*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی > نمایش اخبار 


رواق شهیدان, رواق شهیدان شماره خبر: ٤٠٦٥٥٠ ١١:٤٤ - 1398/01/27   روحانی شهید جابر شعبان‌پوررواق شهیدان 586 ارسال به دوست نسخه چاپي


روحانی شهید جابر شعبان‌پوررواق شهیدان 586

روحانی شهید جابر شعبان‌پور


همان روزی که جنازه‌اش را جلوی بیمارستان یحیی‌نژاد بابل تشییع می‌کردند، فرزند دومش در همان بیمارستان متولد شد. او را به تشییع پدر شهیدش آوردند و نامش را هم جابر گرفتند...

 تولد و تحصیل

روحانی شهید جابر شعبانپور سال 1341ش در روستای آقاملک از توابع بابل به دنیا آمد. درسهای کلاسیک را تا دیپلم فنی خواند و یک سال بعد و در سال 1362 به قم رفت و در مدرسه الامام المهدی عجل الله مشغول فراگیری درسهای حوزوی شد و تا زمان شهادتش سه سال درس خواند.

در وصیتنامهاش نوشت: «خیلی دلم میخواست که فرزندم محمدمهدی طلبه شود؛ چون این حقیر در مدت طلبگیام این مطلب را درک کردم که تنها علمی که انسان را از ظلمات نجات داده و به کمال الهی میرساند، درس خواندن در حوزه است. طلبگی، یعنی ایمان خالص به خدا آوردن و بنده خالص خدا شدن.»


 خلق حسنه

پدر بزرگوار شهید میگوید: پسرم همیشه نماز را اول وقت میخواند و نماز شبش ترک نمیشد. خیلی صبور بود و خیلی به جبهه علاقه داشت.


 مجاهد انقلابی

قبل از انقلاب علیه رژیم منحوس پهلوی فعالیت داشت. با شروع جنگ تحمیلی در سال 1359 به عضویت ستاد هماهنگی عملیات نامنظم در آمد و با دکتر چمران در خط مقدم نبرد حضور پیدا کرد. دیماه همان سال حوالی سوسنگرد از ناحیه فک و صورت به شدت مجروح شد و مدت زیادی در بیمارستان تهران بستری بود. سال 1361 در عملیات رمضان شرکت داشت که از ناحیه پا مجدداً مجروح شد و پس از عمل جراحی به کوتاه شدن پایش انجامید.


 دشمنشناسی

شناخت اهداف شوم دشمن دفاع مقدس را از دغدغههای اصلی شهید قرار داد. با وجود مجروحیت و تحصیل در حوزه قم، وقتی تصمیم گرفت بار دیگر به منطقه برود، اطرافیان میگفتند: تو چند بار به جبهه رفتی و از جانبازان جنگ هستی و وظیفهات را در قبال جنگ تحمیلی انجام دادی، پاسخ داد: «وظیفه ما زمانی تمام میشود که دشمن سرکوب شود.»


 به خدا سپردم

پدر شهید میگوید:آخرین باری که میخواست به جبهه برود، به او گفتم: موقع به دنیا آمدن بچهات نزدیک است، چند روز صبر کن و بعد برو. جواب داد: خداوند متعال مددکار است و من کارها را به خدا سپردم.


 عروج ملکوتی

سرانجام آن روحانی با بصیرت در اردیبهشت سال 65 در جزیره مجنون و بر اثر ترکش خمپاره به فیض شهادت رسید و عروجی ملکوتی نمود. همرزمان شهید میگفتند: هنگامی که ترکش خمپاره به او اصابت کرد، صدای «یا زهرا یا زهرا علیها السلام» سر داد و در همان حال جان داد.

پیکر پاک شهید پس از تشییع باشکوه در زادگاهش دفن شد.


تهیه و تنظیم: علیاکبر بخشی

 


خروج