*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی > نمایش اخبار 


معرفی کتاب شماره خبر: ٤٠٤٤٤٤ ١٠:٢٥ - 1397/09/28   من «کتاب آه» هستممعرفی کتاب ارسال به دوست نسخه چاپي


من «کتاب آه» هستممعرفی کتاب

من «کتاب آه» هستم


بازنویسی مقاتل یا همان کتاب‌هایی که به‌واقعه عظیم عاشورا پرداخته‌اند امری ضروری است چراکه «زبان» موجودی پویا است و ضرورت دارد کتاب‌هایی از این دست، به زبان روز و مورد علاقه مخاطبان تهیه و بازخوانی شوند. من یکی از این‌دست آثار هستم. اسمم «کتاب آه» است و حاصل تلاش نویسنده‌ام برای بازنویسی کتاب شریف نفس‌المهموم می‌باشم...

بازنویسی مقاتل یا همان کتابهایی که بهواقعه عظیم عاشورا پرداختهاند امری ضروری است چراکه «زبان» موجودی پویا است و ضرورت دارد کتابهایی از این دست، به زبان روز و مورد علاقه مخاطبان تهیه و بازخوانی شوند.

من یکی از ایندست آثار هستم. اسمم «کتاب آه» است و حاصل تلاش نویسندهام برای بازنویسی کتاب شریف نفسالمهموم میباشم.

آقای یاسین حجازی ترجمه آیتالله ابوالحسن شعرانی؟ق؟ از نفسالمهموم حاج شیخ عباس قمی؟ق؟ را دستمایه کار خود قرار داده و در کار خود موفق بوده است.

او مرا برای چاپ به نشر طهور سپرده و تاکنون در هفت نوبت و در قطع پالتویی شاهد تجدید چاپم بوده است.

در ادامه توجه شما را به دو فراز از خود جلب میکنم: گردی سخت سیاه و تاریک برخاست و بادی سرخ وزید که هیچ چیز پیدا نبود: آسمان سرخ گردید و آفتاب بگرفت چنانکه ستارگان در روز دیده شدند.

هیچ سنگی را برنداشتند، مگر زیرِ آن خون سرخ تازه بود. مردم پنداشتند عذاب فرود آمد. کسی در لشکر آمد و فریاد میزد.

او را از فریاد منع کردند.

گفت: «چگونه فریاد نزنم و حال آنکه میبینم رسولخدا؟ص؟ را: ایستاده، نگاه به زمین میکند و جنگ شما را مینگرد و من میترسم بر اهل زمین نفرین کند و من با آنها هلاک شوم.»

آنها با یکدیگر گفتند: «دیوانه است!»

او جبرئیل بود.

... حاملان سر حسین علیه السلام در اول منزلی که فرود آمدند، به شرب و نشاط نشسته بودند که دستی از دیوار پدیدار شد و قلمی آهنین داشت و چند خط به خون نوشت:

امتی که حسین علیه السلام را کشتند، قیامت، شفاعت جدش را امید دارند؟

در راه به دیری رسیدند. فرود آمدند تا بخوابند. همان نوشته را بر دیوار دیر دیدند.

راهب را از آن خط و نویسنده آن پرسیدند.

گفت: «این خط پانصدسال پیش از آنکه پیغمبر شما؟ص؟ مبعوث شود، اینجا نوشته بود!»

 بیژن شهرامی

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA


خروج