*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی > نمایش اخبار 


معرفی کتاب, افق خانواده شماره خبر: ٣٧٩٩٠٥ ٠٩:١٨ - 1395/04/03   فرزند کعبه: حضرت امام علی‌ علیه‌السلام معرفي کتاب ارسال به دوست نسخه چاپي


فرزند کعبه: حضرت امام علی‌ علیه‌السلام معرفي کتاب

فرزند کعبه حضرت امام علی‌ علیه‌السلام


در مقدمه کتاب آمده است: سخن گفتن دربارهی حضرت علی علیه‌السلام کار آسانی نیست. در این کتاب کوشش میکنیم تا گوشههایی از زندگی پر فراز و نشیب و سراسر ایثار و فداکاری آنحضرت را مرور کنیم.



Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA

در مقدمه کتاب آمده است:

سخن گفتن دربارهی حضرت علی علیه‌السلام  کار آسانی نیست. در این کتاب کوشش میکنیم تا گوشههایی از زندگی پر فراز و نشیب و سراسر ایثار و فداکاری آنحضرت را مرور کنیم. حضرت علی علیه‌السلام  پساز پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم بزرگترین شخصیت جهان اسلام و در عبادت، علم، شجاعت و همهی صفات برجستهی انسانی سرآمد روزگار است. نویسنده در حد توان ناچیز خود کوشیده است تا با استفاده از منابع مهم، گوشههایی از زندگی سراسر افتخار آنحضرت را به زبان ساده بیان کند.

ذکر این نکته ضروری است که برای آشنایی با شخصیت والای حضرت علی علیه‌السلام  لازم است کتابهای بسیاری را بخوانید...

داستان محراب، یکی از داستانهای کتاب فرزند کعبه است که باهم میخوانیم:

 

شهر کوفه، طلوع خورشید روز نوزدهم ماه رمضان را انتظار میکشید. صدای پای علی علیه‌السلام دل کوچهها را لرزاند. مرغابیها به صدا درآمدند.

نسیم چهرهی نورانی علی علیه‌السلام را نوازش کرد. هنوز تا اذان صبح اندکی مانده بود.

علی علیه‌السلام به مسجد کوفه نزدیک شد. چند گنجشک میان شاخههای نخلی که آنجا بود، جیک جیک کردند. صدای بانگ خروسی از خانهای برخاست و در صدای مرغابیها گم شد. مرغابیها، گویی از حادثهای خبر میدادند. آنها از لحظهای که علی علیه‌السلام قدم به کوچه گذاشته بود، یکریز فریاد میزدند. علی علیه‌السلام قدم به مسجد گذاشت و به نماز ایستاد. پس از آن خود را به بام مسجد رساند. کوفه آرام و بیصدا در خواب بود. هیچگاه سپیده صبح چشمانِ خفتهی علی علیه‌السلام را ندیده بود. امام علی علیه‌السلام سینهاش را از هوا پرکرد، احساس کرد که این آخرین اذانی است که میگوید. گویی در آن لحظه خداوند او را به سوی خود میخواند. دوست داشت چون پرندهای سبکبال به سویش پر بکشد. نگاهش به آسمان دوخته شد و اذانش در کوفه طنینانداز شد:

- اللهاکبر، اللهاکبر؛ اللهاکبر، اللهاکبر

- اشهد ان لاالهالاالله...

پس از آن پایین آمد. لحظاتی گذشت، تکبیر نماز صبح را گفت. محراب بوی بهشت میداد و یک دنیا آرامش و صفا را به قلبهای نمازگزاران میریخت. علی علیه‌السلام به سجده رفت. هنوز سر از سجده بر نداشته بود که ضربت شمشیری فرق مبارکش را شکافت. صدای مظلومانهی علی علیه‌السلام محراب را لرزاند.

- به خدای کعبه رستگار شدم.

لبخند شوق بر چهرهی علی علیه‌السلام نقش بست. گویا درد شمشیر را بر فرقش احساس نمیکرد. خون محاسنش را سرخ کرد (همانگونه که پیامبر صلی‌الله‌‌علیه‌وآله‌وسلم فرموده بود) و محراب به خون نشست.

نویسنده: حسین صالح  -  ناشر: انتشارات حضور

تلفن ناشر: 02537744651- www.hozur.ir

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA


خروج