*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی > نمایش اخبار 


پرس‌وجو شماره خبر: ٤١٠٢٣٦ ١١:٣٣ - 1398/09/05   آیا در منابع اهل‌سنت  دلیلی بر جواز و مشروعیت توسل وجود دارد؟پرس‌وجو شماره 608 ارسال به دوست نسخه چاپي


آیا در منابع اهل‌سنت  دلیلی بر جواز و مشروعیت توسل وجود دارد؟پرس‌وجو شماره 608

آیا در منابع اهل‌سنت دلیلی بر جواز و مشروعیت توسل وجود دارد؟


تاریخی و روایی فریقین وارد شده است که بر جواز و صحت و حتی استحباب توسل به ذوات انبیا علیه السلام و اولیای الهی به منظور تقرب به خدای متعال و طلب حاجت از او دلالت دارند. این امر نه‌تنها شرک نیست، بلکه اظهار تذلل و خشوع بیشتر در پیشگاه خداوند است. کسی که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و اولیای الهی را وسیله ت قرب به خدا قرار می‌دهد، در واقع خود را در محضر ربوبی آن‌چنان کوچک و بی‌مقدار می‌داند که اطمینان ندارد خداوند به او توجه و عنایت خواهد کرد. بدین سبب کسانی را که نزد خدا آبرو دارند و مورد توجه و لطف اویند، وسیله قرار می‌دهد تا خدای متعال به احترام آن‌ها او را نیز از رحمت واسعه خود برخوردار سازد و این نهایت خشوع و اظهار عبودیت برای خداست. در ادامه برش‌هایی از این مقاله تفصیلی تقدیم شما خوانندگان ارجمند می‌شود...

احادیث فراوانی در منابع

 الف) توسل در احادیث اهلسنت

این احادیث دارای طرق صحیحاند و به چند دسته تقسیم میشوند:

1. دسته اول: روایاتی که بیانگر توسل به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم قبلاز ولادت و بعثت آن حضرت میباشند.

2. دسته دوم: روایاتی که بیانکننده توسل به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در زمان حیات ایشاناند.

3. دسته سوم: روایاتی که تأییدکننده جواز توسل به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بعداز وفات آن حضرت میباشند.

دسته اول: روایات توسل به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم قبلاز ولادت و بعثت

ذکر یک نمونه از دسته اول

حاکم نیشابوری در مستدرک حدیثی را از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل میکند که فرمود:

زمانی که حضرت آدم مرتکب گناه (ترک اولی) شد، عرض کرد: خدایا! به حق محمد مرا ببخش. خداوند فرمود: ای آدم! چگونه محمد را شناختی، در حالیکه هنوز او را نیافریدهام! عرض کرد: آنگاه که به قدرت خود مرا آفریدی و از روح خود در من دمیدی، سرم را بلند کردم و دیدم که بر پایههای عرش نوشته شده: لاالهالاالله، محمد رسولالله و دانستم که تو جز محبوبترین آفریدهات را به اسم خود اضافه نمیکنی. خداوند فرمود: ای آدم! راست گفتی، او محبوبترین خلق نزد من است و به حق او (محمد) مرا بخوان که تو را میبخشم و اگر محمد نبود تو را نمیآفریدم.1

علامه امینی مینویسد:

دیلمی از مسند فردوس در کتاب الدر المنثور2 با سندش از علی علیه السلام نقل میکند که ایشان فرمودند: از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم درباره سخن خداوند که میفرماید: آدم از پروردگارش کلماتی را دریافت کرد، پساز آن توبه نمود، پرسیدم. حضرت فرمودند: همانا خداوند، آدم را در هند و حوا را در جده نازل کرد، تا آنجا که فرمود تا اینکه خدا جبرئیل را بهسوی او مبعوث کرد و فرمود: ای آدم! آیا تو را به قدرتم نیافریدم؟ آیا از روح خود بر تو ندیدم؟ آیا فرشتگانم را بر سجده تو وا نداشتم؟ آیا حوا را به تو تزویج نکردم؟ آدم عرض کرد: آری. خداوند فرمود: پس این گریه برای چیست؟ عرض کرد: چرا گریه نکنم در حالیکه از جوار خدای رحمان خارج شدم؟ فرمود: بر تو لازم است این کلمات را مراقب باشی! که اگر چنین کنی، خداوند توبهات را میپذیرد و گناهت را میآمرزد، بگو: خدایا! به حق محمد و آل محمد از تو میخواهم، پاک و منزهی، معبودی و جز تو نیست، کار بدی انجام دادم و بر نفس خویش ستم نمودم، پس مرا بیامرز، به درستی که تو بخشنده و مهربانی، پس این کلماتی است که آدم از خداوند دریافت کرد.3

