*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی >  ویژه‌نامه‌ها > فاطمیه1391 


فاطمیه91 شماره خبر: ١٣٤٧٤٧ ١٢:٤٢ - 1391/02/02   آیةالله‌العظمی وحید خراسانی   ارسال به دوست نسخه چاپي


آیةالله‌العظمی وحید خراسانی

اقامه شعائر فاطمیه(س)، مقتضای ایمان به خدا و خاتم انبیا(ص)


بحث در تتمــه مستفاد از آیه [تطهیر] در این جمله خلاصه می‌شود که بر طبق سنت مسلمةالصـــدور از شخص خاتم انبیا(ص)‌: انقباض حضرت فاطمه زهرا(س) انقباض اوست و انبساط حضرت فاطمـــه زهرا انبساط اوست و به مقتضای نصّ کتاب «وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ»...

بسمالله الرحمن الرحیم

الحمدلله ربالعالمین و صلیالله علی سیدنا محمد و آلهالطاهرین سیما بقیةالله فیالارضین واللعن علی اعدائهم الی یومالدین

بحث در تتمــه مستفاد از آیه [تطهیر] در این جمله خلاصه میشود که بر طبق سنت مسلمةالصـــدور از شخص خاتم انبیا(ص): انقباض حضرت فاطمه زهرا(س) انقباض اوست و انبساط حضرت فاطمـــه زهرا انبساط اوست و به مقتضای نصّ کتاب «وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ»، تمام فِرَق اسلامی با قطـــع نظر از مذهبی دون مذهبی، باید عزای حضرت فاطمه زهرا(س) را مناسب با عظمت این مصیبت اقامه کنند، و این قضیه تعبدی نیست. با قطع نظر از مذهبی و مسلکی، مقتضای ایمان به خدا و مقتضای ایمان به خاتم انبیا(ص)، به حکم سنت قطعیه، اقامه شعائر فاطمیه است. نتیجه این مباحث، این است که فاطمیه متعلق به شیعه نیست، بلکه تعلق دارد به هر کس که ایمان به قرآن و سنت رسول دارد، قهراً باید در انقباض خاتم(ص)، منقبض باشد و در انبساط او منبسط. این قضیه از قضایایی است که قیاساتها معها. منتهی وظیفه دو طایفه سنگینتر است: یکی وظیفه علما و خواص مسلمین که دقایق کتاب و سنت را میفهمند و واقعه را هم آنچنان که هست میدانند. قهراً وظیفه این طبقه سنگینتر است. طبقه دوم کسانی هستند که رابطه نَسَبی با حضرت صدیقه کبری(س) دارند و در زمره اولاد او شمرده میشوند. این طبقه هم مسئولیت خاصی دارند که باید روشن بشود.

اما عظمت مصیبت: به بیان سنتی که در مذهب شیعه هست، در اینجا یک حدیث کافی است. چون ایام فاطمیه در پیش است. مجالس و محافل باید در اقطار مملکت مشحون باشد به بیان فضایل آن حضرت، مناقب او و ماوقع علیها. این امر ضروری هر مسلمانی است بالاخص کسانی که پیرو این مذهباند.

 آن روایتی که از طریق شیعه مطرح است، یکی بس است و آن روایت این است: أبي، عن ابنمحبوب، عن ابنرئاب، عن أبيعبيدة، عن ابیعبدالله. این سند از نظر فقهی برای مثل شیخ انصاری حجت است، در اهم مسائل فقهیه. قلت وسائط که یکی از امور مهمه در شدت وثوق به صدور است، این جهت اولی. جهت دوم احوال این روات در رجال و روایاتشان. رجال روایت همه موثقاند به توثیقات قدمای اصحاب مثل شیخ و نجاشی. یک نفر موثق است به توثیق عام آن هم توثیق عام از شیخ طوسی در عده و از علی بن ابراهیم در تفسیر، رجال روایت هم دارای این خصوصیتاند.

