودیت هرگونه فعّالیت امام، نباید مورد تردید یا انکار قرار گیرد؛ زیرا این تحرّکات در پوششی کاملاً مخفی صورت میپذیرفت.18

همچنین امام عسکری علیه السلام درباره حفظ و نگهداری اموال مسلمانان و بیم از تباه شدن و از بین رفتن آنها، توجّه بسیاری میکرد. به همین دلیل، در بیشتر مناطق شیعهنشین، برای دریافت حقوق شرعی از مردم و صرف آنها میان نیازمندان و تهیدستان، نمایندگان و وکلایی تعیین فرموده بود تا شیعیان برای حل مشکلات شرعی و اجتماعی خود به آنها مراجعه کنند. آن بزرگوار به کارها و امور آنها رسیدگی میکرد و کارها و رفتار آنان را زیر نظر داشت و با گفتار و مکاتبه آنها را حمایت میکرد.19

 آمادهسازی شیعیان برای دوران غیبت

افزون بر امور مهم و مسئولیتهای عمومی امامت که امام عسکری علیه السلام بدانها میپرداخت، آن حضرت نقشی مشخّص و اختصاصی نیز داشت و آن نقش تدارک و آمادهسازی عملی مرحله امامت فرزند بزرگوارشان، حضرت حجّت بن الحسن علیه السلام بود. در این میان، برخی عوامل زمینهساز و تسریعکننده غیبت حضرت ولیّ عصر علیه السلام قابل ذکرند:

1.بیلیاقتی مردم: بیتردید یکی از عواملی که سبب کنار گذاشته شدن نسبی امام هادی علیه السلام و امام عسکری علیه السلام و عدم حضور ظاهری و چشمگیر آن دو بزرگوار در صحنه اجتماع شده بود، بیلیاقتی مردم و بیتوجّهی آنان به ساحت مقدّس امامان معصوم علیه السلام بود که بهتدریج طیّ سالهای متمادی رشد کرده و در آن دوران به اوج خود نزدیک شده بود.

2.خلفای جور: همچنین ترس خلفای جور و درباریان آنان از قیام مردم به رهبری امام که سختگیریهای فراوان را بر ایشان تحمیل میکرد، عاملی دیگر در زمینهسازی غیبت امام است. خلفای ظالم عبّاسی که از نفوذ علویان و بهویژه امامان معصوم علیه السلام در میان مردم احساس خطر میکردند، بهطور مداوم بر آن حضرات ایجاد مزاحمت میکردند و در نهایت، دستان پلید خویش را به خون اهل بیت عصمت و طهارت علیه السلام آغشته میساختند.

3.تقدیر الهی: با همه این احوال، تقدیر الهی و اراده حتمی خداوند بر نهان زیستی و غیبت طولانی دوازدهمین امام شیعیان، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف قرار گرفت. از اینرو، شرایط اقتضا میکرد نوعی مقدّمهچینی و آمادهسازی مردمی، بر آن پیشاپیش صورت گیرد. با توجّه به این عوامل است که میبینیم دوران زندگی و امامت دهمین و یازدهمین امام به عنوان حلقۀ وصلی بین دو دوران ظهور و غیبت، در هالهای از پوشیدگی فرو میرود. بهویژه در زمان امام یازدهم، بسیاری از ارتباطات بین امام و شیعیان، به وسیله نامهنگاریهای متقابل برقرار میشد و پیامها و رهنمودهای حضرت بیشتر توسط وکیلان مخصوص و نایبان معیّن به مردم انتقال مییافت و در برخی مراجعات مردم، بنا به مصالحی، خواستۀ آنان به امر حضرت، به دست یکی از خادمان یا ملازمان آن بزرگوار به انجام میرسیده است.20

 زمینهسازی عصر غیبت

امام حسن عسکری علیه السلام در جهت آمادهسازی زمینه برای غیبت فرزندش حضرت حجّت علیه السلام باید مردم را برای این مرحله آماده میساخت. برخی از کارهایی که آن بزرگوار برای تحقّق این هدف انجام داد، عبارتند از:

1.نهان ساختن: امام حسن عسکری علیه السلام برای مقدّمهسازی و مهیّا کردن ذهنیّت مردم، بهطور عموم و خصوصاً شیعه، در مورد غیبت، شیوه نهانسازی را بسیار بیشتر از آنچه در زندگی امام هادی علیه السلام مورد توجّه بود، بهکار گرفت. آن حضرت به جز ایّامی که به دستور خلیفه عبّاسی برای دیدار وی از خانه بیرون میرفت یا برخی اوقات به جهت مصالحی که در نظر داشت، به کسی اجازه ملاقات میداد یا خود شخصاً به دیدار آنها میرفت، دیدار دیگری با مردم نداشت؛ بلکه حتّی در برابر شیعیان ظاهر نمیشد و از پشت پرده با آنان سخن میگفت.22

