*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی >  ویژه‌نامه‌ها > اکمال الدین 


اکمال الدین شماره خبر: ٤٠٨٨٤١ ١٢:٥٠ - 1398/06/13   گفت‌وگو با رئیس مرکز مطالعات و پاسخ‌گویی به شبهات حوزه‌های علمیهغدیر  پیام‌هایی که فرستاد  مسئولیت‌هایی که آورد ارسال به دوست نسخه چاپي


گفت‌وگو با رئیس مرکز مطالعات و پاسخ‌گویی به شبهات حوزه‌های علمیهغدیر پیام‌هایی که فرستاد مسئولیت‌هایی که آورد

گفت‌وگو با رئیس مرکز مطالعات و پاسخ‌گویی به شبهات حوزه‌های علمیه


اشاره: درس‌ها، پیام‌ها و مسئولیت‌هایی که غدیر برای جهانیان تا قیام قیامت مخابره کرد، روشنی بخش آینده بشریت است اگر به آموزه‌های آن دل داد و سر به فرمان رسول دو سرا حضرت محمد مصطفی‌ صلی الله علیه و آله و سلم بسپاریم. هر چند جریان تاریخ آن چنان که باید بر اساس آموزه‌های غدیر پیش نرفته است و از همین روی جوامع بشری و اسلامی گرفتار آسیب‌های عدیده گردیده‌اند که البته تاوان عملکرد است...



اما با بازگشت به حقایق الهیه و آموزههای غدیر و اهتمام

در امر تبیین و تبلیغ آن میتوان نظاره گر شواهد موفقیت بشریت

 و کمال و سعادت ابدیه او بود. در همین راستا و به مناسبت

دهه بزرگ امامت و ولایت هفتهنامه افقحوزه گفتوگویی

با حجتالاسلام والمسلمین حسن رضاییمهر

استاد حوزه علمیه و رئیس مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزههای علمیه، انجام دادهاند است که در ادامه میخوانید.

بر اساس تاریخنگاری جریان غدیر و گزارشهای متواتر عامه و خاصه در این خصوص، به این معنا دست پیدا میکنیم که جریان غدیر و موقعیت زمانی و مکانی و کم و کیف تحقق آن و با عنایت به اینکه چنین امری توسط شخص حضرت پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم مدیریت گردید همه و همه بیانگر یک غایت بزرگ و هدف خطیر بوده که میتوان آن را بهعنوان موضوع اصلی این جریان قلمداد کرد، بهعنوان اولین سؤال بفرمایید اصل جریان غدیر با این مشخهها، ما را به چه موضوعی رهنمون میسازد؟

همانطور که اشاره کردید جریان غدیر از آندسته وقایعی است که کم و کیف و نوع تحققش آن را متمایز و دارای اهمیت کرده است و هر چند هر یک از این مشخصهها میتواند خود، موضوع یک گفتوگو علمی باشد، اما الان آنچه در پاسخ به سؤال شما باید بدان پرداخته شود، هدف و غایتی است که این جریان با همه خصوصیات منحصره به خاطر آن انجام شده است، در واقع هر شاهد بیغرض وهر غائبی که گزارش غدیر را دریافت کرده است در اولین التفات به قضیه، این سؤال در ذهن او نقش میبندد که جمع کردن بیش از یکصد هزار نفر در هوای گرم آن روز و پساز انجام اعمال حج، موقعیت جغرافیایی مشترک همه حاجیان، آن هم در حجة الوداع و دستور آن حضرت صلی الله علیه و آله و سلم به اینکه آنهایی که جلو رفتهاند برگردند و آنها که عقب ماندهاند، برسند، و همه این وقایع خاص، برای بیان چه امری بود و برای تبیین چه موضوعی و منطقاً این موضوع باید خیلی مهم بوده باشد که اگر در این موقعیت خاص بیان نمیشد، دین کامل نمیگشت.

بنابراین با توجه به خصوصیات واقعه غدیر و نیز صریح سخنان نورانی حضرت پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم میتوان قاطعانه به این معنا رسید که هدف از غدیر و اصل محتوای آن بیان و تبیین مسئله امامت و ولایت امام علی علیه السلام بوده است.

