*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی > نمایش اخبار 


رواق شهیدان شماره خبر: ٣٦٧٩٣٠ ١٥:٥٩ - 1394/08/13    طلبه شهید محمدباقر حبیب‌اللهی رواق شهیدان  ارسال به دوست نسخه چاپي


 طلبه شهید محمدباقر حبیب‌اللهی رواق شهیدان

شهید محمدباقر حبیب‌اللهی


طلبه شهید محمدباقر حبیب‌اللهی از جوانان غیوری بود که تقدیر الهی آخرین سطرهای زندگی‌اش را به رنگ سرخ نوشت. او در سال 1341 در نجف‌آباد متولد شد. بعداز تحصیلات ابتدایی به آموزش دینی روی آورد و به آموزش قرآن و علوم مقدماتی پرداخت. همین روحیه سرانجام قدم‌های محمدباقر را در 16 سالگی به حوزه علمیه «الحجة» و سپس ذوالفقار نجف‌آباد کشاند.

 

 

طلبه شهید محمدباقر حبیباللهی از جوانان غیوری بود که تقدیر الهی آخرین سطرهای زندگیاش را به رنگ سرخ نوشت. او در سال 1341 در نجفآباد متولد شد. بعداز تحصیلات ابتدایی به آموزش دینی روی آورد و به آموزش قرآن و علوم مقدماتی پرداخت. همین روحیه سرانجام قدمهای محمدباقر را در 16 سالگی به حوزه علمیه «الحجة» و سپس ذوالفقار نجفآباد کشاند.

کارهای انقلابی

فعالیتهای سیاسی و انقلابی شهید حبیباللهی به دوران نوجوانی او در قبل از انقلاب برمیگردد. او در روز کشتار مردم نجفآباد توسط مزدوران شاه، یک بمب دستی ساده را که ساخته خودش بود، برداشت و با رفتن به پشت بام شهربانی آنرا منفجر کرد.

پس از طلوع خورشید انقلاب اسلامی محمدباقر در امور جهاد سازندگی و سپاه شرکت کرد و قبل از جنگ آموزش نظامی را فراگرفت و هرچند بهدلیل کمی سنش از ورودش به جبههها ممانعت میشد، ولی به اتفاق دوستانش به اهواز رفت.

یکی از همسنگرانش میگوید: گرچه سن محمد خیلی کم بود، ولی در همه کارها ورود داشت و برای انجام مشکلترین کارها داوطلب بود.

این طلبه مجاهد، در سنگرسازی، یافتن مین و دیدهبانی استعدادی شگفت داشت که رزمندگان او را محمد مینیاب لقب داده بودند!

سرانجام این طلبه مبارز، پساز رزمی دلیرانه بر اثر گلولهای که به دوش و سر او اصابت کرد به شهادت نایل آمد.

همسنگرش درباره شهادت او میگوید: یکروز برای حمله، به جبهه ذوالفقاریه رفتیم که یکمرتبه باران گلوله بر سر ما فرود آمد و رزمندگان مثل برگ درخت بر زمین ریختند! شب که برای یافتن جنازهها رفتیم، وقتی به جنازه غرق در خون محمد رسیدیم، دیدیم که دستانش را زیر بدنش پنهان کرده است. پس از برداشتن جسدش دیدیم اسلحهاش را زیر قرار داده تا از دید دشمن پنهان بماند.

«نثار روح شهیدان صلوات»

 منبع: کتاب شهدای روحانیت نجفآباد، ص31

 تنظیم مجدد: علیاکبر بخشی

 


خروج