*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی > نمایش اخبار 


معرفی کتاب, افق خانواده شماره خبر: ٣٩٠١٧٣ ١٣:١٣ - 1396/01/17   دیوان شعر پروینمن یار مهربانم (14) ارسال به دوست نسخه چاپي


دیوان شعر پروینمن یار مهربانم (14)

من دیوان شعر پروینم


من دفتر شعر بانو پروین اعتصامی هستم که صد سال پیش (اسفند 1295) در تبریز به دنیا آمد. او سی و پنج بهار را تجربه کرد و سرانجام در فروردین ماه سال 1320 خورشیدی درگذشت تا در صحن بزرگ حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه‌ سلام‌الله‌علیها آرام بگیرد. ....

دوستان عزیزم سلام؛ من دفتر شعر بانو پروین اعتصامی هستم که صد سال پیش (اسفند 1295) در تبریز به دنیا آمد. او سی و پنج بهار را تجربه کرد و سرانجام در فروردین ماه سال 1320 خورشیدی درگذشت تا در صحن بزرگ حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه سلام‌الله‌علیها  آرام بگیرد.

بانو، اسم اصلیاش "رخشنده" بود؛ اما چون در قلمرو شعر و ادب خود را "پروین" مینامید، به این عنوان مشهور شد.

او در دامان پدر و مادری فرهیخته رشد کرد و درس خواند، ضمن آنکه بر زبانهای عربی و انگلیسی تسلط یافت و توفیق شاگردی استادان بزرگی مثل علامه دهخدا و ملکالشعرای بهار را رفیق راه خود نمود.

بانو اعتصامی علاقه زیادی به قالب مناظره (گفتوگو) داشت و در سرودن شعر از آن بهره میبرد. ضمن آنکه به قالبهای شعری دیگر از قبیل  مثنوی، قطعه و قصیده هم گوشهی چشمی داشت:

سیر یک روز طعنه زد به پیاز   

که تو مسکیـن چه قدر بدبویی

گفت از عیب خویش بیخبری   

زان ره از خلـق عیب میجویی

اختر چرخ ادب، بیشاز 5 هزار بیت شعر دارد که برای نخستینبار در سال 1314 خورشیدی در   مجموعهای به نام "دیوان پروین" به چاپ رسیده است.

خوب است بدانید که بانو اعتصامی با ظلم و بیداد و حاکمان ستمگر سر ستیز داشت که این را میتوان، هم از سرودهها و هم از سیره و روش زندگانی‌‌اش دریافت.

او که حاضر نشده بود نشان علمی دربار پهلوی و پیشنهاد درس دادن به ملکه را قبول کند، تا واپسین دم حیات، آزاده و عفیف زیست و با وجود آنکه سن و سال زیادی هم نداشت، شعر زیبایی برای سنگ مزارش سرود:

اینکه خاک سیهش بالین است

اختـر چرخ ادب پروین است

گـرچه جز تلخی از ایام ندیـد

هرچه خواهی سخنش شیرین است

صـاحب آنهمـه گفتـار امروز

سائل فاتحه و یاسین است...

در پایان نمونهای از اشعارم را تقدیم میکنم:

٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭

گنجشک خُرد گفت سحر بـا کبوتری

کـآخر تو  هم بـرون کـن از این آشیـان سری

آفاق روشنست، چه خُسبی به تیرگـی

روزی بپر، ببیـن چمن و جویـی و جَری

بنگر من از خوشی چه نکوروی و فربهم

ننگست چون تو مرغک مسکین که لاغری

گفتـا: حدیث مهـر بیـامـوزدت جهـان

روزی توهم شوی چو من ای دوست مادری

گِرد تو چون که پُر شود از کودکانِ خُرد

جـز کـار مـادری نکنـی کار دیگری

ترسم برون روم، بـَرد این بچههـا کسی

ترسم در آشیانـه فتد نـاگه آذری

شیرین نشد چو زحمت مـادر وظیفهای

فرخندهتر ندیدم از این هیچ دفتری

٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭ ٭

بیژن شهرامی

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA


خروج