اینکه محتوای غدیر چیزی جز امامت و ولایت نیست، نکتهای بسیار مهم است، اما این مهم چگونه قابل تبیین است؟

برای توضیح این مطلب یک مثال عرض میکنم، فلسفه وجودی صدف، گوهری است که در درون آن هست، هر چند صدف خود دارای ارزش است اما ارزش بودن آن ناشی از گوهر گرانبهایی است که در درون آن قرار دارد، گوهری که از چندین جهت ارزشمند است هم اعتبار صدف به اوست و هم نیاز دیگران را برطرف میکند و مردم به او محتاجاند بنابراین محتوای صدف و در واقع حقیقت آن، همان گوهر گرانمایهای است که درون آن قرار دارد. غدیر هم با تمام خصوصیات و اهمیتش، محتوایی دارد و آن ولایت و امامت است که در حقیقت، گوهر غدیر است، گوهری که همه به آن نیازمندند و برطرف سازنده نیاز مردم است و جریان غدیر هم به واسطه آن غدیر است. یعنی تشکیل آن اجتماع بزرگ در آن موقعیت خاص آن هم از سوی پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم همه و همه مقدماتی برای بیان یک حقیقتی بود به نام ولایت و امامت.

مراد از کمال دین چیست؟

ببینید دلیل این مطلب که اگر جریان غدیر اتفاق نمیافتاد دین کامل نمیشد آیه شریفه «الیوم أکملت لکم دینکم وأتممت علیکم نعمتی ورضیت لکم الإسلام دینًا» است البته در خصوص این آیه مباحثی مطرح شده است مثلا در باره شأن نزول آن، برخی روز عرفه و دیگرانی روز غدیر خم را قائل شدهاند، اما به تعبیر مرحوم علامه طباطبائی قدس سره روایات در باب شأن نزول قابل جمع است بدین بیان که آیه شریفه در روز عرفه نازل شد و پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم آن را در روز غدیر پس از اعلام وصایت امام علی علیه السلام برای مردم خواند و منظور از نزول در غدیر همین است مؤید این مطلب هم این است که امر الهی برای اعلان وصایت امیرالمؤمنین علیه السلام قبلاز غدیر بود و آن حضرت آن امر را در فرصت مناسب که روز غدیر بود اجرا کرد. البته برخی هم روایات مربوط به نزول در عرفه را ضعیف دانستهاند و دیگرانی هم قائل شدهاند که آیه شریفه دو بار نازل شده است در عرفه و روز غدیر. در هر حال مهم آن است که آیه مربوط به جریان غدیر است.

 اما اینکه مراد از کمال دین چیست، در این مورد نیز باید گفت دیدگاههایی مطرح شده است مثل آنکه گفته شده که مراد از کمال دین آن است که با حضور پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم در حج، تمام احکام حج به صورت کامل بیان شد ولی بطلان چنین دیدگاهی روشن است چون تعلیم کامل احکام حج نمیتواند علت اکمال دین باشد و در واقع رابطه معقول بین تعلیم احکام حج و نومیدی کافران وجود ندارد یا مثلاً برخی ادعا کردهاند که مراد از اکمال دین آن است که مشرکان حق ورود به مسجدالحرام را نداشتند و مسلمین بدون اختلاط با مشرکین در خانه خدا عبادت میکردند این ادعا هم باطل است چون اولا ممنوعیت مشرکین از ورود به خانه خدا یکسال قبلاز حجة الوداع بوده است ثانیاً خالی بودن مسجدالحرام از مشرکین و اینکه از عبادت در مسجدالحرام نومید شدند مستلزم یأس و نومیدی همه کفار نبوده است در حالیکه در آیه شریفه میفرماید همه کفار نومید شدند. البته نظریات دیگری هم مطرح شده که به لحاظ مخدوش بودم قابل طرح نیستند.

به نظر شما کدامیک از این دیدگاهها میتواند تفسیر واقعی کمال دین باشد؟

دیدگاه صحیح آن است که مراد از اکمال دین، تضمین شدن بقای اسلام با اعلان وصایت امیرالمؤمنین علیه السلام در غدیر است و همین امر سبب نومیدی مشرکان گردید، چون کفار در واقع به امید عدم تعیین وصی توسط پیغمبر برنامههای تخریبی علیه اسلام و مسلمین داشتند و امید به هدم اسلام داشتند اما با اعلان وصایت حضرت علی علیه السلام در روز غدیر، واقعاً مأیوس شدند چرا که تنها حیله آنها برای مملکت اسلام و مسلمین از بین رفت و محتوای غدیر تیر خلاصی بود که بر قلب فتنه نشست.

