*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی > نمایش اخبار 


معرفی کتاب, افق خانواده شماره خبر: ٣٨٦٤٤٠ ١٣:٠٨ - 1395/09/20   داستان راستانمن یار مهربانم (3) ارسال به دوست نسخه چاپي


داستان راستانمن یار مهربانم (3)

من داستان راستانم


من «داستان راستان» هستم، نوشته‌ی استاد شهید آیة‌الله مرتضی مطهری‌ قدس‌سره که در طول پنجاه و شش سالی که از تولدم می‌گذرد بارها و بارها چاپ شده‌ام؛ گاهی در دو و گاهی در یک جلد. ...

بیژن شهرامی

بچههای عزیز، سلام!

من «داستان راستان» هستم، نوشتهی استاد شهید آیةالله مرتضی مطهری قدس‌سره  که در طول پنجاه و شش سالی که از تولدم میگذرد بارها و بارها چاپ شدهام؛ گاهی در دو و گاهی در یک جلد.

من بیش از صد داستان کوتاه و شیرین و آموزنده از بزرگان دین دارم و سه چهار سال بعد از انتشارم نیز برنده جایزه یونسکو (سازمان علمی، فرهنگی و تربیتی ملل متحد) شدهام.

ترجمهام به زبانهای انگلیسی، عربی، ژاپنی، صربستانی و... باعث شده تا ملتهای مختلف جهان با من، فرهنگ اسلامی و نویسندهی عالیقدرم آشناتر شوند.

خوب است بدانید که آیةالله مطهری وقتی مرا نوشت، با مخالفت عدهای از دوستان و شاگردانش رو به رو شد که عقیده داشتند شأن نویسندهام بالاتر از کتاب داستان نوشتن است!

البته آیةالله تسلیم این مخالفتها نشد و مرا به لطف خدا روانه بازار نشر کرد که با استقبال خوب مردم روبه رو شد.

در طول نیمقرنی که از تولدم میگذرد، کتابهای زیادی شبیه من نوشته و منتشر شده است که نشان از هوشمندی مؤلفم در گشودن سبک نگارشی جدیدی در حوزه کتابهای دینی دارد؛ مثل داستان صاحبدلان، داستان باستان و...

در پایان توجه شما را به یکی از داستانهایم جلب میکنم:

غذای دستهجمعی

همین که رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم  و اصحاب و یاران از مرکبها فرود آمدند و بارها را بر زمین نهادند، تصمیم جمعیت بر این شد که برای غذا گوسفندی را ذبح و آماده کنند.

یکی از اصحاب گفت: «سر بریدن گوسفند با من.»

دیگری: «کندن پوست آن با من.»

سومی: «پختن گوشت آن با من.»

چهارمی: «...»

رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم: «جمع کردن هیزم از صحرا با من.»

جمعیت: «یا رسولالله! شما زحمت نکشید و راحت بنشینید، ما خودمان با کمال افتخار همهی این کارها را میکنیم.»

رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم: «میدانم که شما میکنید، ولی خداوند دوست نمیدارد بندهاش را در میان یارانش با وضعی متمایز ببیند که برای خود نسبت به دیگران امتیازی قائل شده باشد.»

سپس به طرف صحرا رفت و مقدار لازم خار و خاشاک از صحرا جمع کرد و آورد.

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA


خروج