*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی > نمایش اخبار 


آثار ماندگار, خبر شماره خبر: ١١٣٤٠٤ ١٠:٠٥ - 1389/06/04   آثار ماندگارآثار ماندگار شماره 279 ارسال به دوست نسخه چاپي


آثار ماندگارآثار ماندگار شماره 279

کتاب الرد على المتعصب العنید از ابن‌جوزى (متوفاى12رمضان597ق)


ابو‌الفرج عبدالرحمان بن على بن محمد بن على، مشهور به ابن جوزى حنبلى، از علماى حدیث اهل سنت است.

ابوالمظفر یوسف بن قزغلى صاحب تذکرة ‌الخواص، سبطِ اوست که در اواخر سنه 654 قمرى در دمشق وفات کرد.

گویند: ابن‌جوزى به خط خود بسیار کتابت کرده و ریزه‌هاى تراش قلم خود را که با آن حدیث نوشته بود، جمع کرده بوده؛ وقت مردن وصیت کرد که آب غسل مرا با آن ریزه‌هاى قلم گرم نمایید. چون وفات کرد آب غسل او را با آن‌ها گرم کردند و کفایت کرد، بلکه زیاد هم آمد. ابن جوزى تألیفات بسیار دارد و نوادر حکایات او بسیار است؛ از جمله این‌که وقتى در محضر "ناصر لدین اللّه" از او پرسیدند که: افضل مردم بعد از رسول خدا(ص) کیست؟ چون ناصر، شیعى‌مذهب بود، ابن جوزى جرئت تصریح به عقیده خود نکرد؛ لاجرم به اجمال جواب داد و گفت: "أفضلهم بعده مَن کانت بنته فى بیته"؛ افضل مردم بعد از رسول خدا(ص) آن کسى است که دختر او در خانه وى است. این عبارت دو احتمال دارد: یکى آن‌که مراد آن باشد که دختر پیغمبر(ص) در خانه اوست، که امیرالمؤمنین علیه‌السلام باشد و احتمال دیگر آن که دخترِ شخصِ افضل در خانه پیغمبر(ص) است که خلیفه اول باشد. و هم معروف است که از او عدد خلفا را پرسیدند؛ در جواب گفت: "أربع أربع أربع". اهل سنت حمل بر تأکید کردند و شیعه بر ائمّة اثنا عشر علیهم‌السلام.

جواز لعن یزید

در تجویز لعن بر یزید بین علماى اهل سنت اختلاف است. برخى آن را جایز نمى‌دانند و برخى آن را جایز دانسته و بر آن اقامه دلیل کرده‌اند.

کتاب الرد على المتعصب العنید

شخصى در مجلس وعظ ابن‌جوزى از جواز لعن یزید سؤال مى‌کند. ابن‌جوزى در پاسخ اشاره مى‌کند که علماى با‌تقوایى مثل امام احمد بن حنبل لعن او را جایز مى‌شمارند. وقتى این سخن به گوش شیخ عبد‌المغیث بن زهیر حربى مى‌رسد در انکار سخن ابن‌جوزى مى‌کوشد و جزوه‌اى تصنیف مى‌کند. برخى آن نوشته را خدمت ابن‌جوزى مى‌آورند و رد آن را از او مى‌خواهند. ابن‌جوزى، شیخ عبد‌المغیث را شخص کم‌اطلاع از احادیث، متعصب و در زمره اشخاصى که "نداند و نداند که نداند" معرفى کرده و افزوده است: این شخص، منقولات را نمى‌داند و معقولات را نمى‌فهمد، با این‌حال حدیث مى‌خواند، در حالى که حدیث صحیح از سقیم را نمى‌شناسد... . سپس اخبارى را که دال بر کج‌فهمى یا نافهمى آن شخص است، نقل کرده و سرآخر گفته: همین قدر در کم‌اطلاعى و بدفهمى او ما را بس، که در مقابل حسین(ع) به یزید تعصب مى‌ورزد و چون من یارى حسین کرده‌ام بر من غضب مى‌کند. آن‌گاه شعرى از امام امیرالمؤمنین(ع) نقل کرده و از این‌گونه دشمنان گله کرده است. در ادامه، با نقل روایاتى از احمد بن حنبل ابتدا در جواز لعن یزید به قرآن تمسک کرده که: "فهل عسیتم ان تولیتم ان تفسدوا فى الارض و تقطعوا ارحامکم، أولئک الذین لعنهم اللّه فأصمهم و أعمى أبصارهم"، که فسادى بزرگ‌تر از قتل مى‌شناسید؟ سپس طعنه زده به جاهلانى که در عدم جواز لعن یزید به برخى روایات تمسک مى‌کنند. در بخش دیگر مشمولین لعنت (رباخواران، رشوه گیرندگان و ...) را ذکر کرده و فصلى باز کرده که هر کس با آن‌چه دوست دارد محشور خواهد شد و این شیخ با یزید محشور خواهد شد. آن‌گاه چگونگى به خلافت‌رسیدن یزید و تلاش او براى اخذ بیعت از امام حسین(ع) به هنگام مرگ معاویه را باز گفته است. خروج امام حسین(ع)، شهادت مسلم و قیس بن مسهر در کوفه، شهادت امام حسین(ع) و یارانش در کربلا و حمل سرهاى آنان به کوفه و شام، خطبه ابن زیاد که نفاقش را آشکار کرد و ارسال اهل‌بیت امام به شام، ماجراى عبد‌اللّه عفیف، چوب‌زدن بر لب‌هاى امام، مجلس شام و ورود کاروان اهل‌بیت علیهم‌السلام به مدینه، خروج اهل مدینه بر یزید، جنایات لشکر یزید در مدینه (واقعه حره)، روایات پیامبر(ص) در باب کسانى که اهل مدینه را بترسانند، بیعت تحمیلى یزید، تقیه صحابه در ایام عمال بنى‌امیه، حرمت نهادن به همه صحابه مخالف سیره رسول خداست و ... از مطالب این کتاب است.‌

چاپ‌هاى کتاب

1- تحقیق محمدکاظم محمودى، به سال 1403ق / 1983م، بى جا؛

2- تحقیق هیثم عبدالسلام محمد، به سال1426ق/2005م، دار‌الکتب العلمیه، بى تا.

تهیه و تنظیم: عباسعلى مردى


انتهای پیام


خروج