به نظر جنابعالی غدیر چه پیامهای برای ما و جامعه بشریت دارد و چگونه باید نسبت به آنها پایبند بود؟

واقعه غدیر متضمن پیامهای صریح و مهمی است که توجه به آنها در هر عصر و زمانی لازم است و این توجه اگر در صدر اسلام صورت میگرفت، شاهد این همه فرق و مذاهب متشتت در جامعه اسلامی نبودیم. به هر حال واقعه غدیر مشتمل بر درسها و پیامهای فراوانی است که چون سؤال فرمودید به برخی اشاره میکنم.

یکی از پیامهای اساسی غدیر که در طلیعه خطبه غدیریه آمده است ضرورت وجود امام و رهبر برای جامعه هست. هر جامعهای نیازمند رهبر است چنان که امام علی علیه السلام در نهج البلاغه میفرماید: ... لاَبُدَّ لِلنَّاسِ مِنْ أَمِیر بَرٍّ أَوْ فَاجِر. یعنی مردم از داشتن رهبر لابد اند چه رهبر نیکو و چه رهبر فاجر. اینکه در فرازی از خطبه غدیر آمده که: أَتَاهُ جَبْرَئِیلُ ع عَنِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَقَالَ یَا مُحَمَّدُ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یُقْرِؤُکَ السَّلَامَ وَ یَقُولُ لَکَ إِنَّهُ قَدْ دَنَا أَجَلُکَ وَ مُدَّتُکَ... فاعهد عهدک و قدم وصیتک- دلالت بر این دارد که پیغمبر نباید از دار دنیا برود در حالیکه امام و رهبر جامعه اسلامی را معین نفرماید زیرا وجود رهبر برای جامعه امری غیر قابل انکار است. و بدیهی است پس واقعه غدیر، از طرف حکیم علی الاطلاق یعنی پروردگار عالم و به وسیله پیغمبری حکیم مانند رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود و معلوم است چنین فعلی یعنی تعیین وصی و جانشین حتما حکیمانه بوده و ترک آن غیر حکیمانه و فعل غیر حکیمانه بر خدا و پیغمبرش قبیح است و محال.

یکی از پیامهای مهم دیگری که باید به آن اشاره کرد آن است که اکمال دین و نومیدی دشمن در تعیین امام به وسیله پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم و از سوی خدای متعال و به اذن اوست یعنی وصی پیغمبر باید منصوب از جانب خدای متعال باشد و ابلاغ چنین امری هم مأموریت پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم است. و البته همین پیام بلند نیز مدلل به ادله عقلی و شرعی است که در جای خود مفصل بحث شده است و از آنجا که پس از اعلان وصایت حضرت علی علیه السلام آیه شریفه اکمال، نازل شد معلوم میشود که خداوند با تعیین آن حضرت به جانشینی پیغمبر، دین خود را کامل فرموده است. این پیام و درسی است که از غدیر به ما رسیده است و همه عقلا و شرعا مکلف به عمل بر اساس آن هستند.

همانگونه که در مباحث مربوطه به اثبات رسیده است، تلقی عقلانی از نصب امام و تنصیص بر امامت او، تبعیت کامل از امام و مفترض الطاعه بودن اوست آیا در خطبه غدیریه به این مهم اشاره و یا تصریحی شده است؟

