*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی >  ویژه‌نامه‌ها > جهاد اقتصادی 


جهاد اقتصادی شماره خبر: ٤٠٠٤٣٠ ١٥:٤٧ - 1397/03/06   گفت‌وگو با دکتر محمدجواد توکلیحل مشکلات پردامنه اقتصاد ایران در حمایت از کالای ایرانی و رونق تولید ملی ارسال به دوست نسخه چاپي


گفت‌وگو با دکتر محمدجواد توکلیحل مشکلات پردامنه اقتصاد ایران در حمایت از کالای ایرانی و رونق تولید ملی

گفت‌وگو با دکتر محمدجواد توکلی


حل مشکلات پردامنه اقتصاد ایران در حمایت از کالای ایرانی و رونق تولید ملی گفت‌وگو با دکتر محمدجواد توکلی عضو هیئت‌ علمی مؤسسه امام خمینی قدس سره • اقتصاد ایران در حمایت از کالای ایرانی و رونق تولید ملی با چه مشکلاتی مواجه است؟ اقتصاد ما مشکلات پردامنه و پرپیچ خمی دارد که از هر جنبه‌ای که شروع به تحلیل آن می‌کنیم مجبور به تحلیل جنبه‌های دیگر آن نیز هستیم؛ به‌عنوان‌ مثال وقتی بحث بانک را تحلیل می‌کنیم، در کنار آن بحث‌های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی نیز مطرح می‌شود...

حل مشکلات پردامنه اقتصاد ایران در حمایت از کالای ایرانی و رونق تولید ملی

گفتوگو با دکتر محمدجواد توکلی

عضو هیئت علمی مؤسسه امام خمینی قدس سره

اقتصاد ایران در حمایت از کالای ایرانی و رونق تولید ملی با چه مشکلاتی مواجه است؟

اقتصاد ما مشکلات پردامنه و پرپیچ خمی دارد که از هر جنبهای که شروع به تحلیل آن میکنیم مجبور به تحلیل جنبههای دیگر آن نیز هستیم؛ بهعنوان مثال وقتی بحث بانک را تحلیل میکنیم، در کنار آن بحثهای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی نیز مطرح میشود.

 بر اساس گزارشهایی که برخی از مراکز تحقیقاتی از جمله مرکز پژوهشهای مجلس انجام داده است، یکی از مشکلات اساسی واحدهای تولیدی، بالا بردن هزینه سرمایه و تسهیلات است. مراکز تولیدی به غیر از مشکل تهیه بازار مصرف که به لحاظ واردات و قاچاق تحت فشار قرار گرفته، با مشکل تغییر ذائقه مردم نیز مواجه است و در اثر این تغییر ذائقه، مردم ما مصرفگرا و به تبع آن لوکسگرا شدهاند.

بر اثر این تغییر ذائقه و سبک زندگی جدید، فرهنگ بهگونهای شد که ما میخواهیم بدون اینکه خوب کار کنیم، خوب مصرف کنیم؛ در حالیکه کشورهایی که در فضای تجارت خارجی موفق هستند، عمدتاً از مصرف خودشان کم میگذارند و در نتیجه توانایی صادرات دارند.

این ساختار مصرفگرایی از چه زمانی در ایران رایج شد؟

بهواسطه ساختاری که از اواخر عهد قاجاریه در اقتصاد ایران شکل گرفت و از زمانی که نفت وارد اقتصاد ایران شد این سبک از زندگی قوت گرفت. در دوره پهلوی اول پایههای صنعت مونتاژ در ایران بنا نهاده شد و در دوران حکومت پهلوی دوم، این صنعت در ایران بهطور کامل نهادینه شد، بسیاری از صنایع مونتاژ ما به دوره پهلوی دوم برمیگردد. اقدام مخربی که در دوره پهلوی دوم انجام شد این بود که با انجام اصلاحات ارضی و حرکت کشاورزان به سمت شهرها، کشاورزی ما تضعیف شد. گروه روستانشین ما که فرهنگ کار بالایی داشتند، به ساختار شهری کشیده و تبدیل به انسانهای پشتمیزنشین شدند. این تغییرات باعث شد که ما به یک اقتصاد نفتی مونتاژی و متکی به رانت فروش منابع تبدیل شویم و آهستهآهسته آن فرهنگ غنی ما که در توصیه و تشویق فرهنگ کار داریم، تغییر کند. بنده احساس میکنم آهستهآهسته ساختارهای سخت اقتصادی بر فرهنگ نرم ما اثر گذاشته و آن را با خود همراه کرده است.

فرهنگ اقتصاد رانتی چه شاخصههایی دارد؟

 در فرهنگ اقتصاد رانتی، شما زمانی موفقتر خواهید بود که به منابع رانت نزدیکتر بوده و زد و بند داشته باشید. من احساس میکنم نهادهای فرهنگی ما تا حدودی با این جریان هماهنگ شدهاند، مثلاً صداوسیما خوب دقت نمیکند و تأمین مالی برنامههای خود را منوط به قرعهکشیهایی کرده است که در آنها افراد را درگیر یک قمار ذهنی میکند و به مخاطب اینگونه القاء میکند که شما میتوانید با یک پیامک، به ناگاه مبلغ زیادی برنده شوید، و این کار باعث تخریب فرهنگ کار و تلاش است و متأسفانه بسیاری از نهادهای اقتصادی ما عملاً هم از نظر ساختاری و هم از نظر فرهنگی تخریب شدهاند.

