*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی >  ویژه‌نامه‌ها > اکمال الدین 


اکمال الدین شماره خبر: ٤٠٨٨٤٣ ١٢:٥٦ - 1398/06/13   گفت‌وگو با حجت‌الاسلام والمسلمین محمد باقر تحریری حقیقت غدیر، تداوم خط ولایت و امامت  ارسال به دوست نسخه چاپي


گفت‌وگو با حجت‌الاسلام والمسلمین محمد باقر تحریری حقیقت غدیر، تداوم خط ولایت و امامت

گفت‌وگو با حجت‌الاسلام والمسلمین محمد باقر تحریری


برای آگاهی از فلسفه واقعه غدیر خم، معنا و پیام خطبه غدیر، رابطه غدیر و ولایت و نهایتا ارتباط میان غدیر و حادثه عاشورا، با حجت‌الاسلام والمسلمین محمد باقر تحریری تولیت حوزه علمیه مروی به گفت‌وگو نشستیم که مهم‌ترین نکات این مصاحبه به شرح زیر است: حقیقت غدیر ظهور ولایت الهیه پس‌از نبی اکرم‌ صلی الله علیه و آله و سلم در این عالم است، ابن ابی الحدید می‌گوید: دشمنان آمدند و نگذاشتند فضایل امیرالمؤمنین نشر پیدا کند، مشروعیت رهبری از ولایت اهل‌بیت علیهم السلام و مقبولیت آن از مردم است، غدیر را باید با محرم زنده کرد، مسئله غدیر مسئله سبک زندگی اسلامی است و...

حقیقت غدیر و لزوم و اهمیت پرداختن به غدیر چیست؟

مسئله غدیر یک مسئله قرآنی، بینشی و اعتقادی است. غدیر از جهت جایگاه خود، یک مکان است؛ اما از جهت حقیقت، بیانگر یک جایگاه بالایی است که خدای متعال برای پیامبراسلام صلی الله علیه و آله و سلم مقرر کرد تا در یک مقطع زمانی خاص، حقیقتی را بهصورت عمومی، هم برای مسلمانان همزمان با نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم آشکار کند و هم تکلیف همه مسلمانان و مؤمنان به دین توحید را تا دنیا برپاست، معین سازد. یعنی غدیر یک حقیقتی است که از عالم غیب در این عالم امکانی و ماده، ظهور پیدا کرده که حلقه واسطه دقیق بندگان در زندگانی دنیا با عالم غیب است که البته این حلقه واسطه در زمان نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم، خود وجود مبارک آن حضرت بود. منتها خدای متعال خواسته است که این رابطه بین عالم و دنیای غیب همواره تا قیامت در این عالم شکل بگیرد. غدیر نهتنها در این عالم؛ بلکه در عالم پساز این هم، برای کسانی که غدیر و رسالت آن به آنها برسد، زندگیساز و حقیقتساز است. حقیقت غدیر، ظهور ولایت الهیه پس از نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در این عالم است که میخواهد نشان دهد که انسان در این عالم رها نشده و یک موجود متصل به عالم غیب است. او موجود پوچی نیست و دارای حقیقت است. حقیقت بسیار بلند است و زندگی انسان محدود به زندگی دنیایی نیست. زندگی دنیایی بهتنهایی مانند زندگی حیوانی است و تنها کمی متنوعتر از زندگی حیوانات است.

حقیقت غدیر این است که ما در قرآن آیهای همانند آیه تبلیغ در سوره مائده نداریم که پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم را برای رساندن پیامی هم تحریک و تهدید کند و هم ایشان را تضمین کند. تهدیدش این است که اگر این رسالت را نرسانی، رسالت خدا که آوردی، پوچ است. نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم این همه زحمت طاقتفرسا در مقابله با توطئههای مشرکین کشیدند. لحن و نحوه سخن گفتن در این آیه خاص است. تعبیر «بلغ» را ما فقط در این آیه داریم؛ یعنی «برسان». خدای متعال در آیات دیگر فرموده، کار حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم «بلاغ» است؛ اما در این آیه سفارش اکید به رساندن است. در اول رسالت بحث بلغ نیامده؛ بلکه مستقیماً پیام داده شده: «اقرأ باسم ربک الذی خلق»؛ مسئله دوم در این آیه این است که چیزی بر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نازل شده بوده که آمده است: «ما انزل الیک من ربک» معلوم میشود که این اولین مرحله نیست که این رسالت بر عهده پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم قرار داده شده و از پایان آیه هم میفهمیم که این رسالت بسیار خاص است.

در آیات دیگر خود مطلب بیان میشود: مثلاً «خمر حرام است»، «نماز واجب است». از اینجا معلوم میشود، مسئله رساندن مسئله خاصی است؛ چراکه در ادامه میفرماید« فان لم تفعل فما بلغت رسالته» اگر انجام ندهی، رسالت خدا را انجام ندادهای.