آری! در این خطبه لزوم پیروی از امام مورد تصریح واقع شده است در فرازی از آن آمده است: فَاعْلَمُوا مَعَاشِرَ النَّاسِ أَنَّ اللَّهَ قَدْ نَصَبَهُ لَکُمْ وَلِیّاً وَ إِمَاماً مُفْتَرَضاً طَاعَتُهُ عَلَى الْمُهَاجِرِینَ وَ الْأَنْصَارِ وَ عَلَى التَّابِعِینَ لَهُمْ بِإِحْسَانٍ وَ عَلَى الْبَادِی وَ الْحَاضِرِ وَ عَلَى الْأَعْجَمِیِّ وَ الْعَرَبِیِّ وَ الْحُرِّ وَ الْمَمْلُوکِ وَ الصَّغِیرِ وَ الْکَبِیرِ وَ عَلَى الْأَبْیَضِ وَ الْأَسْوَدِ وَ عَلَى کُلِّ مُوَحِّدٍ مَاضٍ حُکْمُهُ جَائِزٍ قَوْلُهُ نَافِذٍ أَمْرُهُ مَلْعُونٌ مَنْ خَالَفَهُ مَرْحُومٌ مَنْ تَبِعَهُ مُؤْمِنٌ مَنْ صَدَّقَهُ فَقَدْ غَفَرَ اللَّهُ لَهُ وَ لِمَنْ سَمِعَ مِنْهُ وَ أَطَاعَ لَهُ. ای مردمان بدانید خداوند برای شما او [امام علی علیه السلام] را صاحب اختیار و امامی قرار داد که اطاعتش بر مهاجرین و انصار و آنان که به نیکی از ایشان پیروی میکنند و بر صحرانشینان و شهروندان و بر عجم و عرب و آزاد و برده و بر کوچک و بزرگ و سفید و سیاه لازم شمرده شده است و نسبت به هر یکتا پرستى حکم او اجرا شونده و کلامش مورد عمل و امرش نافذ است. هرکس با او مخالفت کند ملعون است، و هر کس تابع او باشد مورد رحمت الهى است. و هرکس او را تصدیق نماید مؤمن است خداوند او را و هر کس را که از او بشنود و او را اطاعت کند آمرزیده است. در این میان توجه به این نکته مهم است که اطاعت کامل از امام آن است که در مسیر او قدم برداشته و خود را با دستورات او وفق دهیم، معنای تبعیت آ ن است که آنهایی که عقب ماندهاند برسند و آنانی که جلو رفته اند برگردند.

با توجه به اینکه جریان اعلان وصایت و امامت حضرت علی علیه السلام در واقع کاشف از تعیین امام از سوی خداوند و به ابلاغ پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم است قطعا تعیین آن حضرت به مقام امامت و گزینش او بر اساس اصلحیت و افضلیت بوده است، آیا در خطبه غدیر این نکته مورد توجه قرار گرفته است؟

در خصوص این سؤال باید گفت حکم عقل در حوزه گزینش، انتخاب فرد اصلح و افضل در موضوع مورد نظر است و به همین جهت اگر انسان در جریان انتخاب و گزینش، غیر اصلح را برگزیند، بر خلاف عقل عمل کرده و مورد مذمت عقلای عالم قرار خواهد گرفت. پس انتخاب اصلح امری عقلی است و این نکته بسیار مهمی است که نباید از آن غفلت کرد و همینطور که فرمودید قطعا این امر در مورد امام علی علیه السلام انجام شده است، اما آیا در خطبه غدیر بر این امر اشاره و یا تصریحی صورت پذیرفته است یا خیر باید گفت این مطلب در خطبه غدیریه مورد تصریح واقع شده است سوای آن که تصریح به گونهای است که تمام آحاد بشریت را به این امر ترغیب و تشویق میکند.

بنابراین یکی دیگر از پیامهای حدیث غدیر آن است که برای زمامداری امور مسلمین و بلکه هر مسئولی لازم است به صلاحیت او توجه شود و کسی انتخاب شود که بهترین موجودین باشد زیرا تقدیم مفضول بر فاضل قبیح است و پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم در فرازی از خطبه غدیر به این امر تصریح فرموده و در باب افضلیت، اعلمیت و اصلحیت امام علی علیه السلام بر دیگران تصریح کرده که از دیگران برتر است کلام نورانی ایشان این است: مَعَاشِرَ النَّاسِ هَذَا عَلِیٌّ أَنْصَرُکُمْ لِی وَ أَحَقُّکُمْ بِی وَ أَقْرَبُکُمْ إِلَیَّ وَ أَعَزُّکُمْ عَلَیَّ وَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَنَا عَنْهُ رَاضِیَانِ وَ مَا نَزَلَتْ آیَةُ رِضًى إِلَّا فِیهِ وَ مَا خَاطَبَ اللَّهُ‏ الَّذِینَ آمَنُوا ٭ إِلَّا بَدَأَ بِهِ وَ لَا نَزَلَتْ آیَةُ مَدْحٍ فِی الْقُرْآنِ إِلَّا فِیهِ وَ لَا شَهِدَ بِالْجَنَّةِ فِی‏ هَلْ أَتى‏ عَلَى الْإِنْسانِ‏ إِلَّا لَهُ وَ لَا أَنْزَلَهَا فِی سِوَاهُ وَ لَا مَدَحَ بِهَا غَیْرَهُ مَعَاشِرَ النَّاسِ هُوَ نَاصِرُ دِینِ اللَّهِ وَ الْمُجَادِلُ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ وَ هُوَ التَّقِیُّ النَّقِیُّ الْهَادِی الْمَهْدِیُّ نَبِیُّکُمْ خَیْرُ نَبِیٍّ وَ وَصِیُّکُمْ خَیْرُ وَصِیٍّ وَ بَنُوهُ خَیْرُ الْأَوْصِیَاءِ؛