دسته دوم: توسل به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در حال حیات

روایات در این زمینه فراوان است. در این جا به پارهای از آنها اشاره میشود:

حدیث اول

«ترمذی» از «عثمانبن حنیف» نقل میکند: مردی نابینا محضر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آمد و عرض کرد: «ادع الله أن یعافینی» از خدا بخواه که سلامتی و بینایی را به من بازگرداند. قال: إن شئت دعوت، و إن شئت صبرت فهو خیر لک. قال: فادعه. قال: فأمره أن یتوضاً فیحسن وضوءه ویدعوه بهذا الدعا؛

اگر بخواهی دعا میکنم و اگر صبر کنی برای تو بهتر است. عرض کرد: برای من دعا کن.

حضرت فرمود: وضویی نیکو بگیر و این دعا را زمزمه کن: اللهم إنی أسالک و أتوجه إلیک بنبیک محمد نبی الرحمة. یا محمد! إنی توجهت بک إلی ربی فی حاجتی هذه لتقضی لی، اللهم فشفعه فی؛4

خداوندا! به واسطه پیامبرت، که رسول رحمت است، به تو روی آوردهام و حاجت خود را از تو طلب میکنم. ای محمد صلی الله علیه و آله و سلم به وسیله تو، به پروردگارم روی آوردهام تا حاجتم روا شود، خداوندا او را شفیع من قرار ده.

ابنحنیف میگوید: «پس به خدا قسم، ما هنوز متفرق نشده بودیم و طولی نکشیده بود که آن مرد داخل شد و گویا اصلاً چشمان او مشکلی نداشته است».

1. بحثی در سند حدیث

سند این حدیث را حتی ابن تیمیه و وهابیان معاصر که تعصب شدیدی دارند، صحیح میدانند و این حدیث در بسیاری از منابع اصلی اهلسنت وارد شده است. در اتقان و صحت سند حدیث مذکور، هیچ گونه بحث و ایرادی نیست.

2. بحثی در دلالت حدیث

حدیث مذکور دلالت روشنی بر جواز، بلکه استحباب توسل به رسول خدا دارد؛ زیرا رسول خدا به او (شخص نابینا) تعلیم داد که پیامبر رحمت را وسیله خود قرار دهد و به او توسل بجوید و از خدا بخواهد که خداوند حاجت او را بر آورده سازد و این مطلب، از فرازهای حدیث به خوبی استفاده میشود:

در تمام این جملهها، آنچه مورد بحث و مورد سخن است، همان شخص پیامبر گرامی و شخصیت والا مقام اوست و سخنی از دعای پیامبر در کار نیست.5

حاصل سخن آنکه در حدیث مورد بحث، نه از نظر سند و نه از نظر مفاد و دلالت، جای هیچ شک و شبههای وجود ندارد و اثبات کننده این ادعاست که توسل، ریشه در سنت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دارد.

حدیث دوم

طبرانی در جامع کبیر، حاکم در مستدرک، بیهقی در دلائل النبوه و ابن حبان از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل کردهاند: هنگامی که فاطمه بنت اسد، مادر امیرالمومنین علی علیه السلام، در گذشت و قبر را برای دفن او آماده ساختند، رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: الله الذی یحیی ویمیت و هو حی لایموت اغفرلامی فاطمه بنت أسد، و وسع علیها مدخلها بحق نبیک والأنبیاء الذین من قبلی؛6

خدایی که زنده میکند و میمیراند و او زنده است و نمیمیرد، بیامرز فاطمه دختر اسد را و جای گاه او را وسیع گردان به حق پیامبرت و پیامبرانی که بیش از من بودند.

سید احمد زینی دحلان در کتاب الدرر السنیة فی الرد علی الوهابیة مینویسد:

«ابنابی شیبه از جابر، این حدیث را نقل کرده و ابنعبدالبر نیز آن را از ابنعباس و أبونعیم از انس نقل کرده است».7

این دعا دلالت دارد بر اینکه توسل، هم به زندهها صحیح است و هم به اموات؛ چراکه در مورد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم توسل به شخص زنده است و در مورد انبیا قبلاز ایشان، توسل به حق مردگان است.