متن روایت این است: عن ابیعبدالله(ع) قال: كان رسولالله. این صیغه مفید دوام و استمرار است. كان رسولالله، کار دایمیاش این بود، نهتنها به نحو اتفاق. كان رسولالله يُكثر تقبيل فاطمة وأنكرت ذلك عائشة، فقال: رسولالله: يا عائشة إني لما اُسري بي إلى السماء دخلت الجنة فأدناني جبرئيل من شجرة طوبى، وناولني من ثمارها فأكلته. خصوصیت روایت این است که مایهتکوّن بدنی او باید در مقام «أبيت عند ربي يطعمني» محقق بشود، و این حقایق بهتآور است منتهی نه برای هر کسی [بلکه] برای آنهایی که به عظمت اسرای در آن شب واقفاند و به آن قُربی که آن شب محقق شد و بعد بفهمند شجره طوبی چیست؟ اوصاف آن شجره چیست؟ شجرهای که هیچ قصری در بهشت از قصور همه انبیا و امم نیست الا اینکه یک رشته از شجره طوبی در آن قصر است. از همچنین درختی تکوین شد آن نطفهای که مبدأ تکون جسمانی او بود. بعد که فرمود من به زمین آمدم و خدا از آن ثمر شجره، فاطمه را به من داد، بیان حضرت این است فما قبّلتها قطّ، هیچوقت، قطّ، نشد که او را ببوسم و بوی شجره طوبی را استشمام نکنم. کسی که بدن او این است، آیا روحش چیست؟ در اینجا بحث مفصلی است. در مباحث عمیق ارتباط روح و بدن و تناسب بدن با روح با توجه به آن دقایق، اگر بدن از درخت طوبی باشد [و] مبدأ جسم از آنجا باشد. مبدأ روح از کجاست؟ اگر بدن چنین بدنی است، نفسی که به چنین بدنی تعلق میگیرد، آن نفس چه نفسی است؟

این است که وقتی که این حقایق روشن بشود، معنای بیان امام ششم تا حدی واضح میشود؛ چرا فاطمه، فاطمه نامیده شد؟ چرا؟ فاطمه از فطم است، فطم قطع است، فرمود: حضرت فاطمه(س)، فاطمه نامیده شد چون خلق از معرفت او منقطعاند. دست عقل را از نیل به مقام منیعش قطع کرد. برهانش هم این است: اگر بدن این است، اگر مایه جسمانی از اعلیعلیین است، آیا خمیره روحانی از کجاست؟ اینجا روشن میشود باز بیان خود امام ششم که روح [او] از چه مخلوق است. بدن [او] از درخت طوبی است اما روح [او] من نور عظمةالله. این هم مبدأ روح. «من نور عظمةالله»، دیگر اینجا قلم هر نویسندهای میشکند، بیان هر فقیهی و حکیمی الکن است.

بدن از درخت طوبی، روح از نور عظمت خدا، آنوقت دلِ شب این بدن زیر خاک برود، و کنار این بدن رادمرد عالم امکان بگوید ای کاش زنده نبودم و همچو وضعی را نمیدیدم. این واقعه چه جور باید احیاء بشود. در اینجا مهم وظیفه اولاد فاطمه است. این هم قسمت دوم است. اولاد فاطمه هر کس که ولد حقیقی است... اولاً: عنوان ولد، عنوانی است که شامل کسانی هم که از ناحیه مادر فاطمی هستند شامل میشود به حکم قرآن: «وَمِنْ ذُرِّيَّتِهِ» برهان این مطلب است. اولاد منحصر به نسلی که از ناحیه پسراست، نیست، بلکه از ناحیه دختر هم ولد است، لذا تمام کسانی که از جهت پدر، فاطمی هستند در درجه اولی، تمام کسانی که از ناحیه مادر فاطمی هستند،در درجه دوم، باید شام غریبان آنحضرت را که روز سوم جمادیالثانیة، شب که شد، در تمام شهرها هیئت خاص سادات باید شام غریبان بیرون بیایند و وظیفه خودشان را نسبت به مادرشان ادا کنند. اینجا دو تا مطلب است: یک مطلب این است که شیخ صدوق در عیون، روایتی نقل میکند، مضمون این روایت این است: نظر به صورت ذریّه آنحضرت عبادت است. این کلمه از کجا نشأت میگیرد؟ نظر به کعبه عبادت است، نظر به مصحف عبادت است، نظر به صورت عالم عبادت است، نظر به صورت یک فاطمی که فقط انتساب به او دارد، عبادت است. بعد سؤال شد از امام هشتم، اینکه نظر عبادت است، نظر به ائمه از ذریه است؟ بیان امام این است که این نظر به همه ذریه فاطمه است، یعنی آن سیدی که چهارده قرنِ بعد هم بیاید، باز نظر به قیافه او عبادت است. این یک روایت است.