واقعا تعابیری با این صراحت و رسایی، با این روشنی و استحکام جای چه شبههای را باقی گذاشته است؟! و حقیقتا این تعابیر نورانی مشتمل بر بطونی از معناست. نفس تعابیر به گونهای است که هم بیانگر بلندی مقام امامت است و هم یکتایی علی علیه السلام برای این مقام. زیرا وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم که ماینطق عن الهوی در شأن او آمده است، شخصیت علی علیه السلام را با این توصیفات خاصه توصیف مینماید و او را بهعنوان امام و جانشین خویش اعلام رسمی میکند، سوای تعریف و توصیف مقام بلند علی علیه السلام ، بیانگر این است که مقام امامت مقامی است که مقتضی چنین ویژگیهایی است و هر کسی از این ویژگیهای خاص برخوردار نباشد صلاحیت تلبس به این مقام را ندارد. در یک کلام امامت، چنین شخصیتی را میطلبد و چنین شخصیتی فقط در علی علیه السلام متجلی است.

ما در قبال جریان غدیر و این تکون بزرگ جهان اسلام چه مسئولیتهایی بر دوش داریم؟

نکته بسیار جدی را مورد توجه قرار دادید. دو نکته را از باب مقدمه عرض میکنم یکی اینکه حفظ یک انقلاب به مراتب از تحقق آن سنگینتر و سختتر است و از همین روی در مباحث مربوط تاریخنگاری حوادث و انقلابها و جریان شناسی مربوط به آنها مسئله حفاظت، یکی از موضوعات مهم و اساسی بهشمار میآید. و از رهگذر اهمیت این موضوع، مسئولیتهایی بر دوش افراد جامعه البته به حسب توانمندی و جایگاه آنها قرار داده میشود. نکته دیگر آن است که بزرگی وظیفه تابع، بزرگی موظف علیه است، یعنی هر چه یک حادثهای بزرگتر باشد مسئولیت حفظ آن بزرگتر و جدیتر خواهد بود. از این روی ما باید وظایف خود را بر اساس موظف علیه خود شناسایی کنیم. جریان غدیر که در سال حجة الوداع به وقوع پیوست، جریان کمال دین بود، جریان ابلاغ رسالتی بود که اگر انجام نمیشد، رسالت از ناحیه پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم انجام نشده بود، جریان بر زمین کوبیدن پیکر فتنه و نومیدی کفار و منافقانی بود که برای دوره پس از آن حضرت نقشهها کشیده، توطئهها دیده و فتنهها را پیریزی کرده بودند و جریان غدیر همه آنها را باطل کرد. سنگینی ضربهای که دشمن از غدیر خورد آن چنان بود که در عین نومید شدن بهشدت کینه پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم را به دل گرفتند و قصد کشتن او را کردند که در آن هم ناکام ماندند.

حال با توجه به این دو نکته معلوم میشود که ما در قبال جریان غدیر چه مسئولیتهای سنگینی داریم و بنده جهت اختصار به چند مورد که خود وجود مقدس پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم در روز غدیر بر آنها تصریح و تأکید فرمود اشاره میکنم.

