*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی > نمایش اخبار 


معرفی کتاب, افق خانواده شماره خبر: ٣٩٧٦١٢ ١٠:١٨ - 1396/11/14   من «حکایت زمستان» هستممعرفی کتاب ارسال به دوست نسخه چاپي


من «حکایت زمستان» هستممعرفی کتاب

من «حکایت زمستان» هستم


"...حدود سه ماه بعد بود که بالاخره موفق شد اولین نامه را با دست خودش برای بی بی بنویسد. در آن ایام حسین‌علی به قدری خوش بود که انگار اصلاً احساس نمی‌کرد در اسارت است. مدتی بعد از هم جدا شدیم. او رفت اردوگاهی، من هم رفتم به اردوگاه دیگر...

"...حدود سه ماه بعد بود که بالاخره موفق شد اولین نامه را با دست خودش برای بی بی بنویسد. در آن ایام حسینعلی به قدری خوش بود که انگار اصلاً احساس نمیکرد در اسارت است. مدتی بعد از هم جدا شدیم. او رفت اردوگاهی، من هم رفتم به اردوگاه دیگر.

یکی دو سال بعد، به دلیل حساسیتی که فرمانده اردوگاه نسبت به من پیدا کرده بود، مرا به تنهایی به اردوگاهی دیگر تبعید کردند. چنین تبعیدی یکی از شکنجههای بد روحی بود.

یک روز، سر در گریبان، گوشهای نشسته بودم که دیدم یکی از مأموران صلیب سرخ از کنارم رد شد. یکی از اسرای مترجم هم پشت سرش راه میرفت. این مترجم داشت مثل بلبل با او انگلیسی حرف میزد. گفتم: «چه قدر قیافهاش آشناست!»

یک آن از جا پریدم؛گفتم: «نکنه حسین علی باشه.»

ولی باز با خودم گفتم: «حسین علی چاق بود این لاغره.»

دنبالش رفتم. به او که رسیدم، دست زدم روی شانهاش.

برگشت طرفم. گفتم: «سلام علیکم.»

مرا نشناخت. گفت:«سلام!»

بعد هم خیلی مؤدبانه و با کلاس ادامه داد: «هر چــــی میخواین به اون بگین، بفرمایین تا ترجمه کنم.»

منظورش آن مأمور صلیب سرخ بود. گفتم:«نه، من با اینها کاری ندارم، من دنبال کسی به اسم حسینعلی می گردم.» تا این را گفتم، زود مرا بغل کرد و داد زد:«حسین!خودتی...»

٭ ٭ ٭

من"حکایت زمستان" هستم، کتابی پر فروش در حوزه دفاع مقدس که نویسندهی خوش ذوقی به نام آقای سعید عاکف عهدهدار واگویی، تهیه و تنظیمم بوده است.

من شرحی متفاوت از مقاومتها و مظلومیتهای آزادگان سرافراز در زندانهای رژیم صدام هستم به روایت عباس حسین مردی که خود از زمره آنان بوده است. داستانهای کوتاه و شنیدنی مرتبط با هم از ویژگیهای قابل توجهم است که باعث شده پایم به کتابهای درسی هم باز شود.

اگر از ناشرم بپرسید باید به "نشر ملک اعظم" اشاره کنم که بارها اقدام به تجدید چاپم نموده است.

در پایان امیدوارم مرا تهیه کنید و از خواندنم لذت ببرید.

بیژن شهرامی

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA


خروج