*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی > نمایش اخبار 


شعر, افق خانواده شماره خبر: ٣٥٥٩٥٩ ٠٩:٢٧ - 1393/09/26    ارسال به دوست نسخه چاپي


مسواکم کو؟


دو تا دندانم از بالا افتاده سه تا از پايين. حالا آن‌ها شيري بودند. دلم خوش است که يک روزي در مي‌آيند. اما اين يکي که دارد مي‌افتد، قرار نبود حالا حالاها بيافتد. يعني هنوز خيلي زود است. مامان مي‌گويد: از بس مسواک نزده‌ام دندان‌هايم خراب شده‌اند...

دو تا دندانم از بالا افتاده سه تا از پايين. حالا آنها شيري بودند. دلم خوش است که يک روزي در ميآيند.

اما اين يکي که دارد ميافتد، قرار نبود حالا حالاها بيافتد. يعني هنوز خيلي زود است.

مامان ميگويد: از بس مسواک نزدهام دندانهايم خراب شدهاند.

از صبح دارم به دندان مصنوعي فکر ميکنم! از همانهايي که بيبيجان دارد و از دهانش در ميآيد. اين يکي دندانم که دارد خيلي زود ميافتد درد هم ميکند. آويزان شده توي دهانم. ولکن نيست. نه ميافتد نه دردش کم ميشود.

دارم ميروم مدرسه. خدا کند توي کلاس درد نکند. اگر گريهام بگيرد بد ميشود. حتي نميتوانم دستم را روي لپم بگذارم. همه ميفهمند.

اما اين درد دارد هي زياد ميشود؛ انگار دارند يک ميخ توي دندانم فرو ميکنند. ميرسم به مدرسه. اشکم دارد در ميآيد. توي سالن مربي بهداشت را ميبينم. دلم ميخواهد بپرم توي بغلش. دارد يک نشريه ديواري درست ميکند. من را که ميبيند با خنده ميگويد: چيه چرا ناراحتي؟

توي دستش يک مسواک بزرگ مقوايي است آن را ميگذارد کنار نوشته روي ديوار.

روي ديوار نوشته: اگر مردم نتيجه و خاصيت مسواک زدن را بدانند، مسواک را از خود دور نميکنند. ياد مسواکم ميافتم. راستي کجاست؟ آخرينبار زير تخت قايمش کردم. بايد پيدايش کنم!

منيره هاشمي



خروج