2.ارجاع به نمایندگان: امام حسن عسکری علیه السلام نمایندگانی را معیّن کرده بود و آنها را با تأیید و بیان اعتماد، مورد حمایت خویش قرار میداد تا برای حلّ مشکلات دینی و دنیوی رابط میان آن حضرت و آنان باشند و تا شیعیان به روش مراجعه مستقیم به نمایندگان مأنوس شوند.

تأیید کتب فقه و اصلهای تصنیف شده یاران: امام حسن عسکری علیه السلام برخی کتابهای فقهی و اصولی را که برای عمل به آن و هدایت شدن در روزگار حضرت و پیش از آن گردآوری شده بود و نیز صاحبان و مؤلّفان آن کتب را مورد تأیید خویش قرار میداد و از زحمات و تلاشهای آنان قدردانی کرده و آن را میستود. همچنین حضرت از مردم خواست تا به این کتابها عمل کنند.23

 بیانیههای امام حسن عسکری علیه السلام درباره غیبت امام مهدی علیه السلام

امام عسکری علیه السلام همزمان با مخفی کردن فرزند بزرگوارش از چشم مردم و نشان دادن ایشان به برخی خواص، سعی کرد فکر غیبت را در اذهان و افکار رسوخ دهد و به مردم بفهماند که این مسئولیت اسلامی را باید تحمّل و به این اندیشه عادت کنند.

دراین باره میبینیم که ایشان در راستای فرمودههای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و ائمۀ اطهار علیه السلام درباره غیبت، سه رویکرد را دنبال می کرد:

1.اعلامیهها یا بیانیههای کلّی و عمومی درباره صفات مهدی علیه السلام پس از ظهور و قیامش که در دولت جهانی تشکیل میدهد؛

2.توجیه نقد سیاسی درباره اوضاع موجود و مقرون کردن آن به اندیشه وجود مهدی علیه السلام و ضرورت ایجاد دگرگونیها از سوی ایشان؛

3.اعلامیههای کلّی برای پایگاهها و اصحابش که در آن، ابعاد اندیشۀ غیبت برای آنان و ضرورت آمادگی و عمل به آن از ناحیه روانی و اجتماعی توضیح داده شده بود تا غیبت امام و جدایی او را از آنان بپذیرند.24

بدیهی است اگر مسئلۀ غیبت بدون مقدّمه و آمادگی قبلی برقرار میماند، برای مردم امری شگفتآور و حیرتبخش و غافلگیرکننده بود. از اینجا بود که امام عسکری علیه السلام این روش را عمل کرد و آن، برنامهای ویژه برای آماده کردن ذهنیّات امّت و آگاه شدنشان بود تا آن روش را بپذیرند و بدون حیرت و شگفتی و همراه داشتن عواقب ناخوشایند و نامحدود، آن را حفظ کنند.25

منبع: مجله موعود

..............................................

 پینوشتها

1.ائمه دوازده گانه، ص 271.   2 .حدیقه الشّیعه، ص 592.

3 .سفینه البحار، ج 1، ص 581.        4 .بحارالانوار، ج 50، ص 274.

5. مجمع البحرین، ص 16.      6 .الغیبه، ص 148.

7 .مناقب، ج 4، صص 424 و 425.     8 .با خورشید سامرّاء، صص 261 و 270.

9 .رجال، ص 427 به بعد.                10 .مناقب، ج 4، ص 424.

11 .سیره معصومان، صص 632 ـ 636          12 .با خورشید سامرّاء، صص 213، 229.

13 .زندگانی تحلیلی پیشوایان ما ، ص 272. 14.سیره پیشوایان، ص 636.

15 .تاریخ تشیّع ، صص 303 ـ 307؛     16.سیرۀ پیشوایان، ص 639.

17.زندگانی تحلیلی پیشوایان ما ، ص 273. 18.منابع مالی اهل بیت علیه السلام، ص 69.

19 .با خورشید سامرّاء، ص 298.      20.آخرین خورشید پیدا، صص 61 ـ 70؛

21.با خورشید سامرّاء، ص 294.       22.همان، صص 395، 396.

23.ائمۀ دوازده گانه، صص 276 ـ 277.          24.همان، ص 278

 


خروج