تضمین این آیه آنجاست که میفرماید: «والله یعصمک من الناس» خدا از تو حفاظت میکند. این نشاندهنده این است که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نیاز به این تضمین داشته که پشتوانه بیشتری از جانب خدا بیاید. قطعاً پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم با آن عظمت لحظهای به غیر خدا توجه ندارد و با همه رنجهایی که در طول تاریخ برای ادای رسالتش داشته است، معلوم میشود که حفظ جانش مقصود نیست؛ بلکه حفظ آنچه میرساند، منظور است. دلیل این نگرانی چیست؟ این یک نگرانی خاص است که میخواهد پیوند انسان با عالم غیب را بعداز خود برقرار کند که انسان بفهمد تا الآن که این پیوند برقرار شده، از جانب خداوند متعال گسسته نشده است. خدا به فکر ما هست و ما را لغو نیافریده و برای همان جهتی که آفریده است، برای ما راهبر معین میکند.

این حقیقتی است که تمام موجودات از آن سرباز زدهاند. آیه امانت میفرماید: «انا عرضنا الامانة علی السّماوات و الارض و الجبال فابین ان یحملنها واشفقن منها و حملها الانسان انّه کان ظلوماً جهولاً». ما امانت را بر آسمانها و زمین و کوهها عرضه داشتیم؛ اما آنها از برداشتن سر باز زدند و از ان ترسیدند و انسان آن را به دوش کشید. راستی که او بسیار بیدادپیشه و نادان است.» این امانت چیست؟ این امانت تحمل ولایت الهی است که انسان میخواهد تحت تدبیر عالم غیب قرار بگیرد. این انسان حقیقتی دارد که میتواند متصل به عالم غیب شود. غیب هم نهایت ندارد. پس این انسان میتواند بینهایت شود. بینهایت شدن انسان این است که او تحت ولایت خدا برود.

با وجود اهمیت غدیر و اینکه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم سه روز مردم را در غدیر خم نگاه داشت و حجت خود را با آنها تمام کرد و آیه هم نازل شد، چرا این اتفاق، بعداز ماجرای غدیر فراموش شد؟

این موضوع هم از اهمیت مسئله غدیر است؛ چون پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم طبق نظر همه مفسران و مورخان اعلام کردند که این آخرین حج و اولین حج است؛ چون ایشان چنین حجی را با مسلمین انجام نداده بودند. جایگاههای اجتماع متعددی در حج وجود دارد؛ مانند عرفات یا منا که محل اجتماع است. اما در این مکانها مسئله امامت امام علی علیه السلام را مطرح نکردند. این معلوم میکند که در این مراحل پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم میخواهند به مردم هشدار بدهند که این موضوع اهمیت دارد. این یکی از تاییدات این مسئله است.

در قرآن کریم آخر همین آیه بیان میشود که «والله لایهدی القوم الکافرین». علت نگرانی پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم از این تبلیغ، این حقیقت است که البته وقتی شکافته شود، مسائل مختلفی در درونش هست. اولین و اصلیترین نگرانی حضرت از گروهی است که هنوز ایمان کامل نیاورده بودند و به عالم غیب ایمان و به این ارتباط باور نداشتند.

در اولین مراحل تبلیغ عدهای به سمت حضرت آمدند و گفتند: ما به این شرط به شما ایمان میآوریم که بعداز خودت مسئله جانشینی را برای ما بگذاری. حضرت فرمود: این از جانب من نیست؛ بلکه از جانب کسی است که مرا در این مقام قرار داده است.

انسان ابعاد مختلفی دارد؛ یک بعد او دنیاگرایی و مقامپرستی است. این مقامپرستی که چهرهای از هواپرستی است، باعث میشود که این مسئله مورد غفلت قرار گیرد؛ وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از دنیا رفت، محمودبن لبید در مدینه نبود و وقتی بازگشت مشاهده کرد که همه چیز به هم ریخته است. خدمت حضرت فاطمه؟س؟ آمد که شما درباره علی علیه السلام صحبتی دارید؟ فاطمه؟س؟ فرمود: بعداز غدیر دیگر صحبتی نمانده. مسئله غدیر همه چیز را حل کرده و ما حرف مخفی نداریم. پس مخفی شدن ولایت امیرالمؤمنین بعداز غدیر لایههای مختلفی دارد. یک لایه مخفی آن که قرآن کریم بیان میکند، مسئله عدم ایمان راسخ به وحی است و یک سری لایههای ظاهری وجود دارد که همان مقامپرستی و حب جاه است. همه ما امتحان میشویم. درست است که عدهای ایمان راسخ به وحی داشتند و تا پای جان برای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم اکرم میایستادند؛ اما همه این طور نبودند. در زمان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم آیاتی نازل میشد که این موضوع را بیان میکرد مثلا سوره توبه در آیات متعددی چهره منافقین را بیان میکند. این به این معنی است که همه کسانی که در زمان حضرت بودند، خالص نبودند.