نمونهای از این تخریب فرهنگی در بحث بانکداری بدون ربا قابلمشاهده است. ما از دهه شصت بحث بانکداری بدون ربا را مطرح کردیم تا ربا را از سیستم بانکی حذف کنیم و چیزی شبیه «الگوی مشارکت در سود و زیان» ایجاد کنیم، اما این ساختار نتوانست خوب کار کند و اوضاع بهگونهای شد که این ساختار، فرهنگ را هم تخریب کرده است و بهتدریج مشاهده میکنیم که مردم بدون احساس ناراحتی، از بهره و سود بانکی صحبت میکنند و حتی ترجیع بند مسئولان ما، بهره است که این مسئله جای تحقیق مفصلی دارد.

مطلبی که باید به آن توجه داشته باشیم این است، اگر خواهان این هستیم که تولید ملی قوت پیدا کند، باید مجموعهای از عوامل دستبهدست هم بدهند تا شاهد این مهم باشیم. زمانی تولیدکننده داخلی میتواند، با تولیدکننده ترکیهای رقابت کند که عوامل مؤثر و قدرت رقابت آنها همسو باشد. کشور ترکیه تسهیلات با نرخ دو یا سه درصد به تولیدکنندگان میپردازد، در صورتیکه این نرخ در کشور ما تا 25 درصد پیش میرود، از طرفی تولیدکننده ما حدود ده درصد مالیات بر ارزشافزوده میدهد، در حالیکه ما در شرایط رکود قرار داریم. همچنین تولیدکننده ما باید با فرهنگ تخریب شده مصرف کالای داخلی هم مبارزه کند، از طرفی مشکل پایین بودن کیفیت کالای ایرانی مزید بر این عوامل است و همه این مسائل بهنوعی با فرهنگ تخریب شده اقتصادی ما مرتبط است.

چگونه فرهنگ اقتصادی صحیح را در کشور نهادینه کنیم؟

اگر میخواهیم نیروی کار خوبی داشته باشیم باید از مهدکودکها شروع کنیم، در حالیکه ما این مسئله مهم را رها کردهایم. علت هم این است که ما فاقد مدل مناسب تعلیم و تربیت اقتصادی بودیم که در این مدل اقتصادی افرادی تربیت شوند که از تعطیلات خوشحال نشوند. بنده در کتاب «خاکریز اقتصادی، خوانشی بر اقتصاد مقاومتی» این مسئله را مطرح کردهام که گروهی از دولتمردان آمریکایی حدود سال 1983 گزارشی تهیه کردند که بر اساس آن گزارش، قدرت اقتصادی ایالات متحده را در برابر رقبای قدرتمندی مانند استحکام آلمانی و ژاپنی درخطر معرفی میکرد. در این گزارش ذکر شده است دلیل اینکه کالای آلمانی مستحکم و کالای ژاپنی ظرافت دارد، نظام آموزشی آنهاست. بعد از گزارش، گروهی از روانشناسان، جامعهشناسان و اقتصاددانان گردهم آمده و فرآیندی به نام تعلیم اقتصادی فراهم آوردند و دقیقاً مشخص کرده است که باید بیست مفهوم اقتصادی را به بچهها آموزش بدهند؛ در این راستا سه سطح آموزشی تعریف کردند. ما نیز باید از دوره دبستان فرهنگ اقتصادی صحیح را آموزش بدهیم. ما گمان میکنیم که ایالات متحده اقتصادی آزاد دارد و همه کار را رها کرده است، در حالیکه چنین مسئلهای وجود ندارد. اگر یک اقتصاد، با رها کردن قوی میشد، بسیاری از کشورها به چنین نقطهای رسیده بودند. امروزه در حوزه فرهنگ و اقتصاد مطالعات تجربی بسیار زیادی شده است و جا دارد که ما در این عرصه ورود جدیتری داشته باشیم.

سخن پایانی

در عهد قاجاریه با حرکت علما در کشور ما استفاده از تولید داخلی، بهوجود آمد که تجربه موفقی بود، اما امروزه این نگرانی وجود دارد که چنین حرکتی با اقبال عمومی مواجه نشود. به نظر میرسد که ما قدرت نهادهای دینی را دستکم گرفتهایم، چه اشکالی دارد امروز هم علمای ما اعلام کنند که دیگر پارچه هندی را برای عمامه مصرف نخواهیم کرد؛ چراکه شنیدهام اخیراً در کردستان کارخانهای اقدام به تولید همین پارچه کرده است. خوب است علما در بسیاری از حوزهها از خودشان شروع کنند، مثلاً دیگر برای قبا از پارچه انگلیسی استفاده نکنند. امروزه حوزه باید رصد کند که در فروشگاههای مربوط به آن چه میزان کالای خارجی ارائه میشود و از آن جلوگیری کنند. بخشنامههایی صادر شود که اگر جنس خارجی بهصورت سازمانی خریداری شد، برگ خرید آن نقد نشود. هرچند اقداماتی در این زمینه انجامشده و در حال انجام است، ولی لازم است این کار تبدیل به فرهنگ شود و از رسانه منبر استفاده شود. سال گذشته مرکز راهبری اقتصاد مقاومتی حوزه کتابی به نام منابر اقتصاد مقاومتی حاوی ده منبر برای تبلیغ دهه محرم منتشر کرد که تبدیل به اپلیکیشن و برای مبلغان ارسال شد. انشاءالله اگر امسال بتوانیم در بحث حمایت از کالای ایرانی کار مشابهی انجام بدهیم خوب است و ما این کار را در دست اجرا داریم.

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA


خروج




سه شنبه ٢٥ تير ١٣٩٨
جستجوی وب
کانال تلگرام
با افق حوزه به روز باشید
با
کانال تلگرام