*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی >  ویژه‌نامه‌ها > فاطمیه1391 


فاطمیه91 شماره خبر: ١٣٤٧٩٠ ٠٩:٣٥ - 1391/02/03   عنایات فاطمی ارسال به دوست نسخه چاپي


عنایات فاطمی

مسلمان‌شدن به بركت نام مبارک حضرت فاطمه(س)


یكى از ذاكرین نقل كرده است: در محضر آیة‌الله‌العظمى سیدمحمد‌هادى میلانى بودم. یك مرد و زن‌ آلمانى همراه دختر خود وارد شدند، پس‌از تعارفات معمول گفتند: ما آمده‌ایم به شرف اسلام نایل شویم. آیة‌الله‌العظمى میلانى پرسیدند: چرا می‌خواهید مسلمان شوید؟...

یكى از ذاكرین نقل كرده است: در محضر آیةاللهالعظمى سیدمحمدهادى میلانى بودم. یك مرد و زن آلمانى همراه دختر خود وارد شدند، پساز تعارفات معمول گفتند: ما آمدهایم به شرف اسلام نایل شویم.

آیةاللهالعظمى میلانى پرسیدند: چرا میخواهید مسلمان شوید؟

آن مرد عرض كرد: پهلوى دخترم كه در محضر شما نشسته، در حادثهاى شكست و استخوانهایش خرد شد، چنانكه پزشكان از معالجه او عاجز شدند و گفتند: باید عمل شود، ولى عمل، خطرناك است. دخترم راضى نشد و گفت: اگر در بستر بمیرم، بهتر از آن است كه در زیر عمل از دنیا روم. به هر حال او را به خانه آوردیم. ما یك خدمتكار ایرانى داریم كه او را «بى بى» صدا مىزنیم، دخترم به او گفت: من تمام اندوخته مالى خود را راضى هستم بدهم كه صحت به من برگردد، اما فكر مىكنم باید ناكام و با دل پرغصه بمیرم! بى بى گفت: من یك طبیب را سراغ دارم كه مىتواند تو را شفا دهد. گفت: حاضرم تمام پول و موجودیم را به او بدهم. بى بى گفت: تمام آنها براى خودت باشد، بدان من علویهام و جده من حضرت فاطمه زهرا(علیها السلام) است كه پهلوى او را به ظلم شكستند؛ تو با دل شكسته و اشك جارى بگو: یا فاطمه زهرا، مرا شفا ده. دخترم با دل شكسته شروع كرد به صدا زدن و از آن بانوى معظمه یارى خواستن.

بىبى هم در گوشه خانه با گریه مىگفت: «یا فاطمه زهرا، این بیمار آلمانى را با خود آوردهام و شفاى او را از شما مىخواهم. مادر جان! كمك كن و آبروى مرا نگهدار.» آن مرد اضافه كرد: من هم از دیدن این واقعه در گوشه حیاط منقلب شدم و گفتم: اى فاطمه پهلو شكسته! دیدم دخترم قدرى ساكت شد، ناگاه مرا صدا زد و گفت: پدر! بیا كه دردم ساكت شده. جلو رفتم و دیدم او كاملاً شفا یافته و گفت: بانوى مجللهاى نزدم آمد و دست به پهلویم كشید. گفتم: شما كیستید؟ فرمود: «من همانم كه او را مىخوانى». دخترم برخاست و راحت شد و دانستم كه اسلام حق است. حالا به ایران آمده و به خدمت شما رسیدهایم تا مسلمان شویم. مرحوم آیةاللهالعظمى میلانى و حاضرین، از این کرامت فاطمی مسرور شدند و شهادتین و سایر امور اسلامى را به آن مرد آلمانی و خانوادهاش آموختند و آنان با نورانیت اسلام رفتند.

 (فضایلالزهراء، ص 109)


خروج




چهارشنبه ١٥ مرداد ١٣٩٩
جستجوی وب
کانال تلگرام
با افق حوزه به روز باشید
با
کانال تلگرام