روایت دیگر در امالی شیخ صدوق است و آن روایت این است که: روز قیامت که میشود، ظلماتی محشر را میگیرد، بعد که این ظلمت سیطره پیدا کرد، ناگهان یک انواری در محشر ظهور میکند، مردم متحیرند که اینها چه طبقهاند؟ [آیا] ملائکهاند؟ انبیاءاند؟ شهداءاند؟ منادی ندا میکند: انبیا نیستند، شهدا نیستند، اینها ذریه پیغمبر خاتماند. در هر سیدی که این دو خصوصیت پیدا بشود: اول از منهاج رسول خارج نشود. دوم: لوث معصیت به دامنش ننشیند، این سید، در دنیا نظر به صورتش عبادت میشود، در قیامت هم چراغ فروزان عرصه محشر میشود، ولی همه اینها از برکت چیست؟ باید ریشه را پیدا کرد. سادات علویین، علویات، ذریه رسول که منحصراً غیر از طریق حضرت صدیقه کبری(س) نیست- و اینهم از عجایب عالَم است- چرا به اینجا رسیدند؟

منشأ این امتیاز چیست؟ منشأش این است: وقتی[حضرت زهرا(س)] از دنیا رحلت کرد -که دیگر گفتنی نیست آنها- کسی هم در خانه نبود، فقط اسماء بود. غسل کرد. خلاصه... باشد. بعد دو پسر آمدند، پرسیدند: اسماء، مادر ما چه شد؟ هر دو دویدند رو به قبر پیغمبر [و شیونکنان]: «وا احمداه، وا محمداه». تا وارد مسجد شدند... آنچه که کمرشکن است این است: امیرالمؤمنین کیست؟ کسی است که هزار ضربت [شمشیر] اثرش بر آن بدن بود، در هیچ ضربتی آه نکشید، اما همینکه چشمش به این دو پسر افتاد، غش کرد، حالا [از این ضایعه] چه حالی شد؟ عبارت این است: آب به صورتش پاشیدند، افتاده بود روی زمین، بعد از جا برخاست، آمد، وارد خانه شد، وارد خانه که شد، پرده را از روی صورت[او] برداشت. آن اساس مطلب اینجاست:فكشف عن وجهها فإذًا برقعة عند رأسها فنظــر فيها فإذًا فيها: بسماللهالرحمنالرحيم، هذا ما أوصت به فاطمة بنت محمد، أوصت وهي تشهد أن لاإلهإلاالله وأن محمداً عبده ورسوله و أنالجنّة حق والنار حق وأن الساعة آتية لاريب فيها وأنالله يبعث من القبور يا علي! أنا فاطمة...انا فاطمة...

 در «انا فاطمة» همه را گفت که من کیام، بدنم چیست؟ روحم چیست؟ أنا فاطمة بنت محمد، زوّجني الله منك، خدا مرا تزویج به تو کرده، لأكون لك فــي الدنيــا والاخرة، أنت أولى بي من غيري، حنطنــي وغسّلني و كفني... اما... بالليل... وصلّ عليّ... چه بوده؟ از حنوط و از غسل، از کفن تا برسد به دفن، همه باید نیمهشب باشد. ولاتعلم احداً. بعد هم گفت یا علی! تو را به خدا سپردم، یعنی دیگر تنها یاور تو، تنها رکن تو، من بودم... رفتم.

 آن جمله آخر این است... سادات دیگر بفهمند چه وظیفه دارند؟ اولاً: علویین، علویات، فاطمیین، فاطمیات، در تمام این مملکت، شهادت حضرت زهرا(س) روز سوم جمادیالثانیة باید بهوسیله شما برای همیشه تضمین بشود. شام غریبان، هیئات سادات مستقلاً بیرون بیایند، غیر سادات پشت سر آنها. چرا؟ برای خاطر این که یک بلاغی است، کسی تبلیغ کرده، کسی واسطه تبلیغ است. آن مطلبی که رسانده به شما چیست؟ ختم وصیت این است: واقرء على ولدي السلام إلى يوم القيامة، به فرزندانم تا روز قیامت سلام مرا برسان، معنی دارد این کلمه، یعنی به آنها بگو: نیمهشب حنوط شد، کفن شد، دفن شد. وظیفه همه از خواص سادات معین شد.

بار الها! ما را به روح صدیقه کبری(س) ببخش، ما را مورد نظر فرزندش، قطب عالم امکان عجلاللهتعالیفرجهالشریف، قرار بده.

    پایگاه اطلاعرسانی دفتر آيةاللهالعظمى وحيد خراسانى

    بیانات معظمله درمسجد اعظم قم، در آستانه فاطميه


خروج




جمعه ٠٤ بهمن ١٣٩٨
جستجوی وب
کانال تلگرام
با افق حوزه به روز باشید
با
کانال تلگرام