یکی از مسئولیتهای سنگینی که از سوی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بر دوش مسلمین نهاده شده است، وفادار ماندن بر بیعت با علی علیه السلام است. خطاب آن حضرت در روز غدیر برای همه مسلمانان بود و ایشان در بخش از آن خطابه جلیله به مسئولیت سنگین بیعت و وفاداری به آن پرداخته اند که البته در جای خود نوعی هشدار است تعبیر نورانی ایشان این است: مَعاشِرَالنّاسِ، إِنّی قَدْبَیَّنْتُ لَکُمْ وَأَفْهَمْتُکُمْ، وَ هذا عَلِی یُفْهِمُکُمْ بَعْدی. أَلاوَإِنِّی عِنْدَ انْقِضاءِ خُطْبَتی أَدْعُوکُمْ إِلی مُصافَقَتی عَلی بَیْعَتِهِ وَ الإِقْرارِبِهِ، ثُمَّ مُصافَقَتِهِ بَعْدی. أَلاوَإِنَّی قَدْ بایَعْتُ الله وَ عَلِی قَدْ بایَعَنی. وَأَنَا آخِذُکُمْ بِالْبَیْعَةِ لَهُ عَنِ الله عَزَّوَجَلَّ. (إِنَّ الَّذینَ یُبایِعُونَکَ إِنَّما یُبایِعُونَ الله، یَدُالله فَوْقَ أَیْدیهِمْ. فَمَنْ نَکَثَ فَإِنَّما یَنْکُثُ عَلی نَفْسِهِ، وَ مَنْ أَوْفی بِما عاهَدَ عَلَیْهُ الله فَسَیُؤْتیهِ أَجْراً عَظیماً؛ ای مردمان! من پیام خدا را برایتان آشکار کرده تفهیم نمودم. و این علی است که پس از من شما را آگاه میکند. اینک شما را میخوانم که پس از پایان خطبه با من و سپس با علی دست دهید تا با او بیعت کرده به امامت او اقرار نمایید. آگاه باشید من با خداوند و علی با من پیمان بسته و من اکنون از سوی خدای عزوجل برای امامت او پیمان میگیرم. « [ی پیامبر] آنان که با تو بیعت کنند هر آینه با خدا بیعت کرده اند. دست خدا بالای دستان آنان است. و هرکس بیعت شکند، بر زیان خود شکسته، و آن کس که بر پیمان خداوند استوار و باوفا باشد، خداوند به او پاداش بزرگی خواهد داد.

بر این اساس نقض بیعت با علی علیه السلام یعنی زیانباری؛ یعنی جدایی از خدا و رسول او. البته نکتهای در این میان قابل توجه است و آن اینکه بقای بر بیعت تنها لسانی نیست بلکه التزام عملی و قلبی نیز لازم است لذا نمیتوان از بیعت علی علیه السلام دم زد اما بر سر سفره دشمنان او نشست. وفادار ماندن بر بیعت او یعنی عمل بر اساس سیره و منش او یعنی کونوا للظالم خصما و للمظلوم عونا یعنی اگر چه علی علیه السلام نیستی اما رفتارت منطبق بر سیره آن حضرت باید باشد.

یکی دیگر از مسئولیتهای مهمی که آن حضرت بر آن تصریح فرمودهاند آن است که جریان غدیر باید به کسانی که حضور نداشتند ابلاغ شود تا همگان الی یوم القیامه از این کیفیت اکمال دین و اتمام نعمت و نصب امام علی علیه السلام به جانشینی پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم آگاه شوند ایشان فرمودند إِنِّی أَدَعُها إِمامَةً وَ وِراثَةً (فی عَقِبی إِلی یَوْمِ الْقِیامَةِ)، وَقَدْ بَلَّغْتُ ما أُمِرتُ بِتَبْلیغِهِ انه حُجَّةً عَلی کُلِّ حاضِرٍ وَغائبٍ وَ عَلی کُلِّ أَحَدٍ مِمَّنْ شَهِدَ أَوْلَمْ یَشْهَدْ، وُلِدَ أَوْلَمْ یُولَدْ، فَلْیُبَلِّغِ الْحاضِرُ الْغائِبَ وَالْوالِدُ الْوَلَدَ إِلی یَوْمِ الْقِیامَةِ؛هان مردمان! اینک جانشینی خود را بهعنوان امامت و وراثت به امانت به جای میگذارم در نسل خود تا برپایی روز رستاخیز. و حال، مأموریت تبلیغی خود را انجام میدهم تا بر هر شاهد و غایب و بر آنان که زاده شده یا نشدهاند و بر تمامی مردمان برهان باشد. پس بایسته است این سخن را حاضران به غایبان و پدران به فرزندان تا برپایی رستاخیز برسانند. بدیهی است مسئولیت انتقال زبان به زبان واقعه بزرگ غدیر به نسلهای آینده تا روز قیامت مرهون یکسری فعالیتها در خصوص این جریان مبارک است که تبیین زوایای مختلف آموزههای غدیر و تبلیغ و گسترش آنها برخی از این فعالیتهاست و البته فعالیتها در حوزه غدیرشناسی آنگونه که باید، نبوده است و باید بسیار جدیتر در این موضوع ورود کرد.

