*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی > نمایش اخبار 


معرفی کتاب شماره خبر: ٤٠٤٤٢٠ ١٤:٤٧ - 1397/09/27   من «قندان‌های همیشه پر» هستممعرفی کتاب ارسال به دوست نسخه چاپي


من «قندان‌های همیشه پر» هستممعرفی کتاب

من «قندان‌های همیشه پر» هستم


در ابتدای سخن فرازی از مقدمه‌ام را تقدیمتان می‌کنم: «سال ۱۲۹۹ با کمک سیدضیاء طباطبایی کودتا کرد، خوب می‌دانست که برای همراه کردن مردم باید چهره‌ای موجه از خودش نشان بدهد. برای همین، همان ابتدای‌کار دستور داد شراب‌فروشی‌ها و قمارخانه‌ها را جمع کنند. او که به‌دنبال جلب نگاه متدینین و علما بود با سر و صورت گلی و پای برهنه جلوی دسته‌های عزاداری حرکت کرد. ایام عزا داخل ساختمان دولت تکیه بر پا کرد و با منورالفکرهایی که تا دیروز این کارها را در نوشته‌هایشان مسخره می‌کردند...

در ابتدای سخن فرازی از مقدمهام را تقدیمتان میکنم:

«سال ۱۲۹۹ با کمک سیدضیاء طباطبایی کودتا کرد، خوب میدانست که برای همراه کردن مردم باید چهرهای موجه از خودش نشان بدهد. برای همین، همان ابتدایکار دستور داد شرابفروشیها و قمارخانهها را جمع کنند. او که بهدنبال جلب نگاه متدینین و علما بود با سر و صورت گلی و پای برهنه جلوی دستههای عزاداری حرکت کرد. ایام عزا داخل ساختمان دولت تکیه بر پا کرد و با منورالفکرهایی که تا دیروز این کارها را در نوشتههایشان مسخره میکردند، به سر و سینه میزد. سال ۱۳۰۴ که به حکومت رسید از علما دعوت کرد تا در مراسم تاجگذاریاش شرکت کنند؛ اما جای پایش که محکم شد، ورق برگشت. آرام آرام چهره واقعی سردار سپه مشخص شد. اوج دینستیزی او در قانون منع حجاب و تعطیلی مجالس عزا، خودش را نشان داد. از سال ۱۳۱۴ تا ۱۳۲0»

با خواندن مطلب بالا متوجه شدهاید با چه جور کتابی سر و کار دارید: کتابی که میکوشد مقاومت مردم در برابر منع مجالس روضهخوانی و داشتن حجاب را به تصویر بکشد.

مرا آقای علیرضا اشرفینسب با انجام کار میدانی و کتابخانهای تهیه کرده و برای چاپ به نشر «بوی شهر بهشت» سپرده است.

در ادامه توجه شما را به فرازهایی از خود جلب میکنم:

برای نان شبشان مانده بودند. روزگار سختی بود. با همه این سختی و بیچیزی شلهزرد جز واجبات روضهشان بود. قند هم گران بود. یک قندان پرِقند میشد یک تومان. پول دو متر زمین. اما قندانهای روضهخوانی همیشه پر از قند بود.»

بیشتر روضهها زنانه بود. گاهی مجالس مردانه هم برگزار میشد. برای آژانهای رضاخان، جمع شدن مردها همیشه بوی توطئه و خرابکاری میداد. برای همین، مخفیکاری این جلسات بیشتر از جلسات زنانه بود. هر کس که روضه داشت، چند روزی خودش را میزد به مریضی. وسط خانه دراز میکشید و چیزی رویش میانداخت. مردم میآمدند عیادتش. خیالشان که از بابت مأمورها و جاسوسهای حکومت راحت میشد، کنار مریض جعلی شروع میکردند به روضهخوانی. مأمور هم که میآمد داخل حیاط، همه دور خانه مینشستند که آمدهاند عیادت!

بیژن شهرامی

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA


خروج