در خلاصة الکلام میگوید: «ابن حدیث را طبرانی در جامع کبیر و اوسط خود و ابن حبان و حاکم نقل نموده که آنرا حدیثی صحیح دانستهاند».8

حدیث سوم

گروهی از محدثان اسلامی نقل کرده اند که عربی بادیهنشین، بر پیامبر وارد شد و با سرودن چند شعر، آن حضرت را «وسیله» قرار داد و ضمن اشعارش گفت:

«بهسوی تو آمدهایم، در حالیکه از سینه اسبها خون میچکد، مادر از کودک خود غافل شده است، ما چارهای جز پناه بهسوی تو نداریم و پناه مردم، جز بهسوی پیامبران کجا میتواند باشد».9

این گفته آشکارا در توسل به رسول خداست و بیانگر اعتقاد به لزوم توجه و عرض نیاز به آن حضرت در مشکلات و شداید زندگی است.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نهتنها آن مرد اعرابی را به خاطر این سخن، ردع و زجری نفرمود، بلکه چنانکه ذیل همین روایت آمده است، پساز استماع آن ابیات، از جا برخاستند، در حالیکه از شدت اندوه، ردای خود را به زمین میکشیدند، بالای منبر رفتند و پساز ایراد خطبه، درباره آنان دعا کردند و به تقاضای خود از خدا ادامه دادند تا هوا بارانی شده و باران فراوان نازل گردید.10

دسته سوم: توسل به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بعداز وفات

در این زمینه، بخشی از روایاتی که به اجماع بر مشروعیت و جواز، بلکه استحباب توسل به آن حضرت بعداز وفات، دلالت دارند، آورده میشود:

حدیث اول

سمهودی از طبرانی در جامع کبیر خود، از عثمان بن حنیف نقل میکند11و12 که مردی برای حاجتی نزد عثمان بن عفان (خلیفه سوم) رفت و آمد میکرد، ولی خلیفه هیچ التفات و توجهی به حاجت او نکرد، پس با عثمان بن حنیف ملاقات کرد و از این موضوع به او شکایت کرد. عثمان بن حنیف به او گفت: به خانه برو و وضو بگیر سپس به مسجد بیا و بعد دو رکعت نماز بگزار و بگو: اللهم إنی أسالک و أتوجه إلیک بنبینا محمد صلی الله علیه و آله و سلم نبی الرحمة، یا محمد! إنی أتوجه بک إلی ربک أن تقضی حاجتی؛

خدایا! من از تو درخواست میکنم و روی میآورم بهسوی تو به واسطه پیغمبرمان محمد صلی الله علیه و آله و سلم پیامبر رحمت، ای محمد! به درستی که من روی آوردم به وسیله تو بهسوی خدای تو، برای اینکه حاجت مرا بر آورده سازی.

پس حاجت خود را یاد آور شو. آن مرد رفت و آنگونه انجام داد، سپس به در خانه عثمان (خلیفه سوم) رفت. کسی که درب را گشود، آمد و دست او را گرفت و نزد خلیفه برد. عثمان حاجت او را پرسید، او حاجت خود را ذکر کرد و خلیفه آن را بر آورده نمود و به او گفت: هر گاه حاجتی داشتی آن را یادآور شو. از او از نزد عثمان خارج شد، و سپس ابن حنیف را ملاقات کرد و به او گفت: خدا به تو جزای خیر دهد، خلیفه در حاجت من نظر نمیکرد تا اینکه تو با او دراین باره سخن گفتی.

ابن حنیف در جواب گفت: به خدا قسم! من با او سخن نگفتهام، ولی شاهد بودم شخص نابینایی به نزد رسول خدا آمد و از نابینایی خویش شکایت کرد. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به او فرمود: بخواهی برایت، دعا میکنم و یا اینکه صبر کن. او گفت: ای رسول خدا! برای من کمک کار و عصا کشی نیست و بر من این نابینایی بسیار مشقت دارد. رسول خدا به او فرمود: «برو و وضو بگیر و دو رکعت نماز بخوان و دعا کن به همین دعا! »

ابن حنیف گفت: به خدا قسم! ما از هم جدا نشده بودیم و گفتوگوی ما طول کشید تا اینکه آن مرد بر ما داخل گردید؛ مثل اینکه هیچ نابینا نبوده است.