با توجه به اینکه برخی از مخالفان در خصوص جریان غدیر شبهاتی مطرح میکنند، راهکار شما در برخورد با این شبهات چیست؟

قبلاز ورود در پاسخ لازم است نکتهای را عرض کنم و آن اینکه مخالفت با یک موضوعی، هیچگاه دلیل بر باطل بودن آن موضوع نیست و هیچگاه نمیتوان یک امری را بهخاطر وجود منکر و مخالف، باطل دانست چهبسا برای قضیه کل از جز بزرگتر است که از روشنترین بدیهیات عقلی است، هم منکر و مخالف پیدا شود پس وجود منکر و مخالف حتی اگر دایره تبلیغاتشان تمام دنیا را بگیرد، دلیلی بر حقانیت آنها نیست. از این لحاظ مخالف اصلا دیده نمیشود؛ یعنی صرف اینکه «مخالفم پس بر حقم»، اصلاً قابل استماع نیست. ام از این جهت که بالاخره شبههای مطرح شده و اگر پاسخ داده نشود چه بسا مخرب باشد، پرداختن و پاسخ به آن لازم است.

در خصوص جریان غدیر هم مسئله از این قرار است یعنی با نگاه اول صرف وجود مخالف دلیل بر حقانیت او نیست اما با نگاه دوم و به منظور هدایت گری و نیز دفاع از عقاید حقه، پاسخگویی به شبهاتی که در باره جریان غدیر القا شده و میشود لازم است. و راه صواب در نقد شبهه و پاسخ به آن در مرحله اول درک ادعای مخالف و در مرحله دوم نقد علمی و برهانی آن مبتنی بر اصول اخلاقی است. و به لطف خدا در مدرسه اهل بیت علیهم السلام و تفکر شیعی این امر در طول تاریخ به خوبی انجام گردیده است و باید هم اینگونه باشد.

حالا که بحث از شبهات پیش آمد اگر مایل باشید درباره شبهات مربوط به غدیر مقداری ملموستر بحث کنیم.

معمولاً شبهات مخالفان در باره غدیر که از قدیم مطرح بوده و پاسخ هم داده شده یا درون متنی (سندی و دلالی) است و یا برون متنی (شأن نزولی و... ) و روشن است طرح شبهه سندی در جایی دلالی و بالعکس و نیز پاسخ دلالی به شبهه سندی میتواند خلط بحث و مغالطه قلمداد گردد و لذا در مقام پاسخگویی به شبهه، باید تمام این موارد رعایت شود.

بهعنوان نمونه یکی از شبهات سندی که از سوی فخر رازی نقل شده این است که: حدیث غدیر با حدیث دیگر پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم که فرمود جز خدا و من کس دیگری مولای قریش و انصار، جهینه مزینه، اسلم و غفار نیست، معارض و از اعتبار سندی ساقط است. (نهایه العقول، فخر رازی به نقل نفحات الازهار ج6، ص 123) و پاسخ هم آن است که: اولا حدیث مذکور از طرق شیعه روایت نشده ولذا قابل استناد بر علیه شیعه نیست ثانیا خبر واحد غیرمشهور است و با حدیث غدیر که خبر متواتر مشهور است صلاحیت تعارض ندارد زیرا خبر متواتر بر خبر واحد راجح است. ثالثا راوی حدیث مذکور ابو هریره هست و خود او حدیث غدیر را هم روایت کرده است و به دلیل تعارض دو خبر وی، هر دو خبر ایشان از اعتبار ساقط است و امر به اصل بر میگردد که تواتر حدیث غدیر در نقلهای دیگر است. رابعا اصلا تعارضی بین دو خبر نیست زیرا حصر ولایت در خداوند بالذات و در غیر خدا بالغیر و حصر ولایت در پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم مربوط به زمان حیاتشان است و با ولایت امام علی پس از آن حضرت تعارض ندارد در غیر این صورت با ولایت خلفای سه گانه و خود امام علی علیه السلام (که مورد اتفاق همه عامه هست) در تعارض خواهد بود.

گفتوگو: محمد حسن پیغامی


 


خروج




دوشنبه ٠٥ اسفند ١٣٩٨
جستجوی وب
کانال تلگرام
با افق حوزه به روز باشید
با
کانال تلگرام