*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی > نمایش اخبار 


معرفی کتاب, افق خانواده شماره خبر: ٣٨٦٦٥٤ ١١:٥٨ - 1395/09/25   من «آنک آن یتیم نظر کرده»اممن یار مهربانم (4) ارسال به دوست نسخه چاپي


من «آنک آن یتیم نظر کرده»اممن یار مهربانم (4)

من«آن یتیم نظر کرده»ام


من «آنک آن یتیم نظر کرده»ام که نویسنده‌ام مرا پس‌از سال‌ها تحقیق و نوشتن در سال 1380 خورشیدی، تقدیم علاقه‌مندان حضرت ختمی‌مرتبت محمد مصطفی‌ صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم کرده است. ...

بیژن شهرامی

بچههای خوب، سلام؛

من «آنک آن یتیم نظر کرده»ام که نویسندهام مرا پساز سالها تحقیق و نوشتن در سال 1380 خورشیدی، تقدیم علاقهمندان حضرت ختمیمرتبت محمد مصطفی صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم کرده است.

من یک رمان 180 صفحهای هستم و به قطعه مهمی از زندگی رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم یعنی از زمان تولد تا بعثت و مهاجرت مسلمانان به حبشه پرداختهام.

آقای محمدرضا سرشار که او را با اسم ادبی "رضا رهگذر" و قصهگویی در برنامه "قصههای ظهر جمعه" میشناسید، مرا بعد از نوشتن نود قسمت از متن برنامهای رادیویی با عنوان "از سرزمین نور" به رشته تحریر درآورد و حالا هم درصدد تکمیلم است.

من که به چاپ هشتم خود رسیدهام، به زبانهای انگلیسی، عربی، اردو و ترکی نیز ترجمه شدهام تا تعداد بیشتری از دوستداران حضرت رسول صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم موفق به خواندنم شوند.

نثر من به فارسی دری نزدیک است و مؤلفم کوشیده به خوانندگان حسی تاریخی را القاء نماید که به نظر منتقدان در کارش موفق بوده است.

من به عنوان برگزیده "دومین جشنواره قصههای قرآنی، پیامبران و ائمه؟عهم؟"رهاورد انتشارت سوره مهر هستم و دوست دارم رفیق تازهای مثل تو داشته باشم.

در پایان توجه شما را به فرازهایی از خود جلب میکنم:

«...بیشتر عربان، تا بدان روزگار پیل ندیده بودند. از همین رو، در نظر ایشان بس شگفت میآمد. یکی میگفت: "پیکرش چونان یک تپه، و بلندای قامتش چند عمارتی است." دومی میگفت:"پاهایش به ستونهایی عظیم همانند است." آن دیگر میگفت:"بینیاش را میگویند همچون لولهای است کلفت؛ و چندان دراز که تا زمین میرسد. چون در خشم شود، با آن درختان تناور را از ریشه برمیکند و به دورها میافکند." یا: "دو دندان دارد؛ در بزرگی، چند یک شمشیر" برخی نیز از نعرهاش میگفتند، که از بیم، بند از دل مردان مرد میگسست...»

قصه کوتاه... چندان از هیبت پیلان گفتند، که باقیماندهی دلیری مردان نیز رفت؛ و جمله، نومید و ترسان و درمانده شدند. پس، اغلب چهارپایان و ابزارهای زندگانی خویش را برگرفتند و رو به جانب کوههای پیرامون مکه نهادند... گاهِ آزمایشی دشوار فرا رسیده بود...

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA


خروج