از خطبه غدیر چه نکات ارزندهای میتوان آموخت؟

خطبه غدیر پنج شاخصه دارد. آخرین و طولانیترین فرمایش حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم است. یک محور خطبه، معرفی خدای متعال است. چون اساس دین توحید است؛ ما باید معتقد شویم که موجودات و ما به چه حقیقتی متصل هستیم. خدایی که بینهایت و ازلی و ابدی است و ما نمودی از حکمت او هستیم و ما را برای هدفی عالی آفریده است. این معرفیهای گوناگون از نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم آمده که جای دیگری از آن حضرت نقل نشده است که میخواهد بیان کند که درک توحیدی برای هر کس در هر درجهای زیربنای ایمان و نجات اوست.

نکته دوم معرفی خودش است که من از جانب چنین خدایی هستیم و معارف من از جانب اوست و بعداز آن، حضرت از آیات قرآنی که درباره ولایت امیرالمؤمنین است، استفاده میکند. آیاتی که تمامی مفاد آن، ولایت حضرت علی علیه السلام است، مثل آیه ولایت. یا آیاتی که همه مشخصات مؤمنین را بیان میکند؛ ولی فرد شاخص و کامل مؤمنین، علی علیه السلام است؛ مثل این آیه که « الذین آمنوا ولم یلبسوا ایمانهم بظلم» که میخواهد بیان کند، جایگاه علی علیه السلام تنها در فرمایشات گوناگون خود حضرت که به آن سنت میگوییم، نیامده؛ بلکه در قرآن هم آمده است.

نکته بعدی این است که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، ویژگیهای گروندگان به علی علیه السلام بن ابیطالب و اهلبیت علیهم السلام را برمیشمارد که ما خودمان را محک بزنیم. اینکه ما غدیر را بهعنوان یک حقیقت ایمانی پذیرفتیم، معنایش چیست؟ اول باید این پیوند قلبی را محکم کنیم که لازمه آن این است که بدانیم همواره تحت تدبیر خدا هستیم. تدبیر خدا بهواسطه پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و اهلبیت علیهم السلام در زندگی ما جاری میشود و ظهور این تدبیر خدا، در قیامت است که اگر قلباً و عملاً تحت این تدبیر رفتیم، به سعادت میرسیم.

موضوع بعدی این است که حضرت خبرهای غیبی میدهند. عدهای بعداز این قضیه ایشان را تهدید میکنند. تهدیدها هم در خطبه طولانی غدیریه آمده که اینان اهل جهنم هستند. بنابراین حضرت همه دین را در غدیر خلاصه کردند که فرمودند: «الیوم اکملت لکم دینکم».

حضرت امام علی علیه السلام مختص شیعه نیست و یک شخصیت جهانی است. مسیحیان و ادیان مختلف از ایشان الگوبرداری میکنند. دلیل قرار گرفتن در این جایگاه چیست؟

باید روی شخصیت ایشان تمرکز کنیم که چگونه بوده که درباره آن همه جا صحبت میشود. او یک شخصیت کامل است. در ارتباط عبودی با خدا کامل است و بعداز نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم کسی به پایش نمیرسد. در روابط خانوادگی نیز در قله است. توجه کنیم که یک شخصیت این چنینی کارهای خانه را هم انجام میدهد. ما باید همه اینها را تحلیل کنیم. شخصیتی که نسبت به اعتقاداتش ذرهای کوتاه نمیآید و حاضر است که اگر برادرش هم در برابر عقیدهاش بایستد، او را دم شمشیر بدهد. با هیچ کس حتی فرزندش، نسبت به روشش که دین الهی است، تعارف ندارد. وقتی ایشان را با افراد عادی مقایسه میکنیم میبینیم که دیگران وقتی یک مقدار تهدید شوند، پایشان میلغزد. اینها بیانگر عدالت کامل امیرالمؤمنین علیه السلام است. چه وقتی که در رأس حکومت نیست و چه زمانی که هست. حتی وقتی در راس حکومت هستند، زندگی شخصیاش محدودتر است؛ چون میخواهد حقیقت را تجلی بدهد. این نشاندهنده اوج کمال این شخصیت است که چهقدر به عالم غیب پایبند است و مجسمه ظهور عالم غیب است؛ لذا این روایت در محور قرار گرفته که« علی مع الحق والحق مع علی. علی مع القرآن والقرآن مع علی».

