*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی >  ویژه‌نامه‌ها > فاطمیه1391 


فاطمیه91 شماره خبر: ١٣٤٧٨٥ ٠٩:١٦ - 1391/02/03    ارسال به دوست نسخه چاپي


اشعار فاطمیه


بي تو چه کند مولا، يا فاطمةالزهرا افتاده علي از پا، يا فاطمةالزهرا وقت است که از رحمت، دستي ز علي گيري کافتاده ز پا مولا، يا فاطمةالزهرا بعد از تو علي از پاي، افتاد و ز غم خو کرد با خانه‌نشيني‌ها، يا فاطمةالزهرا

 يا فاطمةالزهرا

 

 يا فاطمةالزهرا

 

بي تو چه کند مولا، يا فاطمةالزهرا

افتاده علي از پا، يا فاطمةالزهرا

وقت است که از رحمت، دستي ز علي گيري

کافتاده ز پا مولا، يا فاطمةالزهرا

بعد از تو علي از پاي، افتاد و ز غم خو کرد

با خانهنشينيها، يا فاطمةالزهرا

رفتي و علي بيتو، بيتالحزني دارد

پر شور و پر از غوغا، يا فاطمةالزهرا

چون محرم رازي نيست، با چاه سخن گويد

تنهاست علي، تنها، يا فاطمةالزهرا

شبها به مزار تو، ميسوزد و ميگريد

چون شمع ز سر تا پا، يا فاطمةالزهرا

بر خاک مزار تو، خون ريخت به جاي اشک

از ديده خون پالا، يا فاطمةالزهرا

بر خرمن جان او، چون شعله شرر ميزد

ميريخت چو آب، اسماء، يا فاطمةالزهرا

دامان علي از اشک، گرديد پر از کوکب

در آن شب محنتزا، يا فاطمةالزهرا

هم وصف تو ناممکن، هم قدر تو نامعلوم

هم قبر تو ناپيدا، يا فاطمةالزهرا

سرودهاي از محمدعلي مجاهدي

 

 

 طور غم

 

سینهای کز معرفت گنجینه اسرار بود

کی سزاوار فشار آن در و دیوار بود؟

طور سینای تجلی مشعلی از نور شد

سینه سینای وحدت مشتعل از نار بود

ناله بانو زد اندر خرمن هستی شرر

گویی اندر طور غم چون نخل آتشبار بود

آنکه کردی ماه تابان پیش او پهلو تهی

از کجا پهلوی او را تاب آن آزار بود؟

گردش گردون دون بین کز جفای سامری

نقطه پرگار وحدت مرکز مسمار بود!

صورتش نیلی شد از سیلی، که چون سیل سیاه

روی گیتی زین مصیبت تا قیامت تار بود

شهریاری شد به بند بندهای از بندگان

آنکه جبریل امینش بنده دربار بود

از فقای شاه، بانو با نوای جانگداز

تا توانایی به تن، تا قوت رفتار بود

گرچه بازو خسته شد وز کار دستش بسته شد

لیک پای همتش بر گنبد دوّار بود

دست بانو گرچه از دامان شه کوتاه شد

لیک بر گردون بلند از دست آن گمراه شد

آیةاللهالعظمی غروی اصفهانی

 


خروج




جمعه ٠٤ بهمن ١٣٩٨
جستجوی وب
کانال تلگرام
با افق حوزه به روز باشید
با
کانال تلگرام