حدیث دوم

سمهودی نقل میکند قحطی شدید اهل مدینه را فرا گرفت. مردم به عایشه شکایت کردند. عایشه گفت: به قبر پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم بنگرید و از آن روزنهای بهسوی آسمان قرار دهید، به طوریکه میان قبر و بین آسمان سقفی نباشد. این کار را انجام دادند، پس باران بارید، به نحوی که گیاه رویید و شتران فربه شدند و این، سنتی شد برای اهل مدینه که در مواقع خشکسالی، روزنهای را بهسوی آسمان باز میکنند.13

به نظر نگارنده، این یک نوع توسل عملی به قبر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بعداز وفات آن حضرت است و روشنگر این حقیقت است که موضوع «توسل» به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم پساز وفات آن حضرت و روی آوردن به قبر مطهر ایشان در سختیها، یک سنت معمول در میان مسلمانان صدر اسلام بوده و هیچ گونه تباین و تهافتی با مبانی توحیدی اسلامی نداشته است.

حدیث سوم

از جمله توسلات به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بعداز وفات آن حضرت، اشعار صفیه دختر عبدالمطلب، عمه پیغمبر است که در رثای ایشان سروده، از جمله ابیات این دو بیت است:

ألا یا رسول الله! کنت رجاءنا و کنت بنابراً ولم تک جافیاً

و کان بنا براً رحیماً نبینا لیبک علیک الیوم من کان باکیا

ای پیامبر گرامی! تو امید ما بودی، تو به ما نیکوکار بودی نه جفاکار، به ما مهربان بودی، ای پیامبر ما! از این روز، هرکس گریان است، باید بر تو گریه کند.

در این اشعار که در محضر صحابه سروده و خوانده شده و پیامبر مخاطب قرار گرفته، جمله «کنت رجائنا» دلالت دارد بر اینکه پیغمبر پساز مرگ، در استغاثه و توسل مورد امید مسلمانها بوده است؛ یعنی تو در شفاعت و کمک کردن به ما مایه امید مایی و تو واسطه ما در درگاه خدای و مایه امیداوری بودن پیغمبر بعداز مرگ، در همین امور است.14

حدیث چهارم

در خلاصة الکلام از مواهب اللدنیه نقل شده است از ابن فدیک که از پیروان تابعین و از پیشوایان مورد وثوق و مشهور است در دو صحیح مسلم و بخاری و غیر این دو روایت شده که شنیدم از بعضی از عالمان و صالحان که میگفتند به ما چنین رسیده است: کسی که بایستند نزد قبر پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم و بخواند آیه: «یا أیها الذین آمنوا. . . » و هفتاد بار بگوید: «صلی الله علیه یا محمد! » فرشتهای او را صدا می‌‌کند: «درود بر تو ای فلان! » و هیچ حاجتی از تو ساقط نمیشود. بعد میگوید: این را که در مواهب از ابن فدیک نقل کرده است، بیهقی نیز آن را نقل میکند».15

این نقل، هم طلب حاجت و توسل به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بعداز وفات آن بزرگوار و هم خطاب به آن حضرت بعداز مرگ بیان میکند و بر ارتباط با پیامبر بعداز حیات آن حضرت، دلالت دارد.

 نتیجهگیری

با توجه به منابع اسلامی و از مجموع مطالب مذکور، این نتیجه حاصل میشود که توسل به اولیای خدا بهویژه رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم هم در حیات ظاهری و هم در دوران حیات برزخی آنان جایز است و این امر از همان زمان صحابه و تابعین بهعنوان یک اصل مسلم اعتقادی، مورد پذیرش همگان بوده و سیره صحابه و تابعین و روایات فراوان، گواه این سخناند.

منبع: توسل به اهلبیت علیهم السلام از نگاه قرآن وسنت

سیدمصطفی مناقب، بوستان کتاب، قم، چاپ اول، 1390

..............................................

 پینوشتها

1. المستدرک علی الصحیحن، ج2، 615.

2. الدر المنثور، ج1، ص60.

3. الغدیر فی الکتاب و السن و الادب، ج7، ص300.

 4. صحیح ترمذی، ج5، ص229، ح3649

5. الجامع الصغیر، ص159.

6. جعفر سبحانی، آیین وهابیت، ص150 و 151.

7. کشف الارتیاب، ص265

8. وفاء الوفاء، ج4، ص1373.

9. ، التوصل الی حقیقه التوسل، ص310.

10. کشف الارتیاب، ص310.

11. وفاء الوفاء، ج4، ص1373.

12. طبرانی، المعجم الکبیر، ج9، ص30،

13. المواهب اللدنیه، ج4، ص584.

14. مجمع الزوائد و منبع الفوائد، ج9، ص39

15. کشف الارتیاب، ص258.


 


خروج