این شخصیت جامع وقتی میخواهد سخن بگوید، همه سخنرانان عاجز میشوند. وقتی در مورد انسان کامل صحبت میکند، همَام جان میدهد و میفرماید: این تأثیر موعظه است. وقتی ذعلب که یکی از سخنرانان برجسته است، میخواهد سؤالی بپرسد که امام علی علیه السلام نتواند پاسخ دهد، میپرسد: «یا علی علیه السلام وقتی خدایت را بندگی میکردی، دیده بودی؟» حضرت فرمود: «خدایی را که ندیده باشم، بندگی نمی کنم.» و شروع به توصیف خدا میکند. در آخر این سؤال کننده میگوید که من دیگر از این اشتباهات نمیکنم. ابن ابیالحدید میگوید: دشمنان آمدند و نگذاشتند فضایل امیرالمومنین نشر پیدا کند.

درسی که امروز باید از واقعه غدیر بگیریم چیست؟

امروز انقلاب اسلامی نسیمی از غدیر است. ببینید این نسیم چه کرده است. چه جوانهایی را به اوج رساند. بعضی از شهدای ما ندای امام که آمد، رفتند. این یک نمونه است . این ندا عالم را گرفته است. این همه توطئههای مختلف نظامی، اقتصادی و فرهنگی که به انحای مختلف از طرف دشمنان صورت گرفت که میخواستند، ندای انقلاب را خفه کنند. غدیر واقعی در این انقلاب است که بگوید: دین زنده است. آن کسی که بگوید: دین زنده نیست، خودش مرده است و میخواهد ما را به مردگی بکشد. بعضی برحسب ظاهر دم از غدیر میزنند؛ اما غدیر را نفهمیدند اینها میگویند: باید غلبه ظلم در عالم را نظارهگر باشیم تا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بیاید. خب امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف میخواهد، قرآن و دستورات امیرالمومنین علیه السلام را حاکم کند. در کجای دنیا قانون اساسی معارف الهی است و رهبری آن مجتهد جامعالشرایط، عادل و پیرو اهلبیت علیهم السلام است؟ در طول تاریخ حاکمیت این چنینی نداریم. حتی در زمان حضرت علی علیه السلام نگذاشتند، چنین حاکمیتی محقق شود. این بهترین حجت برای حقانیت غدیر است.

 خلاصه مسئله غدیر مسئله سبک زندگی اسلامی است که مقام معظم رهبری بر آن تأکید میکنند. سبک زندگی اسلامی، زندگی علوی است که هم استعدادهای مادی انسان شکوفا بشود، هم استعدادهای عقلانی انسان و هم استعداد معنوی انسان که حاکم بر این دوست شکوفا شود . زندگی علی علیه السلام این چنین است. باید سادهترین و پیش پا افتادهترین کار هم، با اهل بیت علیهم السلام ربط داشته باشد و این، باعث شکوفایی استعدادهای استقلال اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی میشود. این همان شکوفایی بالاست که نمودش را در انقلاب اسلامی پیدا کردیم . دشمنان توطئه میکنند و بسیاری از ما افکارمان تحت تهاجم فرهنگی غرب قرار میگیرد. ما منابع مستغنی علمی و انسانی داریم و در طول زمان نشان دادیم که چه عالمانی داشتیم که دشمنان از بین بردند. اگر اینها تحت حاکمیت دین باشند، نظام پیدا میکنند.

چون در آستانه محرم هستیم چه توصیهای برای جوانان، هیئات مذهبی و مداحان دارید؟

ما محرم را جدای از غدیر نمیدانیم. غدیر را باید با محرم زنده کنیم. امام حسین علیه السلام آمد تا آگاهی بدهد و از زیر یوغ حاکمیت طاغوت در بیاورد. حتی اگر یک نفر هدایت شود؛ این پیام عاشوراست. خود امام حسین علیه السلام به حر میگوید: بیا. دنبال زهیر میفرستد و او پر و بال پیدا میکند. اینها تحولهایی است که در عاشورا اتفاق میافتد. جوان نباید دور معصیت برود. باید به فکر نمازش باشد. مداح باید مدح اهلبیت علیهم السلام را بگوید نه مدح خودش را؛ یعنی خودش مطرح نباشد. منبری باید معارف بیکران و ابعاد گوناگون اخلاقی، سیاسی و اجتماعی عاشورا را بیان کند؛ ابعادی که هنوز باز نشده را بگوید. ما متأسفانه فقط مظاهری از عاشورا داریم؛ البته همین مظاهر دنیا را تکان میدهد. همینها اگر با معنا همراه شود، چهقدر تأثیرگذارتر میشود.

گفت وگو: علی بشیری


خروج




يکشنبه ٠٦ مهر ١٣٩٩
جستجوی وب
کانال تلگرام
با افق حوزه به روز باشید
با
کانال تلگرام