*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی > نمایش اخبار 


معرفی کتاب, افق خانواده شماره خبر: ٣١٨٩٠٧ ١٨:٣٤ - 1392/02/17   معـرفـی کـتـــاب شماره 87 ارسال به دوست نسخه چاپي


معـرفـی کـتـــاب شماره 87

کتاب‌های جذاب برای بچه‌های شاداب


اين مجموعه شش جلد است و هر جلد آن شامل پنج داستان است که روي هم ‌مي‌شود سي داستان. موضوع تمام داستان‌ها خداشناسي است. در بعضي از داستان‌ها به وظيفه انسان‌ها در برابر خدا اشاره شده است. نويسنده محترم در تک تک داستان‌هاي اين کتاب، ابتدا چند جمله ساده در معرفي خداي مهربان ‌مي‌گويد و بعد ...

خدا و قصههايش(مجموعهاي ششجلدي)

نويسنده: غلامرضا حيدري ابهري

انتشارات: بهار دلها (قم)

مخاطب: گروه سني ب و ج

اين مجموعه شش جلد است و هر جلد آن شامل پنج داستان است که روي هم ميشود سي داستان. موضوع تمام داستانها خداشناسي است. در بعضي از داستانها به وظيفه انسانها در برابر خدا اشاره شده است. نويسنده محترم در تک تک داستانهاي اين کتاب، ابتدا چند جمله ساده در معرفي خداي مهربان ميگويد و بعد داستاني را بيان ميکند که با آن جملهها ارتباط دارد. عبارتهاي داستانهاي اين مجموعه بسيار ساده و روان است و تصاويرش تماشايي و زيباست.

بخشهايي از اين کتاب را با هم ميخوانيم:

خورشيد هر روز از سمت مشرق بالا ميآيد و هنگام غروب در سمت مغرب پايين ميرود؛

کره زمين هر 365روز يک بار به دور خورشيد ميچرخد؛

فصل بهار بعد از فصل زمستان ميآيد؛

اگر خدا يک لحظه دست از اداره دنيا بردارد، اين اتفاقات شگفتانگيز تکرار نخواهد شد.

روزي حضرت محمد (ص) پيرزني را ديد که با يک چرخ نخريسي، نخ درست ميکرد. پيامبر (ص) از آن پيرزن پرسيد: چگونه خدا را شناختي؟ پيرزن لحظهاي دست از چرخ نخريسياش کشيد. چرخ از حرکت ايستاد. پيرزن به پيامبر گفت: اين چرخ را بايد کسي حرکت دهد تا بچرخد. من براي يک لحظه دست از چرخ برداشتم چرخ ايستاد. جهان بزرگ هم حتماً خدايي دارد که آن را ميگرداند. پيامبر (ص) از جواب پيرزن خوشحال شد.


خروج